به گزارش گروه رسانهای شرق،
شرق: بازسازی پس از جنگ فقط به ترمیم ساختمانهای آسیبدیده محدود نمیشود؛ این فرایند میتواند به فرصتی برای بازنگری در الگوهای ساختوساز، اصلاح جانمایی کاربریهای شهری، ارتقای ایمنی ساختمانها و حتی بازتعریف رابطه میان هویت محلات و توسعه شهری تبدیل شود. محمدسعید ایزدی، استاد دانشگاه، معتقد است بازسازی زمانی موفق خواهد بود که فراتر از جبران خسارتهای کالبدی، به ضعفهای ساختاری و برنامهریزی شهری نیز توجه کند.
بازسازی از نگاه ایزدی، فرایندی چندبعدی است که نمیتوان برای آن نسخهای واحد پیچید. به گفته او، نوع ساختمان، کاربری، مقیاس بنا و میزان خسارت واردشده از مهمترین عواملی هستند که شیوه بازسازی را تعیین میکنند. بازسازی یک واحد مسکونی در یک مجتمع آپارتمانی با بازسازی یک مجموعه تجاری، صنعتی یا آموزشی تفاوتهای اساسی دارد و هرکدام نیازمند رویکرد و دستورالعملهای خاص خود هستند.
او تأکید میکند میزان تخریب نیز عامل تعیینکننده دیگری است. در برخی موارد، ساختمان فقط به ترمیم و اصلاحات کالبدی نیاز دارد، اما در مواردی دیگر، آسیبها به حدی است که تجدید ساخت یا حتی جابهجایی بنا اجتنابناپذیر میشود. به همین دلیل نمیتوان همه ساختمانهای آسیبدیده را با یک الگوی واحد بازسازی کرد.
هویت محلهها؛ حلقه گمشده بازسازی
ایزدی معتقد است بازسازی نباید صرفا به مباحث فنی و سازهای محدود شود. تجربه بازسازی پس از زلزلهها نشان داده است ساختمانها، کوچهها و محلهها حامل خاطرات جمعی و عناصر هویتی ساکنان هستند و از بین رفتن این مؤلفهها میتواند آسیبهای اجتماعی بلندمدتی ایجاد کند. به باور او، همانقدر که استحکام سازه اهمیت دارد، حفظ هویت محلهها نیز مهم است. بازسازی باید بتواند ضمن تأمین ایمنی، پیوند ساکنان با محیط زندگی خود را حفظ کرده و از گسست هویت محلی جلوگیری کند.
فرصتی برای اصلاح ضوابط ساختوساز
این استاد دانشگاه معتقد است بحران اخیر میتواند فرصتی برای بازنگری در برخی کاستیهای نظام ساختوساز کشور باشد. او به تجربه کشورهای دیگر اشاره میکند که در آنها حتی ساختمانهای مسکونی معمولی به فضاهای امن و پناهگاه مجهز هستند؛ موضوعی که در کاهش تلفات انسانی نقش مهمی ایفا کرده است.
به گفته ایزدی، در ایران نهتنها ساختمانهای مسکونی، بلکه بسیاری از ساختمانهای عمومی نیز فاقد فضاهای ایمن متناسب با شرایط بحرانی هستند. از این رو بازسازی باید با اصلاح مقررات ساختمانی و بازنگری در استانداردهای ایمنی همراه شود. او همچنین یادآور میشود در بسیاری از ساختمانهای آسیبدیده، برخلاف زلزله، سازه اصلی تخریب نشده و بیشترین خسارت به اجزای غیرسازهای مانند دیوارهای پرکننده، پنجرهها و نماها وارد شده است. به اعتقاد او، تدوین دستورالعملهای اجرائی جدید میتواند از تکرار این نوع خسارتها در آینده جلوگیری کند.
بازسازی یک مدرسه با یک بیمارستان یکسان نیست
ایزدی بر ضرورت تفکیک ساختمانها براساس نوع کاربری در فرایند بازسازی تأکید میکند. او میگوید همانگونه که در مرحله ساخت، مدارس، بیمارستانها، ساختمانهای اداری و سایر کاربریها دارای ضوابط متفاوت هستند، در مرحله بازسازی نیز باید استانداردهای اختصاصی برای هر گروه تعریف شود.
به گفته او، هرچند دستگاههای مختلف برای ساخت ساختمانهای تحت مسئولیت خود دستورالعملهای تخصصی دارند، اما مشخص نیست بازسازی پس از بحران نیز به همین شکل در دستور کار آنها قرار گرفته باشد. این در حالی است که طبقهبندی ساختمانها براساس میزان حساسیت و اهمیت عملکردی میتواند نقش تعیینکنندهای در اولویتبندی و نحوه بازسازی داشته باشد.
بازنگری در جانمایی کاربریهای شهری
ایزدی معتقد است اگرچه در بسیاری از موارد نیازی به جابهجایی گسترده کاربریها وجود ندارد، اما بازسازی میتواند فرصتی برای اصلاح برخی تصمیمهای نادرست گذشته باشد. او از سیاستهایی انتقاد میکند که به تمرکز مجموعههای بزرگ آموزشی در یک نقطه شهری منجر شدهاند و معتقد است این رویکرد با اصول شهرسازی و حتی ملاحظات تربیتی سازگار نیست. به گفته او، مراکز آموزشی باید متناسب با مقیاس عملکردی خود در شهر توزیع شوند؛ دبستانها در سطح محله، مدارس متوسطه در مقیاس ناحیه و مراکز بزرگ آموزشی در سطح منطقه. اما در عمل، این سلسلهمراتب به هم خورده و بسیاری از کاربریهای بزرگ در دل محلات مسکونی مستقر شدهاند.
او تأکید میکند این مسئله فقط به مشکلات ترافیکی و برهمخوردن مقیاس محله محدود نمیشود، بلکه از منظر پدافند غیرعامل نیز اهمیت دارد. تجربه اخیر نشان داده است همجواری برخی کاربریهای حساس با ساختمانهای مسکونی میتواند مخاطرات جدیدی ایجاد کند و این موضوع باید در بازنگریهای آینده مورد توجه قرار گیرد.
بازسازی نیازمند مدیریت فرابخشی است
ایزدی معتقد است مدیریت بازسازی نمیتواند در اختیار یک دستگاه واحد باشد. به باور او، در سطح سیاستگذاری باید یک نهاد فرابخشی مسئول هماهنگی و تصمیمگیری باشد؛ نهادی که بتواند همه دستگاههای مرتبط را در کنار یکدیگر قرار دهد و از طریق کمیتههای تخصصی به جمعبندی مشترک برسد.
در سطح اجرائی نیز هر وزارتخانه باید مسئول تدوین ضوابط و الزامات حوزه تخصصی خود باشد؛ وزارت بهداشت برای مراکز درمانی، وزارت آموزش و پرورش برای مراکز آموزشی و سایر دستگاهها نیز در حوزه مأموریت خود. در کنار آن، نهادهایی مانند سازمان نظام مهندسی میتوانند مسئولیت نظارت کیفی بر اجرای فرایند بازسازی را بر عهده بگیرند.
از نگاه این استاد دانشگاه، بازسازی موفق زمانی محقق میشود که سه سطح سیاستگذاری، اجرا و نظارت به صورت هماهنگ عمل کنند؛ رویکردی که نهتنها ساختمانهای آسیبدیده را احیا میکند، بلکه میتواند به اصلاح بخشی از کاستیهای انباشتهشده در نظام شهرسازی و ساختوساز کشور نیز منجر شود.