شناسهٔ خبر: 78534788 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: آنا | لینک خبر

دبیر کارگروه دانشگاه‌های کمیته فرهنگ و تمدن شورای عالی انقلاب فرهنگی:

پیوست تمدنی لازمۀ موفقیت مرزبانی دیجیتال است

«مرزبانی دیجیتال بدون پیوست تمدنی به موفقیت لازم نمی‌رسد و تحلیل‌های روزمره به‌تنهایی برای فهم جنگ روایت‌ها کافی نیست. برای تبیین درست تحولات در فضای مجازی،... «مرزبانی دیجیتال بدون پیوست تمدنی به موفقیت لازم نمی‌رسد و تحلیل‌های روزمره به‌تنهایی برای فهم جنگ روایت‌ها کافی نیست. برای تبیین درست تحولات در فضای مجازی، باید یک پیوست تاریخی و تمدنی طراحی شود تا روایت‌ها در مسیر صیانت از هویت و منافع ایران قرار بگیرند.» این جملات بخشی از گفته‌های روح‌الله احمدزاده کرمانی، دبیر کارگروه دانشگاه‌های کمیته فرهنگ و تمدن شورای عالی انقلاب فرهنگی، دربارۀ مرزبانی دیجیتال و رویکرد تمدنی به آن است.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرگزاری آنا؛ روح‌الله احمدزاده کرمانی، دبیر کارگروه دانشگاه‌های کمیته فرهنگ و تمدن شورای عالی انقلاب فرهنگی، امروز در نخستین روز از رویداد هم‌اندیشی مرزبانی دیجیتال، با موضوع «جنگ روایت‌ها و راهبرد‌های رسانه‌ای در مرزبانی دیجیتال» سخن گفت و تأکید کرد که تحلیل رخداد‌های جاری در فضای رسانه‌ای و مجازی، بدون پیوست تاریخی و تمدنی، از تبیین عمیق واقعیت بازمی‌ماند. او با بهره‌گیری از دو استعاره «جهان مک‌دونالدی» و «قوی سیاه» تلاش کرد نشان دهد که نظم آمریکایی‌شده جهانی در برابر رخداد‌های بزرگ و پیش‌بینی‌ناپذیر، آسیب‌پذیر است و در وضعیت کنونی نیز نشانه‌های این آسیب‌پذیری آشکار شده است. 

احمدزاده کرمانی در ابتدای سخنان خود گفت: آنچه باید در این فرصت محدود جمع‌بندی شود، نسبت میان جنگ روایت‌ها و راهبرد‌های رسانه‌ای در مرزبانی دیجیتال است. او توضیح داد که برای ورود به این بحث، از دو استعاره استفاده می‌کند؛ یکی استعاره «جهان مک‌دونالدی» که برگرفته از یک چارچوب نظری درباره استانداردسازی، کارآمدی، پیش‌بینی‌پذیری و یکسان‌سازی فرهنگی و اقتصادی است و دیگری مفهوم «قوی سیاه» که از کتاب نسیم نیکلاس طالب وام گرفته شده است. 

نظم آمریکایی‌شده در برابر رخداد‌های بزرگ آسیب‌پذیر است

او با تشریح مفهوم جهان مک‌دونالدی بیان کرد: این تعبیر نماد جهانی استاندارد، کارآمد، پیش‌بینی‌پذیر و یکسان‌ساز در حوزه فرهنگ و اقتصاد است؛ جهانی که برآمده از نظمی ذهنی و آمریکایی‌شده به شمار می‌رود و می‌کوشد این گزاره را تثبیت کند که مسیر تاریخ به سمت آمریکایی شدن در حرکت است. به گفته او، این همان تصوری است که در برخی روایت‌های نظری غربی، از جمله ایده پایان تاریخ و نوید یک تمدن لیبرالیستی، بازتاب یافته است. 

دبیر کارگروه دانشگاه‌های کمیته فرهنگ و تمدن شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه داد: مفهوم «قوی سیاه» به یک استثنای بزرگ تاریخی اشاره می‌کند؛ استثنایی که ضعف تمدن‌های مدعی را آشکار می‌سازد. او افزود تمدن‌هایی که در ظاهر، شبکه‌های پیچیده، ساختار‌های متمرکز و سازوکار‌های جهانی بزرگی شکل می‌دهند، در برابر اختلال‌های بزرگ نیز می‌توانند آسیب‌پذیر شوند. او با اشاره به مباحث مطرح‌شده در کتاب طالب گفت برخی رویداد‌های نادر، غیرمنتظره و بسیار اثرگذار می‌توانند قواعد بازی جهانی را تغییر دهند. 

احمدزاده کرمانی با اشاره به نمونه‌های تاریخی بیان کرد: در طول تاریخ، برخی جنگ‌ها، ظهور قدرت‌های جدید و زوال قدرت‌های پیشین را رقم زده‌اند و برخی پاندمی‌ها و اپیدمی‌ها نیز مسیر تاریخ بشر را تغییر داده‌اند. او نمونه طاعون یا مرگ سیاه را یادآور شد و گفت این رخداد در قرون گذشته بر کم‌رونق شدن راه ابریشم اثر گذاشت و در نهایت سبب شد که تسلط دیرپای تمدن زمینی شرق، در یک معادله معکوس، جای خود را به تسلط دریایی غرب بدهد. او افزود این موضوع در آثاری، چون «تمدن و سرمایه‌داری» و نیز در نوشته‌هایی درباره راه‌های ابریشم مورد اشاره قرار گرفته است. 

ظهور یک استثنای تاریخی در برابر نظم جهانی مسلط

او در ادامه تصریح کرد: آنچه در این پنل دنبال می‌شود، این است که اکنون جهان در دوره ظهور یک استثنای بزرگ تاریخی قرار گرفته است؛ دوره‌ای که در آن یک رویداد نادر و غیرمنتظره، جهان را به حیرت واداشته است. به گفته او، همان جهان مک‌دونالدیِ ستبر و مدعیِ جهانی‌شدن، امروز به شکلی شکننده دچار ترک‌های اساسی و بنیادی شده است و رخداد‌های اخیر، به‌ویژه در قالب جنگ رمضان، به مثابه همان «قوی سیاه» عمل کرده‌اند که این نظم را به چالش کشیده‌اند. 

احمدزاده کرمانی افزود: برای فهم این رخداد نظامی و سیاسی، باید آن را در یک الگوی کلان و بلندمدت تحلیل کرد. او عنوان بحث خود را «روایت تمدنی از جنگ رمضان در برابر پاتمدن آمریکایی» دانست و گفت تحلیل این رخداد در سطح روزمره و صرفاً خبری، برای فهم همه ابعاد آن کافی نیست. 

زمان تاریخی و ضرورت تحلیل عمیق رخدادها

او در ادامه با استناد به تقسیم‌بندی‌های موجود در مطالعات تاریخی گفت: درک درست تاریخ، نیازمند توجه به چند لایه زمانی است. به گفته او، زمان جغرافیایی، زمان اقتصادی ـ سیاسی و زمان رویدادی، سه سطح مهم در تحلیل تاریخی به شمار می‌روند و آنچه در نهایت برایند واقعی تاریخ را نشان می‌دهد، صرفاً زمان رویداد‌ها و حکایت‌های گذرای حاکمان و سلطه‌گران نیست، بلکه تداوم ساختار‌های تاریخی است که در بازه‌های طولانی مشخص می‌کند کدام تمدن‌ها ماندگار می‌شوند و کدام تمدن‌ها در معرض زوال قرار می‌گیرند. 

دبیر کارگروه دانشگاه‌های کمیته فرهنگ و تمدن شورای عالی انقلاب فرهنگی تأکید کرد: مسئله اصلی او در این پنل آن است که اگرچه در روز‌های اخیر، در فضای مجازی و رسانه‌ای، تحلیل‌های متعددی از رخداد‌های جنگ رمضان از سوی رسانه‌های مختلفِ اردوگاه حق در برابر باطل ارائه شده است، اما آنچه به نظر او در این تحلیل‌ها کمتر دیده می‌شود، وجه تمدنی و تاریخی ماجرا است. او گفت روایت تمدنی، محتاج فهم جغرافیای تمدنی است و بدون چنین نگاهی، بخش مهمی از معنای رخداد‌ها نادیده می‌ماند. 

ریشه قدرت در جغرافیا قرار دارد

او در ادامه با اشاره به دیدگاه‌های شماری از متفکران و نظریه‌پردازان حوزه قدرت و استعمار گفت: بسیاری از آنان بار‌ها تأکید کرده‌اند که جغرافیا یک پدیده ایستا نیست، بلکه پدیده‌ای پویا است و ریشه قدرت در جغرافیا قرار دارد. او افزود در برخی آثار از «فرّه جغرافیایی» سخن گفته شده و توضیح داده شده است که برخی جغرافیا‌ها به طور طبیعی امکان تسلط فرامرزی را در طول تاریخ فراهم کرده‌اند. 

احمدزاده کرمانی تصریح کرد: جغرافیایی که به آب‌های آزاد دسترسی دارد، از ظرفیت فرامرزی عمل کردن برخوردار است و جغرافیای ایران اسلامی در همین چارچوب قابل فهم است. او افزود ایران به دلیل دسترسی به آب‌های آزاد، همواره توانسته در مقیاس فرامرزی اثرگذار باشد و از همین رو است که در برخی تحلیل‌های مشهور غربی نیز به قدرت تاریخی ایران در امپراتوری‌سازی اشاره شده است. او توضیح داد که مقصود از امپراتوری‌سازی در اینجا، توان فرامرزی عمل کردن است. 

تنگه هرمز در کانون روایت تمدنی ایران قرار دارد

او در ادامه گفت: هسته اصلی این تحلیل، فهم جایگاه تنگه هرمز در روایت تمدنی ایران است. به گفته او، تأکید‌های مکرر مقام معظم رهبری بر اهمیت تنگه هرمز، ناظر به این حقیقت است که یک تمدن لیبرال سرمایه‌داری نمی‌تواند همواره به شکل یک‌سویه در جهان پیش برود و مسیر تاریخ بشر را مطابق اهداف کلان خود جهت دهد. احمدزاده کرمانی افزود این روند در جایی می‌تواند متوقف شود که یک آبراهه بین‌المللی مهم، مانند تنگه هرمز، بتواند معادلات قوا را بر هم بزند و تفسیری تازه از جهان خلق کند. 

او تصریح کرد: جغرافیای خلیج فارس، آب‌های نیلگون آن و دسترسی ایران به آب‌های آزاد، در شرایط جنگ رمضان، یک موقعیت ژئوپولیتیکی تازه را برجسته کرده است. از نگاه او، جنگ رمضان بیش از آنکه صرفاً یک رخداد نظامی باشد، به‌منزله یک کاتالیزور برای فروپاشی نظم تک‌قطبی در حوزه انرژی و اقتصاد عمل کرده است. او افزود بحران تنگه هرمز نشان داده است که ساختار‌های به ظاهر امنیتی و اقتصادی بین‌المللی که جریان آزاد انرژی را تضمین‌شده می‌پنداشتند، از کارآمدی مطلق برخوردار نیستند. 

احمدزاده کرمانی بیان کرد: ایرانِ پس از جنگ رمضان، از نقش ناظر و نگهبان عبور کرده و به سمت ایفای نقش معمار نظم نوین اقتصادی حرکت کرده است. او تأکید کرد که سهم جغرافیایی و تمدنی ایران در روایت جنگ رمضان، جایگاهی بسیار مهم دارد و باید در تبیین رسانه‌ای مورد توجه قرار گیرد. 

تسلط بر آبراه‌ها و منطق قدرت جهانی

او در بخش دیگری از سخنان خود به برخی نظریه‌های ژئوپولیتیکی اشاره کرد و گفت: در یکی از مقالات مشهور اوایل قرن بیستم درباره «محور جغرافیای تاریخ»، بر اهمیت حوزه‌ای متشکل از سرزمین‌های محاط به دریای خزر، دریای عمان و خلیج فارس، دریای سیاه، دریای مدیترانه و دریای سرخ تأکید شده است. به گفته او، در آن نگاه، تسلط بر این حوزه می‌تواند زمینه سلطه بر قلب جهان را فراهم کند. 

او افزود: در همین چارچوب، این گزاره مطرح شده بود که برای مهار این منطقه، باید در آن جنگ ایجاد کرد و مجموعه‌ای از کشور‌ها و واحد‌های کوچک شکل داد که با وجود برخورداری از تنوع هویتی، از ضریب اثرگذاری بین‌المللی بالایی بهره‌مند نباشند. احمدزاده کرمانی با اشاره به نظریه‌پردازان قدرت دریایی در آمریکا نیز گفت آنان در آثار خود توضیح داده‌اند که چگونه ایالات متحده از مسیر تسلط بر آبراه‌های بین‌المللی و دسترسی به آب‌های آزاد توانسته جهان را تحت سیطره خود قرار دهد. 

کانال سوئز و تغییر موازنه تاریخی

وی سپس با یک بازگشت تاریخی به طراحی کانال سوئز توسط انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها اشاره کرد و خاطرنشان کرد: یکی از رخداد‌های مهمی که بر افزایش قدرت غرب اثر گذاشت، همین طراحی و حفر کانال سوئز بود که طی حدود یک دهه انجام شد و دریای مدیترانه را به دریای سرخ متصل کرد. به گفته او، این مسیر تازه، بخش بزرگی از راه زمینی راه ابریشم را کوتاه کرد و به غرب امکان داد از مسیر باب‌المندب و اقیانوس هند به چین و شرق آسیا دسترسی پیدا کند و تجارت سنتی راه ابریشم را دور بزند. 

احمدزاده کرمانی ادامه داد: روایت‌های تاریخی نشان می‌دهند که پس از این تحول، در سال‌های بعد، ایران نیز در دوره قاجار با قحطی‌های سنگینی روبه‌رو شد و بخشی از این وضعیت، تحت تأثیر سیاست‌های استعماری شکل گرفت. او گفت در تحلیل تمدنی، این پیوند‌ها باید دیده شود تا بتوان فهمید که رخداد‌های ژئوپولیتیکی و اقتصادی چگونه بر زیست ملت‌ها اثر می‌گذارند. 

او در ادامه افزود: اگر نگاه تمدنی و تاریخی گسترده‌تری اتخاذ شود، می‌توان حتی به این نکته رسید که ایران در گذشته‌های دور، در سرحدات جغرافیایی خود و در امتداد باب‌المندب تا شبه‌جزیره عربستان، ایده‌هایی پیشین در حوزه اتصال‌های دریایی و ژئوپولیتیکی داشته است و از این زاویه نیز می‌توان سابقه تمدنی ایران را در این عرصه مطالعه کرد. 

مرزبانی دیجیتال به پیوست تمدنی نیاز دارد

دبیر کارگروه دانشگاه‌های کمیته فرهنگ و تمدن شورای عالی انقلاب فرهنگی تصریح کرد: همه این نکات از آن جهت اهمیت دارد که اگر برای جنگ رمضان پیوست تمدنی و روایت تمدنی ارائه نشود، مرزبانی دیجیتال نیز به موفقیت لازم نمی‌رسد. او گفت پرداختن صرف به رخداد‌ها و رویداد‌ها کافی نیست و تحلیل‌های روزمره به تنهایی پاسخ‌گو نیستند. به گفته او، باید برای جنگ رمضان یک پیوست تاریخی و تمدنی طراحی شود تا ریشه‌های هویتی و تاریخی این جنگ به قرن‌ها مقاومت ملی ایرانیان در برابر قدرت‌های بیگانه پیوند داده شود. 

او با اشاره به نمونه‌های تاریخی گفت: در گذشته نیز اقوام و قدرت‌های مهاجم با جغرافیای سیاسی ایران درگیر شدند و با وجود جنگ‌ها و تلاش‌های طولانی، نتوانستند به سادگی بر ایران مسلط شوند. او افزود در مقاطعی، مجموعه‌ای از مردم عادی و نیرو‌های برخاسته از بطن جامعه قیام کردند و با ایجاد قدرت‌های تازه، مهاجمان را از ایران بیرون راندند و مسیر‌های بزرگ تمدنی و اقتصادی را احیا کردند. از نگاه او، این نمونه‌ها باید در روایت‌گری امروز به‌کار گرفته شوند. 

هژمونی غرب سه ضلع نظامی، اقتصادی و رسانه‌ای دارد

احمدزاده کرمانی در ادامه گفت: در دستگاه نظری امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری، هژمونی غرب و ایالات متحده همواره در سه ضلع فهم شده است؛ یک ضلع آن نظامی است، ضلع دیگر اقتصادی است و ضلع سوم، رسانه‌ای و فرهنگی است. او تأکید کرد فهم فرآیند هژمون شدن غرب در این ساختار سه‌وجهی، کمک می‌کند تا روشن شود چرا رسانه در جهان امروز به سمت نوعی فاشیسم رسانه‌ای حرکت کرده است. 

او توضیح داد: مقصودش از فاشیسم رسانه‌ای، صرف جلوگیری از سخن گفتن نیست، بلکه اجبار به سخن گفتن در یک روایت هدایت‌شده است. به گفته او، رسانه‌های مدرن در بسیاری از موارد به جای آنکه میدان آزاد روایت باشند، مخاطب را وادار می‌کنند در چارچوبی خاص سخن بگوید یا جهان را از زاویه‌ای خاص ببیند. 

رسانه‌های مدرن واقعیت را بازنمایی جهت‌دار می‌کنند

او در ادامه با اشاره به برخی نقد‌های مطرح‌شده در حوزه شرق‌شناسی گفت: در دوره جدید، پروژه‌های رسانه‌ای و ادبی فراوانی شکل گرفته‌اند که هدف آنها دور کردن ذهن توده‌های مردم از روایت‌های واقعی تاریخی بوده است. او توضیح داد که در این فضا، بسیاری از فجایع تاریخی رخ‌داده علیه ملت‌ها و بومیان در مناطق مختلف جهان، در سایه روایت‌سازی‌های ادبی، رسانه‌ای و فرهنگی به فراموشی سپرده شده‌اند. 

احمدزاده کرمانی تصریح کرد: در این معنا، باید میان «محاکات» و «بازنمایی» تفاوت گذاشت. از نگاه او، محاکات به معنای حکایت‌گری از امر واقع است، در حالی که بازنمایی می‌تواند روایت امر استعماری و ویرانگر باشد. او تأکید کرد اگر در مرزبانی دیجیتال، گفتار‌های تمدنی در برابر گفتار‌های پاتمدنی به صورت محاکات‌گرانه بازروایت نشوند، بخشی مهم از رسالت تبیین‌گری دچار خلأ می‌شود. 

فضای مجازی بدون پیوست تمدنی به ویران‌شهر گفتار تبدیل می‌شود

او در ادامه بیان کرد: ایده تمدن، ایده تفکر در باب تفکر است و ایده داستان، ایده تاریخ است. به گفته او، آنچه در فضای غالب رسانه‌ای تمدن غرب دیده می‌شود، در بسیاری موارد به امتناع تفکر نزدیک می‌شود. او با اشاره به برخی دیدگاه‌ها درباره فضای مجازی گفت در این فضا، صدا دار شدن لزوماً به معنای تقویت تفکر نیست و گاهی کسانی بیشتر دیده و تشویق می‌شوند که صدای بلندتری دارند، نه اندیشه عمیق‌تری دارند. 

احمدزاده کرمانی افزود: اگر فضای دیجیتال به پیوست گفتار تمدنی مجهز نشود، جامعه را در مسیر نوعی ویران‌شهر گفتاری قرار می‌دهد. او گفت در برابر این وضعیت، گفتار تمدنی، گفتار نور و حق است و می‌تواند جامعه را از تاریکی به سوی روشنایی هدایت کند. از نگاه او، گفتار بی‌ریشه و فاقد پیوند تمدنی، حرکت از نور به سمت ظلمات را تشدید می‌کند. 

جنگ رمضان باید در امتداد تاریخ تمدنی ایران روایت شود

او تأکید کرد که امروز باید روایت جنگ رمضان در افق یک تاریخ تمدنی تحلیل شود. به گفته او، همان‌گونه که در برخی متون کلاسیک تاریخی و اجتماعی آمده است، برای سنجش زنده بودن یک تمدن باید به عنصر پیوستگی اجتماعی و توان پاسخ‌گویی به چالش‌های بزرگ توجه کرد. او افزود آنچه در این رخداد‌ها دیده می‌شود، حکایت از وجود امتداد تمدنی دارد؛ امتدادی که در بزنگاه‌های مهم، جامعه را حول یک بنیان مشترک گرد می‌آورد. 

احمدزاده کرمانی همچنین اضافه کرد: همین واقعیت که مردم با وجود تفاوت‌نظر‌ها و برخی اعتراض‌ها، در برابر قدرت بیگانه و اجنبی به یک نقطه همگرایی می‌رسند، خود نشانه‌ای از وجود یک بنیان تمدنی و اجتماعی زنده است. او افزود یکی از شاخص‌های زنده بودن یک جغرافیا و تمدن، قدرت پاسخ‌گویی آن در برابر چالش‌های کلان است و جمهوری اسلامی ایران از دل یک تاریخ چند هزار ساله و اندیشه‌های وحیانی و توحیدی برخاسته است و در برابر بزرگ‌ترین چالش‌های امروز جهان توان ایستادگی و پاسخ‌گویی دارد. 

او تصریح کرد: این ظرفیت نیازمند تبیین‌گری است و باید برای افکار عمومی روشن شود که در طول تاریخ، بسیاری از تمدن‌ها توان پاسخ مؤثر به چالش‌ها را نداشته‌اند و نتوانسته‌اند خود را بازسازی و نوسازی کنند. به گفته او، فهم جایگاه جمهوری اسلامی در این چارچوب تاریخی و تمدنی، بخشی مهم از وظیفه رسانه‌ای و فرهنگی امروز است. 

ترک برداشتن نظم غربی در پرتو واقعیت جغرافیا آشکار شده است

احمدزاده کرمانی در جمع‌بندی سخنانش بار دیگر تأکید کرد: غرب را در این بحث، بیش از آنکه بتوان یک تمدن نامید، باید در قالب یک پاتمدن تحلیل کرد که در مسیر تاریکی تاریخی حرکت می‌کند. او گفت در مرزبانی دیجیتال، نیاز فوری به یک پیوستار تمدنی برای تحلیل جنگ رمضان وجود دارد؛ زیرا این رخداد نشان داده است که نظم مسلط غربی ترک برداشته است. 

او افزود: قفل شدن تنگه هرمز و انسداد مسیر آبراه‌های بین‌المللی از این ناحیه نشان داد که جغرافیا پدیده‌ای بسیار مهم و پویا است و دولت‌های استعماری در طول چند سده اخیر نیز همواره بر همین اساس عمل کرده‌اند. از نگاه او، در گفتمان پاتمدن غربی، نقشه صرفاً تصویر جهان نیست، بلکه تفسیر جهان است و آنکه نقشه را ترسیم می‌کند، در واقع روایت تاریخی را نیز کنترل می‌کند. 

این پژوهشگر در خاتمه گفت: هر کسی از نقشه‌های جهان حذف شود، از روایت جهان نیز حذف می‌شود و از همین‌جا می‌توان فهمید که چرا در بیانات مقام معظم رهبری، بر جایگاه تنگه هرمز و نقش ایران در معماری نظم نوین منطقه‌ای و جهانی تأکید می‌شود. احمدزاده کرمانی افزود: این نگاه، برخاسته از یک منظر تمدنی به مسائل بین‌المللی است و اگر این فهم محاکات‌گرانه و روایت‌گرانه به روایت جنگ رمضان ضمیمه شود، مرزبانی دیجیتال به توفیقات حداکثری خواهد رسید. 

انتهای پیام/