شناسهٔ خبر: 78532477 - سرویس علمی-فناوری
نسخه قابل چاپ منبع: آنا | لینک خبر

یک استاد دانشگاه در رویداد هم‌اندیشی مرزبانی دیجیتال بیان کرد

سلامت مغزی باید در کانون سیاست‌گذاری دیجیتال برای کودکان قرار گیرد

«هدف‌گذاری در حوزه کودک و فضای دیجیتال باید از سطح مدیریت ابزار و زمان مصرف فراتر برود و به حفاظت از کارکردهای شناختی، هیجانی و رفتاری نسل آینده برسد. تاب‌آو... «هدف‌گذاری در حوزه کودک و فضای دیجیتال باید از سطح مدیریت ابزار و زمان مصرف فراتر برود و به حفاظت از کارکردهای شناختی، هیجانی و رفتاری نسل آینده برسد. تاب‌آوری، خودمهاری، مسئولیت‌پذیری، صبوری و ترجیح منافع بلندمدت بر منافع کوتاه‌مدت، از مؤلفه‌هایی است که باید در طراحی سیاست‌های دیجیتال برای کودکان مورد توجه قرار بگیرد. قرار گرفتن سلامت مغزی در مرکز این سیاست‌گذاری، شرط تربیت نسلی برخوردار از بلوغ شناختی و توان مدیریت رسانه است.» این مطالب را سیدمحسن بنی‌هاشمی، استاد دانشگاه دربارۀ زیست‌دیجیتال کودکان و نوجوانان و اهمیت مرزبانی برای آن بیان کرد.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرگزاری آنا؛ سیدمحسن بنی‌هاشمی، استاد دانشگاه سوره، امروز در نخستین روز از رویداد هم‌اندیشی مرزبانی دیجیتال، در ابتدای سخنان خود با موضوع «مرز دیجیتال برای کودکان» بیان کرد: عبور از این مدل جدید و تجربه‌نشده در تمدن بشری، کودکان را در فضایی قرار داده است که در آن کودکی خود را از دست می‌دهند. او توضیح داد در فضای دیجیتال و در زیست دیجیتالی، کودکان بسیار سریع وارد جهان‌هایی می‌شوند که پیش از آن فرصت تجربه متناسب با سن خود را در آن نداشته‌اند و از همین رو، دگرگونی در دوران کودکی بر اثر زندگی دیجیتالی پدید آمده است.

او با طرح مفهوم «خردسالی طولانی‌شده» تصریح کرد: یکی از عوارض مهم زندگی دیجیتالی برای کودکان، امتداد یافتن برخی ویژگی‌های منفی دوران کودکی تا سنین بالاتر است.

وی افزود: در این وضعیت ممکن است فرد از نظر سنی بزرگ شده باشد، اما ویژگی‌های یک انسان بالغ مانند مسئولیت‌پذیری، عمق فکری، خویشتنداری، خودمهاری، تعهد و توانایی تحمل دشواری را در خود شکل نداده باشد.

این استاد دانشگاه سوره ادامه داد: افرادی که در وضعیت خردسالی طولانی‌شده قرار می‌گیرند، معمولاً لذت‌محور هستند، اما لزوماً شاد نیستند و مصرف‌گرایی، وابستگی، هیجان‌زدگی و فرار از مسئولیت در آنان برجسته می‌شود. او همچنین در ادامه اظهار داشت این افراد معمولاً آزادی می‌خواهند، اما از پیامد‌های انتخاب خود می‌گریزند و در برابر تبعات تصمیم‌هایشان نمی‌ایستند.

بنی‌هاشمی افزود: نشانه‌های این وضعیت در سنین بالاتر نیز دیده می‌شود و ممکن است چنین افرادی در زندگی خانوادگی، مسئولیت‌های اجتماعی و روابط انسانی با سستی، نپذیرفتن خطا، ناتوانی در جبران اشتباه و پرهیز از عذرخواهی مواجه شوند. او تاکید کرد در برابر این وضعیت، بلوغ به معنای تصمیم گرفتن، بر تصمیم ماندن و تحمل سختی‌های نتیجه آن تعریف می‌شود.

بلوغ تحمیلی و بی‌مرزی رسانه‌ای؛ چالش‌های هویتی کودکان

او در ادامه با اشاره به یکی دیگر از عوارض زیست دیجیتال تصریح کرد: کودکان به علت قرار گرفتن در معرض حجم بالایی از اطلاعات و داده‌ها دچار نوعی «بلوغ زودهنگام» می‌شوند. بنی‌هاشمی توضیح داد: این بلوغ، مبتنی بر آگاهی و خرد نیست، بلکه نوعی بلوغ تحمیلی است که در اثر فشار‌های محیط، جامعه و رسانه پدید می‌آید و کودک را زودتر از زمان طبیعی با موضوعاتی روبه‌رو می‌کند که باید در سنین بالاتر با آنها آشنا می‌شد.

این استاد دانشگاه در ادامه گفت: افزایش سن لزوماً به معنای رشد انسان نیست و صنایع دیجیتال ممکن است افراد را مطلع‌تر کنند، اما لزوماً عمیق‌تر نمی‌کنند. به گفته او، در صنایع دیجیتال مرز‌های زمانی، مکانی و شناختی فرومی‌ریزد و کودک به مسائلی دسترسی پیدا می‌کند که لزوماً متناسب با منطقه جغرافیایی، موقعیت خانوادگی یا سطح رشد او نیست.

بنی‌هاشمی با اشاره به مفهوم حریم در فرهنگ دینی و تمدنی ایران گفت: تجربه بی‌مرزی و بی‌پروایی در جهان دیجیتال می‌تواند با سرشت انسان ناسازگار باشد. او افزود حریم‌داری از سنت‌های الهی است و در کالبد انسان، سلول، خانه و هر ساختار طبیعی و اجتماعی نشانه‌های آن دیده می‌شود، از همین رو بی‌مرزی دیجیتالی می‌تواند به آسیب درک حلال و حرام، محرم و نامحرم و حدود روابط انسانی منجر شود.

او در ادامه بیان کرد: ترکیب خردسالی طولانی‌شده و بلوغ زودهنگام، یک تنش پارادوکسیکال شخصیتی ایجاد می‌کند؛ به این معنا که فرد از یک سو در برخی ساحت‌ها کودک باقی مانده است و از سوی دیگر در معرض فشار‌های بلوغ زودرس قرار گرفته است. به گفته او، پیامد این وضعیت می‌تواند فرار از تصمیم، تعویق مداوم مسائل، حل شدن در جمع، همرنگی شتاب‌زده با جماعت و از دست رفتن کنترل شخصی باشد.

رسانه؛ از ابزار تا نهاد تربیتی جدید

این استاد دانشگاه سوره در بخش دوم سخنان خود گفت: شبکه‌های اجتماعی و صنایع دیجیتال یک اکوسیستم جدید تربیتی ایجاد کرده‌اند و در کنار ابعاد جسمی، اجتماعی، روانی، مذهبی، تحصیلی و رفتاری شخصیت کودکان، اکنون باید «وجه رسانه‌ای و دیجیتالی» را نیز به رسمیت شناخت. او افزود این وجه از هویت نسل جدید، در بسیاری از تحلیل‌ها مغفول مانده است.

بنی‌هاشمی تصریح کرد: اگر در گذشته سه عنصر اصلی تعلیم و تربیت خانواده، مدرسه و همسالان بودند، امروز یک ابراثرگذار تازه به این میدان وارد شده است که رسانه‌ها نام دارد. او ادامه داد رسانه‌ها با خانواده و مدرسه در حال هم‌اوردی هستند، از همسالان نیز پیش افتاده‌اند و زیست کودکان و نوجوانان را در معرض بحرانی جدی و تحولی عمیق قرار داده‌اند.

او در ادامه بیان کرد: رسانه‌ها امروز به کودک می‌گویند با پدر، مادر و خویشاوندان خود چگونه رفتار کند، در مدرسه چه نسبتی با معلم و دوستان خود داشته باشد و حتی در عرصه‌های کلان‌تر، می‌توانند از مسیر سوءاستفاده، تهاجم فرهنگی و عملیات روانی، افکار عمومی را در جنگ‌های ترکیبی و پیچیده هدایت کنند. به گفته او، رسانه دیگر صرفاً ابزار تعلیم و تربیت نیست و اکنون خود به یک نهاد تربیتی تبدیل شده است که انسان امروز را شکل می‌دهد.

نظام پاداش مغز و مصرف رسانه؛ چالش‌های دوپامینی

بنی‌هاشمی در بخش سوم سخنانش با ورود به حوزه علوم اعصاب شناختی گفت: نظام پاداش مغز در مصرف رسانه از الگو‌های نوروترنسمیتری استفاده می‌کند و در این میان، دوپامین نقش مهمی دارد. او توضیح داد دوپامین یک مولکول بسیار مفید و ارزشمند در بدن انسان است، اما اگر از مسیر تعادل خارج شود، می‌تواند زمینه‌ساز اختلال شود.

او افزود: رسانه‌های دیجیتال با فعال‌سازی افراطی نظام پاداش در مغز، ترشح دوپامین را در مغز کودکان افزایش می‌دهند و به شکل‌گیری بیماری‌های پیش‌رونده دامن می‌زنند. به گفته او، در این وضعیت کودک به پاداش‌های سریع و مکرر عادت می‌کند، میل به تکرار در او بالا می‌رود و آستانه تحریک‌پذیری‌اش افزایش پیدا می‌کند.

بنی‌هاشمی گفت: نتیجه این فرایند، شکل‌گیری «عادت‌پذیری دوپامینی» است که در بسیاری از اعتیاد‌ها نیز مشاهده می‌شود و با افزایش دوپامین، خودکنترلی کاهش می‌یابد. او ادامه داد در برابر دوپامین، سروتونین قرار دارد که با رضایت، ثبات و احساس‌های مثبت نسبت دارد و رسانه‌های دیجیتال با برهم زدن توازن میان این دو، تعادل روانی و رفتاری کودک را مختل می‌کنند.

او تاکید کرد: وقتی کودک به صورت مداوم از فضای دیجیتال استفاده می‌کند، ذهن او برای فعال ماندن به تحریک بیشتری نیاز پیدا می‌کند و بررسی‌ها نشان می‌دهد بسیاری از این کودکان دچار افسردگی‌های پنهان می‌شوند. به گفته او، رفتار‌های تأملی مبتنی بر مکث، صبوری و خویشتنداری تضعیف می‌شود و پرخاشگری نیز در میان مصرف‌کنندگان پرحجم بازی‌ها و رسانه‌های دیجیتال افزایش پیدا می‌کند.

این استاد دانشگاه افزود: هرچه چرخه اعتیاد رسانه‌ای در کودک عمیق‌تر شود، محرک رسانه‌ای شدت بیشتری پیدا می‌کند و در پی آن، افزایش غیرطبیعی دوپامین، فرد را به سمت پاداش‌های موهوم و رفتار‌های غیرواقعی سوق می‌دهد. او گفت در چنین وضعیتی، وابستگی بیشتر می‌شود و با تکرار مداوم این چرخه، کاهش خودکنترلی شکل می‌گیرد.

نقش مغز و هیجان در مسئولیت‌پذیری نسل جدید

بنی‌هاشمی در بخش چهارم سخنانش گفت: برای فهم بهتر این وضعیت باید دو بخش مغز را شناخت؛ یکی قشر پیش‌پیشانی یا PFC و دیگری دستگاه لیمبیک. بنی‌هاشمی توضیح داد قشر پیش‌پیشانی محل شکل‌گیری رفتار‌های درجه یک انسان از جمله قضاوت، اخلاق، اراده، خودداری، خلاقیت، تفکر و مسئولیت‌پذیری است.

او همچنین اضافه کرد: دستگاه لیمبیک مسئول هیجان‌های انسان است و هیجان نیز امری منفی به شمار نمی‌آید، زیرا انسان باید در زمان مناسب خشم، شادی، عشق، اندوه و سایر هیجان‌های خود را تجربه کند. به گفته او، انسان در کودکی بیشتر از دستگاه لیمبیک بهره می‌گیرد، اما بلوغ واقعی زمانی رخ می‌دهد که قشر پیش‌پیشانی بتواند بر تکانه‌های این دستگاه مسلط شود و مدیریت خشم، صبوری و عشق را در مسیر درست قرار دهد.

بنی‌هاشمی تاکید کرد اگر این تسلط شکل نگیرد، رفتار انسان از مدار عقلانی و مسئولانه فاصله می‌گیرد و از همین رو، مرزبانی دیجیتال باید در خدمت تقویت قشر پیش‌پیشانی و توانایی مدیریت هیجان قرار گیرد.

پنج مرز اساسی برای حکمرانی تربیتی در جهان دیجیتال

این استاد دانشگاه سوره در بخش پنجم سخنانش از پنج مرز دیجیتال برای کودکان سخن گفت و افزود: این مرز‌ها شامل مرز شناختی، مرز زمانی، مرز ارتباطی، مرز اخلاقی و مرز هیجانی می‌شود. او توضیح داد در مرز شناختی باید پرسید کودک در فضای دیجیتال چه چیزی را مصرف می‌کند و چه نوع محتوا‌هایی وارد ذهن او می‌شود.

او در ادامه اضافه کرد: در مرز زمانی باید به این مسئله توجه کرد که کودک چه میزان و در چه زمان‌هایی در معرض مصرف رسانه‌ای قرار می‌گیرد. در مرز ارتباطی نیز باید بررسی کرد که او چگونه با دیگران تعامل می‌کند و الگو‌های رفتاری‌اش در محیط دیجیتال چگونه شکل می‌گیرد.

بنی‌هاشمی گفت: در مرز اخلاقی، میزان مسئولیت‌پذیری کودک در فضای دیجیتال اهمیت دارد و در مرز هیجانی نیز باید دید که او چگونه هیجان‌های خود را مدیریت می‌کند. او با اشاره به برخی مصادیق اظهار داشت اموری مانند غیبت، ورود به حریم دیگران و فروریختن حدود اخلاقی در فضای دیجیتال از جمله مواردی است که باید در این مرز‌ها با دقت مورد بازاندیشی قرار گیرد.

هوش‌های لازم برای عصر دیجیتال و تربیت نسل آینده

او در بخش ششم سخنانش گفت: در مسئله مرزبانی دیجیتال، سخن فقط از یک نوع هوش نیست و انسان امروز با لایه‌های متعددی از توانمندی شناختی و ارتباطی مواجه است. بنی‌هاشمی افزود زمانی آزمون‌های هوش عمدتاً بر IQ یا هوش منطقی و استدلالی متمرکز بودند، اما بعد‌ها روشن شد که این شاخص برای توضیح تمام ابعاد انسان کافی نیست.

وی توضیح داد: پس از IQ، مفهوم EQ یا هوش عاطفی مطرح شد که به شناخت و مدیریت هیجان‌ها مربوط می‌شود. سپس CQ یا هوش ارتباطی مورد توجه قرار گرفت که به ظرفیت فرد برای فهم متقابل، تنظیم هیجانات، خوانش نشانه‌ها و تولید معنا در تعامل وابسته است.

بنی‌هاشمی گفت: با این حال، این سطوح نیز برای درک کامل انسان در عصر پیچیده امروز کفایت نمی‌کنند و به همین دلیل AQ یا هوش انطباقی اهمیت پیدا می‌کند. به گفته او، AQ یعنی توانایی تطبیق با زمان، مکان، شرایط دشوار، شکست، جنگ، صلح، غم و شادی و همین هوش است که به انسان امکان می‌دهد در موقعیت‌های متغیر، پایداری و تحمل دشواری را حفظ کند.

این استاد دانشگاه در ادامه افزود: در مرتبه‌ای بالاتر، هوش مبتنی بر هدف یا IAQ مطرح می‌شود که از نگاه او با مفهوم توحید و جهت‌مندی در زندگی نسبت دارد. بنی‌هاشمی تصریح کرد انسان هدف‌مند از انسان بی‌هدف هوشمندتر عمل می‌کند، زیرا توانایی‌های خود را در مسیر مشخصی به کار می‌گیرد و دشواری‌ها را آگاهانه برای رشد و رسیدن به غایت تحمل می‌کند.

او جمع‌بندی این بخش را چنین بیان کرد که IQ به حل مسئله و استدلال منطقی مربوط است، EQ به شناخت و مدیریت هیجان‌ها مربوط می‌شود، CQ به برقراری ارتباط موفق و مؤثر وابسته است، AQ به مواجهه با دشواری و شکست مربوط است و هوش مبتنی بر هدف، به مواجهه آگاهانه با سختی‌ها در مسیر یک مقصد روشن پیوند می‌خورد.

بنی‌هاشمی تاکید کرد: هدف تربیت در عصر دیجیتال و در چارچوب مرزبانی دیجیتال، صرفاً افزایش آگاهی نیست و باید به پرورش زنجیره‌ای از قابلیت‌های شناختی، هیجانی، ارتباطی و انطباقی بینجامد.

سلامت مغزی؛ بستر تربیت نسل آینده و تحقق منافع ملی

او در بخش پایانی سخنانش گفت: سلامت مغزی، هدف اصلی مرزبانی دیجیتال است و اگر از تربیت کودکان سخن گفته می‌شود، باید مؤلفه‌هایی مانند تاب‌آوری، صبوری، مسئولیت‌پذیری، خودمهاری، امید، خداباوری، خلاقیت هدفمند، ترجیح منافع بلندمدت بر منافع کوتاه‌مدت، ترجیح منافع جمعی و سرزمینی، مهربانی و اخلاق‌مداری در کانون توجه قرار گیرد.

بنی‌هاشمی افزود: بازاندیشی در مرز‌های دیجیتال کودکان به معنای بازآرایی رابطه میان مغز، رسانه، بازی، خانواده، جامعه و آموزش است تا نسلی پرورش یابد که صرفاً مصرف‌کننده فناوری نباشد و از سلامت مغزی، هوش ارتباطی و بلوغ شناختی برخوردار شود.

او در پایان تاکید کرد: تهاجم فرهنگی صرف استفاده از ابزار‌های دیجیتالی نیست و آنچه به فرهنگ آسیب می‌زند، نشناختن ماهیت این فضا و استفاده افراطی از آن است. به گفته بنی‌هاشمی، غرق شدن در دنیای دیجیتال دامی است که فرهنگ را در خود فرو می‌برد و به همین دلیل، مرزبانی دیجیتال باید به عنوان یک ضرورت تربیتی، فرهنگی و ملی مورد توجه قرار گیرد.

انتهای پیام/