جوان آنلاین: حجتالاسلام والمسلمین سیدصادق موسوی شیرازی از مبارزان دیرپای انقلاب اسلامی است. وی طی پنج دهه گذشته با حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای رهبر شهید انقلاب اسلامی در ارتباط بوده و هم از این روی از سیره آن بزرگ نکتهها و خاطرههای فراوان اندوخته است. او در گفتوشنود پی آمده، پارهای از آنها را بازگو ساخته است.
در چه مقطعى و چگونه با حضرت آیتاللهالعظمى سیدعلى خامنهاى، رهبر شهید انقلاب اسلامى آشنا شدید و اولین دیدار شما در چه تاریخى انجام شد؟
بنده قبل از پیروزى انقلاب اسلامی و پس از هجرت از نجف اشرف به علت فشارهاى شدید رژیم بعث عراق و در نهایت استقرار در لبنان، به طور غیرقانونى و با گذرنامههاى جعلى، بارها به ایران، عراق و دیگر کشورها مسافرت مىکردم، ولى به لحاظ شرایط آن زمان، مدت اقامتم در هرجا خیلى کوتاه و ارتباطاتم بسیار محدود و محرمانه بود. در مواردى نیز براى ارتباط با افراد از شگردهاى نسبتاً پیچیدهاى استفاده مىکردم. بدین جهت وقتى به مشهد مشرف مىشدم، بهطور ناشناس و برای مدت بسیار کوتاهى مىماندم. چون میدانستم چهرههاى شناخته شده مبارز و انقلابی از جمله حضرت آیتالله خامنهاى (رض)، حتماً تحت نظر ساواک هستند و از طرف دیگر بیت پدربزرگم، مرحوم آیتالله العظمى سیدعبدالله شیرازى (قدس سره) هم محل تردد مخفیانه افراد مرتبط با رژیم است و حتى برخی از درون خانه نیز با مسئولان ساواک در ارتباط هستند! بنابراین حضورم در مشهد و در منزل جد بزرگوارم، کوتاه و گاهى نیز از در پشتى انجام میگرفت که معمولاً مخصوص ورود و خروج بانوان و از چشم وابستگان به رژیم دور بود. به خاطر این ملاحظات، تلاشی برای ارتباط نزدیک با آیتالله خامنهاى و بقیه شخصیتهاى شناخته انقلاب نکردم، اما بارها از سوى حضرت امامخمینى (اعلی الله مقامه) براى جد بزرگوارم پیامهاى محرمانه آورده و به ایشان ابلاغ میکردم. بعد از بازگشت بنده از نوفللوشاتو به تهران در معیت حضرت امام و استقرار ایشان در مدرسه علوى و تعیین آیتالله خامنهاى به عنوان مسئول تبلیغات دفتر امام، اینجانب از سوی برادر عزیزم مرحوم آقاى فردوسىپور - که در همان قسمت و در کنار جناب آقای خامنهای بودند- به ایشان معرفی شدم. داخل پرانتز از این نکته نیز درنگذرم که مرحوم فردوسی پور از چهرههاى بسیار نزدیک به امام در نجف اشرف و پاریس بودند و از دوره اقامت در عراق، بنده را به خوبى مىشناختند. آیتالله خامنهای هم، چون از دور نسبت به بنده ذهنیتی مثبت و از فعالیتهای انقلابى من اطلاع داشتند، بنابراین به سرعت روابطمان صمیمانه شد. در روزهاى نخستین پس از پیروزى انقلاب اسلامی، ایشان به من اصرار کردند که در مشهد مستقر شوم و مدیریت بیت جد بزرگوارم آیتالله العظمى شیرازى را به عهده بگیرم و در این صورت، به طور کامل از سوى ایشان و بیت امام حمایت خواهم شد. در روزهاى اولیه تأسیس حزب جمهورى اسلامى نیز اینجانب با معرفى ایشان به عنوان نماینده حزب در بیروت تعیین شدم که این دفتر تنها نمایندگى حزب در خارج از کشور بود. خلاصه تمامى امور مربوط به لبنان، تقریباً یا از طریق بنده یا با هماهنگى با من انجام مىگرفت. بارها از بیروت به ایران آمده، مستقیماً به منزل آیتالله خامنهای میرفتم و مسائل مختلف را خدمتشان اطلاع میدادم. یک بار هم پیام مهمى را از سوى ایشان براى یاسر عرفات بردم و پاسخ او را نیز برایشان آوردم.
در نگاه کلى و طى سالیان آشنایى و ارتباط با رهبر شهید خصال و ویژگىهاى برجسته ایشان را چگونه برمىشمارید؟
یکى از ویژگىهاى ارزنده حضرت آیتالله خامنهای، ایمان راسخ و اعتقاد قلبى به حضرت امام خمینى بود و این ایمان در طول سالیان مبارزه و با تحمل زندانها و تبعیدها و دشواریهای مختلف خود را کاملاً نشان داد. براى ایشان، فکر و عمل امام حجت شرعى به شمار میرفت و این حقیقت، با وجودشان عجین شده بود. آن بزرگوار تا آخرین روزهاى حیات در هر مناسبتى خود را پیرو امام و ادامهدهنده راه ایشان قلمداد میکردند و ثبات این ویژگى در فراز و نشیبهاى ٤٧ ساله عمر جمهورى اسلامى، بسیار حائر اهمیت است. افرادى بوده و هستند که در دوران مبارزه، فعالیتهای فراوان و مثبتی داشتند، اما در طول مسیر و در فراز و نشیبهایی که به طور طبیعی پیش میآید، هرکدام به شکلى یا به مقدارى یا در مقطعى از مسیر اصلى فاصله گرفتند و حتى بعضى از آنان به کلى از انقلاب و نظام جدا شدند، اما ایشان با وجود همه تهدیدات و تحمل ترور شخص و شخصیت، همواره فدوى امام و انقلاب ماندند و هیچ وقت خود را طلبکار انقلاب و نظام نمى دانستند. من که با اکثر مسئولان نظام از نزدیک آشنایى داشته و دارم و خود نیز از سن ١٢ سالگى و لحظه ورود حضرت امام به نجف در مسیر انقلاب قرار گرفتم، شاهد بودم افرادى با برداشتن چند قدم کوچک در مسیر نهضت خود را طلبکار مىدانستند و بهرهبردارى از امکانات و امتیازات نظام را حق مسلم خود مىپنداشتند، ولى حضرت آیتالله خامنهاى، خود، خانواده و مهمتر از آن فرزندان و اطرافیان نزدیکشان به اعتراف دوستان و دشمنان، هیچگاه از امتیازات نظام بهرهاى نبردند.
از نقش آیتالله خامنهای در دوران مبارزات انقلاب اسلامى در شهر مشهد و نیز کلیت ایران چه تحلیلى دارید؟
یکى از مراکز اصلى نهضت اسلامى، شهر مقدس مشهد و استان خراسان بود. چون وجود بارگاه ملکوتى حضرت ثامنالحجج (ع) در این شهر، خود مقصد همه عاشقان اهلبیت (ع) از اطراف و اکناف به شمار میرفت و تردد زائران فراوان در طول سال، فرصت مناسبی را براى ارتباط با مناطق و شهرهاى مختلف ایران و حتى خارج از کشور ایجاد میکرد. حضرت آیتالله خامنهاى علاوه بر زبان فارسى به زبانهای ترکى و عربى نیز تسلط کامل داشتند که عملاً این ویژگى دایره ارتباط ایشان با اکثر مردم و زائران را گستردهتر مىکرد. به خصوص که آقای خامنهای از قدرت خطابه بسیار بالا با محتواى علمى فراوان برخوردار بودند که این ویژگى در تعداد اندکى از چهرههاى انقلابى وجود داشت. از سوى دیگر وجود مرحوم آیتالله العظمى سیدمحمدهادی میلانى به عنوان یک مرجع تقلید در مشهد و بعد از ایشان و با فاصله اندکى حضور مرحوم آیتالله العظمى سیدعبدالله شیرازى نیز به عنوان مرجعی دیگر در این شهر و حمایت هر دو از نهضت امامخمینى و انقلابیون، فرصت فراوان و مناسبی را براى ترویج فرهنگ انقلاب اسلامى از سوی آیتالله خامنهاى و بقیه شخصیتهاى انقلابى فراهم مینمود و بدین ترتیب، استان خراسان با محوریت مرجعیت وقت و تلاشهاى خالصانه و مدبرانه آیتالله خامنهاى و بقیه شخصیتهاى انقلابى به یکى از بزرگترین بسترهاى انقلاب تبدیل شد. تمامى مردم مشهد و استان خراسان، همواره نقش اساسى حضرت آیتالله خامنهاى و همگنانشان در پیشبرد و پیروزى انقلاب اسلامی و صیانت از نظام برآمده از آن را ورد زبان خود دارند.
روابط و مناسبات ایشان با پدربزرگتان مرحوم آیتاللهالعظمى سیدعبدالله شیرازى را چگونه دیدید؟
از آنجا که جد بزرگوار بنده از یک سو سابقه بسیار خوبى در شهر مشهد و از قیام تاریخی مسجد گوهرشاد در مقابله با رضاخان داشتند و از سوى دیگر یک چهره انقلابى و معترض علیه رژیم بعث عراق و رژیم شاه در حوزه نجف اشرف بودند و در عین حال اولین کسى محسوب میشدند که پس از ورود امامخمینى به نجف به دیدار ایشان رفتند و امام نیز علاقه خاصى به ایشان داشتند؛ مجموعه این عوامل زمینهای را ایجاد کرده بود که تمامى چهرههاى شاخص انقلاب و حتى عموم مردم به آیتالله شیرازى علاقهای وافر و ارادتی فراوان داشته باشند. آیتالله خامنهاى نیز که از سردمداران مبارزه و از معدود شخصیتهاى انقلابى در استان خراسان بودند هم رابطه بسیار نزدیکى با مرحوم آیتالله شیرازى داشتند. بهخصوص که علاقه شدیدى بین ایشان و والد اینجانب مرحوم آیتالله سیدمحمد باقر شیرازى (ره) هم ایجاد شده بود تا حدى که آیتالله خامنهاى، آیتالله واعظ طبسى و آیتالله شیخ ابوالحسن شیرازى، متفقاً از والد اینجانب - که در شیراز مستقر شده بودند و برنامههاى درسى خود را شروع و اقامه جماعت نیز میکردند- مصراً خواستند که به مشهد مقدس آمده و در کنار پدر بزرگوارشان باشند تا مانع از سوء استفاده برخی از وابستگان به رژیم گذشته از موقعیت مرجعیت ایشان شوند و ایشان هم دعوت آنان را پذیرفته و به مشهد منتقل شدند. مرحوم والد نیز در مقاطع مختلف و با دخالتهای قاطعانه خویش، مانع تأثیرگذارى آن وابستگان شدند. پس از پیروزى انقلاب اسلامی در سفرى که آیتالله العظمی شیرازى به شهر مقدس قم داشتند، حضرت امام به دیدار ایشان آمدند و یک جلسه بسیار طولانى و صمیمانه میان آن دو بزرگوار برگزار شد و در طول حیات مرحوم آیتالله شیرازى نیز به طور مکرر تماسها و تبادل پیامهای متقابل از سوى امام و آیتالله شیرازى بر قرار بود. حضرت امام پس از رحلت آیتالله شیرازى، پیام تسلیتی مجلل صادر و مجلس ترحیمی نیز در تهران برگزار کردند. بنده در جلسهاى که فرزندان آن مرحوم براى تشکر از امام به دیدار ایشان در جماران رفته بودند، حضور داشتم. این ارتباط بعد از فوت آیتالله شیرازى از سوى امام و آیتالله خامنهاى با والد اینجانب، مرحرم آیتالله سیدمحمدباقر شیرازى همچنان ادامه داشت و در چندین نوبت که رهبر شهید به مشهد مشرف شده بودند، دیدارهای مفصلى بین ایشان و مرحوم والد انجام مىگرفت.
ارزیابى شما از دوره ۳۷ ساله رهبرى آیتالله خامنهای و به طور ویژه نقشى که در صیانت از نظام اسلامى در برابر دشمنىهاى ضدانقلاب در داخل و خارج داشتند، چیست؟
حقیقتاً باید اذعان کرد انتخاب حضرت آیتالله خامنهاى به رهبری پس از رحلت حضرت امام، خود یک لطف خاص الهى بود و مدیریت کشور و جهان اسلام، حتماً باید از سوی شخص ایشان انجام مىگرفت، چراکه آن بزرگوار در طول حیات امام، در متن جریانات مهم و مختلف حضور داشتند و مسئولیتهاى کلیدى متعددى را عهدهدار و از این راه نیز تجربیات بسیارى را کسب کرده بودند. ایشان همواره مورد تأیید حضرت امام بودند و رهبر کبیر انقلاب اسلامی، بسیاری از امور را به وی محول مىنمودند؛ گذشته از آنکه جناب آقای خامنهای یک دوره سخت از مبارزات پیش از انقلاب را در کارنامه خود داشتند و از سوى همه انقلابیون داخل و خارج از کشور نیز شناخته شده بودند و هیچکس غیر از ایشان نمىتوانست سکاندار کشور و مدیریت جامعه اسلامى شود. با گذشت زمان نیز این واقعیت بیشتر بر همگان ثابت شد، به خصوص که مدیریت فضاى داخل و خارج پس از رحلت امام دچار اختلاف شدید میان طیفهاى انقلاب و شخصیتهاى باسابقه شده بود و هر کدام خود را سالکان حقیقى خط امام مىدانستند، کار بسیار سخت و مشکلى بود. اگر کسى غیر از ایشان رهبرى را به عهده مىگرفت، حتماً نمىتوانست با آن طیفهاى متعدد و شخصیتهاى با سابقه، تعاملی مناسب داشته باشد. اکنون که معظمله عمر شریف خود را با نوشیدن شهد شهادت به دست پلیدترین جنایتکاران تاریخ بشریت به پایان بردهاند، شاهدیم که خود این شهادت، گرچه براى ملت ایران، تمامى انقلابیون و آزادگان دنیا بسیار سخت و دشوار است، باعث یک جهش عظیم و انسجام عمومى در داخل و خنثیشدن تمامی تبلیغات سوء علیه نظام مقدس جمهورى اسلامى در خارج از کشور شده و با انتخاب جانشین صالح براى ایشان از سوى خبرگان رهبرى در شرایط بسیار سخت جنگى، استحکام نظام را بیش از پیش براى همه آنها که خیال مىکردند جمهورى اسلامى قائم به شخص است، به اثبات رسانده است. همانگونه که با انتخاب سریع و به جاى حضرت آیتالله خامنهاى پس از رحلت حضرت امام، (الیوم یئس الذین کفروا من دینکم) مصداق واقعى پیدا کرد.
ایشان با استفاده از چه راهبردهایى، توطئهها و فتنههاى دوران طولانى رهبرى خویش را خنثى میکردند؟
عرض کردم به لطف خداوند در شخص رهبر شهید انقلاب اسلامی برکات و ویژگیهایى بود که مجموع آنها در کَس دیگری پیدا نمى شد. این ادعا را مرور زمان و عملکرد ایشان در طول ٣٧ سال اخیر نیز به اثبات رساند. به خصوص که در این سالها، جمهورى اسلامى با انبوه توطئهها از سوى دشمنان داخل و خارج مواجه بود و کوچکترین خطا در نحوه مواجهه با آنها مىتوانست نظام را ساقط کند. این حسن تدبیر شهید آیتالله خامنهای بود که توطئههای دشمنان را خنثى کرد و نظام را برپا نگاه داشت؛ نظامی که ریشههایش در سرزمین ایران و حتی خارج از آن هر روز عمیقتر و مستحکمتر شد.
از منظر شما، اصول و مبانى مکتب سیاسى شهید آیتالله خامنهاى چیست؟
آیتالله خامنهاى رهبر عزیز و شهید که از دوران نوجوانى با مکتب امامخمینى آشنا شده و در طول سالها در مسیر نهضت اسلامی رشد یافته بودند؛ در طول سالیان پس از انقلاب، در زمره معدود اشخاصى بودند که بیشترین ارتباط را با امام داشتند و این نزدیکی تنگاتنگ خود توانست براى آن بزرگوار یک الگوی بزرگ بسازد. در واقع امام، براى ایشان یک اسوه حسنه بود و در نتیجه حرکت فکرى و سیاسىشان را شکل داد. بنابراین مکتب سیاسی ایشان، همان مکتب امامخمینی است که محکمات آن معلوم است. از یاد نبریم پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تقریباً سه نسل امام را درک نکرده و همواره رهبر شهید انقلاب را دیده و سخنان ایشان را شنیدهاند، اما ایشان در هر مناسبتى بر وابستگى نظام جمهورى اسلامى به شخص و نام رهبر کبیر انقلاب تأکید میکردند و همواره خود را نیز ادامهدهنده راه ایشان مىدانستند. ان شاءالله همان مسیر از سوی جانشین گرامی ایشان حضرت آیتالله سیدمجتبى خامنهاى (دام ظله) ادامه خواهد یافت.
تحلیل خود را از رویداد شهادت ایشان و نقش آن در بسترسازى پیروزی جمهورى اسلامى در جنگ اخیر بیان کنید؟
دشمن خیال کرده بود با به شهادت رساندن سکاندار نظام و جمعى از سران نظامى، امنیتى و سیاسى از یک سو و نفوذ در داخل کشور و آماده سازى چند صد نفر مزدور و خود فروخته براى میداندارى و سوء استفاده از خلأ مدیریت از سوى دیگر، خواهد توانست نظام را سرنگون کند. او در پی آن بود که فرزند مزدور و سرسپرده شاه مخلوع را که با کمال وقاحت با نتانیاهوی جنایتکار و کودککش عکس یادگارى میگیرد و با گذاشتن کلاه مخصوص یهودیان به دیوار ندبه رفته و همراه با صهیونیستها به نیایش میپردازد را پیروزمندانه به ایران برگرداند و همانگونه که جولانى تروریست را بر سوریه گماشتند او را نیز شاه جدید ایران اعلام نمایند! اما به لطف الهى، هیچکدام از آرزوهاى ترامپ و نتانیاهو محقق نشد و تمام مزدوران و وابستگان به آنان از سوى مردم شریف و انقلابى ایران و سربازان گمنام امام زمان (عج)، به سرعت شناسایى و دستگیر شدند و امید دشمنان براى تحریک مردم علیه نظام نیز ناکام ماند. این مردم غیور با حضور پرشور خود در میادین تمامی شهرهاى بزرگ و کوچک و حتى روستاها تا امروز و هر زمان که لازم باشد، توطئه مزدوران را خنثى و به جهانیان اثبات کردند که ملت ایران با وجود فشارها و سختىهاى اقتصادى، همچنان به نظام مقدس جمهورى اسلامى پایبند است و راه بر جیرهخواران امریکایی- صهیونى مىبندد و همه تحلیلها و پیشگویىهاى رسانههاى معاند و مزدور را با حضور خویش خنثى میکند. اکنون ترامپ جنایتکار که تسلیم بىچون و چراى ایران را خواسته بود، ذلیلانه تمناى دیدار با رهبر معظم انقلاب حضرت آیتالله سیدمجتبى خامنهای را دارد و در مواردى نیز ادعا کرده که دیگر مایل به جنگ با ایران نیست و تنها مسیر مذاکرات را طى خواهد کرد! حتى اخیراً اعلام کرد او مانع از حمله رژیمصهیونیستى به ایران شده و در موضعگیرى جدید، نقش فرامرزى و منطقهاى ایران را نیز به شکلی ضمنی پذیرفته است.
ظاهراً براى شما در تحقیق پیرامون نهجالبلاغه شریف، بیانات آیتالله خامنهاى انگیزهساز بوده است، در اینباره قدرى توضیح دهید؟
بله. چون آیتالله خامنهای در سخنرانىشان در اولین کنگره نهجالبلاغه در سال ١٣٦٣و حسینیه ارشاد اظهار داشتند: یکى از کارهایى که از مدتها پیش همواره ضرورتش را احساس مىکردم، پیداکردن افتادهها یا محذوفات شریف رضى (رض) در نهج البلاغه بوده است. ایشان پس از صحبت مفصلى درباره ضرورت انجام یک کار تحقیقى گسترده در جهت یافتن بخشهای مکمل از صاحبان همت خواستند به این مهم بپردازند. اینجانب که از طرف دفتر حضرت امام در آن مراسم شرکت کرده بودم این پیشنهاد را پسندیدم، اما به علت مشغله زیادى که در آن مقطع داشتم، امیدوار بودم کسى به انجام این کار مبادرت کند و چندین بار درباره عملی شدن این پیشنهاد از دستاندرکاران سؤال کردم، ولى متأسفانه آنها صراحتاً اعلام کردند که تاکنون توجهى به این پیشنهاد نشده است! پس از چند سال و در مقطعی که توانستم فراغتی حاصل کنم، با توکل به خداوند و توسل به حضرت مولا (ع) این کار را شروع کردم، اما هیچگاه گمان نمیبردم که ورود به این اقیانوس بى کران و تحقق آرزوی دیرین رهبر شهید بیش از ٢٨ سال زمان ببرد! نمیدانستم که تحقق این آرزو، یک مسیر بسیار سخت جهت یافتن منابع متفرق در کتابخانههاى سراسر کشورهاى جهان را در پیش خواهد داشت، ولى بحمدالله و با وجود عدم برخورداری از هیچگونه پشتیبانى ارگانى، این کار را آغاز کردم و در این مسیر انواع دشواریها را تحمل کردم تا در نتیجه اولین نسخه «تمام نهجالبلاغه» با استناد به ٢٩ عنوان منبع و همراه با شرح چهار نفر از بزرگان علماى اهل سنت در مقاطع زمانى مختلف، در بیروت چاپ و انتشار یافت. با این حال و پس از مدتی، امکان توسعه تحقیق بیشتر شد و پس از چهار سال فعالیت، نسخهاى با استناد به ١٠١ منبع انتشار یافت که این اثر از سوى کنگره نهجالبلاغه به عنوان کتاب سال انتخاب شد و دفتر رهبر شهید نیز تعداد هزار نسخه از آن را خریدارى و به علما اهدا کرد. این شرایط بنده را تشویق کرد که دایره تحقیق را توسعه دهم و از سوى برخی شخصیتها و ارگانها نیز همکارى بیشترى انجام گرفت و بعد از چند سال، نسخه دیگرى با استناد به ٧٧٠ منبع و در هشت جلد در بیروت منتشر شد که این مجموعه از سوى حوزه علمیه قم به عنوان کتاب سال انتخاب شد. با این حال بسیارى از دوستان محقق پیشنهاد دادند که یک نسخه از کتاب جهت استفاده عموم و با حذف منابع تهیه شود. در این مرحله نیز با عنایت حضرت مولا (ع)، تحقیقات ادامه پیدا کرد و با اضافه بیش از ٤٠٠ منبع و استناد به هزار و ۲۰۰ عنوان، چهارمین نسخه تمام نهجالبلاغه در یک جلد و هزار و ۵۵۱ صفحه در بیروت نشر یافت. این نسخه علاوه بر تحقق خواسته رهبر شهید، به اغلب شبهات درباره سند خطبههای این مجموعه نیز پاسخ گفته است.
در پایان به شمهاى از خاطرات خود از دوره طولانى آشنایى با رهبر شهید اشاره کنید؟
خوشبختانه دفتر حفظ و نشر آثار رهبر شهید در مشهد مقدس، طى چندین روز و در ١٦ قسمت، شمهای از خاطرات اینجانب از شهید آیتالله خامنهای را ضبط کردند که انشاءالله هر وقت صلاح دیدند قسمتهایى را که مناسب مىدانند، منتشر خواهند کرد. در این مقام به یک خاطره اشاره میکنم. در سال ۱۳۵۸، حضرت آیتالله خامنهای و آیتالله هاشمى رفسنجانى به حج مشرف شدند و بنده نیز در آن سال از سوى وزارت ارشاد به عنوان نماینده تامالاختیار در این آیین تعیین شده بودم. شهید آیتالله محلاتى و آیتالله انوارى نیز نمایندگان حضرت امام در حج بودند. مقامات عربستان براى رهبر شهید و مرحوم هاشمى رفسنجانى - که در آن مقطع از اعضاى شوراى انقلاب بودند- یک هتل فاخر در نظر گرفته بودند، ولى آنان هتل را ترک کردند و به طور ناشناس، به محل بعثه امام آمدند و در تمام اعمال حج در کنار هم بودیم. توفیق داشتم که در مسیر عرفات تا منا همراه با حضرت آیتالله خامنهاى و آقاى هاشمى باشم که در این جمع دکتر ناصر میناجى وزیر وقت ارشاد و همچنین دکتر یدالله سحابى از اعضای شورای انقلاب نیز حضور داشتند. در مشعر الحرام، رهبری شهید و اینجانب مشغول تهیه سنگ ریزهها جهت رمى جمرات شدیم و سپس روى همان زمین و بدون وجود زیرانداز خوابیدیم و با طلوع فجر بیدار شدیم و پس از اقامه نماز به سوى منا حرکت کریم که در مسیر نیز وقایع جالبی اتفاق افتاد. در اول منا، مرحوم هاشمى که قبلاً مورد سوء قصد قرار گرفته بود را گم کردیم و چندین ساعت همگى نگران ایشان بودیم تا آنکه ایشان به مقر بعثه آمد و به تفصیل ماجرای گمشدن خود و رسیدن به یک کاروان ایرانى و شناخته شدن از سوى بعضى از حجاج و در نتیجه راهنمایى به دفتر بعثه را بیان کردند.
خاطره دیگر اینکه در یک روز جمعه، اتفاقاً در منزل حضرت آیتالله خامنهاى در خیابان ایران بودم. ایشان گفتند: بیا با هم به نماز جمعه برویم. در خدمت ایشان به طرف دانشگاه تهران حرکت کردیم و در مسیر با علم به تسلط ایشان به زبان عربى و اشتیاق عاشقان انقلاب و امام در کشورهاى عربى در سرتاسر جهان به ایشان پیشنهاد کردم که در پایان خطبههاى نماز جمعه، قسمتى را به زبان عربى ایراد کنند و معظمله نیز این پیشنهاد را پسندیدند. از هفته بعد، ایشان قسمت پایانی خطبههاى نماز جمعه را به زبان عربى و با لهجه دقیق و زیبا القا مىکردند که این امر بعدها از سوی برخی ائمه جمعه موقت تهران هم اجرا شد.