به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، دو شنبه سی اردیبهشت روزنامه اطلاعات با حروف بزرگ نوشت: «ایران، سلطان فوتبال آسیا شد.» آیندگان تیتر زد: «در یک نبرد بیامان بچهها به خاک میافتادند اما از زمین دست نمیکشیدند.» این سطوری از کتاب «فتح تل آویو در امجدیه» شرحی بر مسابقه فوتبال ایران و اسرائیل در جام ملتهای آسیا ۱۳۴۷ تالیف امیرحسین احمدی در نشر خوب است. گزارش زیر نیز شرح حواشی این بازی است که در زیر میخوانید.
بزرگترین پیروزی ما در میدان
در جایی دیگر آمده بود: «مردم از شادی به رقص درآمدهاند.» در مصاحبههای بعد از بازی، سرمربی اسرائیل از داوری گله کرده و گفته بود باید داور اروپایی میآمد و وضعیت استادیوم جنجالی و تحملناپذیر بود! (شبیه این جملهها در خصوص فضای استادیوم را سال ۱۳۷۶ تری ونبلز، سرمربی استرالیا هم بعد از تساوی در تهران بیان کرده بود.) او وضع جسمانی و امتیاز میزبانی را دلیل پیروزی ما دانسته بود. در مقابل، محمود بیاتی به خستگی و آسیب دیدگی بازیکنانش اشاره کرده بود و اینکه توقع مردم برای پیروزی اجازه استراحت دادن به بازیکنان اصلی را به او نداده است. مصطفی عرب هم گفت: «گل اول ما کاملا صحیح بود، اما ما میخواستیم ۲-۰ برنده شویم.» بهزادی گفت: «با وجود اینکه وضع زانوی راستم بد بود وقتی گل را خوردیم نتوانستیم جلوی خودم را بگیرم و بیاختیار به زمین آمدم و دیگر درد را حس نکردم.» کاپیتان حسین حبیبی هم گفت: «بعد از بازیهای مقدماتی المپیک توکیو این بزرگترین پیروزی ما بود.»
هیاهوی این پیروزی در روزهای بعد همچنان باقی بود و منجر به اتفاقات مختلفی در تهران شد. فردای مسابقات عدهای منتسب به اسلامیون مخالف اسرائیل به دفتر هواپیمایی اسرائیل موسوم به «ال- عال» در تهران حمله کردند و بمبی در مجاورت آن منفجر شد که اسدالله لاجوردی به اتهام طراحی و اجرای این حمله بازداشت شد... فردای پیروزی در مدح آن و فتح جام بازار تهران چراغانی شد و از ساعت ۴ تا ۶ در تیمچه حاجبالدوله بازار جشنی برگزار شد و پشت شیشه مغازهها عکس غرورآفرینان را چسبانده بودند. در مقابل خانههایشان در محلات جشن و قربانی و شیرینی و رقص برقرار بود. ۳۰ اردیبهشت از طرف سازمان تربیت بدنی و تفریحات سالم جشن ملی ورزشی اعلام شد. ویگن و دلکش، از خوانندههای بنام آن دوران، سرودهایی ضبط کردند و مردم در بسیاری از برنامههای تلویزیونی چهره قهرمانان ایران را میدیدند. چیزی در آن عصر بهاری فرزندان فوتبال ایران به مردم خویش هدیه کردند، میراثی برای به یاد آوردن و لبخندی از سر غرور به لب آوردن بود.
فوتبال جایی بالاتر از ورزش
در روزنامه آیندگان روز دوشنبه متنی با عنوان فاتح جام آسیایی منتشر شد که در قسمتهایی از آن آمده است: «تیم فوتبال ایران با حرارات و فداکاری بیمانندی در مسابقات فوتبال آسیایی حریفان خود را یکی پس از دیگری درهم شکست و قهرمان آسیا شد... فوتبال در کشور ما جایی بالاتر از ورزش یافته است. ولی ما در هر زمینه اندک درخشندگی داشتهایم به همین اندازه سرمست شدهایم. نیاز روانی جامعه ما به افتخار و پیروزی، تشنگی ملتی است که در خود همواره یک قدرت درونی را سراغ داشته است و قرنها از تضاد این قدرت درونی و ضعف بیرونی خویش سرگشته مانده است.
اگر ما گاه میهماننوازی سنتی خود را فراموش میکنیم و از روحیه ورزشکاری به دور میافتیم و در شور تعصب خود ملاحظات دیگر را از یاد میبریم، به سبب آن است که پیروزی هنوز برایمان امری خارقالعاده است و شکست بیش از آن تکرار شده که قابل تحمل باشد... ولی ما حتی در لحظههای مستی فتح و نومیدی شکست باید اندازه را نگه داریم. پس از همه اینها ما ورزش را به خاطر خود آن دوست داریم... ما در همه تاریخ خود به گذشت و جوانمردی و مدارا و میهماننوازی شهرت داشتهایم. حس تعلق و هواداری که در هر فرد و و گروه طبعا وجود دارد نباید در ما از حدود خارج شود... پیروزی در عرصه ورزش تنها به قهرمانان محدود نمیشود. تماشاگران نیز باید سهمی داشته باشند و این پیروزی با گذشت و مدارا و اندازه نگه داشتن به دست میآید، با نشان دادن تحمل، با بلوغ... پیروزیهای ما به عنوان ملت تازه شروع شده است. در هر زمینه کارهای نمایان به نام ما خواهند نوشت. اما پیروزی واقعی ما در زمانی خواهد بود که بزرگی معنوی خود را در همه حال حفظ کنیم...»
نمونههای طغیانهای ملی در عرصه فوتبال
پس از این مسابقه تیمهای فوتبال از ایران و اسرائیل باز هم به مصاف هم رفتند، اما فضای آن روز و شعارهای سیاسی آن عصرگاه هرگز تکرار نشد. در سالهای بعد و در اثر مخالفت کشورهای عرب با حضور اسرائیل در مسابقات، تیم فوتبال این کشور عضو یوفا شد تا دیگر در خاورمیانه مقابل تیمی صفآرایی نکند.
در اینکه فضاهای استادیومهای فوتبال در همه جای دنیا - از جمله ایران- تبزده و متاثر از هیجانات و وامدار اتفاقات جاری در متن مسابقه است، شکی نیست اما میتوان به فهرست بلندی از نمونههای طغیانهای ملی در عرصه فوتبال که یگانه و بیاستمرار بودهاند و دیگر تکرار نشدهاند نیز اشاره کرد. از آن جمله انگلستان و آلمان در سال ۱۹۶۶ با پیرنگ جنگ دوم جهانی؛ هلند و آلمان در سال ۱۹۸۸ باز هم متاثر از اتفاقات جنگ جهانی و اشغال هلند به دست ارتش هیتلر؛ ترکیه و یونان در انتخابی یورو ۲۰۰۸؛ انگلستان و اسکاتلند یا انگلستان و ایرلند طی سالهای دههای ۱۹۷۰ تا ۱۹۹۰؛ آرژانتین و انگلستان سال ۱۹۸۶ و آن گل بیهمتا، گل دست خدای مارادونا. روح ورزش هر میزان هم که جدا از مسائل سیاسی در نظر گرفته شود، اما فوتبال پدیدهای مدرن و همردیف امور ملی نظیر پرچم، خاک سرود یا ترکیبی همزمان از تمام این نمادهاست. وقتی فریادهای بازیکنان ایتالیا را هنگام پخش سرود ملی آنها به یاد میآورید، جز فریاد ملتی برای نمایش قدرت حضورش چیزی به ذهن متبادر نمیشود و فوتبال برای حضور و جدال در مسیر کسب افتخار است.