شناسهٔ خبر: 78538647 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: جوان | لینک خبر

ایران برنده و مجری انبساط زمان

یکی از مؤلفه‌های مهمی که هم امریکا و هم ایران پس از توقف درگیری‌ها مدنظر دارند، بهره‌گیری از عنصر زمان است. با وجود آنکه هر دو زمان را برای بازسازی قوا، ترمیم خسارت‌ها و طرح‌ریزی‌های به‌روزتر لازم می‌بینند، اما امریکا به دلیل خسارت بیشتر آن را حیاتی‌تر می‌داند

صاحب‌خبر -
جوان آنلاین: یکی از مؤلفه‌های مهمی که هم امریکا و هم ایران پس از توقف درگیری‌ها مدنظر دارند، بهره‌گیری از عنصر زمان است. با وجود آنکه هر دو زمان را برای بازسازی قوا، ترمیم خسارت‌ها و طرح‌ریزی‌های به‌روزتر لازم می‌بینند، اما امریکا به دلیل خسارت بیشتر آن را حیاتی‌تر می‌داند. اتفاقاً یکی از دلایل ورود کاخ سفید به کانال مذاکره و ترک حملات، جلوگیری از ضربه و آسیب بیشتر از سوی ایران و رهایی از سردرگمی بود. تردیدی نیست که جغرافیای منطقه و فاصله زیاد با مبدأ، وضعیت پیچیده‌تری را برای امریکا به وجود آورده و زمان بازسازی را به مراتب بسیار بیشتر از آنچه باید باشد، کرده است. برای ایران، اما وضعیت متفاوت است و گذر زمان یک مزیت راهبردی محسوب می‌شود، چراکه علاوه بر ترمیم قوا و بازآرایی صفوف می‌تواند به طور چندمنظوره و حتی بدون مداخله و صرف هزینه از زمان انتفاع ببرد. 
 
 شکسته شدن محاصره دریایی امریکا
اولین حربه‌ای که با گذر زمان از بین خواهد رفت، محاصره دریایی امریکا در آب‌های پیرامون ایران است. ترامپ محاصره را حتی بهتر از جنگ می‌داند و به طور جدی روی آن تمرکز کرده است. بنابراین بزرگ‌ترین جنگ‌افزار علیه ایران بدون دخالت ایران در بستر زمان از هم فرو خواهد پاشید. تحلیلگران امریکایی اذعان دارند که امریکا به لحاظ لجستیکی و فنی نمی‌تواند به طور طولانی محاصره را عملیاتی کند. بسیاری از کارشناسان نظامی امریکا معتقدند که ناو‌ها و کشتی‌های امریکا نمی‌توانند برای مدت طولانی روی آب باقی بمانند و محاصره دوامی نخواهد داشت. از طرفی، کارشناسان می‌گویند هزینه محاصره برای امریکا که شامل توقیف نفتکش‌ها، اختلال در ترانزیت و افزایش هزینه بیمه است، بیشتر از منافع آن است و در این شرایط محاصره عملاً بی‌اثر شده است، زیرا ایران با پاسخ نظامی به حملات ارتش امریکا و توقیف نفتکش‌ها توانسته هزینه محاصره را برای امریکا بیشتر کند. همچنین، امریکا با وجود درخواست‌های مکرر کمک از سوی متحدانش، به تنهایی محاصره را انجام می‌دهد و به زودی با فشار هزینه‌ها و ضعف لجستیک و خدمات فنی، مجبور خواهد بود آن را رها کند. کارشناس فاکس‌نیوز در این رابطه می‌گوید: «ما تنها شدیم، مردم امریکا از نظر توان مالی در مضیقه‌اند، نه فقط در پمپ بنزین، بلکه در فروشگاه‌های مواد غذایی هم اینطور است. این وضعیت محاصره دریایی قابل دوام نیست.»
 
 تثبیت مدیریت تنگه هرمز
دومین مورد که با گذر زمان به نفع ایران خواهد بود، تثبیت مدیریت تنگه هرمز طبق قوانین وضع شده است. ایران به طور قطع در صدد تدوین قوانین مشروعی است که مدیریت خود را بر تنگه هرمز اجرایی کند، در حالی که امریکا نتوانسته با حملات نظامی به مناطق جنوبی و فشار‌های فزاینده سیاسی در میز مذاکرات، این عامل حیاتی را از بین ببرد. این ناتوانی امریکا در عمل به مرور زمان به یک واقعیت مسلم تبدیل خواهد شد و اکنون بسیاری ناظران سیاسی آن را پذیرفته‌اند. نیویورکر در این رابطه می‌گوید: «تنگه هرمز از این به بعد به وضعیت دهه‌های قبل برنمی‌گردد. هرمز به عنوان «یک عنصر اصلی بازدارندگی در استراتژی ایران» ادامه خواهد داد.» حتی تنگه هرمز هیچ‌گاه در توافق احتمالی نیز به روی متخاصمان با هر خدعه و وعده‌های فریبنده باز نخواهد شد و این رویه‌ای تثبیت شده بر این تنگه خواهد بود و تا تحقق کامل شروط رهبری پابرجا می‌ماند. 
در مذاکرات کنونی، همان‌طور که سخنگوی وزارت خارجه اعلام کرد، هرگونه متنی نیازمند بررسی دقیق و نهایی شدن در نهاد‌های عالی و ذی‌ربط کشور است، اما گمانه‌زنی رسانه‌ها به نقل از منابع نزدیک به تیم مذاکره‌کننده، حاکی از درج بند‌های مشخصی در این پیش‌نویس ۱۴ ماده‌ای است که در جزئیات منتشر شده آن هیچ موردی برای بازشدن تنگه هرمز مانند گذشته وجود ندارد و تنها بند آن بر بازگشایی تنگه هرمز ظرف ۳۰ روز با ترتیبات ایرانی تأکید کرده است. 
 
 تحول در نگرش متحدان منطقه‌ای نسبت به امریکا
سومین مورد، تغییرات نظم منطقه‌ای به ضرر امریکا است. حملات مؤثر و کارآمد ایران به پایگاه‌های امریکا و اثبات شکنندگی آنها با وجود پیشرفته‌ترین تجهیزات از یک‌سو و ناتوانی امریکا در اجرای تعهدات امنیتی‌اش نسبت به کشور‌های عرب از سوی دیگر، تغییرات مهمی را در اتحاد‌ها شکل خواهد داد. به ویژه که کشور‌های عربی به این نتیجه رسیدند که ماحصل حضور امریکا، ناامنی بوده و آنها را به هدف اول تبدیل کرده است. این جنگ، یک شوک بزرگ به کشور‌های عربی تحمیل کرد و آنها را به این نتیجه رسانده است که اتکای صرف به امریکا، ریسکی غیرقابل قبول است. به عقیده نویسندگان مؤسسه بروکینگز، منطقه به زودی شاهد‌گذار از یک وابستگی امنیتی به سمت سیاستی مبتنی بر استقلال راهبردی و خوداتکایی خواهد بود. از طرفی، نقش امریکا به عنوان تنها قدرت تضمین‌کننده امنیت، کمرنگ خواهد شد و فضا برای ظهور و تقویت نقش قدرت‌های دیگری مانند چین و روسیه و همچنین سازمان‌های منطقه‌ای باز خواهد شد. با توجه به رقابت‌های تنگاتنگ امریکا با چین و روسیه و تمایل به تنوع بخشیدن به سیاست خارجی و همچنین خرید سلاح از چین - که در کشور‌هایی مانند عربستان پیش‌تر دیده شد - این امر تسریع خواهد یافت. 
به طور خلاصه، ایران با در نظر این مزیت، بازی مذاکره را مدیریت کرده و تلاش می‌کند که حداکثر بهره را از زمان ببرد و ترتیبات مطلوب خود را در معادلات جنگ جاری سازد. فارغ از شدنی بودن یا حتی نتیجه توافق، استفاده از بازی طولانی‌تر کردن زمان و بازداشتن دشمن از اقدامات مخرب همچون پاسخ‌های موشکی بازدارنده، شیوه‌ای است که ایران اختیار کرده تا آثار تبعات مضر زمان را برای امریکا آشکار کرده و آن را به واقعیت نزدیک‌تر کند. بنابراین گذر زمان یک پتانسیل تعیین‌کننده برای تشخیص نتیجه جنگ است که ایران می‌تواند با حرکات شطرنجی هوشمندانه از آن بهره‌برداری کند و میدان را به نفع خود تغییر دهد. 
 
 باید به انسجام درونی مقید بود.
اما باید توجه داشت که زمانی عوامل بالا به نفع ایران خواهند شد که فضای داخلی از هرگونه انشقاق و تشدید درگیری مبرا باشد، چراکه یکی از میدان‌های اصلی جنگ امریکا علیه مردم ایران، افکار عمومی است. دشمن تلاش می‌کند که با استفاده از تشدید اختلافات مسئولان و بازی با احساسات و باور‌های مردم، کشور را ناامن و ساختار تصمیم‌گیری را دچار ضعف مدیریتی کند تا مقدمات جنگی گسترده‌تر را فراهم کند، حتی توئیت زدن‌های مستمر ترامپ هم چنین هدفی در بطن خود دارد. بنابراین صرف‌نظر از اینکه توافقی حاصل شود یا دوام یابد، همه ما بر عدم اعتماد به امریکا اتفاق نظر داریم و از این‌رو باید برای تحکیم وحدت و تقویت امنیت ملی قدم برداریم، زیرا از بین رفتن چنین مؤلفه مهمی، اطمینان امریکا از نتیجه‌بخش بودن جنگ را افزایش می‌دهد و در نتیجه جنگ را قریب‌الوقوع خواهد کرد.