شناسهٔ خبر: 78525456 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: رجا | لینک خبر

محمدامین نخعی

تاریخ تکرار می‌شود!

صاحب‌خبر - یکی از دلایلی که باعث میشود ما به مسائل تاریخی بپردازیم، مسئله شباهت است. شباهت ها در نحوه عملکرد، ما را وادار به مطالعه احوال گذشتگان میکند. اما این شباهت ها، دلایل کافی برای مطالعه تاریخ نیستند. چرا که ما در استمرار یک خط تاریخی که از گذشته به سمت آینده میرود هم قرار داریم. وقتی میخواهیم ببینیم آخر فیلم چه اتفاقی می افتد، باید اول فیلم و الان فیلم را بدانیم و آن وقت حدث بزنیم که در تعامل بین نیروهای داخل در این فیلم، آینده آن در یک ساعت بعد به چه سمت و سویی خواهد رفت. هر جامعه ای و هر کشوری، چه کافر و چه دیندار، واجد مردم است. ما به مردم آن جامعه یا کشور یا تمدن، میگوییم ملت یا امت. امت از ریشه فعل «امم» می آید. امم به معنای جمعی از انسان هاست که رویای واحدی دارند. این فرقی نمیکند که در طرف سیاه تاریخ باشیم و یا در طرف سفید تاریخ باشیم. صورت بندی کلمه «امت» معنایش این است که جمعی از مردم غایت، قصد و رویای واحدی داشته باشند. بنابراین ما در مقام ارزیابی تمدن ها از این به بعد، یکی از سوالات بسیار مهمی که از هر تمدنی باید بپرسیم این است که رویای شما چیست؟ آن نخ تسبیحی که مردم شما را به مثابه یک سلول در کنار هم جمع کرده و تشکیل یک امت داده است، چه چیزی می باشد؟ ما اگر بخواهیم به معنای واقعی کلمه، به سمت اقامه دین برویم، حتما لازم است که حکومت دینی تاسیس کنیم. همه مدار جامعه، اعم از اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، هنری و... باید در مدار اقامه دین قرار بگیرند. بنابراین از دوره حضرت ابراهیم است که انبیاء در جایگاه مطالبه گر برای حکومت دینی قرار میگیرند. چرا ابراهیم با نمرود درگیر میشود؟ چون به نمرود میگوید چرا تو رئیس باشی؟ من باید رئیس باشم. قرآن میفرماید «ما ارسلنا من رسول الا لیطاع» هیچ پیغمبری را نفرستادیم، الا اینکه باید اطاعت بشود. سوژه پیغمبری را از سوژه استاد اخلاقی فاصله بدهید. یک استاد اخلاق فقط دعوت به خوبی میکند. پیغمبران دعوت به خوبی میکنند؛ اما دعوت به پذیرش دستورات خود در جامعه هم میکنند. چرا پیغمبران الهی مسخره میشوند؟ چرا به شهادت میرسند؟ چرا مظلوم اند؟ سرّش در این است که آنها میگویند ما میخواهیم در جامعه رئیس باشیم. مردم از رئیس بودن و سیاسی بازی تجربه معنوی ندارند. منی که الان دارم با شما صحبت میکنم، اگر بگویم مایلم در انتخابات مجلس آینده شرکت بکنم، آیا به من رای میدهید؟ آنوقت شما میگویید عجب آدم نامردی! معلوم بود تمام آن جلساتی که می آمد با ما صحبت میکرد، برای این بود که نماینده مجلس بشود! در حالی که مطالبه رسیدن به قدرت برای اقامه دین، یکی از مهم‌ترین فرایض و کارهای بزرگ الهیست. ولی ما معمولا از کار سیاسی فرض بدی داریم. برای همین همیشه میگوییم دخالت در سیاست کار آدم های پدرسوخته است. ناراحت میشویم اگر ببینیم یک آدم عارف مسلکی میرود کار سیاسی میکند. چرا انبیاء آنقدر که اساتید اخلاق قم مطرح هستند و نماز جماعتهایشان شلوغ میشود، محبوب نیستند؟ چون انبیاء دعوت به امر سیاسی میکنند. طاغوت به معنای کسی که طغیان میکند نیست. طاغوت یعنی شیطان همه گناهان را باهم جمع میکند و در یک آدمی اقامه میکند. نمرود که در تقابل با حضرت ابراهیم قرار میگیرد، یک آدم دروغگو نیست؛ نمرود خود دروغ است. نمرود دزدی نمیکند؛ نمرود دزدی است. نمرود اقامه شده، جمع بندی شده و برپا شده گناهان در یک فرد و در بابل است. از دوره حضرت ابراهیم به بعد نبرد انبیاء با دنیاگرایان نیست. بلکه با طاغوت هاست. موسی با فرعون، ابراهیم با نمرود و عیسی با طاغوت زمان خود روبرو میشوند. در طرف دیگر ماجرا هم همین مسئله برقرار است. ولی خدا راستگو نیست، ولی خدا دیندار نیست، ولی خود راستیست، ولی خود دین است. ولی یک کسی نیست که به یکسری از آموزه ها خوب عمل کرده است و به خاطر اینکه نمره ۲۰ گرفته است، خدا به او گفته است که امام بشود. اصلا ما از روی ولی خدا شروع کرده ایم به نوشتن و به آن نوشته هایمان گفته ایم دین. ولی خدا چه میکند؟ آنچه که او انجام میدهد واجب شده است. ولی چه نمیکند؟ به کدام راه نمیرود؟ به آن راهی که او نمیرود میگوییم حرام. البته اولیاء و پیامبران نمیتوانند به مردم جبر کنند، ولی طواغیت میتواند. چرا دوره انبیاء کوتاه و دوره طاغوت ها طولانیست؟ چون انبیاء هیچ وقت کسی را مجبور نمیکنند.