گروه اقتصادی: ایران با وجود سهم حدود یکدرصدی از جمعیت جهان، نزدیک به ۶ درصد گاز طبیعی دنیا را مصرف میکند؛ رقمی که تقریباً معادل نیمی از مصرف گاز کل قاره اروپاست. گزارش تازه مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد برخلاف تصور رایج، مصرف بالای گاز الزاماً نشانه رفاه بیشتر نیست و بخش مهمی از مصرف بالای گاز در دهکهای پایین درآمدی، به فرسودگی تجهیزات گرمایشی، ضعف عایقکاری ساختمانها و پایین بودن بهرهوری انرژی بازمیگردد. این گزارش تأکید میکند که حل ناترازی گاز بیش از آنکه نیازمند برخورد با گروهی محدود از مشترکان باشد، به اصلاح ساختار مصرف و بهینهسازی گسترده در بخش خانگی نیاز دارد.
به گزارش بولتن نیوز، ایران حدود یک درصد از جمعیت جهان را تشکیل میدهد، اما حدود ۶ درصد از گاز طبیعی دنیا را مصرف میکند، بهطوری که مصرف گاز طبیعی در ایران معادل حدود نصف کل مصرف گاز طبیعی در قاره اروپاست.
سهم بالای بخش خانگی در مصرف گاز
بخش خانگی بهعنوان یکی از مصرفکنندگان اصلی گاز طبیعی در کشور دارای سهم ۲۸ درصدی از مصرف بوده که در سردترین ماه سال به حدود ۴۶ درصد میرسد.
به گزارش روابط عمومی مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، دفتر مطالعات انرژی، صنعت و معدن این مرکز در گزارش «تحلیل الگوی مصرف گاز طبیعی در بخش خانگی براساس دهکهای اقتصادی» آورده است که یکی از خلأهای اساسی در سیاستگذاری این حوزه، نبود تصویر دقیق از رابطه میان مصرف گاز و وضعیت رفاهی خانوارها بوده و همواره این فرض وجود داشته که مصرف گاز در بخش خانگی عمدتاً در دهکهای پردرآمد بیشتر است.
آیا پرمصرفی گاز به معنای رفاه بیشتر است؟
ازاینرو سؤال اصلی این گزارش آن است که مصرف گاز در بخش خانگی چگونه در میان دهکهای رفاهی توزیع شده و آیا پرمصرفی گاز الزاماً نشانه رفاه بالاتر است یا خیر. در این گزارش، دادههای واقعی مصرف گاز مشترکان خانگی در سطح ملی با اطلاعات رفاهی خانوارها تطبیق داده شده و الگوی مصرف در اقلیمهای مختلف مورد بررسی قرار گرفته است.
مصرف بیشتر دهکهای پایین؛ نتیجه فرسودگی تجهیزات
یافتههای گزارش نشان میدهد همبستگی معناداری میان سطح رفاه و میزان مصرف گاز وجود ندارد و مصرف بالای دهکهای پایین، بیش از آنکه ناشی از رفتار مصرفی باشد، حاصل استفاده از تجهیزات گرمایشی فرسوده و ضعف عایقکاری در واحدهای مسکونی این گروههاست.
از سوی دیگر، بررسی همزمان دادههای مصرف گاز با متراژ ساختمان نشان میدهد میزان مصرف گاز به ازای هر متر مربع فضای ساختمان در دهکهای پایین جامعه بیشتر از دهکهای بالاست. ازاینرو تمرکز سیاستگذاری باید به جای ابزارهای مبتنی بر شوکدرمانی یا بازتوزیع سهمیه انرژی، بر اصلاح ریشههای مصرف بالا از طریق بهینهسازی مصرف، ارتقای تجهیزات و کاهش هدررفت انرژی در دهکهای پایین جامعه باشد.
رفاه و مصرف گاز؛ رابطهای که وجود ندارد
بررسی دادههای مصرف گاز خانگی و دهکهای اقتصادی و همچنین مطالعات پیشین، از جمله گزارش وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، نشان میدهد برخلاف تصور رایج، تفاوت معناداری در میانگین مصرف گاز دهکهای مختلف وجود ندارد. شیب مصرف گاز در دهکهای رفاهی به گونهای است که با افزایش رفاه، به جز دهک دهم، مصرف گاز با شیب بسیار اندک کاهش مییابد.
بر این اساس، مصرف گاز خانوارهای دهک دهم تقریباً با میانگین مصرف خانوارهای دهک ششم برابری میکند.
دهکهای پایین برای هر مترمربع بیشتر گاز مصرف میکنند
بررسی نسبت «مصرف گاز خانگی به مساحت منازل مسکونی» نشان میدهد دهکهای پایین درآمدی برای گرمایش هر مترمربع زیربنا، گاز بیشتری نسبت به دهکهای مرفه مصرف کردهاند؛ بهطوری که این رقم در دهک اول ۲۳ مترمکعب و در دهک دهم ۱۷ مترمکعب بوده است.
مصرف بالاتر خانوارهای کمبرخوردار در مساحت یکسان، نشاندهنده عدم دسترسی به تجهیزات گرمایشی پربازده و همچنین عایقبندی نامناسب واحدهای مسکونی آنهاست.
سهم ناچیز ویلاها و استخرها در مصرف کل گاز
این گزارش همچنین به سهم اندک مصارف بسیار بالا در ناترازی گاز اشاره کرده و آورده است که اگرچه در هزارک بالای مصرفی، مصرف گاز به شکل قابل توجهی افزایش مییابد که عمدتاً ناشی از مصارف رفاهی در ویلاها و استخرهاست، اما بخش عمده گاز طبیعی کشور در بخش خانگی توسط طیف گستردهای از مردم در گروههای درآمدی مختلف مصرف میشود.
بررسیها نشان میدهد این گروه تنها ۰.۱ درصد از کل مشترکان را شامل میشود و سهم آنها از کل مصرف گاز خانگی حدود ۰.۵ درصد است؛ بنابراین ناترازی گاز را نمیتوان صرفاً به مصرف این گروه محدود نسبت داد.
اصلاح تدریجی قیمتها به جای شوکدرمانی
در بخش پیشنهادها تأکید شده است که ۵۰ درصد از مشترکان پرمصرف گاز در بخش خانگی را اقشار کمبرخوردار تشکیل میدهند. از آنجا که این خانوارها از تجهیزات فرسوده و کمبازده استفاده میکنند، آزادسازی ناگهانی قیمت انرژی لزوماً به کاهش مصرف مؤثر و رفع هدررفت انرژی منجر نخواهد شد.
همچنین چنین اقدامی میتواند فشار اقتصادی قابل توجهی بر این خانوارها وارد کرده و تبعات اقتصادی و اجتماعی در پی داشته باشد. ازاینرو اصلاح تعرفههای انرژی باید بهصورت تدریجی و همزمان با اجرای برنامههای بهینهسازی مصرف انجام شود.
لزوم تمرکز سیاستگذاری بر همه مشترکان
گزارش مرکز پژوهشهای مجلس تأکید میکند که اگرچه اعمال جرائم و محدودیتها برای مصارف بسیار بالای گاز، از جمله ویلاها و استخرها، اقدامی ضروری و قابل دفاع است، اما محدود شدن سیاستهای مدیریت مصرف به این گروه خاص نمیتواند راهکار مؤثری برای حل ناترازی گاز باشد.
بر همین اساس، سیاستهای مدیریت مصرف باید از رویکرد محدود فعلی فاصله گرفته و به سمت طراحی ابزارها و مشوقهای فراگیر برای تمامی گروههای مصرفکننده حرکت کند تا امکان کاهش پایدار مصرف گاز در سطح کلان فراهم شود.
«کارور گاز طبیعی»؛ راهکاری برای کاهش پایدار مصرف
در این گزارش به اجرای طرحهای صرفهجویی مبتنی بر عملکرد یا «کارور گاز طبیعی» نیز اشاره شده است. براساس ماده ۴۶ قانون برنامه هفتم پیشرفت، شرکتهای کارور گاز طبیعی میتوانند با جلب مشارکت مردم و از طریق اقداماتی نظیر نوسازی تجهیزات پرمصرف، بهسازی ساختمانها، ارتقای بهرهوری انرژی، آموزش مشترکان و ارائه مشوقهای اقتصادی، زمینه کاهش مصرف گاز را فراهم کنند.
به اعتقاد مرکز پژوهشهای مجلس، تمرکز این سازوکار باید بر خانوارهای پرمصرفی باشد که توان مالی لازم برای نوسازی تجهیزات و اصلاح الگوی مصرف را ندارند.
اجرای مبحث ۱۹ ساختمان؛ حلقه تکمیلکننده مدیریت مصرف
آخرین پیشنهاد این گزارش، اجرای کامل و دقیق مبحث ۱۹ مقررات ملی ساختمان در حوزه بهینهسازی مصرف انرژی و تقویت ضمانتهای اجرایی آن است.
اعمال نظارتهای فنی مستمر، الزام به رعایت استانداردهای عایقکاری، استفاده از مصالح و تجهیزات کممصرف و پیشبینی سازوکارهای کنترلی و تنبیهی برای تخلفات ساختمانی، میتواند نقش مهمی در بهبود عملکرد انرژی ساختمانها ایفا کند.
به باور مرکز پژوهشهای مجلس، تحقق این رویکرد علاوه بر کاهش مصرف انرژی در بخش خانگی، در بلندمدت به کاهش هزینههای خانوارها و افزایش پایداری نظام انرژی کشور نیز منجر خواهد شد.