به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ وقایع کمی در تاریخ مدرن نشان میدهند که یک رژیم برای ایجاد رضایت، مانند کیش شخصیتی که نیکولا چائوشسکو پیرامون خود و درنهایت همسرش ساخت، تا چه حد پیش میرود.
در طول جنگ سرد، رومانی حتی در بلوک شرق نیز متمایز بود - نه به خاطر مقاومتش در برابر ارتدوکس شوروی، بلکه به خاطر شدت خودستایی رهبرش.
آنچه چائوشسکو بنا کرد صرفاً تبلیغات نبود. این پروژه بازآرایی کامل واقعیت عمومی بود؛ بازآراییای که گامبهگام، با هر نقاشی، هر شعر و هر پرترهی رسمی شکل میگرفت.
ماشین این کیش شخصیت با «تزهای ژوئیه» سال ۱۹۷۱ به حرکت درآمد؛ چرخشی ایدئولوژیک و فراگیر که فضای نسبتاً باز دههی ۱۹۶۰ را برچید و تمامیتخواهی استالینی را بار دیگر تحمیل کرد.
«شخصیتهای شاخص در تاریخ میهن». ساختهشده در محفل پیشگامان دراگاشانی.
به سفارش کمیته حزب شهرستان اولت و به مناسبت شصتمین سالگرد تولد چائوشسکو در ژانویه ۱۹۷۸ به او تقدیم شد.
چائوشسکو با الهام از آنچه در سفرهایش به کره شمالی و چین دیده بود - جایی که کیم ایل سونگ و مائو تسهتونگ خود را تا حدی اسطورهای بالا برده بودند - تصمیم گرفت ساختاری مشابه را در کشور خود ایجاد کند.
ایدئولوژی سختگیرانه ملیگرایانه جای روند آزادسازی را گرفت و «رئالیسم سوسیالیستی» به زیباییشناسی اجباری در زندگی فرهنگی رومانی تبدیل شد.
در سالهای نخست، این کیش شخصیت تنها بر خود چائوشسکو متمرکز بود؛ اما تا اوایل دهه ۱۹۸۰ همسرش، النا، نیز در آن گنجانده شد و به یکی از معدود همسران رهبران کمونیست تبدیل شد که بهتنهایی به یک نیروی سیاسی واقعی بدل شدند.
«نیکلای چائوشسکو و صحنههایی از تاریخ مردم». این اثر توسط ناتالیا و نیکلای گادونسکی
به مناسبت پنجاهوچهارمین سالگرد تولد چائوشسکو (ژانویه ۱۹۷۲) به او اهدا شد.
چائوشسکو پس از آنکه در سال ۱۹۶۵ به دبیرکلی حزب کمونیست رومانی رسید - قدرتمندترین مقام در ساختار سیاسی کشور - قدرت خود را تثبیت کرده بود.
دو سال بعد، او رهبری شورای دولتی را نیز برعهده گرفت و عملاً به رئیس کشور تبدیل شد.
در سال ۱۹۷۴ این مقام به «ریاستجمهوری جمهوری» ارتقا یافت؛ جایگاهی با اختیارات اجرایی گسترده که کنترل تقریباً مطلق او را بیش از پیش تقویت کرد.
دو نقاشی «ادای احترام» که توسط کمیته حزب شهرستان سیبیو به مناسبت
تولد نیکولای چائوشسکو در سالهای ۱۹۸۳ و ۱۹۸۹ اهدا شده است.
تقریباً در همان زمان، رژیم عصای تشریفاتی ریاستجمهوری را معرفی کرد که قرار بود نماد اقتدار باشد؛ اقدامی آنقدر غیرمعمول که سالوادور دالی، هنرمند سوررئالیست، تلگرامی در ستایش این تصمیم فرستاد؛ پیامی طعنهآمیز که مطبوعات تحت کنترل دولت رومانی بدون درک کنایه آن منتشر کردند.
از همان کودکی، دانشآموزان رومانیایی با شعرها و سرودهایی بزرگ میشدند که وحدت حزب، رهبر و ملت را میستود.
هدف تنها ایجاد شور و اشتیاق نبود؛ بلکه این بود که هرگونه مخالفت علنی از نظر ساختاری ناممکن شود. چائوشسکو به گونهای معرفی میشد که بنا به تعریف خطاناپذیر است؛ شخصیتی فراتر از هرگونه انتقاد.
«ادای احترام»؛ نویسنده: کنستانتین نیتسکو.
رسانهها نیز با خلاقیتی چشمگیر نقش خود را ایفا میکردند. رسانههای دولتی او را به عنوان نظریهپردازی نابغه در کمونیسم معرفی میکردند که سهمی چشمگیر در مارکسیسم–لنینیسم داشته و اندیشههایش سرچشمه تمام پیشرفتهای ملی بوده است.
مجموعه آثار او به طور منظم تجدید چاپ میشد، به زبانهای متعدد ترجمه میگردید و سرانجام در قالب دهها جلد منتشر شد که قفسههای کتابفروشیهای رومانی را پر میکرد.
گویندگان از «عصر طلایی چائوشسکو» سخن میگفتند و مجموعهای از عناوین پرطمطراق را به کار میبردند: «ضامن پیشرفت و استقلال ملت»، «معمار دوراندیش آینده کشور» و دهها عنوان دیگر.
«صفحات تاریخ»؛ نویسنده: گلوریا لونیتا
دان ایونسکو، نویسنده و همکار رادیو اروپای آزاد، طیفی کامل از القابی را که روشنفکران رومانیایی ناچار بودند به رهبر خود نسبت دهند، ثبت کرده است؛ ازجمله «جرم آسمانی»، «خدای زمینی»، «شاهزاده رؤیایی»، «ستاره صبحگاهی»، «تایتان» و «منجی». با این حال، بیشتر افراد او را بهسادگی «کُندوکاتور» مینامیدند: رهبر.
هر دو چائوشسکو [زن و شوهر] بهشدت نسبت به تصویر عمومی خود حساس بود و دستگاه دولتی برای محافظت از این تصویر به هر اقدامی دست میزد. در عکسهای رسمی، همواره آنها را چنان نشان میدادند که گویی در اواخر دهه چهل زندگی خود هستند.
گفتوگو با نسل جوان؛ نویسنده: گئورگ جی. اچ. آنگل.
تلویزیون دولتی رومانی موظف بود طبق دستورالعملهای سختگیرانه، نیکلای و النا چائوشسکو را در بهترین و مطلوبترین حالت ممکن به تصویر بکشد. فیلمبرداران حق نداشتند بر قد نسبتاً کوتاه چائوشسکو تأکید کنند.
النا که نسبت به نیمرخ خود حساسیت داشت، هرگز از زاویه کنار فیلمبرداری نمیشد.
در مقطعی، همه پرترههای رسمی چائوشسکو او را در یک نیمرخ ثابت نشان میدادند که فقط یک گوشش دیده میشد؛ اما پس از آنکه لطیفهای رایج شد که این تصویر را به اصطلاحی در زبان رومانیایی برای «دیوانگی» پیوند میداد، آن پرترهها بهسرعت جمعآوری شدند و با تصاویری جایگزین شدند که در آنها هر دو گوش او بهوضوح دیده میشد.
نقاشی با چائوشسکو در سواحل رودخانه دامبوویتا.
نقاشی به یکی از گویاترین ابزارهای این کیش شخصیت تبدیل شد. در بومهای نقاشی، چائوشسکو به صورت نمادین در سه مرحله از زندگیاش ـ - کودکی، نوجوانی و رهبری پخته و بالغ - به تصویر کشیده میشد؛ روایتی که مسیر او را از آرمانگرایی جوانانه تا مقام یک دولتمرد قهرمان دنبال میکرد.
برخی آثار او را در کنار شخصیتهای تاریخی رومانی نشان میدادند و بدین ترتیب میان دیکتاتور وقت و فرمانروایان و جنگاوران سدههای گذشته پیوند برقرار میکردند؛ گویی قدرت سیاسی بیوقفه از شاهزادهنشینهای قرون وسطایی تا میز کار او در بخارست جریان یافته بود.
«ادای احترام»؛ نویسنده: سابین بالاسا.
دیگر نقاشیها لحظاتی از زندگی شخصی او را به تصویر میکشیدند، اما نه در قالب زندگینامه، بلکه به صورت اسطورهسازی. هنرمندانی که این آثار را خلق میکردند، از نظر استعداد و انگیزه تفاوتهای زیادی با یکدیگر داشتند.
برخی ناچار به نقاشی کردن بودند؛ اما به نظر میرسد برخی دیگر واقعاً به آنچه میآفریدند باور داشتند و با احترامی صادقانه نسبت به مردی که به آنان آموخته شده بود شخصیتی استثنایی بدانند، دست به خلق این آثار میزدند.
«جوانان انقلابی»؛ نویسنده: اوژن پالاده
زادروز چائوشسکو که به عنوان یک تعطیل رسمی ملی گرامی داشته میشد، هر سال به فرصتی برای انتشار مجموعههایی از ستایشنامهها تبدیل شده بود که اعضای طبقه روشنفکر رومانی آنها را گردآوری میکردند.
نخستین مجموعه مهم با عنوان «اُماجیو» (Omagiu) به معنای «ادای احترام» در سال ۱۹۷۳ منتشر شد؛ اثری حجیم و با تولیدی پرزرقوبرق. تا دهه ۱۹۸۰، انتشار این مجلدها به رویدادی سالانه تبدیل شده بود و صفحات آنها از نثر، شعر و سرودهای ستایشآمیز پر میشد. اینکه از روشنفکران انتظار میرفت در این آثار مشارکت کنند، امری بدیهی و پذیرفتهشده بود.
اینکه بسیاری از آنان بدون هیچ نشانهای از اعتراض آشکار با این روند همراهی میکردند، بهخوبی ماهیت جهانی را نشان میداد که کیش شخصیت چائوشسکو پدید آورده بود؛ جهانی که در آن، برای بیشتر مردم، مرز میان باور صادقانه و تلاش حسابشده برای بقا مدتها بود که اهمیت خود را از دست داده بود.
اولین رئیسجمهور رومانی (نقاشی اثر کنستانتین پیلیوتا).

با احترام به فرمانده معظم کل قوا»؛ نویسنده: سرهنگ دوم جی. اچ. یونیتا.
«تجمع در مقابل دانشگاه، اوت ۱۹۴۴»؛ نویسنده: دورو روتارو.
«اول مه ۱۹۳۹» نویسنده: اوگن پالاده.
«در سالهای بیقانونی»؛ نویسنده: کورنلیو یونسکو

«بازدید کاری»؛ نویسنده: واسیل پاپ نگرستئانو.
بازدید از پرولتاریا. نویسنده: اوژن پالاد «ادای احترام». به سفارش کمیته امور شوراهای مردمی (۱۹۸۴).
«قهرمان رومانی سوسیالیستی». به سفارش کمیته حزب شهرستان اولت و در ژانویه ۱۹۸۸،
به مناسبت هفتادمین سالگرد تولد چائوشسکو، به او اهدا شد.
یک پوستر تبلیغاتی در خیابانهای بخارست، ۱۹۸۶.
عنوان پوستر «۶۵ سال از تأسیس حزب کمونیست رومانی» است
در حالی که در پسزمینه «دوران چائوشسکو» و «حزب. چائوشسکو. رومانی» نوشته شده است.
ویترین یک کتابفروشی در بخارست، که آثار چائوشسکو را به نمایش میگذارد، حدود سال ۱۹۸۶.
تمبر یادبود هفتادمین سالگرد تولد (و ۵۵ سال فعالیت سیاسی) نیکولای چائوشسکو، ۱۹۸۸.
منبع: rarehistoricalphotos
ترجمه: امیرمهدی نادری
۲۵۹
∎