به گزارش سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، حجتالاسلام امیر آقاجانلو، عضو هیئت علمی گروه فلسفه پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در نوشتاری با عنوان «نقدی بر رویکرد روشنفکران به مفهوم ملیت و دفاع از وطن»، به تحلیل ابعاد مختلف این مسئله در شرایط کنونی پرداخت.
متن کامل این نوشتار به شرح ذیل است:
۱- مصطفی ملکیان خود را چرخ گوشت فرهنگی می نامد به این معنا که می تواند مطالب سخت و دشوار عرصه فلسفه و علوم انسانی را در قالبی نرم و هضم پذیر ارائه دهد. این مدعای او است اما اگر منصفانه به کارنامه علمی و فرهنگی او نگاه کنیم واقعیت دیگری رخ می نماید. ملکیان موضوعات سخت را فقط ساده و قابل فهم نمی کند او با ساده سازی مفاهیم را دم دستی و سطحی می کند. تشقیق شقوق همیشه به معنای تدقیق مفاهیم نیست بلکه اغلب کنار هم گذاشتن قسیم هایی از اتمسفرهای فکری مختلف بیش از آنکه راهگشا باشند رهزن است.
۲- به بهانه یکی از این ساده سازی ها اجازه دهید به مفهوم نوپای ملیت در ایران اسلامی نگاهی بیندازیم. در روزهای اخیر و بحبوحه تهاجم محور آمریکایی-صهیونیستی به ایران گفتگویی یک ساعت و چهل دقیقه ای از آقای ملکیان منتشر شد که در آن به مقوله سعادت می پردازد. گذشته از طعن ها و کنایه هایی که در این گفتگو نسبت به مسائل ایران داشت در بخشی از گفتگو می گوید: «از جمله اندیشه های ناسیونالیست ها این است که هرکشوری به کشور تو حمله کرد باید از کشورت حمایت کنی! این غلط است چون ما به لحاظ اخلاقی باید از مظلوم دفاع کنیم» لازمه حرف آقای ملکیان این است که دفاع از کشور فی حد نفسه دارای ارزش نیست مگر اینکه کشوری مورد ظلم قرار گرفته باشد. ایشان با وجود اینکه در این گفتگو اشاره های متعددی به مسائل سیاسی کشور دارد اما نگفت که در شرایط امروز تکلیف چیست؟ آیا دفاع از ایران کار اخلاقی است یا نه؟
این سخن که آن را تقریبا نقل به معنا کردیم مصداق همان سطحی زدگی است که گفته شد. آقای ملکیان دفاع از کشور را در کنار یا مقابل دفاع از مظلوم می گذارد! گویا اینها تقابلی با هم دارند. کنار هم گذاشتن «دفاع از مظلوم» با «دفاع از وطن» موهم این است که این دو، غیر هم هستند و با هم تقابل دارند حال آنکه چنین نیست.
۳- علاوه بر این در شرایط امروز ایران، قطعا آنکه مظلوم است و به آن حمله شده کشور ایران است و عجیب این که چرا کسی چون عبدالکریم سروش این ظلم را می بیند ولی ملکیان نمی بیند؟ ایران امروز هم، وطن است و هم مظلوم. چرا که هرچه باشد آنکه حمله کرده حتی در نهادهای بین المللی و رسانه های خودشان هم نتوانسته دلیل قانع کننده ای برای حمله خود دست و پا کند. چرا آقای ملکیان که در طعنه زدن به امور سیاسی از فرصتی فروگذار نمی کند به این مهم اشاره نکرد که امروز دفاع از مظلوم و دفاع از وطن، یک مصداق دارند و آن ایستادگی پای کشور و جمهوری اسلامی است.
۴- تا اینجا اشکالات ما اصطلاحا نقضی بود اما به نحو حلی و تحلیلی می گوییم: دفاع از وطن نه یک فعل خنثی بلکه عملی حائز ارزش اخلاقی است. به این بهانه می توان اندکی درباب مفهوم ملیت تامل کرد. وطن و ملیت چیست که دفاع از آن ارزشمند است؟ نگارنده معتقد است که ایده و مفهوم ملیت برای مای ایرانی پدیده نوی است. مطالعه تاریخ ایران نشان می دهد که اغلب، هویت فراگیر ما در این جغرافیا، مذهبی و متاثر از آموزه های دینی بوده است. ما بیشتر مسلمان و شیعه بوده ایم تا ایرانی. ملیت پدیده ای تازه است که می تواند از مردم مجتمع در ایران، «ما» بسازد. این مفهوم از ملیت برخلاف نظر عده ای، در تقابل با دین نیست. شرح این نکته به جای دیگر باید احاله شود.
۵- اما چگونه می توان دفاع از وطن را دارای ارزش اخلاقی دانست؟ از نظر ملاک اخلاقی آقای ملکیان که در همین گفتگو می گوید، پاسخ ساده است زیرا آقای ملکیان می گوید:«اخلاق هرکسی حاصل ابداع خود او است» این یعنی اخلاق امری فردی است و وابسته به شهود فرد، یعنی اگر کسی شهود واحساس کند که دفاع از وطن نیکو است باید موضع او را در حد خودش پذیرفت. پس اقای ملکیان نباید بر کسی که چنین موضعی دارد خرده ای بگیرد. اما از منظرهای دیگر چطور می توان از اخلاقی بودن «دفاع از وطن» سخن گفت؟
نگارنده دفاع از وطن را دارای ارزش اخلاقی می داند چرا که نفی وطن موجب نفی انسانیت انسان است. دفاع از وطن دفاع از تاریخ و جغرافیا و فرهنگ است. وطن فقط خاک نیست بلکه مجموعه ای از جغرافیا و فرهنگ و تاریخ قومی است که زمینه هویت یابی انسان و مانعی برای هضم شدن در چرخ دنده های همرنگ ساز اقتصاد و سیاست جهانی است. در جهانی که گلوبالیسم دشمن اصلی فردیت و فرهنگ و هویت های بومی است دفاع از وطن یعنی دفاع از همه آنچه انسانیت انسان را به او بخشیده این وطن خواهی و وطن دوستی را نباید با شکل های رادیکال ناسیونالیسم اشتباه گرفت. در واقع باید در مرز جهان گرایی از سویی و فاسیشم از سوی دیگر ایستاد. شکل افراطی وطن پرستی یا ناسیونالیسم افراطی به فاشیسم ختم می شود و جهان وطنی به نفی کامل مرزها و تفاوت ها.
۶- امروز میهنپرستی مدنی و ملی گرایانه شرط بقای انسانیت و رشد شخصیت انسانی است چرا که ارزش ها نه از طریق سخنرانی و موعظه روشنفکران بلکه از مسیر سنت و تاریخ منتقل می شود. در این نگاه نمی خواهیم با رویکردی فایده گرا بگوییم که دفاع از وطن نیکو است اگر جان انسانهای بیشتری حفظ شود، آزادی و امنیت شهروندان باقی بماند یا رنج و درد کمتری تولید شود از نظر ما دفاع از وطن در واقع دفاع از هویت تاریخ انسان است و انسان بدون هویت خود، موجود از خودبیگانه و آوره ای است که در میان سیل خروشان تبلیغات و جبر اقتصادی تبدیل به چرخ دنده های بی تفاوت نظام جهانی می شود. وطن صرفاً یک قرارداد سیاسی نیست، بلکه بخشی از هویت اخلاقی فرد است.
این نحوه پاسداشت میهن، دچار افارط گرایی ناسیونالیسم نخواهد شد، توجه به ملاک ارزشمندی وطن که به وجه تاریخی و فرهنگی اشاره داشت نشان می دهد که دفاع از وطن نه به معنای دفاع از توسعه طلبی و تجاوز به هویت دیگران بلکه به معنای دفاع از هویت خویش است. اگر هویت ها را ملاک انسانیت بدانیم، همه آنها در نگاه اول مورد احترام یا دست کم مدارا هستند مگر به دلایل دیگر، نیاز به مقابله با آنها پیش بیاید.