تلاشهای زیادی هم برای تکمیل این دادهها صورت گرفته اما واقعیت این است که هنوز این اطلاعات ناقص است. حتی امروز نیز میبینیم که دهکبندیها اشکال دارد و آنطور که باید، دقیق و راستیآزماییشده نسبت به شرایط و وسع افراد نیست. این درحالی است که برای بخش بزرگی از جامعه سوبسید پرداخت میشود که این یارانهها باید بهصورت هدفمند از مردم حمایت کند و کالابرگ هم تقریبا در همین راستا دنبال میشود. اگر دادهها دقیق نباشد، نمیتواند آن هدف بزرگی را محقق کند. البته باید توجه داشت که کشور در سالهای اخیر با مشکلات زیادی مواجه بوده و مدیران نیز ناگزیر شدهاند نگاه کلیتری به موضوع داشته باشند و نتوانند اصلاحات لازم را بهدرستی انجام دهند.
با اینحال، وقت آن رسیده که این موضوع یکبار برای همیشه بهصورت جدی پیگیری شود، زیرا اکنون مقدار یارانهها در ایران از نظر ریالی بسیار بالاست و کالابرگ هم که به این موضوع اضافه شده، بودجه بسیار بزرگی را به خود اختصاص داده، بنابراین لازم است این تخصیصها براساس اطلاعات و دادههای صحیح انجام شود، نه بر مبنای روشهای مقطعی و موقت؛ چراکه شیوههای مقطعی آسیبهای بیشتری زده است.
در پاسخ به این پرسش که چه کاری باید انجام شود، باید گفت نخست اینکه براساس اطلاعاتی که هماکنون در ثبتاحوال، بانک مرکزی، وزارت امور اقتصادی و دارایی و نیز وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی وجود دارد، باید دادههای پایه در کشور بهصورت کامل احصا شود؛ یعنی مشخص باشد که هر فرد یا هر خانواده چه میزان درآمد دارد، تعداد عائلهاش چقدر است، هزینههایش چگونه بوده و میزان داراییاش چقدر است. این اطلاعات باید برای دولت شفاف باشد.
گام دوم، شفاف شدن بودجه و معیارهای حمایت است. تا دولت این مسأله را شفاف نکند، مشخص نیست شفافیت بودجه بر چه اساسی باید انجام شود. مبنا باید این باشد که بر حسب شرایط اقتصادی کشور، بانک مرکزی، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و مرکز آمار مشخص کنند چه کسانی باید مورد حمایت قرار بگیرند. این موضوع مستلزم استخراج شاخصهایی است که باید حتما مشخص شود؛ یکی از مهمترین آنها خط فقر است. اما متأسفانه هیچکس این کار را انجام نداده است.
این خلأ باعث شده نتوانیم براساس اطلاعات صحیح، تصمیمگیری درست و هدفمندی در کشور داشته باشیم؛ تصمیمهایی که هم منابع را بهصورت جدی و درست صرف نیازمندان کند و هم از نظر برنامهریزی و سیاستگذاری، جهتگیری درستی به کشور بدهد. بنابراین تعیین این شاخصها ضروری است و مهمترین آنها همان خط فقر بوده که حتما باید مشخص شود.
با اینحال، وقت آن رسیده که این موضوع یکبار برای همیشه بهصورت جدی پیگیری شود، زیرا اکنون مقدار یارانهها در ایران از نظر ریالی بسیار بالاست و کالابرگ هم که به این موضوع اضافه شده، بودجه بسیار بزرگی را به خود اختصاص داده، بنابراین لازم است این تخصیصها براساس اطلاعات و دادههای صحیح انجام شود، نه بر مبنای روشهای مقطعی و موقت؛ چراکه شیوههای مقطعی آسیبهای بیشتری زده است.
در پاسخ به این پرسش که چه کاری باید انجام شود، باید گفت نخست اینکه براساس اطلاعاتی که هماکنون در ثبتاحوال، بانک مرکزی، وزارت امور اقتصادی و دارایی و نیز وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی وجود دارد، باید دادههای پایه در کشور بهصورت کامل احصا شود؛ یعنی مشخص باشد که هر فرد یا هر خانواده چه میزان درآمد دارد، تعداد عائلهاش چقدر است، هزینههایش چگونه بوده و میزان داراییاش چقدر است. این اطلاعات باید برای دولت شفاف باشد.
گام دوم، شفاف شدن بودجه و معیارهای حمایت است. تا دولت این مسأله را شفاف نکند، مشخص نیست شفافیت بودجه بر چه اساسی باید انجام شود. مبنا باید این باشد که بر حسب شرایط اقتصادی کشور، بانک مرکزی، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و مرکز آمار مشخص کنند چه کسانی باید مورد حمایت قرار بگیرند. این موضوع مستلزم استخراج شاخصهایی است که باید حتما مشخص شود؛ یکی از مهمترین آنها خط فقر است. اما متأسفانه هیچکس این کار را انجام نداده است.
این خلأ باعث شده نتوانیم براساس اطلاعات صحیح، تصمیمگیری درست و هدفمندی در کشور داشته باشیم؛ تصمیمهایی که هم منابع را بهصورت جدی و درست صرف نیازمندان کند و هم از نظر برنامهریزی و سیاستگذاری، جهتگیری درستی به کشور بدهد. بنابراین تعیین این شاخصها ضروری است و مهمترین آنها همان خط فقر بوده که حتما باید مشخص شود.