شناسهٔ خبر: 78525522 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: رجا | لینک خبر

فرزاد مخلص‌الائمه

نسبت مذاکره با آمریکا و مواضع رهبر شهید انقلاب

صاحب‌خبر - در پاسخ به این شبهه که اگر از نگاه رهبر شهید انقلاب مذاکره با آمریکا واجد ملاحظات جدی است از جمله این فرمایش ایشان که: «کسانی که دم از مذاکره با آمریکا می‌زنند یا از الفبای سیاست چیزی نمی‌دانند و یا الفبای غیرت را بلد نیستند» پس چرا در برخی دوره‌ها از جمله در دولت مردمی شهید رئیسی یا در مقطع کنونی، مذاکره انجام شده یا در دستور کار قرار می‌گیرد؟ و اساساً چه الگویی باید در مواجهه با مذاکره مورد توجه باشد؟ برای پاسخ به این شبهه لازم است به مبانی فکری رهبر شهید و نیز سیره عملی دولت‌ها توجه شود؛ و فهم دقیق این بیانات مستلزم تفکیک میان «مذاکره به عنوان ابزار دیپلماسی» و «مذاکره به‌عنوان راه‌حل وابسته‌ساز» است. در همین چارچوب، ابتدا باید تأکید کرد که شهید رئیسی هیچ‌گاه دچار ولع، شیفتگی یا نگاه افراطی نسبت به مذاکره نبود؛ به‌گونه‌ای که سیاست خارجی و امنیتی را به آن گره بزند یا آن را محور حل مسائل کشور قرار دهد. در همین زمینه، رهبر شهید انقلاب درباره ایشان تصریح فرمودند: «در مذاکرات دیپلماسی که جای پیچیدن حرف‌ها و پوشیدن نیّت‌ها است، ایشان با صراحت و صداقت صحبت می‌کرد و طرف را تحت تأثیر قرار می‌داد. به او اطمینان می‌کردند، می‌دانستند که آنچه می‌گوید درست می‌گوید. در زمان ریاست جمهوری، در اوّلین مصاحبه‌ای که کرد، خبرنگار از ایشان پرسید که آیا شما با آمریکا مذاکره می‌کنید؟ صریح و بدون هیچ ابهامی گفت: خیر؛ و نکرد. اجازه نداد که دشمن بتواند بگوید من با تهدید، تطمیع یا حیله توانستم ایران را پای میز مذاکره بکشانم؛ نگذاشت… البتّه مذاکرات غیرمستقیم زمان ایشان هم بود، مثل حالا که هست؛ البتّه بدون نتیجه؛ حالا هم گمان نمی‌کنیم به نتیجه برسد». بر همین اساس، می‌توان به چند نکته بنیادین توجه کرد: ۱- سخن رهبر شهید انقلاب ناظر به مذاکره از موضع ضعف، اعتماد به آمریکا و گره زدن سرنوشت کشور به مذاکره است؛ رویکردی که در برخی مقاطع کشور را معطل نتایج مذاکرات کرد. اما در دوره شهید رئیسی، پیشرفت کشور به مذاکرات گره نخورد و شهید جمهور حقوق کشور را مطالبه می‌کرد نه اینکه آن را گدایی کند. اگر چنین نبود، مقابله مؤثر با بیماری جهان‌گیر کرونا، کاهش نرخ بیکاری به کمترین سطح دهه‌های اخیر، شتاب در اجرای طرح‌های عمرانی، توسعه طرح‌های محرومیت‌زدایی (مانند طرح جهاد آبرسانی)، احیای هزاران واحد تولیدی راکد، افزایش فروش نفت و میعانات گازی، سبقت برق تحویلی به صنایع از برق خانگی برای نخستین‌بار در تاریخ صنعت برق، عدم قطع برق منازل و ده‌ها رویداد دیگر محقق نمی‌شد. ۲- اصل مذاکره به‌عنوان ابزار دیپلماسی پذیرفته شده است؛ اما نقد اصلی متوجه اعتماد به آمریکا و تبدیل مذاکره به راه‌حل مطلق است. در منظومه فکری رهبر انقلاب، مذاکره هیچ‌گاه منع نشده، بلکه ابزار است نه راه‌حل نهایی. از نظر اینجانب تعبیر ایشان درباره «کسانی که دم از مذاکره با آمریکا می‌زنند» ناظر به جریان‌هایی است که حل مسائل کشور را در گروی توافق با آمریکا می‌دانستند (حتی حل مشکل آب شُرب مردم را) و فساد و ضعف خود را پشت این نگاه پنهان می‌کردند. در مقابل، مذاکره تنها زمانی قابل استفاده است که در چارچوب منافع ملی و بدون «منطق تسلیم» باشد و جایگزین ظرفیت‌های داخلی نشود. ۳- از سوی دیگر، مذاکره در برخی مقاطع می‌تواند برای «دفع شرّ» یا «اتمام حجت» و «اثبات حقانیت» جمهوری اسلامی ضروری باشد تا روشن شود کشور اهل گفت‌وگو و تعامل منطقی است؛ امری که از یک‌سو مانع اجماع‌سازی علیه ایران می‌شود و از سوی دیگر از قرار گرفتن کشورهای غیرهمسو با آمریکا در صف تقابل جلوگیری و همچنین به انسجام داخلی و وحدت ملی نیز کمک می‌کند. ۴- اما در نهایت، اگر مذاکره موجبِ غفلت از ظرفیت‌های داخلی شود یا توسط «جریان‌های مرعوب یا نفوذی» هدایت یا به‌عنوان تنها راه‌حل القا و به تسلیم منتهی گردد، همان چیزی است که رهبر شهید انقلاب آن را «مذاکره غیرعاقلانه، غیرهوشمندانه و غیرشرافتمندانه» نامیدند.