1- يك سوال كليدي و راهبردي وجود دارد و آن اينكه آمريكاييها در نبرد با ملت ايران بارها از صحنه ميدان فرار كردند و به زير سقف مذاكرات پناه بردهاند. چه منطقي بر آن «فرار» و بر اين «سقف» وجود دارد؟
يا به اصطلاح علميتر چه «تئوري» بر اين منطق بار ميشود؟
پاسخ را در واكاوي يك واژه بايد جستجو كرد و آن «تنورهريزه شدن» مذاكرات است.
در حقيقت آمريكاييها ما را مدام در اين نيم قرن با دو تصوير برای تحمیل مذاکره و گفتوگو ترساندهاند:
الف- ترور، جنگ داخلي ، كودتا ، تحريم اقتصادي ، تهاجم فرهنگي و...
ب- جنگ گرم و ترساندن از آتش تنور جنگي كه هيچ مرزي ندارد و پايههايش جنايات جنگي آشكار و كشتار بيرحمانه جمعي كودكان و زنان و ...
2- آمريكاييها و صهيونيستها ملت ما ، دولت ما و ديپلماتهاي ما را ميترسانند ميخواهند اهدافي كه در فاز «الف» به آن نميرسند در فاز «ب» به دست آورند.
راهبرد «تنوريزهكردن» ميدان نبرد سخت و گرم حاكم بر ذهن استراتژيستهاي نظامي آمريكا در «پنتاگون» و تحليلگران سياسي در «سيا» است اين تئوري در رژيم اشغالگر قدس كه يك پادگان نظامي است عملياتي ميشود.
3- امامين انقلاب اسلامي با درك چنين راهبردي نه از آغاز پيروزي انقلاب بلكه سالها قبل از پيروزي مبارزه با آمريكا و رژيم صهيونيستي را در صدر برنامههاي خود قرار دادند مبتني بر اين درك ما تنها نظام حكومتي در جهان هستيم كه دو «ارتش» داريم.
ما تنها نظامي هستيم كه اين دو ارتش را به سلاحهايي تجهيز كرديم كه اگر جنگ 20 سال هم طول بكشد پاي همه هزينههاي آن ايستادهايم.
سپاه و ارتش همانند 2 لبه تيغ ذوالفقار علي (ع) عمل ميكنند. دشمن مگر در خواب ببيند پشت پهلواناني كه اين شمشير را با قدرت در دست دارند به خاك بمالد.
4- از خرداد سال گذشته كه آمريكاييها و صهيونيستها شانس ضربه به انقلاب اسلامي را در جنگ 12 روزه آزمودند و سپس در جنگ 40 روزه به بنبست رسيدند و به التماس آتشبس رسيدند.
در ادبيات نظامي طرفي كه به التماس آتشبس ميرسد بهويژه طرفي كه خود جنگ را آغاز كرده، شكست خورده نبرد است. اما ترامپ و نتانياهو آنقدر پررو و بيچشمورو هستند با يك قيافه پيروز ميروند پشت ميز مذاكره مينشينند و خواستههاي نامشروع خود را تكرار ميكنند!!
5- دور جديدي از مذاكرات با دشمن را ما داريم تجربه ميكنيم. قرار است ما آتش و هُرُم اين «تنور» را به صورت دشمن نزديك كنيم. اين هنر از يك «ژنرال» برميآيد نه يك «ديپلمات» براي همين دولت ما و رهبر ما يك ژنرال را «مسئول» مذاكرات كردهاند.
ارتش ما و سپاه ما به عنوان دو نيروي دفاعي كه هم قدرت خود را «دريا پايه» و هم «خشكي پايه» تعريف كردهاند ، سالهاست خود را آماده چنين معركهاي كردهاند.
هيچ قدرتي در جهان قادر نيست از سد نيروهاي مسلح و سد آگاهيهاي ملت ما عبور كند. آگاهان جهان تا همين جاي قضيه دولت و ملت ما در سايه رهبري فرهمند انقلاب اسلامي پيروز اين ميدان ميدانند.
6- ملت ما امروز در حال پاسخ به سه پرسش تاريخي به تئوري «چشمانداز زمان» هستند.
الف- خصومت آمريكا با ملت ما چه فراز و نشيبي را طي كرده است و آموختههاي ما از اين تجربه مبارزهاي چيست؟
ب-اكنون در برابر اين خصومت بيپايان چه بايد كرد و مسئله فوريتي ما چيست؟
ج- نتايج اين نبرد چيست ما در آينده به كجا ميخواهيم برسيم. امروز ما براي ساخت آينده مشغول چه كاري هستيم.
امروز ما از نعمت رهبري هوشمند امام مجتبي حسيني خامنهاي برخورداريم. او ميان اين سه بعد زماني و سوالات مطرح آن پاسخهاي روشن دارد.
او همانند امامين انقلاب اسلامي از گذشته درسهاي بسيار آموخته ، در حال با آن آموختهها سريع عمل ميكند و از اتفاقات گذشته و حال براي معماري آینده و جهتدهي و الهامبخشي بهره ميبرد.
چشم امت اسلام و آزادگان جهان به توفيقات رهبري جديد در ايران است.
7- ترامپ گام به گام از ايستادگي ملت و نيروهاي مسلح ما عقبنشيني ميكند و سخن از «توافق» با تهران براي جبران شكستهاي خود ميكند. اولا » توافقي در كار نيست ثانيا : سخن از تفاهم و تفاهمنامه است. تاكنون هيچ فهم مشتركي در گفتگوها به دست نيامده است. دليل ؛ ادامه تجاوز آمريكا و رژيم صهيونيستي به ملت ايران و سرتاسر محور مقاومت دشمن ميخواهد تكنیک ها و تاكتيكهاي برجامي را با بهرهگيري از تنورهريزهكردن مذاكرات تكرار كند. سرداران ديپلماسي كشور بايد حواس خود را جمع كنند. غير از شروط رهبري و شروط شوراي امنيت ملي هيچ شرطي را نبايد پذيرفت.
تنورهريزه كردن مذاكرات!
صاحبخبر -
∎