بر اساس شواهد موجود، اهداف مورد اصابت در این حمله شامل محلههای مسکونی، یک مجموعه ورزشی، مدرسه و مهدکودک بوده است؛ مکانهایی که در زمان وقوع حادثه محل حضور کودکان، نوجوانان، زنان و شهروندان عادی بوده و هیچگونه کارکرد نظامی نداشتهاند.
نتیجه این حمله، شهادت و مجروحیت دهها نفر از مردم بیگناه، از جمله کودکان و نوجوانانی بود که در حال ورزش و بازی بودند. بسیاری از مجروحان همچنان با آثار جسمی و روانی این فاجعه دستوپنجه نرم میکنند؛ برخی دچار معلولیتهای دائمی شدهاند و تعدادی از کودکان نیز به دلیل آسیبهای روحی شدید، از فعالیتهای ورزشی و اجتماعی فاصله گرفتهاند.
روایتهای انسانی این حادثه، بهویژه سرنوشت کودکانی که قربانی این حمله شدند، ابعاد تلخ و تکاندهنده آن را بیش از پیش آشکار میکند. آنچه بر اهمیت این پرونده میافزاید، گزارشها و اظهارات مطرحشده درباره نوع تسلیحات بهکاررفته در این حمله است.
براساس اطلاعات منتشرشده، از موشکهای نسل جدید «PrSM» استفاده شده که نحوه عملکرد و میزان تخریب آنها پرسشهای جدی را درباره رعایت اصل تفکیک میان اهداف نظامی و غیرنظامی ایجاد میکند.
حجم گسترده ترکشها و خسارات باقیمانده در منازل، خیابانها و مراکز عمومی شهر، نشاندهنده شدت تاثیر این حمله بر زندگی روزمره شهروندان است؛ آثاری که ماهها پس از حادثه همچنان در بافت شهری و جسم و روان مردم قابل مشاهده است.
در کنار این خسارات، اما واکنش مردم لامرد تصویری ماندگار از همبستگی اجتماعی را به نمایش گذاشت. حضور گسترده نیروهای درمانی، تشکیل صفهای اهدای خون و مشارکت داوطلبانه اقشار مختلف برای کمک به مجروحان، نشان داد که جامعه محلی در سختترین شرایط نیز توانسته است روحیه همدلی و مسئولیتپذیری خود را حفظ کند.
امروز انتظار میرود حادثه لامرد فراتر از یک خبر یا روایت محلی دیده شود. این پرونده باید با تکیه بر مستندات پزشکی، تصاویر، گزارشهای میدانی و شهادت بازماندگان در سطح جهانی مطرح شود تا حقیقت آنچه بر مردم غیرنظامی این شهر گذشت، روشن شود.
دفاع از حقوق قربانیان و مطالبه پاسخگویی عاملان چنین حوادثی، نه یک مطالبه سیاسی، بلکه ضرورتی انسانی و حقوقی است که نباید در هیاهوی تحولات منطقهای به فراموشی سپرده شود.
*استاندار فارس