انتشار فتوشات رسمی فیفا از بازیکنان و کادرفنی تیم ملی کشورمان برای جام جهانی ۲۰۲۶، بار دیگر انتقادها از لباس تیم ملی را زنده کرد و البته بیشتر از آن توجهها را به ساعت رولکس مدل اسمورف امیر قلعهنویی جلب کرد؛ ساعتی با حدود ۱۰ میلیارد تومان قیمت که به سرعت به سوژه اصلی رسانهها و فضای مجازی تبدیل شد.
تهیه و دوخت این پیراهن سفید که برعهده شرکت داخلی «مجید» بوده ترکیبی ساده از رنگهای پرچم ملی در سر آستینها و نقش «یوزپلنگ ایرانی» که این بار به سمت راست پیراهن منتقل شده است.
یوزپلنگ ایرانی سالهاست به عنوان نماد شاخص در کیتهای تیم ملی ظاهر شده؛ از مقدماتی جامهای جهانی ۲۰۱۴ و ۲۰۱۸ گرفته تا بازیهای دوستانه در این سالها. اما این بار هم تغییری اساسی دیده نمیشود. نه المانهای گرافیکی پیچیده، نه برش یقه خاص و مهمتر از همه، هیچ نشانی از طرحهای اسلیمی ایرانی که بخشی جداییناپذیر از هویت هنری و فرهنگی ماست.
الگوهای ایرانی اسلیمی با خطوط هندسی و گلوبوتههای ظریف، ظرفیت فوقالعادهای برای تلفیق با طراحی مدرن دارند. تیمهایی مثل مکزیک با الگوها و نمادهای آزتک در پسزمینه لباس، آفریقای جنوبی با زیگزاگهای قومی و بومی خودشان و مصر که همگروه ماست با نقوشی از اهرام ثلاثه به همراه نماد «کلید زندگی» یا «کلید آنخ» از مصر باستان، نشان دادند ترکیب هوشمندانه نمادهای بومی با فرم مدرن، نهتنها تحسین جهانی میآورد، بلکه به فروش کیت هم کمک میکند. اما اوج نوآوری در کیت تیم ملی، همان چاپ یوزپلنگ به صورت ساده است و انگار طراحان کمترین تغییرات ممکن را در کوتاهترین زمان ممکن میخواستند اعمال کنند.
البته نباید فراموش کرد عوامل متعددی در تهیه لباس دخیل است که مهمترین آن، تحریمهاست که مانع همکاری با برندهای بزرگ جهانی شده و البته سلیقه طراحان داخلی و مسئولان فدراسیون هم ظاهراً به سمت طرحهای کمهزینه و ساده گرایش دارد که نتیجه آن لباسی که اگرچه سعی کرده هویت ایرانی (رنگها، لوگو، یوز) را حفظ کند، اما نماینده شایستهای از عمق فرهنگی ایران در عرصه جهانی نیست.
کاربران شبکههای اجتماعی و کارشناسان گرافیک هم با تیترهایی مثل «کپی برابر اصل» یا «طرح مبتدیانه» واکنش نشان دادند و معتقد بودند این کیت فاقد جذابیت بصری است و فرصت بزرگی برای معرفی هنر ایرانی را از دست داده است.البته بسیاری دیگر طراحیهای پیشنهادی هنرمندان را که پیش از این در فضای مجازی پخش شده بود، از طراحی کنونی بهتر و جذابتر میدانستند.
حاشیههای ساعت ژنرال
در کنار نقد طراحی کیت، تصاویر سرمربی تیم ملی نیز حاشیهای تازه ایجاد کرد. امیر قلعهنویی با کتوشلوار رسمی، در کنار بازیکنان ایستاده و ساعت لوکسش به وضوح در مرکز توجه قرار گرفته است. رسانههای متعدد به این موضوع پرداختند و عادل فردوسیپور نیز در برنامه تلویزیونی خود با کنایه و طنز به آن اشاره کرد. اما کاربران فضای مجازی واکنشهای تندتری نشان دادند و با جملاتی مانند «پز دادن در شرایط اقتصادی سخت» از این نمایش تجمل انتقاد کردند.
این در حالی است که بسیاری از مردم عادی با مشکلات معیشتی و فشارهای اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند.
حتی رنگ پسزمینه آبی ساعت نیز گمانهزنیهایی درباره علاقه قلعهنویی به استقلال ایجاد کرد، هرچند این ادعاها بیاساس به نظر میرسد. اما اصل ماجرا این است که چنین تصاویری، فشار انتقادها علیه سرمربی را افزایش میدهد و تصویر تیم ملی را تحت تأثیر قرار میدهد.تیم ملی ایران در آستانه نخستین بازی در جام جهانی ۲۰۲۶، بیش از هر چیز به نمادهایی نیاز دارد که هم هویت ملی را فریاد بزنند و هم نوآوری و خلاقیت را نشان دهند. تکرار یوزپلنگ بدون نوآوری و یا حتی تلفیق با الگوهای اسلیمی و هنری ایرانی و نمایش لوکس در فتوشاتها، دو روی یک سکه هستند: سادهانگاری و بیتوجهی به اقتضائات فرهنگی و اجتماعی.
فدراسیون و طراحان باید بدانند که فوتبال فقط میدان مسابقه نیست؛ ویترین فرهنگ یک ملت است. انتظار میرود در نسخههای بعدی یا در جزئیات جانبی، از ظرفیتهای بیپایان هنر ایرانی استفاده شود تا کیت تیم ملی، نهتنها یک لباس ورزشی، بلکه یک اثر هنری الهامبخش باشد.
البته تا آن زمان، این کیت و حاشیههایش، بیشتر از آنکه اتحاد بیاورد، بحث و نقد به همراه خواهد داشت.