شناسهٔ خبر: 78528691 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: تقریب | لینک خبر

قمار خارک می‌تواند نتیجه معکوس برای آمریکا داشته باشد

تصرف خارک یک چالش است و حفظ آن چالشی کاملاً متفاوت. دکترین نظامی نشان می‌دهد که هر نیروی اشغالگری در این جزیره مستقیماً در محدوده آتش ایران قرار خواهد گرفت و به طور خلاصه، جزیره خارک ونزوئلا نیست.

صاحب‌خبر - به گزارش حوزه بین‌الملل خبرگزاری تقریب، دکتر جانوس تی اچ سیاهان، نویسنده و مفسر سیاسی اندونزیایی  در یادداشتی در رابطه با تهدیدات مداوم ترامپ برای حمله به جزیره خارک در ایران نوشت:

تنش‌های نظامی در خلیج فارس بار دیگر به نقطه بحرانی خطرناکی رسیده است. تلاش‌های شکننده آتش‌بس که از ماه آوریل دنبال می‌شد، پس از یک سری تبادلات تلافی‌جویانه بین ایالات متحده و ایران، عملاً از بین رفته است. آخرین تشدید تنش با سرنگونی یک هلیکوپتر آپاچی ارتش ایالات متحده توسط نیروهای ایرانی در نزدیکی تنگه هرمز آغاز شد. در پاسخ، فرماندهی مرکزی ایالات متحده (CENTCOM 9 ) حملات هوایی علیه تأسیسات راداری، ارتباطی و پدافند هوایی ایران انجام داد. تهران به سرعت با حمله به پنج تأسیسات نظامی ایالات متحده در سراسر اردن، کویت و بحرین، از جمله مقر ناوگان پنجم ایالات متحده، تلافی کرد.

در بحبوحه این چرخه فزاینده خشونت، رئیس‌جمهور دونالد ترامپ به طرز چشمگیری اوضاع را وخیم‌تر کرده است. ترامپ در پستی در وب‌سایت Truth Social اعلام کرد که ارتش آمریکا با نیرویی عظیم به ایران حمله خواهد کرد و به دنبال کنترل صنعت نفت و گاز این کشور، از جمله اشغال جزیره خارک، خواهد بود. او صراحتاً این پیشنهاد را با عملیات «عزم مطلق» در ونزوئلا در اوایل سال جاری مقایسه کرد، زمانی که واشنگتن پس از دستگیری نیکولاس مادورو، رئیس جمهور سابق کنترل بخش نفت این کشور را به دست گرفت.

تهدید به تصرف جزیره خارک، نشان دهنده ناامیدی فزاینده در واشنگتن از شکست تلاش‌های دیپلماتیک است. ابتکارات میانجیگری به رهبری پاکستان و قطر متوقف شده است و هیچ یک از طرفین حاضر به تعدیل خواسته‌های خود نیستند. به نظر می‌رسد کاخ سفید با حمایت از لفاظی‌های پیت هگست، وزیر دفاع، مبنی بر «مذاکره با بمب»، در حال ایجاد حداکثر اهرم برای وادار کردن تهران به امتیازدهی است. اگرچه جی دی ونس، معاون رئیس جمهور، بعداً اظهار داشت که ایالات متحده تا زمانی که تهران تنگه هرمز را باز نگه دارد، از هدف قرار دادن زیرساخت‌های انرژی ایران خودداری خواهد کرد، اما گزینه اشغال فیزیکی خارک همچنان در پنتاگون به طور جدی در دست بررسی است.

از منظر ژئواستراتژیک، خارک چیزی فراتر از یک جزیره کوچک در خلیج فارس است. این جزیره که تنها ۲۲ کیلومتر مربع از شمال خلیج فارس را پوشش می‌دهد، به عنوان شریان ضروری اقتصاد ایران عمل می‌کند. پیش از بحران فعلی، تقریباً ۹۰ تا ۹۶ درصد از صادرات نفت خام ایران از خارک عبور می‌کرد و حجم بارگیری آن به حدود ۱.۵ میلیون بشکه در روز می‌رسید.

از آنجا که بخش عمده‌ای از خط ساحلی ایران برای نفتکش‌های بسیار بزرگ بسیار کم‌عمق است، پایانه‌های آب‌های عمیق خارک تنها دروازه عملی این کشور به بازارهای جهانی، به ویژه چین، را فراهم می‌کنند. بدون این جزیره، تهران با فلج مالی فوری مواجه خواهد شد و جریان درآمدی را که تقریباً نیمی از هزینه‌های دولت را تأمین می‌کند، از دست خواهد داد.
 
محاسبه نظامی
پنتاگون که برای تصرف احتمالی جزیره خارک برنامه‌ریزی می‌کند، تهاجم تمام‌عیار به ایران را در نظر ندارد. در عوض، طبق گزارش‌ها، سنتکام گزینه‌هایی شامل حملات آبی-خاکی محدود و عملیات هوایی دقیق را که می‌تواند طی چند هفته اجرا شود، آماده کرده است. جنگ‌افزارهای ایالات متحده از قبل در سراسر خلیج فارس مستقر شده‌اند. از جمله آنها می‌توان به کشتی تهاجمی آبی-خاکی USS Tripoli اشاره کرد که به عنوان یک ناو هواپیمابر سبک مجهز به جنگنده‌های رادارگریز F-35B Lightning II برای تضمین برتری هوایی محلی عمل می‌کند. کشتی USS Boxer که حامل واحد سی و یکم اعزامی تفنگداران دریایی است، در کنار عناصر واکنش سریع لشکر ۸۲ هوابرد ارتش ایالات متحده مستقر شده است. این نیروها احتمالاً عملیات پوشش عمودی را با استفاده از هواپیماهای تیلت روتور MV-22 Osprey و هلیکوپترهای سنگین CH-53E Super Stallion انجام خواهند داد.

با این حال، تصرف خارک یک چالش است و حفظ آن چالشی کاملاً متفاوت. دکترین نظامی نشان می‌دهد که هر نیروی اشغالگری در این جزیره مستقیماً در محدوده آتش ایران قرار خواهد گرفت.

خارک تنها حدود ۳۳ کیلومتر (۲۱ مایل) از ایران فاصله دارد. در چنین فاصله نزدیکی، هر سرباز آمریکایی، تأسیسات راداری و سیستم دفاع هوایی در این جزیره در برابر توپخانه‌های متعارف، سیستم‌های راکت‌انداز چندگانه، مهمات پرسه‌زنی و موشک‌های بالستیک کوتاه‌برد که از خاک ایران شلیک می‌شوند، بسیار آسیب‌پذیر خواهند بود.
جغرافیا، این معادله را پیچیده‌تر می‌کند. خط ساحلی کوهستانی اطراف بوشهر، پوشش راداری طبیعی برای نیروهای ایرانی فراهم می‌کند و تشخیص پرتاب موشک‌های ورودی را برای کشتی‌های جنگی مجهز به سامانه‌های ایجیس نیروی دریایی ایالات متحده در زمان کافی دشوارتر می‌سازد. لجستیک نیز به همان اندازه چالشی دلهره‌آور خواهد بود. نزدیکترین تأسیسات نظامی آمریکا در کویت، بحرین و قطر بیش از ۱۰۰ مایل دریایی دورتر واقع شده‌اند. هر مأموریت تدارکاتی باید از آب‌های باریک و مورد مناقشه عبور کند و نیروی دریایی ایالات متحده را مجبور می‌کند ناوشکن‌های ارزشمندی را به وظایف اسکورت اختصاص دهد. خارک به جای تبدیل شدن به یک دارایی استراتژیک، می‌تواند به سرعت به یک مسئولیت پرهزینه تبدیل شود و منابع آمریکا را در یک جنگ فرسایشی طولانی مدت تخلیه کند.

قلعه نامتقارن تهران
بعید است ایران در برابر چنین تهدیدی منفعل بماند. جزیره خارک توسط چندین لایه امنیتی تحت نظارت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی محافظت می‌شود. در جبهه دریایی، نیروی دریایی سپاه پاسداران از تیپ رزمی سطحی 112 ذوالفقار مجهز به شناورهای تندرو تهاجمی مجهز به موشک با قابلیت انجام تاکتیک‌های ازدحامی علیه تشکیلات دریایی بزرگتر برخوردار است. این قابلیت نامتقارن توسط یک شبکه یکپارچه پدافند هوایی که شامل باتری های موشکی S-300PMU-2 ساخت روسیه است که برای درگیری با اهداف با ارزش بالا در ارتفاعات متوسط ​​و بالا طراحی شده است، تقویت می شود. این سیستم‌ها در کنار سامانه‌های دفاع نقطه‌ای Tor-M1 و Pantsyr-S1 عمل می‌کنند، که هر دو برای مقابله با هواپیماهای بدون سرنشین و مهمات هدایت‌شونده دقیق در محیط‌های جنگ الکترونیکی بسیار مناسب هستند.

با این حال، قوی‌ترین عامل بازدارنده ایران ممکن است جای دیگری باشد: توانایی آن برای برهم زدن تنگه هرمز از طریق جنگ گسترده مین. گمان می رود تهران بین 2000 تا 6000 مین دریایی متعارف و پیشرفته در اختیار دارد.

پاکسازی این مین ها در شرایط جنگی کار دشواری خواهد بود، به ویژه اگر کشتی‌های مین روب آمریکایی مورد حمله مستمر موشک‌های کروز ساحلی مانند سامانه نور، مشتق شده از موشک C-802 چین، در مواضع سخت در امتداد خطوط ساحلی بوشهر و قشم قرار بگیرند.

مقامات ایرانی همچنین هشدارهای خود را فراتر از خود خارک گسترش داده‌اند. منوچهر متکی، سیاستمدار ارشد و نماینده مجلس هشدار داده است که اگر نیروهای آمریکایی هر بخشی از جزیره را اشغال کنند، نیروهای ویژه ایران می توانند حملاتی را با هلیکوپتر علیه پایگاه های آمریکایی در کویت، بحرین و اردن انجام دهند. او پیشنهاد کرد که هدف، دستگیری پرسنل نظامی ایالات متحده به عنوان گروگان‌های سیاسی است. به عبارت دیگر، به نظر می‌رسد تهران آماده است تا یک درگیری محلی بر سر خارک را به یک رویارویی منطقه‌ای و چند حوزه‌ای با شبکه گسترده‌تر محور مقاومت تبدیل کند.

موج‌های شوک اقتصادی جهانی
پیامدهای یک رویارویی نظامی بر سر خارک بسیار فراتر از خاورمیانه خواهد بود. بر اساس آخرین گزارش چشم انداز اقتصاد جهانی که توسط بانک جهانی در 11 ژوئن 2026 منتشر شد، انتظار می‌رود تداوم بی‌ثباتی در منطقه رشد اقتصاد جهانی را به 2.5 درصد در سال جاری کند که ضعیف‌ترین سرعت از زمان همه گیری کووید-19 است.

بازارهای انرژی در حال حاضر به شدت واکنش نشان داده‌اند و پیش بینی می‌شود قیمت نفت خام برنت در سال 2026 به طور متوسط ​​94 دلار در هر بشکه باشد که نسبت به سال قبل 36 درصد افزایش داشته است.

اگر جنگ در اطراف خارک باعث اختلال بیشتر در تامین انرژی شود، بانک جهانی هشدار می‌دهد که رشد جهانی ممکن است به 1.3 درصد کاهش یافته و تورم به 4.4 درصد افزایش یابد. یکی از عواقب نادیده گرفته شده، افزایش شدید قیمت کود است که به دلیل اختلال در زنجیره تامین گوگرد و آمونیاک منشاء خلیج فارس احتمالاً تا 38 درصد افزایش می‌یابد. چنین شوکی می‌تواند باعث ایجاد بحران های امنیت غذایی در بسیاری از اقتصادهای در حال توسعه شود. پیامدهای منطقه‌ای نیز به همان اندازه شدید خواهد بود. اگر حمل و نقل تجاری از طریق تنگه هرمز به طور قابل توجهی مختل شود، رشد اقتصادی در کشورهای عربی خلیج فارس ممکن است از 4.5 درصد به 1.3 درصد کاهش یابد.

با این حال، در زیر این محاسبات اقتصادی، نقص اساسی‌تری در مفروضات واشنگتن نهفته است. به نظر می‌رسد ترامپ بر این باور است که اشغال خارک، راه حیات اقتصادی ایران را خواهد بست و تهران را وادار به تسلیم خواهد کرد. در واقع، محاصره شدید دریایی ایالات متحده که از 13 آوریل 2026 اعمال شد، صادرات نفت خام ایران را تقریباً به صفر رسانده است. بر اساس گزارش‌ها، بیش از 20 نفتکش در آب‌های خارک سرگردان هستند و قادر به تحویل محموله‌های خود به بازارهای آسیایی نیستند. از نظر اقتصادی، ایران در حال حاضر در شرایط تقریباً اضطراری بدون درآمد نفتی معنی دار عمل می کند.

بنابراین، اشغال فیزیکی خارک فشار اقتصادی بیشتری را فراتر از آنچه تهران در حال حاضر تحمل می‌کند، تحمیل خواهد کرد؛ اما کاری که انجام خواهد داد، شعله ور کردن ناسیونالیسم ایرانی است. هم دولت میانه رو رئیس جمهور مسعود پزشکیان و هم فرماندهی سپاه پاسداران پیوسته نشان داده‌اند که مقاومت پایدار را بر تسلیم شدن به زور خارجی ترجیح می‌دهند.

ایالات متحده ممکن است به جای دستیابی به یک توافق سیاسی سریع مشابه آنچه واشنگتن در ونزوئلا به آن دست یافت، خود را در دام یک درگیری منطقه‌ای طاقت‌فرسا بدون هیچ پایان مشخصی بیابد، درگیری‌ای که خاورمیانه را بی‌ثبات می‌کند، بازارهای جهانی انرژی را دچار اختلال و اقتصاد جهانی را به رکود نزدیک‌تر می‌کند. به طور خلاصه، جزیره خارک ونزوئلا نیست.