فرارو- اندیشکده چتمهاوس در یادداشتی به قلم توماس ژونو دانشیار دانشگاه اتاوا، با عنوان «ایران و موازنه جدید خلیج فارس» نوشت که تحولات اخیر، معادلات ژئوپلیتیکی منطقه را دستخوش تغییری پایدار کرده و تهران در هر توافق احتمالی برای پایان جنگ، بازسازی بازدارندگی خود را با توجه ویژه به جایگاه تنگه هرمز و آسیبپذیری کشورهای خلیج فارس دنبال خواهد کرد.
به گزارش فرارو، در حالی که آتشبس میان ایران و ایالات متحده همچنان شکننده توصیف میشود و طی دو ماه گذشته با چندین تنش و درگیری محدود همراه بوده است، گزارشها نشان میدهد هر دو طرف با وجود تبادل پیامها و میانجیگری برخی کشورها، تمایلی به بازگشت به جنگ تمامعیار ندارند. با این حال، مذاکرات برای تمدید آتشبس و بازگشایی کامل تنگه هرمز تاکنون پیشرفت محسوسی نداشته است.
تحلیلگران معتقدند در پس این وضعیت، یک «موازنه جدید» در خلیج فارس در حال شکلگیری است؛ موازنهای که دیگر به شرایط پیش از فوریه ۲۰۲۶ بازنمیگردد و بر مجموعهای از متغیرهای تازه استوار شده است.
بر اساس این ارزیابیها، «محور مقاومت» که شامل گروههای مسلح مورد حمایت ایران در منطقه است، اگرچه در سالهای اخیر و بهویژه از اکتبر ۲۰۲۳ به این سو به طور کامل از بین نرفته، اما بهشدت تضعیف شده و نتوانسته نقش بازدارندگی مورد انتظار تهران را در برابر حملات آمریکا و اسرائیل ایفا کند. در نتیجه، یکی از ستونهای اصلی راهبرد بازدارندگی ایران کارآمدی پیشین خود را از دست داده است.
در این چارچوب، تمرکز راهبردی ایران بهتدریج به سمت تنگه هرمز و سایر گذرگاههای حیاتی دریایی تغییر کرده است؛ مسیری که پیشتر نیز در سناریوهای نظامی بهعنوان گزینه احتمالی در صورت تهدید موجودیتی ایران مطرح بوده است. تحلیلها نشان میدهد آنچه در گذشته در سطح نظری بررسی میشد، اکنون به سطح تجربه عملی رسیده و اثرات روانی و راهبردی آن باقی مانده است.
بر این اساس، کارشناسان معتقدند ایران از این پس تنگه هرمز را بهعنوان یک اهرم دائمی بازدارندگی در نظر خواهد گرفت و در صورت احساس تهدید، احتمال استفاده مجدد از آن را کنار نخواهد گذاشت. در همین راستا، اولویت تهران بازسازی و تقویت زیرساختهای نظامی آسیبدیده، بهویژه توان موشکی و پهپادی، و همچنین تنوعبخشی به زنجیرههای تأمین جهانی عنوان شده است؛ حتی پیش از بازسازی کامل توان دریایی و زیرساختهای هستهای.
در کنار این تحولات، نگرانیها درباره نقش گروه انصارالله یمن (حوثیها) نیز افزایش یافته است. این گروه که کنترل بخشهایی از یمن را در اختیار دارد، پیشتر با حملات خود به کشتیرانی در دریای سرخ و تهدید بابالمندب موجب اختلال در تجارت جهانی شده بود و در سناریوهای آینده نیز احتمال ایفای نقش مشابه در صورت تشدید بحران مطرح است.
همچنین در این تحلیلها به افزایش احتمال تهدید کشورهای عربی عضو شورای همکاری خلیج فارس شامل عربستان سعودی، امارات، قطر، کویت، بحرین و عمان اشاره شده است؛ کشورهایی که همواره به ثبات منطقهای خود بهعنوان یکی از پایههای اصلی اقتصادشان وابسته بودهاند.
در سطح کلانتر، کارشناسان تأکید میکنند که در صورت تشدید تنشها، ایران حتی با وجود ضعف اقتصادی ناشی از تحریمها و مشکلات داخلی، ممکن است از ابزارهای فشار منطقهای همچون تهدید گذرگاههای دریایی و اهداف منطقهای بهعنوان اهرم بازدارندگی استفاده کند؛ موضوعی که میتواند ریسک ژئوپلیتیکی خلیج فارس را برای اقتصاد جهانی بهطور قابل توجهی افزایش دهد.
در واکنش به این شرایط، برخی تحلیلها بر ضرورت تدوین یک راهبرد مهار جدید از سوی ایالات متحده و متحدانش تأکید دارند. این راهبرد شامل تنوعبخشی به مسیرهای انرژی، تقویت سامانههای دفاع هوایی کشورهای منطقه، جلوگیری از بازسازی توان موشکی و پهپادی ایران و همچنین ارسال پیام بازدارنده روشن درباره هرگونه تلاش برای بستن تنگه هرمز یا بابالمندب عنوان شده است.
به این ترتیب، به باور تحلیلگران، خلیج فارس وارد مرحلهای از موازنه جدید شده است؛ مرحلهای که در آن گذرگاههای حیاتی انرژی و رقابتهای منطقهای بیش از گذشته نقش تعیینکننده در امنیت جهانی ایفا خواهند کرد.