گروه سیاسی- مانیا شوبیری: در این مدت، خانوادههای بسیاری داغدار شدند، کسبوکارها آسیب دیدند و فشارهای اقتصادی بر زندگی مردم افزایش یافت. در کنار این دشواریها، جامعه ایران بار دیگر نشان داد که در سختترین شرایط نیز از سرمایههای ارزشمند خود یعنی همبستگی ملی، صبوری و امید دست نمیکشد. تجربه یکسال گذشته ثابت کرد که امنیت و توسعه دو روی یک سکهاند و هیچ کشوری نمیتواند در سایه تداوم تنش و نااطمینانی، مسیر پیشرفت پایدار را طی کند.
اکنون که یک سال از آن روزها گذشته است، زمان مناسبی برای تأمل و بازنگری در مسیر پیش روست. ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند عبور از وضعیت فرساینده «نه جنگ، نه صلح» است؛ وضعیتی که نه آرامش و ثبات کامل را به همراه دارد و نه امکان برنامهریزی بلندمدت برای توسعه و پیشرفت را فراهم میکند. ادامه این شرایط، انرژی ملی را صرف مدیریت بحرانها میکند و فرصتهای بزرگ اقتصادی، علمی و اجتماعی را از کشور میگیرد.
امروز اولویت اصلی باید سازندگی ایران باشد. سازندگی تنها به معنای توسعه زیرساختها نیست؛ بلکه شامل بازسازی اعتماد اجتماعی، تقویت سرمایه انسانی، رونق تولید، جذب سرمایهگذاری، گسترش تعاملات اقتصادی و فراهم کردن چشماندازی روشن برای نسل جوان نیز میشود. کشوری با ظرفیتهای گسترده انسانی و طبیعی ایران، شایسته آن است که توان خود را بیش از هر چیز صرف پیشرفت، رفاه و آیندهسازی کند.
یادآوری جنگ دوازدهروزه نباید تنها به بازخوانی تلخیها محدود شود. این سالگرد میتواند فرصتی برای درس گرفتن از گذشته و نگاه به آینده باشد. آیندهای که در آن منافع ملی، توسعه اقتصادی و ارتقای کیفیت زندگی مردم در مرکز تصمیمگیریها قرار گیرد. ملت ایران نشان داده است که در برابر سختیها ایستادگی میکند، اما در عین حال حق دارد ثمره این ایستادگی را در قالب ثبات، رفاه و پیشرفت ببیند.
یک سال پس از آغاز جنگ دوازدهروزه، پیام این سالگرد میتواند روشن باشد: ایران برای عبور از بحرانها به وحدت، عقلانیت و آیندهنگری نیاز دارد. اکنون زمان آن رسیده است که با پشت سر گذاشتن فضای فرسایشی تنشهای مداوم، مسیر سازندگی، توسعه و امید را با قدرت بیشتری دنبال کنیم؛ مسیری که شایسته مردم ایران و درخور ظرفیتهای این سرزمین است.
رئیسجمهور نیز در مواضع اخیر خود بر یک ضرورت حیاتی انگشت گذاشته است: ضرورت خروج قاطعانه از وضعیت فرسایشی «نه جنگ، نه صلح». همچنین او در دیدار با همسران پرسنل شهید ناو دنا تاکید کرده بود که «انتقام، صرفاً جنگیدن نیست، بعضی وقت ها تجدید بنا و بازسازی و توسعهی ایران، ضربهی بزرگتری به دشمنی است که خواهان نابودی ایران است.» صحبت های که نشاندهنده یک تغییر ریل استراتژیک است. در وضعیت حال حاضر سازندگی، نه یک فعالیت جانبی، که عالیترین سطح تقابل استراتژیک با دشمنانی است که فروپاشی ایران را در سایه تنشهای فرساینده جستجو میکنند.
هزینههای زندگی در تعلیق
بیش از یک سال است که فضای کشور در وضعیتی میان ثبات پایدار و رویارویی تمامعیار محبوس مانده است. این وضعیت خاکستری، فراتر از محاسبات نظامی، به یک مسئله امنیتی بزرگ تبدیل شده که تمام ارکان تصمیمگیر را درگیر خود کرده است.
۶۷ روز از اعلام آتش بس جنگ رمضان گذشته است، روزهای که نشان داد ماندن در این برزخ، نه تنها به نفع امنیت ملی نیست، بلکه به موتور محرک فرسایش درونی تبدیل شده است. وقتی راهبردهای کلان کشور درگیر مدیریت بحرانهای خرد و مدیریت تنشهای منطقهای میشود، ناخودآگاه ظرفیتهای توسعهای کشور معطل میماند. حالا پزشکیان با درک همین واقعیت، بر این باور است که تداوم این تعلیق، به معنای باز گذاشتن دست دشمن برای پیادهسازی سناریوهای فرسایشی علیه ایران است.
مفهوم قدرت در فضای نوین استراتژیک
سخنان رئیسجمهور در جمع خانوادههای ناو دنا، در خصوص انتقام را در واقع می توان یک بازتعریف راهبردی از مفهوم انتقام دانست. در ادبیات سنتی امنیتی، انتقام همواره در واکنش نظامی خلاصه میشد، اما واقعیتهای ژئوپلیتیک امروز حکم میکند که قدرت یک نظام، تنها در توان آتش آن نیست؛ بلکه در تابآوری اقتصادی و پیشرفت فناورانه است. دشمنی که خواهان نابودی ایران است، از یک ایران مقتدر اقتصادی بیش از هر ابزار دیگری هراس دارد. پزشکیان با طرح این موضوع، در واقع به دنبال تغییر زمین بازی است. او میگوید اگر میخواهید انتقام بگیرید، به جای آنکه اجازه دهید دشمن شما را در دایره تنشها محبوس کند، ایران را بسازید. هر پروژهای که در مسیر توسعه ایران به بهرهبرداری میرسد، یک پیروزی بزرگ در برابر استراتژی انزوای دشمن محسوب میشود.
سنگر اصلی صیانت ملی
اینکه سازندگی، سیلی سخت به دشمن است، یک شعار نیست، بلکه یک استراتژی دقیق امنیتی است. وقتی کشوری دارای زیرساختهای پیشرفته انرژی، پیوندهای اقتصادی ناگسستنی با بازارهای منطقهای و یک نظام مدیریت کارآمد باشد، هرگونه فشار خارجی علیه آن با هزینههای سنگین بینالمللی همراه خواهد بود. در واقع، توسعه همهجانبه، یک سپر دفاعی ایجاد میکند که دشمن را از ماجراجویی علیه ایران ناامید میسازد. پزشکیان با تأکید بر لزوم خروج از فضای نه جنگ، نه صلح، در پی بازگرداندن اولویت اصلی کشور به مسیر سازندگی است تا ایران بتواند در فضای صلح و ثبات، قدرت واقعی خود را بازتولید کند. این، همان صلح مقتدرانه است که میتواند امنیت بلندمدت ما را تضمین کند.
از شعار تا حکمرانی مقتدرانه
خروج از وضعیت نه جنگ نه صلح و گذار به دوران سازندگی، نیازمند عبور از موانع داخلی است. نخستین قدم، ایجاد یک اجماع راهبردی است که در آن، پیشرفت ایران فراتر از تمامی اختلافات جناحی قرار بگیرد. تا زمانی که توسعه، قربانی نزاعهای داخلی باشد، دشمن به موفقیت استراتژی فرسایشی خود دلخوش خواهد بود.
از سوی دیگر کشور نیازمند شجاعت مدیریتی است. سازندگی در فضای پس از تنش، نیازمند مدیرانی است که از ریسک کردن در پروژههای ملی نهراسند. رئیسجمهور در آیین امین ایران بر این نکته تأکید داشت که باید وضعیت تعلیق را شکست و با عزمی ملی، مسیر آبادانی را هموار کرد. این جهاد سازندگی، دقیقا همان چیزی است که دشمن را در هدف خود ناکام میگذارد.
آغاز دوران ایران مقتدر
در نهایت، باید گفت که هیچ پاسخی به دشمنان، کوبندهتر از ایران پیشرفته نیست. تداوم فضای خاکستری فعلی، دشمن را در مسیر ایجاد ناامیدی و ناپایداری جسورتر میکند. پزشکیان با تبیین این مفهوم که انتقام در توسعه نهفته است، در واقع ابتکار عمل را به دست ایران بازگردانده است. ما نباید اجازه دهیم دشمن، زمین بازی ما را انتخاب کند. اگر قرار است از دشمن انتقام بگیریم، بهترین راه این است که چنان ایران قدرتمندی بسازیم که دشمن در برابر بزرگی این آبادانی، چارهای جز عقبنشینی نداشته باشد. این، پایان وضعیت فعلی است؛ پایان دوران تعلیق و آغاز دوران سازندگی مقتدرانه. اکنون زمان آن است که با عزم راسخ، انتقام واقعی را در کارخانهها، نیروگاهها و پروژههای زیرساختی ملیمان معنا کنیم. ایران آباد، بالاترین سطح صیانت و مقتدرانهترین شکل انتقام است.
اکنون که یک سال از آن روزها گذشته است، زمان مناسبی برای تأمل و بازنگری در مسیر پیش روست. ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند عبور از وضعیت فرساینده «نه جنگ، نه صلح» است؛ وضعیتی که نه آرامش و ثبات کامل را به همراه دارد و نه امکان برنامهریزی بلندمدت برای توسعه و پیشرفت را فراهم میکند. ادامه این شرایط، انرژی ملی را صرف مدیریت بحرانها میکند و فرصتهای بزرگ اقتصادی، علمی و اجتماعی را از کشور میگیرد.
امروز اولویت اصلی باید سازندگی ایران باشد. سازندگی تنها به معنای توسعه زیرساختها نیست؛ بلکه شامل بازسازی اعتماد اجتماعی، تقویت سرمایه انسانی، رونق تولید، جذب سرمایهگذاری، گسترش تعاملات اقتصادی و فراهم کردن چشماندازی روشن برای نسل جوان نیز میشود. کشوری با ظرفیتهای گسترده انسانی و طبیعی ایران، شایسته آن است که توان خود را بیش از هر چیز صرف پیشرفت، رفاه و آیندهسازی کند.
یادآوری جنگ دوازدهروزه نباید تنها به بازخوانی تلخیها محدود شود. این سالگرد میتواند فرصتی برای درس گرفتن از گذشته و نگاه به آینده باشد. آیندهای که در آن منافع ملی، توسعه اقتصادی و ارتقای کیفیت زندگی مردم در مرکز تصمیمگیریها قرار گیرد. ملت ایران نشان داده است که در برابر سختیها ایستادگی میکند، اما در عین حال حق دارد ثمره این ایستادگی را در قالب ثبات، رفاه و پیشرفت ببیند.
یک سال پس از آغاز جنگ دوازدهروزه، پیام این سالگرد میتواند روشن باشد: ایران برای عبور از بحرانها به وحدت، عقلانیت و آیندهنگری نیاز دارد. اکنون زمان آن رسیده است که با پشت سر گذاشتن فضای فرسایشی تنشهای مداوم، مسیر سازندگی، توسعه و امید را با قدرت بیشتری دنبال کنیم؛ مسیری که شایسته مردم ایران و درخور ظرفیتهای این سرزمین است.
رئیسجمهور نیز در مواضع اخیر خود بر یک ضرورت حیاتی انگشت گذاشته است: ضرورت خروج قاطعانه از وضعیت فرسایشی «نه جنگ، نه صلح». همچنین او در دیدار با همسران پرسنل شهید ناو دنا تاکید کرده بود که «انتقام، صرفاً جنگیدن نیست، بعضی وقت ها تجدید بنا و بازسازی و توسعهی ایران، ضربهی بزرگتری به دشمنی است که خواهان نابودی ایران است.» صحبت های که نشاندهنده یک تغییر ریل استراتژیک است. در وضعیت حال حاضر سازندگی، نه یک فعالیت جانبی، که عالیترین سطح تقابل استراتژیک با دشمنانی است که فروپاشی ایران را در سایه تنشهای فرساینده جستجو میکنند.
هزینههای زندگی در تعلیق
بیش از یک سال است که فضای کشور در وضعیتی میان ثبات پایدار و رویارویی تمامعیار محبوس مانده است. این وضعیت خاکستری، فراتر از محاسبات نظامی، به یک مسئله امنیتی بزرگ تبدیل شده که تمام ارکان تصمیمگیر را درگیر خود کرده است.
۶۷ روز از اعلام آتش بس جنگ رمضان گذشته است، روزهای که نشان داد ماندن در این برزخ، نه تنها به نفع امنیت ملی نیست، بلکه به موتور محرک فرسایش درونی تبدیل شده است. وقتی راهبردهای کلان کشور درگیر مدیریت بحرانهای خرد و مدیریت تنشهای منطقهای میشود، ناخودآگاه ظرفیتهای توسعهای کشور معطل میماند. حالا پزشکیان با درک همین واقعیت، بر این باور است که تداوم این تعلیق، به معنای باز گذاشتن دست دشمن برای پیادهسازی سناریوهای فرسایشی علیه ایران است.
مفهوم قدرت در فضای نوین استراتژیک
سخنان رئیسجمهور در جمع خانوادههای ناو دنا، در خصوص انتقام را در واقع می توان یک بازتعریف راهبردی از مفهوم انتقام دانست. در ادبیات سنتی امنیتی، انتقام همواره در واکنش نظامی خلاصه میشد، اما واقعیتهای ژئوپلیتیک امروز حکم میکند که قدرت یک نظام، تنها در توان آتش آن نیست؛ بلکه در تابآوری اقتصادی و پیشرفت فناورانه است. دشمنی که خواهان نابودی ایران است، از یک ایران مقتدر اقتصادی بیش از هر ابزار دیگری هراس دارد. پزشکیان با طرح این موضوع، در واقع به دنبال تغییر زمین بازی است. او میگوید اگر میخواهید انتقام بگیرید، به جای آنکه اجازه دهید دشمن شما را در دایره تنشها محبوس کند، ایران را بسازید. هر پروژهای که در مسیر توسعه ایران به بهرهبرداری میرسد، یک پیروزی بزرگ در برابر استراتژی انزوای دشمن محسوب میشود.
سنگر اصلی صیانت ملی
اینکه سازندگی، سیلی سخت به دشمن است، یک شعار نیست، بلکه یک استراتژی دقیق امنیتی است. وقتی کشوری دارای زیرساختهای پیشرفته انرژی، پیوندهای اقتصادی ناگسستنی با بازارهای منطقهای و یک نظام مدیریت کارآمد باشد، هرگونه فشار خارجی علیه آن با هزینههای سنگین بینالمللی همراه خواهد بود. در واقع، توسعه همهجانبه، یک سپر دفاعی ایجاد میکند که دشمن را از ماجراجویی علیه ایران ناامید میسازد. پزشکیان با تأکید بر لزوم خروج از فضای نه جنگ، نه صلح، در پی بازگرداندن اولویت اصلی کشور به مسیر سازندگی است تا ایران بتواند در فضای صلح و ثبات، قدرت واقعی خود را بازتولید کند. این، همان صلح مقتدرانه است که میتواند امنیت بلندمدت ما را تضمین کند.
از شعار تا حکمرانی مقتدرانه
خروج از وضعیت نه جنگ نه صلح و گذار به دوران سازندگی، نیازمند عبور از موانع داخلی است. نخستین قدم، ایجاد یک اجماع راهبردی است که در آن، پیشرفت ایران فراتر از تمامی اختلافات جناحی قرار بگیرد. تا زمانی که توسعه، قربانی نزاعهای داخلی باشد، دشمن به موفقیت استراتژی فرسایشی خود دلخوش خواهد بود.
از سوی دیگر کشور نیازمند شجاعت مدیریتی است. سازندگی در فضای پس از تنش، نیازمند مدیرانی است که از ریسک کردن در پروژههای ملی نهراسند. رئیسجمهور در آیین امین ایران بر این نکته تأکید داشت که باید وضعیت تعلیق را شکست و با عزمی ملی، مسیر آبادانی را هموار کرد. این جهاد سازندگی، دقیقا همان چیزی است که دشمن را در هدف خود ناکام میگذارد.
آغاز دوران ایران مقتدر
در نهایت، باید گفت که هیچ پاسخی به دشمنان، کوبندهتر از ایران پیشرفته نیست. تداوم فضای خاکستری فعلی، دشمن را در مسیر ایجاد ناامیدی و ناپایداری جسورتر میکند. پزشکیان با تبیین این مفهوم که انتقام در توسعه نهفته است، در واقع ابتکار عمل را به دست ایران بازگردانده است. ما نباید اجازه دهیم دشمن، زمین بازی ما را انتخاب کند. اگر قرار است از دشمن انتقام بگیریم، بهترین راه این است که چنان ایران قدرتمندی بسازیم که دشمن در برابر بزرگی این آبادانی، چارهای جز عقبنشینی نداشته باشد. این، پایان وضعیت فعلی است؛ پایان دوران تعلیق و آغاز دوران سازندگی مقتدرانه. اکنون زمان آن است که با عزم راسخ، انتقام واقعی را در کارخانهها، نیروگاهها و پروژههای زیرساختی ملیمان معنا کنیم. ایران آباد، بالاترین سطح صیانت و مقتدرانهترین شکل انتقام است.