به گزارش خبرنگار قدس، این بازار، از تأمین مواد اولیه و فعالیت کارگاهها و کارخانهها تا شبکه توزیع و فروش، با معیشت هزاران فعال اقتصادی گره خورده و نقشی فراتر از یک کالای خانگی در اقتصاد کشور ایفا میکند. با این حال، در سالهای اخیر گزارشهایی از عرضه برخی محصولات کارگاهی با نام برندهای شناختهشده منتشر شده؛ موضوعی که اگرچه فعالان صنفی درباره میزان گستردگی آن اختلاف نظر دارند. این مسئله فقط یک اختلاف میان فروشنده و خریدار نیست؛ بلکه به اعتماد مصرفکننده، اعتبار تولیدکنندگان واقعی و شفافیت بازار مربوط میشود.
در شرایطی که خانوادهها برای خرید مبلمان گاه دهها یا حتی صدها میلیون تومان هزینه میکنند، تشخیص اینکه محصولی که با عنوان «کارِ کارخانه» عرضه میشود واقعاً محصول همان کارخانه است یا نه، به یک دغدغه جدی تبدیل شده است.
ادعای «کار کارخانه» واقعیت یا استفاده از اعتبار برند؟
قدس در گفتوگو با یکی از اعضای هیئترئیسه اتحادیه مبلمان، ابعاد این ابهام در بازار را بررسی کرده است. مجید صفاییراد، عضو هیئترئیسه اتحادیه مبلمان، در گفتوگو با قدس میگوید اگرچه نمیتوان درباره گستردگی این اتفاق با قطعیت سخن گفت، اما اصل ماجرا را انکار نمیکند. او میگوید: « بههرحال یک عدهای هستند که از اسم مجموعههای شناختهشده استفاده میکنند. خیلی از فروشندههایی که در بازار هستند، قبلاً شاگرد، همکار یا فروشنده مجموعههای بزرگتر بودهاند و طبیعی است که برندها را خوب میشناسند.»
صفاییراد توضیح میدهد بخش مهمی از دشواری برخورد با این مسئله، به شفاهی بودن ادعاها بازمیگردد؛ جایی که فروشنده محصولی را به نام یک برند معرفی میکند، اما سندی برای این ادعا وجود ندارد.
به گفته وی، «مشکل اینجاست که اغلب این حرفها شفاهی زده میشود و هیچ مدرکی هم از آن وجود ندارد. وقتی کسی صرفاً به زبان بگوید این کار مربوط به فلان کارخانه است، بعداً نمیشود ثابت کرد که چنین ادعایی مطرح شده. فرد خیلی راحت میگوید من اصلاً چنین حرفی نزدهام. نه فاکتوری هست، نه سندی، نه چیزی که بتوان به آن استناد کرد.»
مرز پیگیری قانونی کجاست؟
او تأکید میکند اگر سوءاستفاده از نام یک برند بهصورت رسمی و مستند انجام شود، امکان پیگیری قانونی وجود دارد. صفاییراد میگوید: «اگر جایی تابلوی یک برند را بزنند، یا روی فاکتور، سربرگ یا تبلیغات چاپی از اسم مجموعه استفاده کنند، قطعاً میشود شکایت کرد و حتی محکومیتهای سنگین هم دارد. چون میگویند سالها از اعتبار آن برند استفاده شده و سود بردهاند. اما وقتی فقط شفاهی باشد، اثباتش خیلی سخت میشود.»
این فعال صنعت مبلمان در عین حال معتقد است بخشی از مسئولیت نیز بر عهده خریداران است؛ بهویژه در بازاری که ظاهر فروشگاه همیشه نشاندهنده هویت واقعی تولیدکننده نیست.
او توضیح میدهد: «مردم معمولاً نمایشگاه را میبینند و قضاوت میکنند. درحالیکه چهبسا نمایشگاههای خیلی بزرگ وجود داشته باشند که اصلاً تولیدکننده نیستند. از آن طرف ممکن است تولیدکننده واقعی، کارگاه یا کارخانهاش جای دیگری باشد و فقط یک شوروم یا فروشگاه محدود داشته باشد.»
چالش کیفیت در دوگانه کارگاه یا کارخانه
در همینجا یکی از سوءبرداشتهای رایج بازار مبلمان شکل میگیرد؛ اینکه بسیاری تصور میکنند «کارگاهی» بودن الزاماً نشانه کیفیت پایین و «کارخانهای» بودن به معنای تضمین کیفیت است. درحالیکه فعالان صنعت میگویند واقعیت پیچیدهتر از این دوگانه ساده است.
در تولید کارخانهای، معمولاً استانداردسازی بیشتری وجود دارد؛ از نوع برش و اتصالات گرفته تا کنترل کیفیت، تراکم فوم، رویهکوبی و هماهنگی اجزای محصول. همین مسئله باعث میشود کیفیت محصول نوسان کمتری داشته باشد. اما در تولید کارگاهی، کیفیت تا حد زیادی به مهارت استادکار وابسته است؛ موضوعی که میتواند هم مزیت باشد و هم ریسک.
به بیان سادهتر، یک کارگاه حرفهای و باسابقه ممکن است محصولی باکیفیتتر از برخی خطوط تولید ارائه کند، اما یک کارگاه ضعیف نیز میتواند صرفاً با ظاهری لوکس و پارچهای چشمگیر، محصولی با کیفیت پایینتر عرضه کند؛ تفاوتی که معمولاً تا چند ماه بعد از خرید آشکار نمیشود.
کیفیت واقعی در اجزای پنهان
به گفته کارشناسان این صنعت، کیفیت واقعی مبل بیش از آنکه در ظاهر دیده شود، در اجزای پنهان آن نهفته است؛ بخشهایی که اغلب مشتری هنگام خرید فرصت یا تخصص بررسی آن را ندارد. «کلاف» یا اسکلت اصلی مبل، نوع چوب مصرفی، کیفیت اتصالات، نوع فوم یا اسفنج و شیوه رویهکوبی، از جمله مهمترین شاخصهای کیفیت بهشمار میروند.
برای مثال، تفاوت میان فوم سرد و اسفنجهای کمکیفیت، معمولاً در کوتاه مدت مشخص نمیشود، اما در طول زمان میتواند خود را در قالب نشست، افت یا تغییر شکل مبل نشان دهد. همچنین نوع چوب و استحکام کلاف، نقش مهمی در دوام محصول ایفا میکند؛ مسئلهای که در نگاه اول برای مشتری چندان قابل تشخیص نیست.
هویت برند چگونه قابل تشخیص است؟
صفاییراد اما معتقد است در چنین بازاری، مهمترین ابزار تشخیص برای مشتری، توجه به هویت واقعی برندهاست. او میگوید: «یک مجموعهای که واقعاً کارخانه و برند باشد، بالاخره هویت دارد؛ سایت دارد، صفحه رسمی دارد، آدرس مشخص دارد، فیلم و عکس از کارخانهاش هست، نیروهایش مشخصاند، فروشگاههای رسمیاش معلوم است. اینها چیزهایی نیست که بشود یکشبه ساخت.»
او ادامه میدهد: «مثلاً اگر یک برند رسمی باشد، معمولاً روی خود محصول هم نشانههای هویتی وجود دارد؛ از لوگو گرفته تا برچسب، دوخت برند یا حتی جزئیات بستهبندی. اینها قابل بررسی است و مشتری میتواند دربارهشان تحقیق کند.»
یکی از نکاتی که صفاییراد بر آن تأکید میکند، مسئله تطابق میان ادعای فروشنده و نشانههای رسمی برند است؛ موضوعی که به گفته او، بسیاری از خریداران هنگام خرید از آن غفلت میکنند.
او میگوید: «مردم باید به تابلو، اسم فروشگاه، فاکتور و هویت مجموعه دقت کنند. اگر کسی میگوید این کار متعلق به فلان برند است، خب باید یک نشانی از آن وجود داشته باشد. اگر اسم فروشگاه چیز دیگری است، فاکتور با سربرگ برند نیست، نشانی مشخصی وجود ندارد یا هیچ ردی از آن مجموعه در فضای رسمی دیده نمیشود، خریدار باید سؤال کند.»
یک راه ساده برای جلوگیری از سوءاستفاده
به گفته عضو هیئترئیسه اتحادیه مبلمان، یکی از سادهترین راههای جلوگیری از سوءاستفاده احتمالی، مطالبه ثبت کتبی ادعای فروشنده است؛ راهکاری که به اعتقاد او، بسیاری از ابهامها را برطرف میکند.
صفاییراد توضیح میدهد: «اگر فروشنده میگوید این محصول متعلق به فلان شرکت یا کارخانه است، خیلی ساده مشتری بگوید این را داخل فاکتور بنویسید. وقتی مکتوب شود، دیگر مسئولیت حقوقی دارد. اگر کسی واقعاً نمایندگی یا فروشنده رسمی باشد، از نوشتن این موضوع ابایی ندارد. اما اگر ادعا درست نباشد، معمولاً حاضر نیست آن را ثبت کند.»
او ادامه میدهد: «مشکل اینجاست که اغلب این حرفها شفاهی است. بعداً هم اگر مشتری برگردد و اعتراض کند، فروشنده میگوید من اصلاً چنین چیزی نگفتم. چه مدرکی هست که ثابت کند چنین ادعایی مطرح شده؟»
به گفته صفاییراد، مشتریان باید پیش از اعتماد به نامهای مطرح، درباره برند موردنظر تحقیق کنند؛ موضوعی که امروز با وجود وبسایتها، شبکههای اجتماعی و اطلاعات آنلاین، سادهتر از گذشته شده است.
مرز مبهم میان برند واقعی و فروش به نام برند
وی میگوید: «اگر یک برند واقعاً شناختهشده باشد، بالاخره سایت دارد، اینستاگرام دارد، فروشگاههای رسمیاش مشخص است. مثلاً اگر مجموعهای در شهری شعبه نداشته باشد، قابل بررسی است. مشتری میتواند خیلی راحت جستوجو کند که آیا واقعاً چنین نمایندگی یا شعبهای وجود دارد یا نه.»
این فعال صنعت مبلمان معتقد است برندهای شناختهشده معمولاً نشانههای مشخصی روی محصولات خود دارند؛ نشانههایی که جعل یا حذف آنها بهسادگی ممکن نیست. او میگوید: «خیلی از مجموعههای معتبر روی محصولاتشان لوگو، برچسب، هویت بصری یا حتی دوخت برند دارند. بعضیها روی پارچه، کفکِش، بستهبندی یا اجزای مختلف محصول، برند را درج میکنند. این چیزها را مشتری میتواند ببیند.»
در عین حال، صفاییراد تأکید میکند که حتی ظاهر حرفهای یک فروشگاه نیز نباید ملاک قطعی قضاوت قرار گیرد. به گفته او، «خیلیها فکر میکنند اگر یک نمایشگاه بزرگ باشد، پس حتماً خودش تولیدکننده است. در صورتی که الزاماً اینطور نیست. خیلی از فروشگاهها فقط عرضهکنندهاند و تولید جای دیگری انجام میشود.»
در همینجا، مسئله تفاوت «کارگاه» و «کارخانه» بار دیگر اهمیت پیدا میکند. برخلاف تصور رایج، بخش مهمی از بازار مبلمان ایران هنوز مبتنی بر تولیدات کارگاهی است؛ واحدهایی که بعضاً کیفیت بالایی هم دارند، اما استاندارد تولید در آنها بهاندازه کارخانهها یکدست نیست.
کارشناسان این صنعت معتقدند خریدار باید بهجای تمرکز صرف بر ظاهر، درباره ساختار محصول پرسوجو کند؛ اینکه کلاف مبل از چه جنسی است، از فوم سرد استفاده شده یا اسفنج، نوع اتصالات چیست، ضمانتنامه چه مواردی را پوشش میدهد و آیا امکان رهگیری تولیدکننده وجود دارد یا نه.
واقعیت این است که دو مبل تقریباً مشابه از نظر ظاهری، میتوانند از لحاظ کیفیت داخلی و طول عمر، تفاوتی جدی داشته باشند. در بسیاری از موارد، اختلاف قیمت نه صرفاً به ظاهر محصول، بلکه به جزئیات فنی پنهان بازمیگردد؛ از نوع چوب مصرفی گرفته تا کیفیت فوم، اتصالات و استانداردهای تولید.
صفاییراد در بخش دیگری از گفتوگوی خود، نقش رسانهها در افزایش آگاهی مصرفکننده را مهم میداند و میگوید: «اگر رسانهها به این موضوع بپردازند و مردم را آگاه کنند که درباره برند تحقیق کنند، فروشگاههای رسمی را چک کنند و به فاکتور و مشخصات توجه داشته باشند، قطعاً خیلی از این مشکلات کمتر میشود.بالاخره یک برند شناختهشده، سالها برای اعتبارش زحمت کشیده است. طبیعی است که باید از آن محافظت شود. اما مهمتر از آن، این است که مردم هم با آگاهی بیشتری خرید کنند.»
بازار مبلمان ایران طی سالهای اخیر، بهویژه با کاهش قدرت خرید خانوارها، بیش از گذشته به سمت تنوع تولیدات کارگاهی، سفارشی و ترکیبی حرکت کرده است؛ روندی که اگرچه حق انتخاب بیشتری به مشتری میدهد، اما همزمان، تشخیص مرز میان «برند واقعی» و «فروش به نام برند» را دشوارتر کرده است. در چنین شرایطی، شاید مهمترین ابزار خریدار نه اعتماد به روایت فروشنده، بلکه چند دقیقه تحقیق، بررسی هویت برند و یک درخواست ساده باشد: «اگر واقعاً کارِ کارخانه است، لطفاً در فاکتور بنویسید.»
خبرنگار؛ مهسا ناطقی