شناسهٔ خبر: 78534317 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: آنا | لینک خبر

آنا گزارش می‌دهد

چهره‌ای فراتر از یک مدیر/ شهید محمدمهدی طهرانچی در آینه‌ علم و تعهد

شهادت دکتر محمدمهدی طهرانچی در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، اگرچه خلاءِ بزرگی در مدیریت کلان آموزش عالی پدید آورد، اما اندیشه‌ او را به میراثی راهبردی تبدل ساخت. امر... شهادت دکتر محمدمهدی طهرانچی در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، اگرچه خلاءِ بزرگی در مدیریت کلان آموزش عالی پدید آورد، اما اندیشه‌ او را به میراثی راهبردی تبدل ساخت. امروز، تأثیر رویکرد او که مبتنی بر «ولایتمداری راهبردی، جوان‌گرایی کنشگر و پیوند ناگسستنی علم با فرهنگِ دینی» بود؛ در ذهنیت نسل جوانی زنده است و او آنان را نه مصرف‌کننده‌ دانش، بلکه کنشگران اصلی پیشرفت ملی می‌دانست.

صاحب‌خبر -

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری آنا، از همان روز‌های نخستین پیروزی انقلاب اسلامی، استفاده از ابزار ترور و حذف فیزیکیِ نخبگان، همواره یکی از راهبردهای اصلی دشمنان برای تضعیف اراده‌ ملی و سد کردن مسیر استقلالِ ایران بوده است. اما این راهبرد، سیری تکاملی و مرحله‌ای داشته است.

در دهه شصت، موج ترور‌ها بیشتر سیاسی-امنیتی بود و چهره‌های شاخصِ نظام، از شهید مرتضی مطهری و شهید بهشتی تا شهیدان رجایی، باهنر، چمران و هزاران مدیر میانی و فرمانده میدانی را هدف قرار داد. پیش‌فرض دشمن در آن دوران، بی‌ثبات‌سازی ساختار نوپای جمهوری اسلامی و ایجاد رعب در بدنه‌ی مدیریتی کشور بود.

با تثبیتِ نظام و گذارِ ایران به مرحله بازسازی و سپس پیشرفت علمی، کانون هدف‌گیری دشمن نیز جابه‌جا شد و از دهه هفتاد به بعد، به‌تدریج شاهد هدف‌گیری چهره‌های فرهنگی، دانشگاهی و علمی بودیم؛ چراکه دشمن دریافته بود که ایران مسلح به دانش بومی، دیگر با فشارهای سیاسی و اقتصادی به زانو درنخواهد آمد.

این تغییر راهبرد، در دهه نود به اوج خود رسید و ترور دانشمندان هسته‌ای و فناوری‌های راهبردی، به خط مقدم جنگ ترکیبی دشمن تبدیل شد. 

در این دوره، شاهد شهادت دانشمندانی، چون مسعود علی‌محمدی (دی‌ماه ۱۳۸۸)، مجید شهریاری (بان‌ماه ۱۳۸۹)، داریوش رضایی‌نژاد (تیرماه ۱۳۹۰)، مصطفی احمدی‌روشن (دی‌ماه ۱۳۹۰) و در نهایت محسن فخری‌زاده (آذرماه ۱۳۹۹) بودیم؛ غیورمردان عرصه دانش که هر یک به مثابه ستونی از بنای علم دفاعی و هسته‌ای ایران بودند که با خون خود، مسیر پیشرفت ملی را آبیاری کردند.

در همین امتداد، بامداد جمعه، ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، حلقه دیگری از این زنجیره شوم با شهادت«دکتر محمدمهدی طهرانچی»، دانشمند برجسته‌ فیزیک، مدیر تحول‌گرا و رئیسِ دانشگاه آزاد اسلامی تکمیل شد؛ حال آنکه در آن سپیده‌دم، علاوه بر دکتر طهرانچی، بیش از پنج تن از دانشمندان هسته‌ای در یک سلسله ترور هماهنگ به درجه رفیع شهادت نائل آمدند؛ شهدایی که نام‌شان در زمره مدافعان حریم علم و امنیت ملی ثبت گردید. این عملیات هماهنگ، نشان از عمق نگرانی دشمن از شتاب پیشرفت علمی ایران و عزم راسخ نظام جمهوری اسلامی برای عبور از سد تحریم‌ها با تکیه بر دانش بومی داشت.

شهید طهرانچی؛ تلفیق علم و اخلاق در مدیریت

محمدمهدی طهرانچی، متولد ۱۳۴۴ در تهران، مسیر دانش‌اندوزی را از دانشکده‌ فیزیک دانشگاه شهید بهشتی آغاز کرد و با کسب درجه دکتری در فیزیک نظری از مؤسسه فیزیک و فناوری مسکو (۱۳۷۶)، به ایران بازگشت. اما آنچه او را در میان هم‌نسل‌های خود متمایز می‌ساخت، تبحر کم‌نظیرش در علوم انسانی و نگاه سیستمی به مقولات فرهنگی، تربیتی و مدیریتی بود. او به‌عنوان استاد تمام با پایه ۴۱ شورای عالی انقلاب فرهنگی، نه تنها در پژوهشکده لیزر و پلاسما و حوزه فیزیک هسته‌ای و نانوفیزیک گام‌های نظری و تجربی بلندی برداشت، بلکه همواره بر ضرورت گفت‌وگوی میان‌رشته‌ای و نقش دانش انسانی در جهت‌دهی به پیشرفتِ فناوری تأکید می‌ورزید.

این ترکیبِ نادر «علم دقیق» و «بینش انسانی»، طهرانچی را به چهره‌ای تبدیل کرد که هم در محافل تخصصیِ فیزیک کوانتوم و هم در جلسات کلان سیاست‌گذاری آموزش عالی، صاحب نظر و مرجع بود. تألیفاتی، چون «مقدمه‌ای بر نانوفیزیک»، «فیزیک محاسباتی» و ده‌ها مقاله‌ علمی-پژوهشی، گواهی بر عمق تعهد او به بومی‌سازی دانش است؛ دانشی که در نگاه او، باید در خدمت حل مسائل اجتماعی، توسعه متوازن و استقلالِ ملی قرار گیرد.

نکته حائزِ اهمیت آنکه طهرانچی اگرچه آثار مکتوب اصلی‌اش در حوزه فیزیک و فناوری متمرکز بود، اما در عرصه نظریه‌پردازی مدیریتی و تلفیق دانش تجربی با مبانی اسلامی، دارای دیدگاه‌های بدیع و تأثیرگذاری بود که در سیاست‌گذاری‌های کلان آموزش عالی و الگوی حکمرانی دانشگاهی او تجلیِ عملی یافت.

تواناییِ شهید طهرانچی در استناد به آیات قرآن و پیوند دادن آن با مباحث علمی و مدیریتی، چنان بود که تقریبا می‌توان گفت سخنرانی‌ای از او نداریم که مستند به چند آیه قرآن، مباحث علمی مرتبط و پیوند با مسئولیت‌های مدیریتی نباشد. 

این نگاه میان‌رشته‌ای، طهرانچی را به الگویی برای نسل جوان دانشمند تبدیل کرده بود که می‌توانند در عین تسلط بر فناوری‌های پیشرفته، از ریشه‌های دینی و هویت ملی خود غافل نمانند.

سیره اجتماعی و مدیریتی؛ روایتی از زبانِ نزدیکان و همکاران

آنچه از بازخوانی خاطرات دختر شهید و همکاران دانشگاهی‌ او برمی‌آید، تصویری است از یک مدیر بی‌ادعا، عالمی متواضع و پدری که هویت اجتماعی‌اش با تعهد اخلاقی‌ گره خورده بود.
 
دختر شهید طهرانچی در توصیف این سیره اجتماعی می‌گوید: «پدرم همواره تأکید داشت که دانشگاه نباید جزیره‌ای جدا از جامعه باشد؛ هر تصمیم مدیریتی باید بوی نیاز نسل جوان و توسعه‌ی متوازن کشور را بدهد. او علم را زمانی ارزشمند می‌دانست که در خدمت حلِ مسائل واقعی مردم و کاهش فاصله‌های اجتماعی قرار گیرد.»

حسن بنیانیان، مشاور امور فرهنگی رئیس فقید دانشگاه آزاد اسلامی، در مصاحبه‌ای که در ۲۵ خرداد ۱۴۰۴ با خبرگزاری آنا انجام داد، بیان کرد: «شهید طهرانچی همواره بر پیوند ناگسستنی علم، فرهنگ و مدیریت در دانشگاه تأکید داشتند.او مسئله فرهنگ را مستقل از سایر امور ندانسته و برای آن برنامه جداگانه‌ای تدارک نمی‌دیدند؛ چراکه برنامه‌های فرهنگی مجزا معمولاً طیف محدودی را شامل می‌شوند، در حالی که مسئولیت اصلی، کمک به فرایند تربیت «همه‌ دانشجویان» است.»

این روایات، چهره طهرانچی را نه در حصار یک زندگی فردی، بلکه در بستر یک رسالت جمعی و مدیریتی متعهدانه ترسیم می‌کنند به‌ویژه آنکه توانایی تلفیق علم و دین در حوزه مدیریت بسیار ارزشمند است.

پیوند راهبردی و ارادت عمیق به ولایت

شهید طهرانچی همواره مدیریت آموزشِ عالی و پیشبرد مرز‌های دانش را نه یک مأموریت صرفاً اداری، بلکه رسالتی در امتداد راهبرد‌های کلان رهبری معظم انقلاب می‌دانست. او در گفت‌وگوهای دانشگاهی و رسانه‌ای، بار‌ها بر نقش بی‌بدیل حضرت آیت الله سیدعلی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب در جهت‌دهی به جریان علمی کشور تأکید می‌ورزید و بازدید تاریخی ایشان از پژوهشکده لیزر دانشگاه شهید بهشتی در سال ۱۳۸۲ را «نقطه‌ عطف راهبردی علم ایران» می‌خواند. 

این ارادت، در سیره مدیریتی شهید طهرانچی هم تجلی عملی یافت. او معتقد بود که دانشگاه تراز انقلاب، دانشگاهی است که قطب‌نمای حرکت آن، رهنمودهای رهبری در گام دوم انقلاب باشد. شهید طهرانچی هر تصمیم کلان آموزشی یا پژوهشی را در چارچوب «استقلال علمی»، «خودکفایی فناورانه» و «تربیت نیروی انسانی متعهد» تعریف می‌کرد و همواره تأکید داشت که پیوند ناگسستنی میان ولایت و دانشگاه، ضامن عبور آموزش عالی از روزمرگی آکادمیک و اتصال آن به آرمان‌های تمدنی ملت است.

جوان‌گرایی؛ سرمایه اصلیِ فردایِ ایران

در منظومه فکری شهید طهرانچی، «جوان» نه یک مخاطب منفعل، بلکه کنشگر اصلی توسعه علمی، فرهنگی و اقتصادی کشور بود. او معتقد بود که دانشگاه باید زمین رویش استعداد‌های جوان باشد، نه کارخانه تولید مدرک. این نگاه در جمله راهبردی او متبلور شد: «جوان‌ها! به ایران افتخار کنید.»

 طهرانچی همواره تأکید می‌کرد که جمهوری اسلامی با سه ضلعِ «آموزش، تحقیق و فعالیت‌های تجاریِ علم و مهندسی» پیش می‌رود و موتورِ محرکِ این سه‌گانه، جوانانِ نخبه و متعهد هستند.

در دوران مدیریت او بر دانشگاه آزاد اسلامی، این باور به سیاست‌های ساختاری تبدیل شد. نهاد‌هایی مانند کرسی‌های آزاداندیشی، شتاب‌دهنده‌های نوآوری، طرح‌های پژوهشیِ دانشجو-محور و واگذاریِ مسئولیت‌های اجرایی به نخبگانِ زیر چهل سال، با هدف اعتمادسازی نظام‌مند به نسل جوان طراحی گردید. او همواره به اساتید و مدیران دانشگاهی یادآور می‌شد که «دانشجو، امانتی الهی است که باید با فضای نقد، آزمون‌وخطا و مسئولیت‌پذیری واقعی مواجه شود». 

نگاه شهید والامقام طهرانچی به جوان‌گرایی، نگاهی ساختاری و آینده‌نگر بود؛ چراکه می‌دانست آینده علمی ایران، در گرو تربیت نسلی است که هم بر دانش روز جهانی مسلط باشد و هم به هویت ملی، دینی و خودباوری بومی خود پایبند بماند.

از مدیریت دانشگاه تا راهبری گفتمان آموزش عالی

کارنامه اجراییِ طهرانچی، گواهی بر این مدعاست که او علم را از حصارِ آکادمیک خارج کرد و به عرصه حکمرانیِ اجتماعی وارد ساخت. سوابق مدیریتی او عبارت بود از: معاون اجرایی و برنامه‌ریزی دانشکده‌ی علوم دانشگاه شهید بهشتی (۱۳۷۷–۱۳۷۸)، معاون پژوهشی پژوهشکده‌ی لیزر دانشگاه شهید بهشتی (۱۳۸۲–۱۳۸۴)، معاون پژوهشی و فناوری دانشگاه شهید بهشتی (۱۳۸۴–۱۳۸۶)، رئیس مرکز نشر دانشگاهی (۱۳۸۷–۱۳۹۱)، رئیس دانشگاه شهید بهشتی (۱۳۹۱–۱۳۹۵)، معاون علمی آستان قدس رضوی (۱۳۹۵–۱۳۹۷) و در نهایت رئیس دانشگاه آزاد اسلامی (۱۳۹۷–۱۴۰۴).

در دوران مدیریت هشت‌ساله بر دانشگاه آزاد اسلامی، شهید طهرانچی با تکیه بر ایمان، تدبیر و مشورت با نخبگان، به چالش‌های ساختاری این نهاد فائق آمد. او با درک این واقعیت که مدیریت دانشگاه در ایران اسلامی نمی‌تواند صرفاً یک الگوی وارداتی بوروکراتیک باشد، چارچوبی بومی تحت عنوان «حکمرانی مبتنی بر هفت ویژگی قرآنی» را پایه‌گذاری کرد.

 در این الگو، «علم» به‌مثابه‌ی موتور پیشرفت، «عدالت» به‌معنای توزیع متوازن منابع و فرصت‌ها در سراسرِ کشور، «اخلاق» به‌عنوانِ ضامن سلامت پژوهشی، «مشورت» به‌شکل شورای‌سازی نخبگانی و مشارکت جمعی، «مسئولیت‌پذیری» به‌عنوان پاسخگویی در برابرِ جامعه و نسل آینده، «امید» به‌عنوان سرمایه‌ روانی جوانان در شرایط سخت، و «جهاد» به‌معنای تلاش خستگی‌ناپذیر برای خودکفایی فناورانه، به‌صورت شبکه‌ای درهم‌تنیده عمل می‌کردند.

بر پایه همین الگو، دانشگاه آزاد از یک مجموعه متمرکز آموزشی دیوان‌سالار، به شبکه‌ای از کانون‌های تولید علم و نوآوری اجتماعی تبدیل شد. واحد‌های استانی از حالت مصرف‌کننده دستورالعمل‌های مرکزی خارج شدند و به قطب‌های پژوهشی متناسب با نیاز‌های بومی خود ارتقا یافتند.

شهید طهرانچی بر «پیوند علم، فرهنگ و مدیریت» تأکید ویژه‌ای داشت و معتقد بود مدیریت دانشگاه بدون پیوست فرهنگی، به تولید مدرک بی‌هویت منجر می‌شود و علم بدونِ مدیریت اخلاق‌مدار، به ابزار سلطه یا انباشت نابرابر تبدیل می‌گردد. این نگاه راهبردی، نه تنها ساختار داخلی دانشگاه آزاد را متحول کرد، بلکه گفتمان آموزش عالی کشور را نیز در مسیر جامعه‌محوری، هویت‌سازی و خدمت‌رسانیِ ملی بازتعریف نمود.

میراثِ اجتماعی و تداوم راه

شهادت دکتر طهرانچی و همرزمانِ شهیدش، اگرچه غمی عمیق بر پیکره خانواده و دانشگاه نشاند، اما در سطح کلانِ اجتماعی، به نمادی از پایداری جریان علمی-فرهنگی کشور تبدل شد. 

شهید طهرانچی به جامعه دانشگاهی آموخت که مدیریت علم، یک رسالت تمدنی است. او نشان داد که می‌توان در اوج جایگاه‌های اجرایی، ساده‌زیست ماند و دانش را نه برای انباشت سرمایه، که برای اعتلای ملی و حل مسائل اجتماعی به کار گرفت. امروز، میراث او در گفتمان دانشگاه آزاد اسلامی، در پژوهش‌های میان‌رشته‌ای، در تأکید بر اخلاق حرفه‌ای و در نگاه نسلِ جوان به علم به‌عنوان اهرمی برای توسعه پایدار، زنده است. 

شهادت دکتر محمدمهدی طهرانچی، پایان یک راه نبود؛ بلکه تأییدی بود بر این حقیقت که خون دانشمندان، بذر رویش جامعه‌ای است که علم را با اخلاق، و پیشرفت را با عدالت پیوند می‌زند.

«وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ»

یادشان گرامی، راهشان پررهرو، و اندیشه شان چراغ راه نسل‌های آینده‌ ایران اسلامی.

انتهای پیام/