شناسهٔ خبر: 78540437 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: اکونیوز | لینک خبر

مخالفان مذاکره با آمریکا؛

ترامپ به مذاکره بر اساس الگوی "بُرد - بُرد" باور ندارد - اکونیوز

اقتصاد ایران: ای بسا وجود منتقدان و مخالفان داخلی واجد ظرفیت هایی برای تیم مذاکره کننده در عرصه دیپلماسی است اما به شرطی که این منتقدان و مخالفان ضمن ابراز آزادانه مواضع و نظرات شان، نخواهند یا نتوانند در روند دیپلماسی اخلال و کارشکنی کنند.

صاحب‌خبر -

 به گزارش خبرگزاری اقتصاد ایران ، زمانی که بین دو کشور متخاصم و پس از یک جنگ نیمه وجودی، آتش بس برقرار و روند دیپلماتیک به منظور خاتمه دادن به جنگ (در کمینه ترین حالت) و حتی انعقاد توافق نامه صلحی پایدار (در حالت ایده آل)، ایجاد می شود، مسابقه ای برای تحمیل اراده در میز دیپلماسی بین دو طرف آغاز می شود.

در این روند، چیزی که برای هر دو طرف مذاکره اهمیت بسیاری دارد این است که اگر در هر دو طرف اراده ادامه جنگ تضعیف شده و به این جمع بندی رسیده باشند که هزینه جنگ برای آنها بیشتر از هزینه کسب یک نتیجه در پشت میز دیپلماسی است، باید از میز دیپلماسی حفاظت کنند.

هر دو طرف مذاکره می دانند که کار دشواری در پیش رو دارند و به طور تقریبا یکسان هر دو طرف می دانند که حصول به یک توافق نسبتا پایدار منتقدان، مخالفان و حتی دشمنانی دارد، لذا باید مراقب به هم نخوردن خطوط اصلی مذاکره از سنگ اندازی های احتمالی مخالفان و دشمنان روند دیپلماسی باشند.

در فقره جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران چیزی که قابل مشاهده است اینکه ایالات متحده آمریکا به رهبری ترامپ که به نظر می رسد ابتدا با نسخه پیچی های اسرائیلی وارد یک جنگ تمام عیار با ایران شده بود در اواخر جنگ به این جمع بندی رسید که بهتر است هدف خود را از راه دیگری به جز جنگ دنبال کند، چون ادامه جنگ جز تحمیل هزینه بیشتر، فایده ای نداشت.

این مساله برای ایران که در موضع "مقاومت" از جایگاهی نامتقارن بود یک امتیاز و بُرد محسوب می شود؛ چون به رغم متحمل شدن هزینه های زیاد مادی و انسانی در طول جنگ، توانست پایداری و مقاومت کرده و توان زدن ضربه متقابل را تا آخرین ساعات جنگ حفظ کند و نوعی توازن وحشت را در منطقه برقرار سازد، به این معنا که دشمن می تواند تقریبا هر هدفی را در داخل ایران بزند، اما در مقابل، ایران نیز این توان آفندی را دارد که به هدف های مهم طرف مقابل در منطقه حمله کرده و هزینه روی دست آن بگذارد.

بنابراین، آغاز روند دیپلماتیک در جریان آتش بس برای حصول به یک تفاهم اولیه به منظور مذاکرات جدی و جزئی تر در مرحله دو ماهه، محصول برقرار شدن همین موازنه وحشت در منطقه است که ادامه جنگ به ویژه در حوزه زیر ساختی هیچ برنده ای نخواهد داشت و همه طرف های درگیر کم یا بیش باید هزینه آن را بپردازند بدون اینکه چشم اندازی از یک وضعیت مطلوب برای یکی از طرف های متخاصم در میان باشد.

در شرایط کنونی در هر دو طرف، مخالفان و دشمنان روند دیپلماتیک تلاش دارند تا روند را به سمت گزینه مطلوب شان یعنی " تمام کردن کار از طریق جنگ" بازگردانند؛ امری که آزموده شده و جواب نداده اما ظاهرا مخالفان روند توافق و خاتمه موقت جنگ، بر این باورند که با ادامه کار و حملات نظامی، طرف مقابل مجبور به تسلیم یا نابودی خواهد شد.

این برآورد هر چند واقع بینانه نیست و می تواند هزینه های زیادی نه تنها برای منطقه بلکه بر جهان بگذارد؛ اما از منظری وجود این دسته از مخالفان در روند دیپلماسی می تواند واجد امتیازات و فایده هایی نیز باشد.

نخست آنکه دو طرف با توجه به خواسته های حداکثری این قشر از جامعه شان، می توانند در پشت میز مذاکره توجیه منطقی برای ندادن برخی امتیازها و گرفتن بیشترین میزان امتیازها برای "بستن دهان مخالفان داخلی" خود مطالبه کنند. (همان داستان پلیس بد و پلیس خوب)

دوم اینکه طرف مقابل با وقوف به ملاحظات و مخالفت های داخلی در طرف مقابل، مجبور است دامنه درخواست های خود را تعدیل کند، چون می داند طرف مذاکره او اگر هم بخواهد نمی تواند وارد امتیازدهی در حوزه هایی باشد که موقعیت او را در داخل کشور به هم بزند.

سوم اینکه طرف مقابل می داند که اگر روند دیپلماتیک به هم خورد و به شکست بینجامد، باید با مخالفانی در جبهه مقابل دست و پنجه نرم کند که به چیزی کمتر از نابودی آنها نگاه خوش ندارند.

بنابراین از منظر دیپلماتیک، ای بسا وجود منتقدان و مخالفان داخلی واجد ظرفیت هایی برای تیم مذاکره کننده در عرصه دیپلماسی است اما به شرطی که این منتقدان و مخالفان ضمن ابراز آزادانه مواضع و نظرات شان، نخواهند یا نتوانند در روند دیپلماسی اخلال و کارشکنی کنند، چون در این صورت آن ظرفیت ممکن است به یک بن بست بینجامد که برای کشور هزینه زا شود.

تیم مذاکره کننده ایران/ عکس آرشیوی

بنابراین در جمع بندی موضوع می توان گفت که وجود منتقدان و مخالفان و ابراز مواضع آنها از جهت ایجاد ظرفیت هایی برای تیم مذاکره کننده در پشت میز دیپلماسی مفید است، اما به شرطی که این دسته از منتقدان و مخالفان نتوانند مسیر مذاکره و خطوط اصلی آن را تحت تاثیر جدی قرار داده و به قول معروف به جای آنکه تبدیل به "کارتی برای امتیازگیری بیشتر از حریف" شوند، تبدیل به "خنجری از پشت علیه تیم مذاکره کننده" شوند. 

هر چند مذاکره با دولت ترامپ نوعی مذاکره بی سابقه و بدون قاعده نیز محسوب می شود که می تواند واجد شگفتانه ها و خرق عادت ها باشد، چون شخصیت خود ترامپ و عدم پیروی او از الگوهای مرسوم سیاست ورزی و دیپلماسی، یک مشکل جدی برای تیم مذاکره کننده با او خواهد بود.

بر این اساس باید یادآوری کرد که با ترامپ نمی شود با الگوهای مرسوم دیپلماتیک مذاکره کرده و دلخوش به کسب و حصول نتیجه بود؛ بنابراین باید همواره امکان بازگشت سریع به هر گزینه دیگر در جریان روند مذاکرات را در نظر داشت و به شیوه معامله "نقد در برابر نقد" با او وارد معاملات تاکتیکی در هر حوزه مذاکراتی شد؛ چون ترامپ به مذاکره بر اساس الگوی "بُرد - بُرد" باور ندارد و بیشتر مذاکره را به نوعی پوشش برای به دست آوردن نتایج دلخواه خود و تحمیل خواست هایش به طرف مقابل مورد استفاده قرار می دهد.

برچسب‌ها: