فرارو- گزارشهای تازه از محافل دیپلماتیک نشان میدهد یادداشت تفاهم احتمالی میان آمریکا و ایران، با ۱۴ بند کلیدی میتواند به یکی از مهمترین تحولات سیاسی و امنیتی خاورمیانه در ماههای اخیر تبدیل شود. این توافق احتمالی طیف وسیعی از مسائل را در بر میگیرد؛ از تنگه هرمز گرفته تا پرونده هستهای ایران و از آتشبس در لبنان تا معادلات داخلی اسرائیل.
به گزارش فرارو، بر اساس اطلاعاتی که مقامهای آمریکایی و منابع دیپلماتیک در اختیار وبسایت «اکسیوس» قرار دادهاند، این یادداشت تفاهم شامل مجموعهای از تعهدات مرحلهای است. در صدر این بندها، بازگشایی تنگه هرمز برای عبور و مرور کشتیها بدون دریافت عوارض عبور قرار دارد؛ بندی که از منظر امنیت انرژی و تجارت جهانی حیاتی است. در مقابل، قرار است واشنگتن نیز کاهش تدریجی تحریمها علیه تهران را آغاز کند، اما این روند کاملاً مشروط و وابسته به میزان پایبندی طرفین به مفاد توافق خواهد بود.
یکی دیگر از محورهای مهم این تفاهم، آتشبسی ۶۰ روزه است که لبنان را نیز شامل میشود. قرار است در این دوره دو ماهه، مسیر جدیدی برای گفتوگو درباره برنامه هستهای ایران باز شود تا زمینهساز توافقی مفصلتر در آینده باشد. منابع آگاه میگویند در متن این توافق، چارچوبی اولیه برای نحوه رسیدگی به ذخایر اورانیوم غنیشده ایران پیشبینی شده، اما بررسی دقیقِ جزئیات برنامه هستهای به مذاکرات بعدی موکول شده است.
شکاف روایتها؛ تردید اسرائیل درباره ادعاهای ترامپ
همزمان با افزایش گمانهزنیها درباره توقف درگیریها، منابع اسرائیلی نسبت به روایت دونالد ترامپ از «نزدیک بودن توافق» ابراز تردید کردهاند. در تلآویو این باور وجود دارد که میان حرفهای رئیسجمهور آمریکا و واقعیتهای دیپلماتیک، شکاف عمیقی وجود دارد.
وبسایت عبری «واللا» گزارش داده که مقامهای ایرانی برخلاف تصویر خوشبینانه ترامپ، هنوز توافق را نهایی نمیدانند. تهران میگوید هرچند بیشتر بندها پیشتر تنظیم شده بود، اما آمریکا در لحظات آخر خواستههای تازهای را به متن اضافه کرده است. مقامات ایران تأکید دارند که ساختار تصمیمگیری در تهران همچنان در حال بررسی بندهاست و اظهارات ترامپ درباره زمان و مکان امضای توافق، صرفاً «گمانهزنی رسانهای» است.
با این وجود، ایران اصل پیشرفت در مذاکرات را رد نکرده است. اختلاف اصلی بر سر فضاسازی ترامپ است؛ او طوری وانمود میکند که گویی همه چیز تمام شده و امضای توافق تنها یک تشریفات ساده است. منابع اسرائیلی معتقدند ترامپ در حال «بازاریابی سیاسی» است تا نشان دهد یک جبهه گسترده منطقهای شکل گرفته است. او مدام از عباراتی مثل «بهزودی» یا «شاید تا پایان هفته» استفاده میکند، اما از ارائه یک جدول زمانی دقیق طفره میرود، تا اگر توافق شکست خورد، مسئولیت آن را بر گردن نگیرد. با این حال، شکاف میان سطح اطمینان ترامپ و روایت محتاطانه تهران همچنان آشکار است.
خارک؛ شاهرگ نفتی ایران در تیررس تهدیدها
در میان این کشمکشهای دیپلماتیک، جزیره خارک بار دیگر به نقطه جوش تنشها تبدیل شده است. این جزیره کوچک در خلیج فارس که تنها حدود ۱۵ مایل با ساحل ایران فاصله دارد، به دلیل جایگاه حیاتیاش در صادرات نفت، اکنون در قلب تهدیدهای فزاینده ترامپ قرار گرفته است. به گزارش «اکسیوس»، دولت آمریکا خارک را هدفی راهبردی میداند و معتقد است حمله به زیرساختهای آن یا تلاش برای کنترل جزیره، میتواند درآمدهای نفتی ایران را فلج کند.
ترامپ روز پنجشنبه در شبکه «تروث سوشال» با لحنی تهدیدآمیز نوشت که آمریکا «در زمانی نهچندان دور» جزیره خارک و دیگر زیرساختهای نفتی ایران را تصرف خواهد کرد. اهمیت خارک در این است که حدود ۹۰ درصد صادرات نفت خام ایران از این پایانه انجام میشود. هرگونه اختلال در فعالیت این جزیره، اقتصاد وابسته به نفت ایران را با چالشی جدی مواجه خواهد کرد.
از سوی دیگر، پرونده خارک فقط به ایران محدود نمیشود. تنش در منطقه به افزایش قیمت انرژی در جهان دامن زده و فشار سیاسی بر ترامپ را در آستانه انتخابات بیشتر کرده است. خارک با قابلیت پهلوگیری ابرنفتکشها و توان بارگیری حدود ۷ میلیون بشکه در روز، جایگاهی استراتژیک دارد. با وجود این، ناظران هشدار میدهند که هرگونه حمله به این جزیره، بازارهای جهانی انرژی را دچار شوک کرده و ممکن است تهران را به سمت حملات تلافیجویانه علیه تأسیسات نفتی منطقه سوق دهد. استقرار احتمالی نیروهای آمریکایی در این جزیره نیز به دلیل نزدیکی به خاک ایران، آنها را در معرض خطرات جدی قرار خواهد داد.
تله هرمز و افول نفوذ واشنگتن
نشریه اکونومیست در یادداشتی با عنوان «کمهزینهترین گزینه بدِ دونالد ترامپ»، تأکید میکند که ادعای ترامپ درباره «شکست کامل ایران» با واقعیت همخوانی ندارد. اتفاقاتی مثل سرنگونی بالگرد آمریکایی و حملات موشکی در منطقه نشان میدهد که تهران قصد دارد ترامپ را در دوراهی «حفظ آتشبس» یا «ورود به یک جنگ فراگیر» قرار دهد. ترامپ اکنون با سه بحران همزمان روبهروست: فشار ایران در تنگه هرمز، ادامه حملات اسرائیل به لبنان، و فشار تندروهای داخلی برای جنگ با ایران. نویسنده اکونومیست معتقد است ترس از گرانی بنزین در آستانه انتخابات میاندورهای، احتمالاً ترامپ را مجبور میکند به یک توافق موقت با ایران تن دهد.
همزمان، فرد کاپلان، تحلیلگر ارشد مؤسسه رند، در مقالهای به افول نفوذ آمریکا در دوره ترامپ پرداخته است. او معتقد است واشنگتن در مدیریت بحرانهای جهانی به بازیگری کماثر تبدیل شده است. کاپلان تبادل حملات میان ایران و اسرائیل (با وجود مخالفتهای آمریکا) و همچنین تلاش اوکراین برای مذاکره مستقیم با روسیه را نشانههایی از کاهش قدرت دیکته کردن سیاستهای واشنگتن میداند. به باور او، سیاست خارجی ترامپ که صرفاً بر پایه تهدید و نمایش نظامی بنا شده، در بلندمدت کشورها را به سمت استقلال از آمریکا سوق خواهد داد.