یادداشت سید محمد مهدی غمامی که در اختیار ایسنا قرار گرفته، به شرح زیر است:
«جنگ روایتها» (Narrative Warfare) یکی از مفاهیم کلیدی در علوم ارتباطات، سیاست بینالملل و مطالعات امنیتی و حقوق بینالملل در قرن بیست و یکم است. در دنیایی که ابزارهای انتقال اطلاعات به سرعت در حال گسترش هستند، قدرت نه تنها در توانایی نظامی یا اقتصادی، بلکه در "توانایی شکل دادن به نحوه درک مردم و نهادها و مراجع ملی و بینالمللی از واقعیت" نهفته است.
۱. جنگ روایتها چیست؟
جنگ روایتها به معنای تلاش آگاهانه و سازمانیافته برای تثبیت یک «روایت خاص» از یک رویداد، پدیده یا وضعیت به عنوان «روایت غالب» در ذهن افکار عمومی و گردش کار مراجع ملی و بین المللی است. در این نبرد، هدف نابودی فیزیکی دشمن نیست، بلکه هدف "تسخیر ذهنها و قلبها" و تغییر تصمیمات بر اساس تفسیر واقعیتها است.
روایت، صرفاً بازگویی اخبار نیست؛ بلکه شامل "تفسیر، جهتدهی و معنابخشی" به وقایع است. در جنگ روایتها، هر طرف سعی میکند با انتخاب هوشمندانه و بعضا انتخابی حقایق، حذف بخشهای مخالف و چارچوببندی (Framing) خاص، حقیقت را به نفع اهداف استراتژیک خود بازسازی کند. اتفاقی که جنایتکاران جنگی، برای توجیه جنایات خود در بسیاری از کشورها دنبال کردهاند.
۲. ابعاد جنگ روایتها
جنگ روایتها در چندین سطح عملیاتی میشود:
۲.۱.بعد شناختی (Cognitive): تغییر باورها، ارزشها و درک مخاطب از «خوب و بد» یا «دوست و دشمن».
۲.۲. بعد رسانهای و سایبری: استفاده از شبکههای اجتماعی، رباتها، ترندها و رسانههای جریان اصلی برای توزیع گسترده روایت مطلوب.
۲.۳.بعد نمادین: استفاده از نمادها، اسطورهها و زبان عاطفی برای تأثیرگذاری بر ضمیر ناخودآگاه مخاطبان.
۲.۴.بعد زمانی: تلاش برای «اول بودن در روایتسازی»؛ چرا که اولین روایتی که در ذهن مخاطب نقش میبندد، بهسختی تغییر میکند (اثر تقدم).
۳. ارتباط جنگ روایتها با جنگ حقوقی (Lawfare)
جنگ حقوقی یا «لاوفر» (Lawfare) به استفاده از ابزارهای قانونی و حقوقی برای دستیابی به اهداف نظامی یا سیاسی گفته میشود. پیوند این دو به این صورت است:
۳.۱. مشروعیتبخشی: جنگ حقوقی بدون پشتوانه روایتسازی شکست میخورد. برای اینکه یک اقدام (مثلاً تحریم، محاصره یا حمله نظامی) در عرصه بینالمللی «مشروع» جلوه کند، باید از طریق روایتها، برای آن یک «بستر قانونی و اخلاقی» ساخت. اقدامی که هم ما در بستن تنگه هرمز به جهت امکان سوء استفاده متجاوزان باید نسبت به روایتسازی آن بهتر عملمیکردیم و هم دولت جنایتکار آمریکا، در اقدام به محاصره دریایی نسبت به آن خوب عمل و زمینه تشدید تحریمهای اروپایی را فراهم کرد.
۳.۲. مستندسازی:در جنگ حقوقی، خسارات قابل توجهی به مردم وارد شد که نیاز به ثبت شواهد دارد. جنگ روایتها در واقع همان «مستندسازی» برای افکار عمومی، دادگاههای ملی یا محاکم بینالمللی است تا قضات به نفع آن روایت رأی دهد.
۳.۳.تغییر زمین بازی: گاهی یک کنشگر روایتسازی میکند تا افکار عمومی را به نقطهای برساند که قوانین موجود را ناعادلانه بدانند و تقاضای تغییر یا وضع قوانین جدید کنند که این خود نوعی جنگ حقوقی در سطح کلان است. همه قوانین تحریمی علیه ایران، ناعادلانه است ولی چگونه باید روایت شوند؟
۳.۴. گردش کار طرح دعوا قضایی: هر طرح دعوای حقوقی و قضایی، نیازمند بیانی از واقعیت است تا بتوان اوصاف کیفری و مسئولیت حقوقی را بر آن بار کرد.
جنگ روایتها در نهایت نبرد بر سر «حقیقت» است. در این نبرد، کسی که بتواند روایت مقدمتر، مستندتر، جذابتر، عاطفیتر و متقاعدکنندهتری ارائه دهد، پیروز است، حتی اگر آن روایت فاصله زیادی با واقعیتِ میدانی داشته باشد. در جهان امروز، مهارت اصلی، «سواد رسانهای» و توانایی تشخیص این است که چگونه حقایق برای ما «بستهبندی» شدهاند، روایتهایی که سراسر تناقض است ولی متقاعد کنندهتر ارایه میشوند یا مسایلی که اصلا روایت نمیشوند ولی انتظار داریم مورد توجه قرار گیرند.
انتهای پیام
جنگ روایتها و جنگ حقوقی
معاون حقوقی و امور مجلس در یادداشتی نوشت: جنگ حقوقی بدون پشتوانه روایتسازی شکست میخورد. برای اینکه یک اقدام (مثلاً تحریم، محاصره یا حمله نظامی) در عرصه بینالمللی «مشروع» جلوه کند، باید از طریق روایتها، برای آن یک «بستر قانونی و اخلاقی» ساخت.
صاحبخبر -
∎