شناسهٔ خبر: 78540970 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: ایمنا | لینک خبر

شاهنامه و ادبیات کهن ظرفیت‌های مغفول نمایشنامه‌نویسی هستند

یک نمایشنامه‌نویس با تأکید بر اینکه اقتباس هنوز به یک جریان مؤثر در تئاتر ایران تبدیل نشده، گفت: ادبیات کهن فارسی از شاهنامه فردوسی تا آثار سعدی و حافظ، گنجینه‌ای ارزشمند برای نمایشنامه‌نویسان به شمار می‌رود که می‌تواند ضمن تقویت هویت فرهنگی، زمینه خلق آثار تازه و ماندگار را در تئاتر کشور فراهم کند.

صاحب‌خبر -

شهرام کرمی، نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر، در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا، با تأکید بر اهمیت اقتباس در فرآیند خلق آثار نمایشی اظهار ;vn: اقتباس یکی از روش‌های متداول و شناخته‌شده در هنر و ادبیات جهان است؛ روشی که نویسندگان و هنرمندان بزرگ از گذشته تا امروز برای آفرینش آثار جدید از آن بهره برده‌اند. اقتباس می‌تواند از منابع گوناگونی همچون قصه‌ها، رمان‌ها، اسطوره‌ها، اشعار، متون تاریخی و حتی تاریخ شفاهی صورت بگیرد.

وی افزود: این شیوه در ایران نیز سابقه دارد و بسیاری از نویسندگان و هنرمندان با نگاه اقتباسی آثاری را خلق کرده‌اند، اما واقعیت این است که در جریان تئاتر ایران، آثار اقتباسی سهم چندانی ندارند. اگر تاریخ نمایشنامه‌نویسی و تئاتر کشور را مرور کنیم، نمونه‌های قابل توجهی از اقتباس را می‌بینیم، اما تعداد آن‌ها نسبت به ظرفیت‌های موجود بسیار محدود است.

این نمایشنامه‌نویس درباره دلایل کم‌رنگ بودن اقتباس در تئاتر ایران گفت: یکی از دلایل این مسئله، تمایل نویسندگان به حفظ استقلال در فرآیند خلق اثر بوده است؛ به‌گونه‌ای که بسیاری ترجیح داده‌اند به جای رجوع مستقیم به یک منبع، اثری کاملاً مستقل خلق کنند. از سوی دیگر، در دوره‌ای آثار ترجمه‌شده در کشور رواج یافت و پس از آن نیز نویسندگان ایرانی بیشتر تلاش کردند به فرهنگ بومی و مسائل اجتماعی روز توجه کنند یا آثاری با زبان و بیان جهانی بنویسند. به همین دلیل اقتباس هیچ‌گاه به یک جریان مستمر و فراگیر در تئاتر ایران تبدیل نشد.

کرمی با اشاره به ظرفیت‌های گسترده فرهنگی و ادبی ایران برای اقتباس خاطرنشان کرد: ما از گنجینه‌ای غنی از ادبیات کهن، تاریخ، اسطوره‌ها و روایت‌های شفاهی برخورداریم که هر کدام می‌توانند مبنای خلق آثار ارزشمند نمایشی قرار گیرند. رجوع به تاریخ ایران، متون ادبی، شخصیت‌های تاریخی و حتی چهره‌های معاصر، منابعی ارزشمند برای تولید آثار نمایشی محسوب می‌شوند.

وی ادامه داد: توجه به اقتباس، به‌ویژه از آثار شاخص ادبی جهان و همچنین متون کلاسیک و فرهنگی ایران، می‌تواند به رشد فرهنگ عمومی کمک کند. این رویکرد از یک سو مخاطب را با ادبیات و فرهنگ جهانی آشنا می‌کند و از سوی دیگر موجب توجه بیشتر به ریشه‌های فرهنگی و تاریخی کشورمان می‌شود.

این کارگردان تئاتر تأکید کرد: اقتباس نباید به چند اثر یا چند منبع محدود شود. دامنه اقتباس بسیار گسترده است و می‌توان طیف وسیعی از آثار را در حوزه فرهنگ ایرانی مورد توجه قرار داد. به همین دلیل معتقدم حمایت از چنین رویکردی، اتفاقی ارزشمند برای تئاتر کشور است و باید تداوم داشته باشد.

کرمی با اشاره به منابع مهم ادبی برای اقتباس گفت: شاهنامه فردوسی، گلستان و بوستان سعدی، آثار حافظ و بسیاری دیگر از متون کلاسیک فارسی ظرفیت‌های فراوانی برای بازآفرینی دارند. این آثار نه تنها می‌توانند به حفظ هویت فرهنگی ما کمک کنند، بلکه امکان ارائه روایت‌های تازه و متناسب با نیازهای امروز جامعه را نیز فراهم می‌کنند.

شاهنامه و ادبیات کهن ظرفیت‌های مغفول نمایشنامه‌نویسی هستند

کرمی افزود: علاوه بر آثار کلاسیک، باید به وقایع، شخصیت‌ها و تولیدات فرهنگی معاصر نیز توجه کرد. گاهی یک اثر موفق در یک مدیوم می‌تواند با اقتباس در مدیومی دیگر، مخاطبان گسترده‌تری پیدا کند. در واقع اقتباس نوعی بازآفرینی و خلق دوباره است؛ فرآیندی که طی آن یک اثر در قالبی تازه متولد می‌شود و حیات جدیدی پیدا می‌کند.

وی با تأکید بر ضرورت تغییر نگاه جامعه هنری نسبت به اقتباس اظهار داشت: متأسفانه هنوز در بخشی از فضای هنری ما این تصور وجود دارد که رجوع به منابع ادبی و هنری ممکن است از استقلال هنرمند بکاهد، در حالی که چنین برداشتی درست نیست. اتفاقاً اقتباس می‌تواند بستری مناسب برای خلاقیت و نوآوری باشد.

این نمایشنامه‌نویس ادامه داد: در طول تاریخ ادبیات نیز شاعران و نویسندگان بزرگ بارها به آثار پیشینیان خود رجوع کرده‌اند و بر مبنای آن‌ها آثار جدیدی خلق کرده‌اند. بنابراین اقتباس نه تنها مانع خلاقیت نیست، بلکه می‌تواند به توسعه و تکامل آثار هنری منجر شود.

کرمی با اشاره به نقش نهادهای فرهنگی در گسترش این رویکرد گفت: نهادهایی که از بودجه‌های عمومی استفاده می‌کنند می‌توانند با حمایت از پروژه‌های اقتباسی، این جریان را در تئاتر کشور تقویت کنند. سفارش تولید آثار اقتباسی و حمایت از بازآفرینی متون ادبی و تاریخی می‌تواند به شکل‌گیری یک جریان مؤثر در این حوزه کمک کند.

وی درباره دشواری‌های اقتباس نیز اظهار داشت: اقتباس کار ساده‌ای نیست. هنرمند باید بتواند در مدیوم جدید، اثری خلق کند که از منبع اصلی صرفاً تقلید نکند و واجد هویت مستقل باشد. به همین دلیل بسیاری از نویسندگان کمتر به سراغ این حوزه می‌روند.

این کارگردان تئاتر افزود: خود من نیز هنگام کار روی یک اثر اقتباسی با این چالش‌ها روبه‌رو بودم، اما پس از پایان کار احساس کردم این تجربه فرصت ارزشمندی برای رشد و آفرینش هنری بوده است. وقتی نویسنده از پیرنگ و ساختار یک اثر بهره می‌گیرد، در عین حال امکان خلق جهان و روایت تازه‌ای را نیز به دست می‌آورد.

وی در پایان خاطرنشان کرد: اقتباس فرآیندی دشوار اما بسیار ثمربخش است. اگر این رویکرد به یک جریان جدی در تئاتر ایران تبدیل شود، می‌تواند ظرفیت‌های تازه‌ای را پیش روی نمایشنامه‌نویسان و کارگردانان قرار دهد و به غنای هرچه بیشتر هنر نمایش در کشور کمک کند.

کرمی در ادامه با اشاره به تجربه نخست خود در نگارش یک نمایشنامه اقتباسی گفت: نمایشنامه «چشم‌های اسماعیل» را براساس کتاب خاطرات «چشم‌های خردلی» نوشته بابک طیبی به نگارش درآوردم که به تازگی نیز منتشر شده است. این نخستین تجربه من در حوزه اقتباس از یک کتاب خاطره‌نگاری بود و پیش از این چنین روشی را تجربه نکرده بودم.

وی افزود: برداشت از تاریخ یا شخصیت‌های تاریخی همواره برای من الهام‌بخش بوده است، اما اینکه یک کتاب خاطرات به منبع اصلی خلق یک نمایشنامه تبدیل شود، تجربه‌ای تازه به شمار می‌رفت. در این مسیر خود را متعهد می‌دانستم که به منبع اصلی وفادار بمانم و همین مسئله آزادی عمل مرا در فرآیند نگارش محدودتر و کار را دشوارتر می‌کرد.

شاهنامه و ادبیات کهن ظرفیت‌های مغفول نمایشنامه‌نویسی هستند

این نمایشنامه‌نویس درباره شخصیت اصلی این اثر توضیح داد: اسماعیل جمالی، جانباز شیمیایی دوران دفاع مقدس، در جوانی از یک روستای کوچک راهی جبهه می‌شود و در سال‌های نخست جنگ بر اثر حملات شیمیایی مجروح می‌شود. کتاب خاطرات او از دوران کودکی، نوجوانی و حضورش در جنگ روایت می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه مجروحیت، مسیر زندگی او را به طور کامل تغییر داده است.

کرمی تصریح کرد: هنگام مطالعه این کتاب، بیش از آنکه حوادث و رخدادهای جنگ مرا درگیر کند، سادگی و صداقت شخصیت اسماعیل برایم جذاب بود. من خود در فضایی رشد کرده‌ام که روایت‌های جنگ برایم آشناست، اما آنچه مرا به نوشتن ترغیب کرد، جهان انسانی و روستایی این شخصیت بود؛ انسانی ساده، صمیمی و عمیق که با وجود رنج‌های فراوان، همچنان عاشق زندگی باقی مانده است.

وی ادامه داد: «چشم‌های اسماعیل» روایت مردی است که جنگ بینایی‌اش را گرفته، اما نتوانسته عشق او به زندگی را از میان ببرد. او با وجود نابینایی، همچنان مشتاق دیدن جهان است و با خاطرات کودکی، باران، روستا و آدم‌های زندگی‌اش پیوندی عاطفی و ناگسستنی دارد. همین روحیه امیدوار و عاشقانه بود که مرا به سمت نگارش این اثر سوق داد.

این کارگردان تئاتر خاطرنشان کرد: تجربه نگارش «چشم‌های اسماعیل» بیش از هر چیز به من نشان داد که اقتباس تنها انتقال یک روایت از قالبی به قالب دیگر نیست، بلکه نوعی بازآفرینی خلاقانه است که می‌تواند لایه‌های تازه‌ای از یک شخصیت یا یک واقعه را برای مخاطب آشکار کند. به همین دلیل معتقدم ادبیات خاطره‌نگاری دفاع مقدس نیز می‌تواند یکی از مهم‌ترین منابع اقتباس برای تئاتر امروز ایران باشد.