به گزارش روز شنبه ایرنا، نشریه پولیتیکو نوشت: فروپاشی برنامه ۱۰۰ میلیارد یورویی ساخت جنگنده نسل آینده اروپا، کشورهای این قاره را وادار کرده است تا بهدنبال گزینههای جایگزین باشند.
نزدیک به یک دهه، «سامانه نبرد هوایی آینده» قرار بود نماد چشماندازی تازه برای قدرت نظامی اروپا باشد، اما پس از آنکه برلین در این هفته به دلیل اختلافات حلنشدنی میان شرکت داسو اویاسیون فرانسه و شرکت ایرباس دیفنس اند اسپیس آلمان این پروژه را متوقف کرد، کشورهای مشارکتکننده اکنون در تلاش هستند تا مشخص کنند آینده برنامههای قدرت هوایی آنان چه خواهد شد.
اکنون سه مسیر اصلی پیش روی اروپا قرار دارد.
نخست آنکه هر کشور مسیر مستقل خود را در پیش بگیرد و جنگنده بومی خود را توسعه دهد؛ گزینهای که شرکتهای آلمانی هماکنون از آن حمایت میکنند و داسو نیز مدتهاست اعتقاد دارد فرانسه قادر به انجام آن است. با این حال، چنین رویکردی میتواند به تکرار هزینهها و موازیکاری منجر شود و بودجههای تحت فشار کشورهای اروپایی شاید توان تامین آن را نداشته باشند.
گزینه دیگر، روی آوردن به جنگنده اف-۳۵ ساخت شرکت لاکهید مارتین آمریکا است؛ هواپیمایی که از بسیاری از رقبای اروپایی فعلی پیشرفتهتر به شمار میرود. آلمان در حال بررسی گسترش ناوگان خود است و بلژیک نیز این جنگنده را در اختیار دارد. اما فرانسه و اسپانیا قصد خرید آن را ندارند، زیرا چنین اقدامی با ایده کاهش وابستگی اروپا به ایالات متحده تحت رهبری دونالد ترامپ در تضاد است.
در نهایت، کشورهای اروپایی میتوانند به پروژههای موجود بپیوندند؛ بهویژه «برنامه جهانی نبرد هوایی» به رهبری ایتالیا، ژاپن و بریتانیا. همچنین امکان نجات بخشی از دستاوردهای پروژه شکستخورده، از جمله پهپادها و سامانه موسوم به «ابر رزمی» وجود دارد.
حرکت به سمت برنامههای ملی
آلمان برای پر کردن خلا ناشی از فروپاشی این پروژه، زمان را از دست نداده است. شرکت ایرباس و هفت شرکت هوافضا و دفاعی آلمان ایجاد ائتلافی جدید با نام «تیم نسل ششم» را پیشنهاد کردهاند که هدف آن توسعه یک جنگنده رزمی نسل ششم اروپایی است.
این شرکتها معتقدند آلمان پس از شکست پروژه مشترک باید «توانایی اقدام مستقل» خود را نشان دهد و هشدار دادهاند که در صورت توقف فعالیتها، صنعت هوانوردی رزمی این کشور با خطر از دست دادن دانش فنی، نیروی انسانی متخصص و توان رقابت بینالمللی مواجه خواهد شد.
البته اجرای این طرح همچنان به حمایت سیاسی فریدریش مرتس صدراعظم آلمان، وزارت دفاع و البته منابع مالی قابل توجه نیاز دارد.
بوریس پیستوریوس وزیر دفاع آلمان سهشنبه گذشته به خبرنگاران گفت: درباره جنگنده جدید خواهیم دید که چه مسیرهایی را انتخاب میکنیم. ماههاست که با بازیگران مختلف در این زمینه گفتوگو داشتهایم.
یکی از دلایل اصلی فروپاشی پروژه مشترک این بود که فرانسه خواهان هواپیمایی سبکتر برای استفاده در ناوهای هواپیمابر بود، در حالی که آلمان به دنبال جنگندهای سنگینتر برای برتری هوایی بود.
امیل آرشامبو پژوهشگر شورای روابط خارجی آلمان در اینباره گفت: در واقع به نظر میرسید آلمان به دنبال جانشینی برای یوروفایتر است و فرانسه جانشینی برای رافال میخواهد؛ در حالی که این دو اساساً هواپیماهایی کاملاً متفاوت هستند. هنوز مشخص نیست آلمان دقیقاً از یک جنگنده جدید چه انتظاری دارد.
این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا جنگنده نسل ششم صرفا هواپیمایی سریعتر یا پنهانکارتر نیست. در طرح «تیم نسل ششم»، سامانهای توصیف شده که بر شبکهسازی، پهپادها، پردازش لبهای و یکپارچگی میان سکوهای سرنشیندار و بدون سرنشین استوار است.
در مقابل، فرانسه از موقعیتی متفاوت وارد این بحث میشود.
از نظر فنی، فرانسه توانایی ساخت یک هواپیمای جنگی بهتنهایی را دارد؛ موضوعی که در تمام مذاکرات پروژه مشترک، استدلال اصلی شرکت داسو بود. افزون بر این، پاریس برای حفظ بازدارندگی هستهای خود به یک هواپیمای نسل آینده نیاز دارد.
اما پرسش دشوارتر این است که آیا فرانسه با توجه به فشارهای مالی و وضعیت بودجه عمومی خود توان پرداخت هزینه چنین پروژهای را خواهد داشت یا خیر.
خرید از آمریکا
مسیر دوم شاید جاهطلبانه نباشد، اما سریعتر است: خرید تعداد بیشتری جنگنده اف-۳۵.
اسناد محرمانه بودجه آلمان نشان میدهد حدود ۲.۵ میلیارد یورو در بودجه امسال برای افزایش ناوگان برنامهریزیشده از ۳۵ فروند به ۵۰ فروند اختصاص یافته است.
۳۵ فروند نخست که در سال ۲۰۲۲ (۱۴۰۱ خورشیدی) سفارش داده شدند، همچنان در آمریکا در حال ساخت هستند و در نهایت جایگزین ناوگان سالخورده تورنادوی آلمان در ماموریت اشتراکگذاری هستهای ناتو خواهند شد.
هواپیماهای بیشتر شاید پاسخ پرسش مربوط به سازنده جنگنده آینده اروپا نباشند، اما میتوانند برای برلین زمان بخرند.
اف-۳۵ هماکنون در خدمت است، توانایی حمل سلاح هستهای دارد و شمار فزایندهای از اعضای ناتو از آن استفاده میکنند. از دید برنامهریزان نظامی، این ویژگیها آن را به گزینهای طبیعی برای دوره گذار تبدیل میکند.
با این حال، هر فروند اف-۳۵ اضافی اگرچه توان نظامی آلمان را تقویت میکند، اما وابستگی این کشور به واشنگتن را نیز عمیقتر میسازد؛ آن هم در زمانی که رهبران اروپایی بر ضرورت دستیابی قاره به استقلال راهبردی بیشتر تاکید دارند.
در همین حال، جنگنده نسل ششم اف-۴۷ آمریکا که توسط شرکت بوئینگ در حال توسعه است، ممکن است تا پایان این دهه وارد خدمت شود. با این حال ترامپ اعلام کرده است که ایالات متحده نسخههایی با توانمندی کمتر را به متحدان خود خواهد فروخت؛ مسالهای که جذابیت این هواپیما را کاهش میدهد.
یافتن شرکای جدید یا نجات بقایای پروژه
سومین مسیر، پیوستن به پروژههای چندملیتی موجود یا حفظ بخشی از همکاریهای پیشین است.
این گزینه میتواند بررسی امکان مشارکت در «برنامه جهانی نبرد هوایی» را شامل شود، هرچند برخی افراد آگاه از مذاکرات هشدار دادهاند که ایتالیا یا ژاپن ممکن است تمایلی به اضافه شدن اعضای جدید و کاهش انسجام پروژه نداشته باشند.
با این حال، الساندرو مارونه رئیس برنامه دفاع، امنیت و فضا در موسسه امور بینالملل ایتالیا، معتقد است این سناریو مزایای بالقوهای نیز دارد.
او در گفتوگو با نشریه استارتمگ ایتالیا اظهار داشت که پیوستن آلمان به این برنامه میتواند «هسته تاریخی» همکاریهایی را که به تولید جنگندههای تورنادو و یوروفایتر منجر شد، دوباره احیا کند. به گفته او، وزن اقتصادی، صنعتی و نظامی آلمان همچنین میتواند به این برنامه «ابعادی بسیار پررنگتر و اروپاییتر» ببخشد و آن را به «مهمترین مرجع برای سایر کشورهای اروپایی» تبدیل کند.
آلمان همچنین درباره همکاری احتمالی با سوئد گفتوگوهایی انجام داده است. سوئد سازنده جنگنده نسل چهارم گریپن است و در حال بررسی توسعه یک هواپیمای پیشرفتهتر نیز هست.
ورونیکا واند-دانیلسون سفیر سوئد در برلین، به رسانه د پایونیر گفت: سوئد شرکتهایی در اختیار دارد که از توانمندیهای گسترده و مستقل در حوزه پدافند هوایی، فناوری حسگرها و سامانههای هواپیماهای رزمی برخوردار هستند.
اما اسپانیا با چالشی متفاوت روبهرو است. مادرید که اغلب در سایه اختلافات فرانسه و آلمان نادیده گرفته میشد، بهعنوان سومین شریک به پروژه پیوسته بود و امیدوار بود این برنامه جایگاهی بلندمدت برای صنعت هوافضای این کشور تضمین کند.
آرشامبو در این باره گفت: اسپانیا قطعا بهتنهایی برنامه ساخت یک هواپیمای رزمی را دنبال نخواهد کرد.
او افزود مادرید میتواند بخشی از سرمایهگذاری و ظرفیت تولید را تامین کند، اما در هر برنامه مشترک ساخت هواپیما همچنان «شریکی نسبتا فرعی» باقی خواهد ماند.
در کنار این موارد، پروژههای نسل ششم دیگری نیز وجود دارند؛ از جمله جنگنده «کان» ترکیه که نخستین پرواز خود را در سال ۲۰۲۴ (۱۴۰۳ خورشیدی) انجام داد. با این حال، آنکارا فعلا این پروژه را بهتنهایی پیش میبرد، زیرا تلاشهای پیشین برای همکاری با شرکتهای اروپایی به نتیجه نرسید.