شناسهٔ خبر: 78531424 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اطلاعات | لینک خبر

ساز مخالف هنرمندان با موسیقی هوش مصنوعی؛ پلتفرم‌ها چه سیاستی دارند؟‍

تصور کنید آهنگی که در رادیو با آن همخوانی می‌کنید، ساخته دست انسان نیست، بلکه محصول هوش مصنوعی است. آیا با شنیدن این موضوع، کانال رادیو را عوض می‌کنید یا تا زمانی که از شنیدن آهنگ لذت می‌برید، نحوه ساخت آن برایتان اهمیتی ندارد؟

صاحب‌خبر -

به گزارش اطلاعات آنلاین، اخیراً انتشار آهنگ‌هایی با هوش مصنوعی که مضامین محلی ایرلند شمالی را داشتند، در شبکه‌های اجتماعی صدها هزار بار شنیده شد، اما پخش آن‌ها از یک ایستگاه رادیویی تجاری، بحث‌های داغی برانگیخت و در نهایت منجر به حذف آن‌ها از لیست پخش شد. در حالی که سازندگان این آثار، آن را نوعی هنر و ابزاری برای ابراز وجود می‌دانند، بسیاری از موسیقی‌دانان و هنرمندان اصیل با این فناوری به شدت مخالفند.

پل کانلی، خواننده و ترانه‌سرای گروه «د وود برنینگ سوجز»، از نفوذ روزافزون هوش مصنوعی به دنیای موسیقی عصبانی و دلسرد است. او در گفتگو با بی‌بی‌سی می‌گوید موسیقی وظیفه دارد به ما کمک کند جهان را بهتر درک کنیم، اما هوش مصنوعی توهینی به هنرمندان این مسیر است. به گفته کانلی، موسیقی‌های هوش مصنوعی با ایجاد سر و صدای کاذب، عرصه را بر هنرمندان واقعی تنگ کرده‌اند. او معتقد است رادیو نباید چنین فضایی را در اختیار هوش مصنوعی قرار دهد و می‌گوید موسیقی غذای روح است، اما هوش مصنوعی مانند یک غذای بی‌ارزش و آماده است که فقط رگ‌های ما را می‌بندد.

در مقابل، الیور مک‌کان، از نخستین طراحان موسیقی با هوش مصنوعی که با یک ناشر حرفه‌ای قرارداد بسته، نگاه متفاوتی دارد. او هدفش را نه جایگزینی هنرمندان، بلکه گسترش امکانات می‌داند و می‌گوید هوش مصنوعی کارهایی را که قبلاً نیازمند تیمی بزرگ و بودجه‌های نجومی بود، سریع‌تر انجام می‌دهد تا او بتواند بر هسته احساسی و داستان آهنگ تمرکز کند. مک‌کان تأکید می‌کند که بین استفاده هدفمند از تکنولوژی و فقط فشار دادن یک دکمه تفاوت زیادی وجود دارد. او استدلال می‌کند که اصل رادیو همیشه این بوده که آیا آهنگ با شنونده ارتباط برقرار می‌کند یا خیر؛ اصلی که به اعتقاد او، با تغییر ابزارها هم ثابت باقی می‌ماند.

در حالی که بحث بر سر اخلاقی بودن استفاده از هوش مصنوعی در هنر داغ است، پلتفرم‌های پخش موسیقی با چالش بزرگی برای مدیریت این محتوای نوظهور روبرو هستند. با وجود فشارهای فزاینده، هنوز هیچ قانون جامع و الزام‌آوری برای برچسب‌گذاری محصولات هوش مصنوعی وجود ندارد، اما غول‌های این حوزه رویکردهای متفاوتی را در پیش گرفته‌اند.

اسپاتیفای که بزرگ‌ترین پلتفرم استریم جهان است، رویکردی محتاطانه را برگزیده و قابلیتی آزمایشی را برای شفاف‌سازی ارائه داده است. در این سیستم، هنرمندان می‌توانند به صورت داوطلبانه در بخش اعتبار اثر، اعلام کنند که از ابزارهای هوش مصنوعی استفاده کرده‌اند؛ رویه‌ای که بیش از آنکه تنبیهی باشد، بر پایه صداقت هنرمندان بنا شده است.

در مقابل، دیزر رویکردی تهاجمی‌تر دارد. این پلتفرم با به‌کارگیری ابزارهای تشخیص خودکار، تلاش می‌کند تا موسیقی‌های ساخته‌شده توسط معروف‌ترین مدل‌های هوش مصنوعی را شناسایی و با برچسب‌های مشخص از آثار انسانی تفکیک کند؛ اقدامی که هدف آن محافظت از حقوق هنرمندان واقعی و جلوگیری از اشباع پلتفرم با محتوای ماشینی است.

اپل موزیک نیز مسیر شفافیت اجباری را انتخاب کرده است. این پلتفرم از تمامی ناشران و توزیع‌کنندگان خواسته تا در هنگام بارگذاری فایل‌های صوتی، به وضوح استفاده از هوش مصنوعی را اعلام کنند. اپل با گنجاندن برچسب‌های شفافیت در متادیتای آثار، به شنوندگان این امکان را می‌دهد که هویت واقعی پشت پرده یک آهنگ را بدانند.

این اقدامات نشان‌دهنده تلاشی برای برقراری توازن در صنعتی است که میان فناوری‌های تحول‌آفرین و اصالت انسانی در کشمکش است. با این حال، پرسش اصلی همچنان باقی است: آیا برچسب‌گذاری برای شنونده‌ای که صرفاً به دنبال لذت بردن از موسیقی است، تفاوتی ایجاد می‌کند یا در نهایت، کیفیت و ارتباط عاطفی اثر، مرز بین ماشین و انسان را محو خواهد کرد؟

به گزارش اطلاعات آنلاین، اخیراً انتشار آهنگ‌هایی با هوش مصنوعی که مضامین محلی ایرلند شمالی را داشتند، در شبکه‌های اجتماعی صدها هزار بار شنیده شد، اما پخش آن‌ها از یک ایستگاه رادیویی تجاری، بحث‌های داغی برانگیخت و در نهایت منجر به حذف آن‌ها از لیست پخش شد. در حالی که سازندگان این آثار، آن را نوعی هنر و ابزاری برای ابراز وجود می‌دانند، بسیاری از موسیقی‌دانان و هنرمندان اصیل با این فناوری به شدت مخالفند.

پل کانلی، خواننده و ترانه‌سرای گروه «د وود برنینگ سوجز»، از نفوذ روزافزون هوش مصنوعی به دنیای موسیقی عصبانی و دلسرد است. او در گفتگو با بی‌بی‌سی می‌گوید موسیقی وظیفه دارد به ما کمک کند جهان را بهتر درک کنیم، اما هوش مصنوعی توهینی به هنرمندان این مسیر است. به گفته کانلی، موسیقی‌های هوش مصنوعی با ایجاد سر و صدای کاذب، عرصه را بر هنرمندان واقعی تنگ کرده‌اند. او معتقد است رادیو نباید چنین فضایی را در اختیار هوش مصنوعی قرار دهد و می‌گوید موسیقی غذای روح است، اما هوش مصنوعی مانند یک غذای بی‌ارزش و آماده است که فقط رگ‌های ما را می‌بندد.

در مقابل، الیور مک‌کان، از نخستین طراحان موسیقی با هوش مصنوعی که با یک ناشر حرفه‌ای قرارداد بسته، نگاه متفاوتی دارد. او هدفش را نه جایگزینی هنرمندان، بلکه گسترش امکانات می‌داند و می‌گوید هوش مصنوعی کارهایی را که قبلاً نیازمند تیمی بزرگ و بودجه‌های نجومی بود، سریع‌تر انجام می‌دهد تا او بتواند بر هسته احساسی و داستان آهنگ تمرکز کند. مک‌کان تأکید می‌کند که بین استفاده هدفمند از تکنولوژی و فقط فشار دادن یک دکمه تفاوت زیادی وجود دارد. او استدلال می‌کند که اصل رادیو همیشه این بوده که آیا آهنگ با شنونده ارتباط برقرار می‌کند یا خیر؛ اصلی که به اعتقاد او، با تغییر ابزارها هم ثابت باقی می‌ماند.

در حالی که بحث بر سر اخلاقی بودن استفاده از هوش مصنوعی در هنر داغ است، پلتفرم‌های پخش موسیقی با چالش بزرگی برای مدیریت این محتوای نوظهور روبرو هستند. با وجود فشارهای فزاینده، هنوز هیچ قانون جامع و الزام‌آوری برای برچسب‌گذاری محصولات هوش مصنوعی وجود ندارد، اما غول‌های این حوزه رویکردهای متفاوتی را در پیش گرفته‌اند.

اسپاتیفای که بزرگ‌ترین پلتفرم استریم جهان است، رویکردی محتاطانه را برگزیده و قابلیتی آزمایشی را برای شفاف‌سازی ارائه داده است. در این سیستم، هنرمندان می‌توانند به صورت داوطلبانه در بخش اعتبار اثر، اعلام کنند که از ابزارهای هوش مصنوعی استفاده کرده‌اند؛ رویه‌ای که بیش از آنکه تنبیهی باشد، بر پایه صداقت هنرمندان بنا شده است.

در مقابل، دیزر رویکردی تهاجمی‌تر دارد. این پلتفرم با به‌کارگیری ابزارهای تشخیص خودکار، تلاش می‌کند تا موسیقی‌های ساخته‌شده توسط معروف‌ترین مدل‌های هوش مصنوعی را شناسایی و با برچسب‌های مشخص از آثار انسانی تفکیک کند؛ اقدامی که هدف آن محافظت از حقوق هنرمندان واقعی و جلوگیری از اشباع پلتفرم با محتوای ماشینی است.

اپل موزیک نیز مسیر شفافیت اجباری را انتخاب کرده است. این پلتفرم از تمامی ناشران و توزیع‌کنندگان خواسته تا در هنگام بارگذاری فایل‌های صوتی، به وضوح استفاده از هوش مصنوعی را اعلام کنند. اپل با گنجاندن برچسب‌های شفافیت در متادیتای آثار، به شنوندگان این امکان را می‌دهد که هویت واقعی پشت پرده یک آهنگ را بدانند.

این اقدامات نشان‌دهنده تلاشی برای برقراری توازن در صنعتی است که میان فناوری‌های تحول‌آفرین و اصالت انسانی در کشمکش است. با این حال، پرسش اصلی همچنان باقی است: آیا برچسب‌گذاری برای شنونده‌ای که صرفاً به دنبال لذت بردن از موسیقی است، تفاوتی ایجاد می‌کند یا در نهایت، کیفیت و ارتباط عاطفی اثر، مرز بین ماشین و انسان را محو خواهد کرد؟