شناسهٔ خبر: 78540775 - سرویس ورزشی
نسخه قابل چاپ منبع: قدس آنلاین | لینک خبر

غرق در پول، خالی از خلاقیت

همزمان با آغاز جام جهانی ۲۰۲۶، نمایش‌های آشنایی بار دیگر روی صفحه سکوهای اینترنتی ایرانی در حال پخش است

صاحب‌خبر -

همزمان با آغاز جام جهانی ۲۰۲۶، نمایش‌های آشنایی بار دیگر روی صفحه سکوهای اینترنتی ایرانی در حال پخش است. جلوه‌های بصری به وضوح مجلل هستند و دیوارهای ال‌ای‌دی غول‌پیکر، نورپردازی‌های سینمایی، مجریان گران‌قیمت داخلی و اسطوره‌های بازنشسته فوتبال جهان که با دستمزدهای دلاری نجومی با این برنامه‌ها ارتباط برقرار می‌کنند. هزینه این سکوها فقط برای پوشش جام جهانی ۲۰۲۶ چند صد میلیارد تومان بوده است.
با این حال، به محض اینکه دوربین‌ها روشن می‌شوند، این توهم باشکوه که فقط پول خرج کردن کیفیت می‌آورد فرو می‌ریزد. با وجود انتقال از فرکانس‌های سنتی صداوسیما به پهنای باند اینترنت، چارچوب فکری و روان‌شناختی رسانه‌های ورزشی ایران به طرز لجبازانه‌ای در دهه‌های قبلی اسیر باقی مانده است. آنچه ما تماشا می‌کنیم، یک جُنگ تلویزیونی قدیمی، استریل و کلیشه‌ای است که تنها با یک سکوی مدرن کادوپیچ شده است.در حالی که سکوهای ایرانی پول کلانی را برای کپی‌برداری از ظاهر فیزیکی استودیوهای خارجی خرج می‌کنند، انقلاب رسانه‌ای جهان را که دقیقاً پشت درهایشان در حال رخ دادن است، کاملاً نادیده می‌گیرند. مخاطب امروز فوتبال دیگر نمی‌خواهد توسط یک پنل محافظه‌کار نصیحت شود؛ او می‌خواهد بخشی از یک گفت‌وگوی پویا و واقعی باشد.

رختکن در برابر اتاق کنفرانس

وقتی به چشم‌انداز رسانه‌ای جهان در این جام جهانی نگاه کنیم، بزرگ‌ترین موج رسانه‌ای امسال متعلق به یک شبکه تلویزیونی سنتی نیست، بلکه مربوط به قرارداد ۱۴ میلیون پوندی نتفلیکس برای پخش روزانه اپیزودهای ویدئویی پادکست «فوتبال و دیگر هیچ» (The Rest Is Football) با اجرای گری لینه‌کر، آلن شیرر و میکا ریچاردز از استودیویی در میدان تایمز نیویورک است. این برنامه به این دلیل به چنین موفقیت عظیمی دست یافته که سلسله‌مراتب رسمی و خشک «مجری و میهمان» را کاملاً کنار گذاشته است. این پادکست شبیه به یک گفت‌وگوی صریح و بدون سانسور میان چند رفیق صمیمی در رختکن است؛ آن‌ها با اشتیاق با هم بحث می‌کنند، به اشتباهات خود می‌خندند و ارتباطی را به نمایش می‌گذارند که ریشه در صمیمیت واقعی انسانی دارد.در نقطه‌ مقابل، پوشش رسانه‌ای در ایران، یک دکوراسیون خشک شبیه به اتاق کنفرانس اما پر زرق و برق و به‌شدت تمرین‌شده را تحمیل می‌کند. مجری جملاتی سطحی مثل اینکه «فلان بازیکن چقدر خوشگله» را به کار می‌برد یا برای نزدیک شدن به نسل «زِد» فحاشی یک خواننده رپ در آهنگش را به شکل جا خالی در آنتن زنده استفاده می‌کند، اما بقیه سؤالات، سطحی و از پیش نوشته‌شده هستند. کارشناسان نیز با جملاتی به‌شدت دیپلماتیک و کلیشه‌های تکراری پاسخ می‌دهند و اگر شوخی هم می‌کنند مثلاً در مورد حضور مگس در استودیو است و نه چیزی که از دل فوتبال بجوشد. هیچ اصطکاک فکری واقعی، هیچ عمق روان‌شناختی و مطلقاً هیچ رفاقتی دیده نمی‌شود.

میهمانان خارجی گران‌قیمت و بی‌خاصیت

سیاه‌چاله مالی پوشش رسانه‌ای در ایران، شیفتگی عجیب به وارد کردن میهمانان خارجی است. آوردن یک ستاره بازنشسته جهانی، اوج اعتبار برای اسپانسرهای مالی برنامه‌ها تلقی می‌شود. اما از آنجایی که این میهمانان هیچ وابستگی عاطفی یا شناخت عمیقی از وضعیت کشور ما ندارند، خروجی کارشناسی آن‌ها چیزی جز توهین به شعور مخاطب نیست. آن‌ها لبخند می‌زنند، جملات کلیشه‌ای درباره میهمان‌نوازی ایرانی‌ها می‌گویند، پول نجومی خود را به ارز خارجی تحویل می‌گیرند و می‌روند.این وضعیت را اگر با غول‌های تحلیلی جهان مقایسه کنیم؛ وقتی آن‌ها یک کارشناس را استخدام می‌کنند، از او تحلیلی بی‌تعارف، داده‌محور و جریان‌ساز می‌خواهند. پخش‌های بین‌المللی مدرن با مخاطب به عنوان یک مصرف‌کننده باهوش رفتار می‌کنند؛ آن‌ها از آنالیزهای پیشرفته لمسی، نمودارهای حرکتی و دوربین‌های تاکتیکی استفاده می‌کنند تا توضیح دهند «واقعاً چرا» جریان یک مسابقه تغییر کرد. سکوهای ایرانی اما به روایت‌های سطحی پناه می‌برند که چیزی فراتر از آنچه بیننده با چشمان خود دیده، به او اضافه نمی‌کند.

شکستن صفحه نمایش دوم

علاوه بر این، رسانه‌های ورزشی جهان خود را با عادات نسل جدید در استفاده از «صفحه نمایش دوم» یعنی کار کردن با تلفن همراه همزمان با تماشای بازی وفق داده‌اند. چه پادکستی مثل «اووِرلَپ» (The Overlap) با اجرای گری نویل که «واچ‌اِلانگ‌» (Watchalong) یا «هم‌تماشایی» زنده و هواداری برگزار می‌کند و چه کانال‌های استریمینگ که پیام‌های صوتی زنده مخاطبان را در لحظه پخش می‌کنند؛ در اینجا بیننده از یک مصرف‌کننده منفعل به یک شرکت‌کننده فعال تبدیل شده است. سکوهای ایرانی اما هنوز تعامل با مخاطب را در حد نظرسنجی‌های پیامکی منسوخ نگه داشته‌اند.تزریق صدها میلیارد تومان به یک چالش خلاقانه، برای هیچ رسانه‌ای «مرجعیت فرهنگی» نمی‌خرد. تا زمانی که مدیران سکوهای ایرانی درک نکنند که آینده رسانه‌های ورزشی متعلق به اصالت، تحلیل‌های جسورانه و عمیق فکری و ارتباط نزدیک با مخاطب است، و نه کت‌وشلوار و ساعت‌های گران‌قیمت و حضور توخالی سلبریتی‌ها، به تولید این «فیل‌های سفید» یا همان پروژه‌های پرهزینه و بی‌خاصیت ادامه خواهند داد. هواداران فوتبال در ایران شایسته رسانه‌ای هستند که با اشتیاق عمیق آن‌ها به این بازی همخوانی داشته باشد، نه یک محصول شرکتی و بی‌روح که آن‌ها را از نظر فکری بازنده رها می‌کند.