مکاشفه شورانگیز عشق در روزگار قحطی عشق، حالا در دالان ۵۲ سالگی همان ترک اوغلان زلال گذشته است. همان پسر بیقرار محله عباسی که روزگاری در ذهن منزه خود شمشیرها را صیقل میداد و برای تسخیر قفسهای توری نقشه میکشید. دنیا عوض شده اما آقا کریم همچنان میان نغمههای بیشمار، به نغمه تعصب و دلدادگی گوش میسپارد و با به زبان آوردن نام ایران چشمهایش به شکوفه مینشیند.
درست ۱۴ سال پیش در تحریریه خیابان کریمخان وقتی با هم همکلام شدیم گفتی باشگاههای مدعی برای نتیجه گرفتن به یکی مثل قلعهنویی نیاز دارند.
چه حافظهای دارید. آن موقع که این حرفها را زدم آقای قلعهنویی در استقلال بود و آبیها نتایج قابل قبولی بدست آورده بودند. وقتی یک مربی حاشیهها را کنترل میکند و از لحاظ فنی مؤثر واقع میشود، طبیعی است که باید مورد تقدیر قرار بگیرد.
حالا فکر میکنید تیم ملی با هدایت قلعهنویی در جام جهانی چه کارنامهای دست و پا کند؟
متأسفانه به دلیل مشکلات موجود، تیم ملی نتوانست بازیهای تدارکاتی چشمگیری برگزار کند و نگرانیهایی درخصوص این تیم وجود دارد. با وجود این، معتقدم پیروزی در نخستین دیدار با نیوزیلند راه صعود ایران را هموار خواهد کرد و آنها پل صعود تیم ملی خواهند شد. اگر این اتفاق بیفتد تیم با روحیه مناسب به مصاف بلژیک و مصر خواهد رفت.
پس امیدوارید؟
انسان به امید زنده است. ما نباید از رودررو شدن با غولهای فوتبال دنیا هراس داشته باشیم. تیم ملی با آنالیز حریفان و با تکیه بر دوندگی و تلاش بازیکنان قادر است اتفاقهای بزرگی را رقم بزند. مطمئن باشید ایران در این جام جهانی کیسه بوکس نخواهد شد.
خیلی از منتقدان نگران سازمان دفاعی تیم ملی هستند. برای بازگرداندن اطمینان به دیوار دفاعی چه کار باید کرد؟
مهم این است که مدافعان ما با تمرکز بالا به میدان بروند، بدون اشتباه عمل کنند و به سادگی توپ را از دست ندهند. ما مدافعان کارکشتهای داریم که با روحیه خوب میتوانند برابر مهاجمان صفآرایی کنند و گلیم تیم ملی را از آب بیرون بکشند.
شما هم معتقدید این تیم میتوانست جوانتر باشد؟
الان زمان این حرفها نیست و همه باید یکدل باشند تا تیم ملی نتیجه بگیرد. البته سرمربی حق انتخاب دارد و بر اساس اندیشههای تاکتیکی و فنی، فهرست نهایی را ارائه میدهد. به هر حال حرف آخر را سرمربی میزند و خدای ناکرده اگر نتیجه حاصل نشود او باید پاسخگو باشد.
ولی این تیمملی یک کریم باقری در قلب میدان کم دارد. بیتعارف چطور شدید دومین گلزن تاریخ تیم ملی آقا کریم؟
مرحوم پدرم میگفت یا باید درس بخوانی یا کار بکنی. من پنهانی فوتبال بازی میکردم و اجازه نداشتم، چون اگر پدرم میفهمید کتک میخوردم. اتفاقی که بارها رخ داد و اینقدر از پدرم کتک خوردم که شدم کریم باقری.