در دو روز اخير شنيدههاي داخلي و خارجي و گمانهزنيهاي رسانهاي همگي دلالت بر نهايي شدن متن تفاهمنامهاي ميان ايران و امريكا دارد كه حدود 50 روز براي تدوين آن وقت صرف شده و تا لحظه تنظيم اين يادداشت همچنان در انتظار تاييدات نهايي است. از پنجم ارديبهشت امسال كه مذاكرات اسلامآباد با حضور قاليباف و جي دي ونس برگزار شد تاكنون حداقل سه متن به مرحله نهايي رسيده اما در آخرين لحظات، توافق حاصل نشده و گروههاي داخلي در ايران و امريكا يا رژيم صهيونيستي باعث كنار گذاشتن آنها شدند و حالا متن آخري كه روز چهارشنبه با تلاش طرف قطري به مراحل نهايي رسيد در انتظار تاييد نهايي است. متني كه بر اساس شنيدهها ميتواند تا حد زيادي خواستههاي منطقي ايران را پاسخ داده و البته قابليت قبول شدن از سوي طرف مقابل را هم داشته باشد . بر اساس آنچه گفته شده متن تفاهمنامه ايران و امريكا كه با ميانجيگري پاكستان و حضور موثر قطر به اين مرحله رسيده 14بند دارد و در دو صفحه تدوين شده و همچون هر تفاهمنامه ديگري حاوي دادهها و ستاندههايي بر هر طرف است كه بايد با وزن خود مورد تحليل قرار گيرد اما آنچه ميتوان به عنوان ستاندههاي ايران از اين تفاهم از آن ياد كرد موضوعاتي است كه در صورت تحقق ميتوان گفت منافع ملي ايران پس از يك جنگ بزرگ و پر افتخار كه با دفاع ملي ايرانيان و نيروهاي مسلح قهرمان آنها ميسر شده را محقق سازد. البته واضح است كه صرف امضاي تفاهمنامه پايان جنگ به معناي رعايت آن از سوي طرفهاي امريكايي و به ويژه اسراييلي نيست. امريكا در تمام دورههاي قبل مذاكرات، به شكل واضحي تعهدات خود را نقض كرده و حتي جنگ را در ميانه مذاكرات تحميل كرده اما همين پيروزيهاي نظامي در دو جنگ اخير و حمايت مردمي در خيابان ميتواند تضمين اصلي باشد كه ديگر دشمنان به فكر تجاوز و نقض عهد خود نيفتند و اگر بيفتند نتيجهاش مشخص است. بر اين اساس ميتوان به بررسي متن فعلي پرداخت . اولين نكته اينكه اين تفاهمنامه 14بندي گام اول بوده و اصل ماجرا به مذاكرات 60روزه برميگردد كه جزييات و اختلافات اصلي را آنجا بايد جستوجو كرد . ايران تاكيد كرده موضوع پرونده هستهاي، تحريمها و نحوه جبران خسارتها و بازسازي ناشي از جنگ سه محور اصلي در مذاكرات 60روزه خواهد بود و لذا موضوعاتي همچون موشكي و منطقه، محلي از اعراب نداشته و روي ميز نخواهند آمد . در موضوع پرونده هستهاي در اين تفاهمنامه هيچ صحبتي نشده و همهچيز شامل اصل غنيسازي در خاك ايران، تعيين تكليف مواد غني شده 60درصد و ميزان مواد مورد نياز ايران در آينده به مذاكرات توافق نهايي موكول شده است. با اين توضيح كه بر اساس شنيدههاي موثق امريكاييها قبول كردهاند در كنار خروج مواد 60درصد به امريكا يا كشور ثالث، گزينه رقيقسازي در ايران نيز پذيرفته شده كه به موضع ايران نزديك است. در موضوع تنگه هرمز اگرچه ايران ادعايي براي دريافت عوارض ندارد اما تصريح شده ترتيبات مديريت تنگه با گفتوگوي ايران و عمان و ساير كشورهاي ساحلي مشخص خواهد شد و به نوعي نقش محوري و مديريتي ايران بر ترتيبات آينده تنگههرمز پذيرفته شده ضمن اينكه ايران، زماني تنگه را باز خواهد كرد كه امريكا نيز دست از محاصره دريايي بردارد. همچنين امريكا نهتنها هيچ حق و حضوري در خصوص آينده تنگه هرمز نخواهد داشت بلكه اصولا همانطور كه گفته شد موضوع تنگه در سه محور مذاكرات 60روزه كه شامل تحريمها، هستهاي و خسارات بود نيز بررسي نميشود. مساله مهم ديگر در اين تفاهمنامه تعيين تكليف جنگ فعلي و وضعيت آينده جنگ است . در اين تفاهم تاكيد شده ايران و متحدانش و امريكا و متحدانش جنگ را به صورت فوري و همهجانبه در همه جبههها به ويژه لبنان متوقف و خاتمه ميدهند. امريكا تعهد ميدهد كه رژيم اسراييل را وادار به پايان جنگ در لبنان و عبارت تمديد آتشبس در متن فعلي ذكر نشده و متن تفاهمنامه خواهان پايان قاطع جنگ در تمام جبههها ميشود. در كنار اينها تصريح شده ايران و امريكا از دخالت در امور داخلي يكديگر پرهيز كرده و حاكميت و تماميت ارضي يكديگر را به رسميت بشناسند و اين يعني امريكا و متحدانش با موضوع اشغال ايران يا تغيير رژيم خداحافظي ميكنند. ايران حدود 24 ميليارد دلار پول بلوكه شده در كشورهاي ديگر دارد . طبق خواسته ايران اين پول بايد در ابتداي مذاكرات رفع مسدودي ميشد و امريكا گفته بود اين پول در طول مذاكرات 60روزه آزاد ميشود. اين اختلاف با حضور قطر رفع شد و حالا قرار است نيمي از اين پول در ابتداي مذاكرات و به دو شيوه از سوي قطر در اختيار ايران قرار گيرد. تهران تضمينهاي روشني براي آزادي اين داراييها بر اساس ساز و كارهاي مشخص و مورد نظر تهران دريافت كرده و قرار است.
بلافاصله پس از امضاي تفاهمنامه استفاده ايران از 12 ميليارد دلارآغاز شود و بقيه به تدريج در طول مذاكرات، آزاد خواهند شد.يكي از شروط اعلام در بيانيه شوراي عالي امنيت ملي، مساله خسارات وارده به ايران بود . در اين تفاهمنامه و با توجه به عرف و قوانين بينالمللي و آنچه در واقعيت جريان دارد دوطرف به اين نتيجه رسيدند كه سازوكاري با عنوان صندوق بازسازي و توسعه اقتصادي ايران ايجاد و حداقل 300 ميليارد دلار خط اعتباري در آن براي سرمايهگذاري در ايران ديده شود. از هماكنون كشورهاي مختلف از جمله قطر، امارات، عربستان، تركيه و ... آماده ميشوند تا از اين صندوق براي حضور در بازار پرسود ايران استفاده كنند و گفته شده قطر حداقل 150 ميليارد دلار پروژه آماده تدوين كرده است. ساز و كار اجرايي اين صندوق يكي از همان سه محوري است كه در مذاكرات ۶۰ روزه مورد توافق قرار خواهد گرفت. يكي از مهمترين موضوعات در هر توافقي ميان ايران و امريكا موضوع تحريمهاست كه شامل تحريمهاي شوراي امنيت، شوراي حكام آژانس و تحريمهاي يكجانبه اوليه و ثانويه امريكا ميشود. تحريمها نيز همچون هستهاي و صندوق بازسازي در 60روز مذاكرات و در توافق نهايي مشخص خواهند شد. در واقع همانگونه كه در تفاهمنامه پايان جنگ، ايران تعهد جديدي در مورد پرونده هستهاي نميدهد، طرف مقابل هم در تفاهمنامه در مورد پايان تحريمها تعهد قطعي نميدهد و تعيين تكليف تحريمها به پس از امضاي تفاهم و مذاكرات ۶۰ روزه احاله شده است. ايران اگر بتواند در اين توافق نهايي همه تحريمهاي فوق را به هر شكلي لغو كند بزرگترين امتياز را گرفته و ميتواند اميدوار شود حداقل تا پايان دوره ترامپ از آزار تحريمهاي قبلي و جديد در امان بماند. البته در توافق اوليه تصريح شده از روز امضاي تفاهمنامه، امريكا تحريمهاي نفتي و پتروشيمي ايران و تحريمهاي مرتبط با انتقال و فروش آنها را متوقف و از اعمال تحريمهاي جديد اجتناب ميكند و ايران نيز برنامه هستهاي خود را گسترش نميدهد. يكي از خواستههاي اصلي طرف مقابل كه مانور تبليغاتي زيادي روي آن ميدهد تعهد ايران مبني بر عدم ساخت سلاح هستهاي است . در اين تفاهم يكي از تفاوتهاي مهم با گذشته در همين موضوع است . اينجا ايران اعلام ميكند در صورت موفقيتآميز بودن مذاكرات براي توافق نهايي، حاضر است بار ديگر تعهد دهد به سمت توليد بمب اتم نخواهد رفت.مشروط كردن عدم ساخت سلاح توسط ايران به موفق بودن توافق، رفتاري است كه ايران برخلاف دو دهه گذشته و در واكنش به تحولات يك سال اخير در پي گرفته است. در پايان نيز دوطرف توافق كردهاند توافق نهايي به صورت قطعنامه شوراي امنيت مصوب شود و در عين حال همه قطعنامههاي ششگانه و قطعنامه 2231 و قطعنامه اخير 2718 نيز ملغي گردند. همانطور كه در ابتدا نيز گفته شد اولا هنوز اين تفاهمنامه در ايران به تاييدات نهايي نرسيده و ثانيا در صورت تاييد شدن و اعلام آن نيز همچنان جو بياعتمادي ميان ايران و امريكا به حدي است كه بايد مراقب بود و هوشمندانه آماده، تا هرگونه اقدام خلاف توافق يا سنگاندازيهاي رژيم صهيونيستي را به صورت متناسب و مناسب پاسخ داد. اما در مجموع ميتوان گفت متني متوازن امروز روي ميزان ايران و امريكاست و دوطرف بهتر است از اين فرصت كه در برابر ادامه جنگ ايجاد شده بهترين استفاده را داشته باشند.