به گفته این تحلیلگر، حضور نظامی فعلی آمریکا در خلیج عمان تلاشی ناامیدانه برای گریز از محاصره استراتژیکی است که پس از تثبیتِ جبهه بابالمندب تا هرمز توسط نیروهای مسلح یمن شکل گرفته است. او معتقد است واشنگتن به جای اتخاذ راهکارهای دیپلماتیک (مانند توقف جنگ در لبنان و پایبندی به آتشبس)، تلاش میکند با ایجاد یک «گاز انبر دریایی» به تقابل نظامی روی آورد؛ رویکردی که به باور وی، نتیجهای جز تکرار شکستهای قبلی نخواهد داشت.
شکستِ فناوری میلیارد دلاری در آبهای کمعمق
بخش مهمی از تحلیل الجنید به ناکارآمدی تجهیزات پیشرفته در جغرافیای خاصِ تنگهها اختصاص دارد. وی استدلال میکند که ناوشکنهای آمریکایی، با وجود هزینه میلیارد دلاری، برای جنگ در اقیانوسهای آزاد طراحی شدهاند و در آبهای کمعمق هرمز و بابالمندب، در برابر تاکتیکهای چریکی و مهندسی رزمی هوشمند، به اهدافی آسیبپذیر تبدیل شدهاند.
الجنید در این باره به یک نمونه عملیاتی اشاره میکند: وادار کردن یک جت جنگنده F-16 آمریکایی به ترک حریم هوایی پس از نقض حریم خلیج فارس، صرفاً یک نمایش نبود؛ بلکه تغییر قوانین درگیری به نفع پدافند هوایی ایران بود که مأموریت ایالات متحده را کاملاً مختل کرد.
شاخصهای عینی تغییر موازنه قدرت
این یادداشت تحلیلی، سه نشانه بارز را برای اثبات مدعای پایان تسلط دریایی آمریکا، برمیشمارد:فلج شدن ترافیک کشتیرانی: کاهش تردد در تنگه هرمز به عنوان یک واقعیت میدانی.
نوسانات بازار انرژی: افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی بلافاصله پس از اعلام وضعیت جدید.
سکوت و انفعال غرب: عدم پاسخ عملیاتیِ ملموس از سوی قدرتهای بزرگ که به نوعی اذعان ضمنی به تغییر موازنه است.
دریا دیگر آمریکایی نیست
عدنان عبدالله الجنید در پایان، وضعیت موجود را نه یک درگیری زودگذر، بلکه یک تغییر تاریخی در توازن قدرت دریایی، توصیف میکند. او تأکید میکند که دوران اقدام بدون هزینه، برای واشنگتن به پایان رسیده و مرحله جدیدی آغاز شده است که در آن، قدرت نه از طریق ناوگانهای عظیم در سطح آب، بلکه از طریق بازدارندگیِ زیر سطح و آتش کنترلشده تعریف میشود.به باور این تحلیلگر، شرطبندیهای روانی و اقتصادی برای تحریک افکار عمومی ایران در برابر فشار نظامی، شکست خورده و آمریکا اکنون در یک دوراهی تاریخی بین حمایت از موجودیت متحدانش و حفظ امنیت ناوگان دریایی خود، گرفتار شده است.
انتهای پیام/∎