به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، هوش مصنوعی دیگر یک آزمایش دور از دسترس یا آیندهای فرضی برای شهرهای جهان نیست. این فناوری به سرعت در حال تبدیل شدن به قابلیتی تعیینکننده در دولتهای مدرن است. با این وجود در حالی که فناوری با سرعت پیش میرود، کار یکپارچهسازی آن در خدمات عمومی فرایندی کند، پیچیده و انسانی است. چالش اصلی این نیست که آیا هوش مصنوعی میتواند کاری انجام دهد یا خیر، بلکه این است که شهرها چگونه باید پایهها، قوانین، مهارتها و اعتماد لازم برای استفاده مسئولانه و در مقیاس از آن را ایجاد کنند.
امروزه بحث در دولتهای محلی حول محور این دوسوگرایی میچرخد. از یک سو، هیجان واقعی برای دستاوردهای هوش مصنوعی در کارایی عملیات، بهبود خدمات و مشارکت مدنی و از سوی دیگر، توجه به این موضوع که بدون داشتن دادههای صحیح، حکمرانی مناسب، فرهنگ سازمانی و حفاظتهای اخلاقی، این فناوری میتواند سوگیریها را تشدید کند، اعتماد عمومی را از بین ببرد یا تنها به یک طرح آزمایشی پرهزینه تبدیل شود که هرگز به بهرهبرداری نمیرسد.
از طرحهای آزمایشی تا شواهد عملی
وات ورکس سیتیها (What Works Cities) بهعنوان یک استاندارد بینالمللی برای تعریف دولت محلی خوب و کارآمد عمل میکند. مدیر ارشد این نهاد وابسته به بنیاد بلومبرگ، تأکید دارد که «ما به شهرها کمک میکنیم تا زیرساختهای قوی بر پایه داده و شواهد ایجاد کنند تا بتوانند نتایج باکیفیتی را به شهروندان ارائه دهند.» از نظر او، هوش مصنوعی یک پروژه جانبی نیست، بلکه درون دستور کار گستردهتر مدیریت بهتر، داده بهتر و پیامدهای بهتر جای میگیرد.
برای رهبران شهری، نتایج عینی و ملموس بیش از هر بحث انتزاعی قانعکننده است. برای مثال در شهر دالاس تگزاس، استفاده از هوش مصنوعی در فرایندهای تدارکات (procurement)، بیش از یک میلیون دلار در زمان و هزینه کارکنان صرفهجویی کرده است. این نمونه هوش مصنوعی را از یک مفهوم آیندهنگرانه به ابزاری عملی تبدیل میکند.
مدیر رقابتپذیری و نوآوری شهر تامپره (Tampere) فنلاند، تغییر رویکرد از پروژههای منفرد به یکپارچهسازی سیستمی را اینگونه توصیف میکند که دیجیتالیسازی در حال تبدیل شدن به بخشی از زندگی روزمره خدمات ماست. این موضوع نمیتواند تنها شامل پروژههای جداگانه باشد، بلکه باید در مقیاس بسیار وسیع انجام شود تا به اهداف ما یعنی شهروندان شادتر و شهری پایدارتر و روانتر کمک کند.» شعار شهر تامپره، شهر عمل است، نه شهر برنامهریزی و آزمایش. آنها همیشه بهدنبال نتایج ملموس و تداوم در اقدامات هستند.

مدرنیزاسیون روی زیرساختهای قدیمی
برای شهرهایی که دههها در سیستمهای دیجیتال سرمایهگذاری کردهاند، هوش مصنوعی روی زیرساختهای پیچیده و حیاتی قدیمی مستقر میشود. شهردار سنخوزه، این چالش را به این صورت توضیح میدهد: «سنخوزه یکی از پیشرفتهترین شهرهای جهان از نظر فناوری است، اما ابزارهایی که روزگاری برترین بودند، به مرور به وضعیت موجود تبدیل میشوند و نوآوری را مهار میکنند.» راهکار آنها، استقرار آزمایشی در حاشیه سیستمهای اصلی برای فرایندهای سادهتر است، تا ضمن یادگیری و آمادهسازی برای بازمهندسی بزرگ در آینده، خدمات ضروری را به خطر نیندازند.
به گفته شهردار سنخوزه، «بزرگترین مانع خود فناوری نیست، بلکه فرهنگ احتیاط افراطی در دولت است. دولت محلی به دلایل موجهی ریسکگریز است، اما ما همچنین وظیفه حل مشکلات شهروندان را داریم.» شهرها باید این تنش را آشکارا بپذیرند و چارچوبهایی برای آزمایش مسئولانه ایجاد کنند،چراکه مردم اجازه داشته باشند یا نه از آن استفاده خواهند کرد، بنابراین باید سیاستی روشن ایجاد کرد و در چارچوب راهنماها، به کارکنان اجازه عمل داد.
در این میان، سواد هوش مصنوعی به اندازه سواد داده یا تحلیل سیاستگذاری برای حرفهایهای خدمات عمومی ضروری میشود. کارکنان باید بتوانند «پرامپت» خوب بنویسند و سپس درباره اطلاعات دریافتی، تفکر انتقادی عالی داشته باشند.
حکمرانی دادهها، پیشنیازی اساسی
هر بحث جدی درباره هوش مصنوعی در شهرها به داده بازمیگردد. مدیریت و حکمرانی دادهها از معیارهای اصلی است، اما نیازی به انتظار برای داده کامل نیست. داده هرگز کامل نخواهد بود، اما مهم است که شکافها و سوگیریهای خود را پذیرفت و درباره چگونگی رفع آنها اندیشید.
شهردار سن خوزه از ابتکار اتحاد حکمرانی هوش مصنوعی (GovAI Coalition) در سطح محلی خبر میدهد که هدف آن ایجاد زیرساختهای قابل استفاده مجدد برای پذیرش مسئولانه هوش مصنوعی، از جمله انتشار الگوهای توافقنامه اشتراک داده و همکاری در فرصتهای تدارکات مشترک است.

اعتماد، شفافیت و طراحی مشارکتی
اگر داده سوخت هوش مصنوعی است، اعتماد، مجوز اجتماعی آن محسوب میشود. دو اصل کلیدی شفافیت و پاسخگویی پیشنیاز این امر است. شهروندان باید بدانند چه زمانی، کجا و چگونه از فناوری استفاده میشود، هدف از داده چیست و مسئولان خود را در برابر آن سیاست پاسخگو میدانند. نمونه سنخوزه که فناوری را ارائه میدهد، نقص آن را میپذیرد و با شهروندان برای بهبود آن مشارکت می.کند، نمونه مطلوبی است.
شفافیت کامل در استفاده از دادههای شهروندان نیز بسیار مورد تأکید است. اعتماد از قبل ایجاد شده است و باید روی آن سرمایهگذاری کرد، بهگونهای که مردم احساس کنند دادهشان نهتنها در دسترس عموم نیست، بلکه به زندگی بهتر آنها کمک میکند. شهر تامپره با مشارکت شهروندان و کارکنان، دستورالعملهای اخلاقی ویژه هوش مصنوعی را تدوین و منتشر کرده است.
هوش مصنوعی انسانمحور و مختص هر شهر
خطر استفاده از ابزارهای کلی و بدون توجه به ارزشهای محلی وجود دارد. هوش مصنوعی باید زمان را آزاد کند، نه اینکه روح کار را بگیرد، استاد دانشگاه یانسه سئول نیز بر طراحی انسانمحور تأکید دارد و از مفهوم آزمایشگاه زنده (living lab) برای درک همکاری شهروندان با هوش مصنوعی بهعنوان یک همکار، نه جایگزین شغلی، یاد میکند.
یکی از رایجترین الگوهای شکست، پرداختن به پروژههای درخشان و پراکنده بدون تحول واقعی است. توصیه میشود شهرها قبل از جهش، قدمی به عقب بردارند و بپرسند: «چشمانداز چیست؟ هدف چیست؟» و بدانند فناوری بهخاطر خود فناوری نباشد، بر ایجاد یک استراتژی جامع و خروج از سیلوهای سازمانی تأکید شود. در همکاری با شرکتهای بزرگ، شرط اولش همتوسعهای (co-development) است، نه خرید صرف، همچنین لازم است اهداف جسورانه و بزرگ تعیین شود، آنقدر بالا که حتی اگر دستیابی کامل به به آنها ممکن نباشد، الهامبخش همه برای تلاش در جهت آنها باشد.

نیروی کار، حامیان و تداوم
هیچ استراتژی هوش مصنوعی بدون افراد متعهد به نتیجه نمیرسد. گواهیهای تعالی به شهر تعلق دارد، نه به یک حزب یا فرد، اما وجود حامیان (champions) در سطوح مختلف، بهویژه کارکنان دائمی که در دورههای مختلف مدیریت شهری حضور دارند، حیاتی است. آمادهسازی نیروی کار یک وظیفه استراتژیک است. باید پرسید: «چگونه نیروی کار فعلی و آینده خود، از جمله جوانان، را برای تعامل با هوش مصنوعی آماده میکنید؟» سنخوزه یک نمونه عملی ارائه میدهد: «آکادمی آموزش فناوری اطلاعات» با همکاری دانشگاه محلی، مهارتهای هوش مصنوعی را به کارکنان آموزش میدهد و آنها را تشویق به ارائه بهترین کاربردها میکند. در کمتر از یک سال، فارغالتحصیلان این برنامه بین ۱۰ تا ۲۰ هزار ساعت کار کارکنان و ۵۰ هزار دلار صرفهجویی کردهاند. هدف، آموزش ۱۵ درصد از کل نیروی کار شهر تا پایان سال ۲۰۲۶ است.
هوش مصنوعی؛ شکل دادن به تغییر، نه واکنش به آن
هوش مصنوعی نه چیزی است که شهرها بتوانند نادیده بگیرند، نه چیزی که بتوانند با بیاحتیاطی آن را بپذیرند. این فناوری مستلزم پایههای مستحکم در داده و حکمرانی، فرهنگی که تعادل میان احتیاط و عمل را برقرار کند، تعهد به شفافیت و اعتماد و سرمایهگذاری بلندمدت در افراد و مهارتهاست. همانطور که شهردار سن خوزه میگوید: «نوآوری چه بخواهیم و چه نخواهیم رخ میدهد. ما در بخش عمومی مسئولیت داریم به تغییرات فناورانه شکل دهیم تا در سطح جامعه، بیشتر از ضرر، سود به همراه داشته باشد.» برای شهرهایی که در آغاز مسیر هوش مصنوعی هستند، این مسئولیت هم یک هشدار است و هم یک فرصت
