روايت عزت ايراني از ميدان نبرد تا ميز مذاكره تا تفاهم
تا چند ماه پيش، دشمنان ايران را با افسانه «مشكلاتش» ميشناختند. اما آنچه در ميدان رخ داد، همه معادلات را بر هم زد. سيدعباس عراقچي، وزير امور خارجه نقل ميكند كه همتايان خارجياش به او گفتهاند: «ايران را اينگونه نميشناختيم.» امروز، پس از نمايش قدرت بيبديل ملت، تصور ضعف ايران يكسره از بين رفته است. ايران امروز قوي است و با تكيه بر قدرتش پاي ميزه مذاكره با قدرت نخست جهاني مينشيند و امتيازات بسياري كسب ميكند. عزتي كه سربازان پشت لانچرها و دريادلان در قايقها بازگرداندند، اكنون گرانترين سرمايه ملي در مرحله پساجنگ است. اين توافق، برخلاف برخي روايتها، نه از سر ناچاري، بلكه از سر عزت ايران طراحي شده است. سه ستون آن را مرور كنيم:
۱- احترام به حاكميت پس از ۴۷ سال: عراقچي ميگويد: «براي نخستينبار، امريكا صراحتا به حاكميت جمهوري اسلامي احترام ميگذارد و اين را مكتوب ميكند.» اين تغيير بنيادين، حاصل مقاومت و نمايش قدرت ايران است. سندي كه واشنگتن ۴۷ سال از آن طفره ميرفت، اكنون روي ميز است.
۲- آزادي داراييها و طرح بازسازي: داراييهاي مسدودشده آزاد ميشوند و «طرح بازسازي» منابع قابل توجهي را به اقتصاد ايران تزريق خواهد كرد. اين يعني عزت ميدان، به سكههاي گرم در خزانه ملي تبديل ميشود.
۳- تضمين اجرا؛ بستن راههاي بدعهدي: عراقچي تاكيد ميكند: «اگر تعهدات مرحله اول عملي نشود، مذاكرات ۶۰ روزه آغاز نخواهد شد. اين ما هستيم كه راههاي بدعهدي را ميبنديم.» اين سازوكار، مصداق عيني حكمت در سياست خارجي است: اعتماد نميكنيم، تضمين ميگيريم.
رهبر معظم انقلاب بارها از تيم مذاكرهكننده ايراني حمايت كرده و خواستار تحقق منافع ملي مبتني بر سه شاخص عزت، حكمت و مصلحت شدند. امروز اما پس از اثبات قدرت ميدان، مذاكره از موضع بازدارندگي و براي تحكيم دستاوردها صورت ميگيرد. مذاكرهاي كه از سر زور نباشد، نه تنها بيعزت نيست كه عين عزت و حكمت است.
وحدت ملي؛ مصلحت بزرگ امروز: در اين برهه حساس، مصلحت عالي نظام، حفظ وحدت ملي و پرهيز از دوگانهسازيهاي فرساينده است. نقد هوشمندانه توافق، نه تنها ايرادي ندارد كه وظيفه نخبگان است. اما تبديل اختلافنظرها به شكاف هويتي، دقيقا همان چيزي است كه دشمن ميخواهد. هدف مشترك همه ما يك چيز است: عزت، استقلال و امنيت ايران. روشها ممكن است متفاوت باشد؛ برخي بر مقاومت سخت تاكيد دارند، برخي بر ديپلماسي. اما در چارچوب جمهوري اسلامي، اين دو نه رقيب كه مكمل يكديگرند. سه اصل طلايي سياست خارجي ايران، در توافق پيشرو تجلي يافته است: نخست عزت: ايران از موضع پيروزي ميدان پاي ميز مذاكره نشسته است. دوم، حكمت: سازوكار تضمين اجرا و طراحي ۱۴ بندي، راه هرگونه بدعهدي را ميبندد و نهايتا مصلحت: آزادي داراييها، بازسازي كشور و احترام مكتوب امريكا به حاكميت ايران، منافع ملي را تامين ميكند.بايد توجه داشت امنيت ملي زماني تقويت ميشود كه «مقاومت» بهانهاي براي حذف ديپلماسي نباشد و «ديپلماسي» به معناي ناديده گرفتن تجربههاي تاريخي تلقي نشود. پيروزي از آنِ ملتي است كه در ميدان عزتمند بود و پشت ميز مذاكره، هوشمند.