شناسهٔ خبر: 78535635 - سرویس بین‌الملل
نسخه قابل چاپ منبع: راهبرد معاصر | لینک خبر

گزارش «اکونومیست»؛

تغییر راهبرد ایران، از احتیاط به خطر‌پذیری

آنچه زمانی غیرقابل تصور تلقی می‌شد، به واقعیتی جدید در منطقه تبدیل شده است. دکترین راهبردی ایران پس از نبردهای اخیر تغییر کرده و تهران اکنون بیشتر مایل به خطر‌پذیری در رویارویی با آمریکا و رژیم صهیونیستی است. آنچه زمانی غیرقابل تصور تلقی می‌شد، به واقعیتی جدید در منطقه تبدیل شده است. دکترین راهبردی ایران پس از نبردهای اخیر تغییر کرده و تهران اکنون بیشتر مایل به خط...

صاحب‌خبر -

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ آنچه زمانی غیرقابل تصور بود، اکنون عادی شده است. هفته گذشته ایالات متحده و اسرائیل ایران را بمباران کردند؛ در مقابل، بالگرد آمریکایی سرنگون شد، ایران به اسرائیل موشک شلیک و به منافع ایالات متحده در چندین کشور عربی حمله کرد. این به سرعت در حال تبدیل شدن به موضوعی عادی و جدید در منطقه است. گرچه آتش‌بس نسبی بیش از دو ماه عمدتاً برقرار است، اما مذاکرات بین ایالات متحده و ایران همچنان متوقف شده و موارد نقض آتش‌بس در حال افزایش است.  

پس از 6 هفته جنگ علیه دو دشمن قدرتمند، مسئولان فعلی ایران اعتماد به نفس بیشتری دارند

بن‌بست دیپلماتیک تنها دلیل این آشفتگی نیست؛ بلکه نشان‌دهنده جسارت جمهوری اسلامی نیز هست. ماه‌ها دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا اصرار داشت ایران به شدت خواهان توافق است. با وجود این، وی از تمایل برای تحمل درگیری محدود و خطر بازگشت به جنگ تمام عیار نگران بود. این تمایل نوظهور برای خطر‌پذیری، خود خطرناک است. ایران روی توانایی خود برای بازداشتن اسرائیل و وادار کردن ترامپ به توافق شرط‌بندی می‌کند.  

برای دهه‌ها، مقام های ارشد ایران در استفاده از زور بسیار محتاط بودند. نسلی که در پی جنگ ویرانگر عراق در دهه ۱۹۸۰ شکل گرفت، مصمم بود درگیری‌ها را از مرزهای کشور دور نگه دارد. در عوض، جمهوری اسلامی به حمایت از گروه‌های عربی مانند حزب‌الله لبنان، به عنوان وسیله‌ای برای اعمال نفوذ در خاورمیانه بدون خطر عواقب مستقیم متوسل شد.  

اما این احتیاط بدون انتقاد نبوده است. به عنوان نمونه، هنگامی که ترامپ دستور ترور شهید قاسم سلیمانی، فرمانده ارشد ایرانی را در سال ۲۰۲۰ صادر کرد، ایران با حمله موشکی از پیش اعلام شده به دو پایگاه آمریکایی در عراق پاسخ داد. برخی ها در تهران استدلال کردند این پاسخ کافی نیست و امکان دارد نشان‌دهنده ضعف باشد و حملات آینده آمریکا را تشویق کند. نظرات آنها رد شد، اما بسیاری از مسئولانی که با آنها مخالفت کردند، اکنون شهید شده اند.  

پس از 6 هفته جنگ علیه دو دشمن قدرتمند، مسئولان فعلی ایران اعتماد به نفس بیشتری دارند. آنها معتقدند رئیس جمهور آمریکا نمی‌خواهد جنگ نامحبوبی از سر بگیرد. حملات دوره‌ای به نیروهای آمریکایی در خلیج فارس اکنون برای ایران به عنوان منبع مفید اهرم فشار و نه فقط خطری غیرقابل قبول به نظر می‌آید. این تغییر در دکترین راهبردی ایران در لبنان مشهودتر است. قرار بود حزب‌الله از جمهوری اسلامی محافظت کند؛ یعنی اگر اسرائیل به ایران حمله کند، حزب الله موشک‌ها و نیروهای ویژه خود را علیه اسرائیل به کار بگیرد. ولی اکنون ایران قاطعانه از حزب‌الله محافظت می‌کند.  

در کوتاه‌مدت، این موضوع چالش ها را برای ایالات متحده و اسرائیل پیچیده‌تر خواهد کرد و باعث واگرایی منافع آنها می شود؛ چه اینکه تمایل ترامپ برای دستیابی به توافق با ایران با تمایل بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل برای ادامه جنگ در لبنان در تضاد است.  

حامیان ایران ادعا می‌کنند این تغییر عمیق‌تر است؛ اینکه توازن قدرت جدید در منطقه ایران را قادر می‌سازد از حملات اسرائیل به اشخاص ثالث جلوگیری کند. اما این به نظر خیال‌پردازی است. در سیاست خارجی کمتر کلمه‌ای به اندازه «بازدارندگی» مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرد. بازدارندگی به معنای منصرف کردن دشمنان از اقدام با متقاعد کردن آنها به این است که هزینه‌ها از فواید بیشتر خواهد بود. اما این چیزی نیست که هفته گذشته اتفاق افتاد.  

ایران به اسرائیل هشدار داد هرگونه حمله به بیروت، واکنشی در پی خواهد داشت. اسرائیل عقب‌نشینی نکرد؛ در عوض، پایتخت لبنان را بمباران کرد. سپس ایران تهدیدات خود را عملی کرد، اما رگبار موشک‌های بالستیکی که به سمت اسرائیل پرتاب کرد، خسارت کمی به بار آورد. این ممکن است عمدی بوده باشد، زیرا حمله ویرانگر می‌توانست آتش‌بس را به طور کامل پایان دهد. در هر صورت، واکنش اسرائیل نه تنها به اهداف نظامی، بلکه به تأسیسات پتروشیمی، که بخش حیاتی بخش انرژی و پایگاه صنعتی ایران است، خسارت وارد کرد.  

اگر این روند ادامه یابد، ایران شاید با انتخابی دشوار روبرو شود؛ افزایش حملات به اسرائیل، به خطر انداختن آتش‌بس، یا اجازه دادن به اسرائیل برای ادامه تضعیف حزب‌الله. ایران در تغییر رفتار آمریکا شانس بیشتری داشته است. بستن تنگه هرمز و پرتاب هزاران موشک و پهپاد به پایگاه های ایالات متحده در کشورهای خلیج فارس به متقاعد کردن ترامپ برای پذیرش آتش‌بس در ماه آوریل کمک کرد. از آن زمان، ایران می‌خواهد عزم و اراده کافی نشان دهد تا ترامپ را وادار به دادن امتیازات بیشتر برای توافق کند، اما نه تا جایی که دیپلماسی را به طور کامل کنار بگذارد.  

تنگه هرمز از قبل بسته شده است و به نظر می‌آید ترامپ تا زمانی که قیمت نفت زیر ۱۰۰ دلار در هر بشکه باقی بماند، نگران نیست

9 ژوئن بالگرد آپاچی آمریکایی بر فراز تنگه هرمز سرنگون شد. ترامپ تصمیم گرفت با بمباران پدافند هوایی ایران (گرچه ادعا می کرد این پدافندها در اوایل جنگ کاملاً نابود شده بودند) تلافی کند. سپس ایران دوباره به پایگاه‌های آمریکایی در بحرین و کویت حمله کرد. ترامپ روز بعد در پستی در شبکه‌های اجتماعی خشمگین به نظر آمد و نوشت: «ایران برای مذاکره و توافق خیلی دیر کرده است و هزینه آن را خواهد پرداخت».

وی آن شب دستور دور دیگری از حملات به اهداف نظامی داد. این چرخه معیوب و خطرناکی است. ایران امکان دارد بخواهد نشان دهد این بن‌بست برای آمریکا گران تمام خواهد شد، اما از دست دادن بالگرد برای تغییر موضع مذاکره ترامپ کافی نبود. برعکس، اگر دو خلبان کشته می‌شدند، وی امکان داشت احساس کند مجبور است جنگی تمام عیار از سر بگیرد.  

ایران به توانایی‌های خود اطمینان دارد. تنگه هرمز از قبل بسته شده است و به نظر می‌آید ترامپ تا زمانی که قیمت نفت زیر ۱۰۰ دلار در هر بشکه باقی بماند، نگران نیست. ایران نمی‌تواند بدون پایان دادن به آتش‌بس، حملات گسترده به همسایگان را در حوزه خلیج فارس از سر بگیرد.