شناسهٔ خبر: 78522519 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: تبیان | لینک خبر

بازگشت از ملکوت به تالارهای چند ستاره

این روزها، با بازگشت حجاج به وطن، سنت زیبای «ولیمه» کم‌کم به فستیوالی از غذاهای رنگارنگ و تالارهای VIP تبدیل شده است؛ اما سؤالی که کمتر کسی جرأت پرسیدنش را دارد این است: آیا همان کسی که در عرفات گریست، در منا لبیک گفت و در طواف آب دیده بر رویش جاری شد، می‌داند که این جشن پرطمطراق، چگونه با روح معنوی سفری که تازه از آن بازگشته تضاد دارد؟

صاحب‌خبر -

فرودگاه بین‌المللی، بوی اسپند، حلقه‌های گل و اشک‌هایی که نشان از یک سفر دگرگون‌کننده دارند. «حاجی» از سرزمین وحی بازگشته است؛ از جایی که چند هفته را در ساده‌ترین لباس جهان (احرام)، دوشادوش فقیر و غنی، بی‌هیچ پیرایه‌ای قدم زده است. او در مِنا به نماد شیطان سنگ زده و نفس خود را قربانی کرده است تا سبک‌بال و رها به خانه برگردد. اما هنوز خاک سرزمین وحی از کفشِ حاجی نریخته که موبایل‌ها به کار می‌افتند. فهرست مهمانان تنظیم می‌شود، سالن‌های بزرگ رزرو می‌شوند، شیرینی‌های گران‌قیمت سفارش داده می‌شوند و بودجه‌هایی که گاه از هزینه سفر خود حج هم فراتر می‌رود، برای «ولیمه بازگشت» کنار می‌رود. این صحنه، این روزها در بسیاری از خانه‌های ایرانی تکرار می‌شود. اما سوال اینجاست: آیا این سفره‌های رنگین، امتداد همان سفر معنوی است یا نقطه‌ی پایانی بر برکات آن؟

وقتی «سنت» اسیر «صنعت» می‌شود

در فرهنگ اسلامی، «ولیمه دادن» بهانه‌ای زیبا برای شکرگزاری است. پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌ ولیمه را در پنج مورد از جمله بازگشت از سفر مکه (رکاز) مستحب دانسته‌اند. فلسفه اصیل ولیمه حج، پاک کردن کینه‌ها، تجدید دیدارها، اطعام نیازمندان و انتقال حال و هوای معنوی سرزمین وحی به جاماندگان است.

اما آنچه امروز در کف جامعه می‌بینیم، فرسنگ‌ها با این حقیقت فاصله دارد. سنت ساده اطعام، جای خود را به یک صنعت پرسود و رقابتی داده است. چاپ کارت‌های دعوت طلاکوب، بنرهای چندمتری خوش‌آمدگویی، رزرو گران‌ترین تالارهای شهر، منوهای سلف‌سرویس با انواع غذاهای ایرانی و فرنگی، دسرها و فینگر فودها، و حتی استخدام گروه‌های موسیقی و فیلم‌برداری، مراسم بازگشت حاجی را بیشتر به یک جشن عروسی لاکچری شبیه کرده است. در این میان، آنچه گم می‌شود، همان کلمه‌ای است که حاجی برای تمرین آن یک ماه تمرین بندگی کرده بود: «سادگی».

پارادوکس احرام و سلف‌سرویس

فلسفه حج، بر پایه «کندن و رها شدن» بنا شده است. زائر در میقات، لباس دوخته‌شده و نشانه‌های طبقاتی، شغلی و مالی خود را درمی‌آورد و با پوشیدن احرام، تمرین مرگ و برابری می‌کند. او در طواف، خود را قطره‌ای از اقیانوس انسان‌ها می‌بیند و در سعی صفا و مروه، هاجرگونه به دنبال آب حیات می‌دود. در آن لحظه، ثروتمند و فقیر، مدیر و کارگر، استاد و شاگرد، همه در یک لباسِ سفیدِ دوخته‌نشده برابرند. این درس، نه برای پنج روز در مکه، بلکه برای بقیۀ عمر است.

قرآن کریم در سوره حج می‌فرماید: «لِیَشهَدوا مَنافِعَ لَهُم» (تا منافعی را که برایشان است مشاهده کنند). برخی مفسران، این «منافع» را نه فقط منافع معنوی، بلکه تحولِ رفتاری و اجتماعی حاجی پس از بازگشت تفسیر کرده‌اند.

اما چقدر تلخ است که این انسان تازه متولد شده، به محض بازگشت به شهر، دوباره لباس فخرفروشی بر تن کند! برگزاری ولیمه‌های چند ده و گاه چند صد میلیونی، در تضاد مطلق با آن تمرین یک ماهه است. حاجی که قرار بود نماد تواضع باشد، ناخواسته وارد میدانی می‌شود که معیار سنجش ایمانش، تعداد نوع کباب‌ها و کیفیت ژله‌های روی میز تالار است. اینجاست که صورت‌گرایی، سیرت زیبای دین را می‌بلعد.

صندلی‌های خالی نیازمندان در ضیافت‌های میلیونی

یکی از دردناک‌ترین ابعاد این آسیب‌شناسی اجتماعی، جای خالی مخاطبان اصلی ولیمه است. در روایات اسلامی، به ویژه از زبان امام صادق علیه‌السلام، تاکید شده است که در ولیمه دادن، اولویت با فقرا و مساکین است و سفره‌ای که در آن فقط ثروتمندان بنشینند و فقرا از آن محروم باشند، سفره‌ای بی‌خیر و برکت است.

امروز اما، در تالارهای مجلل ولیمه حجاج، معمولا اقوام و دوستانی دعوت می‌شوند که خودشان دغدغه نان شب ندارند. در شرایطی که تورم و فشارهای اقتصادی، معیشت اقشار ضعیف جامعه را به شدت تحت تاثیر قرار داده و بسیاری برای تهیه حداقل‌های زندگی در تنگنا هستند، دورریز بخش قابل توجهی از این غذاهای گران‌قیمت در تالارها، کفران نعمت و نمک پاشیدن بر زخم نیازمندان است.

فشار روانی و اقتصادی بر طبقه متوسط

چشم‌وهم‌چشمی، ویروسی است که به جان مناسک مذهبی ما افتاده است. وقتی چند نفر در یک فامیل ولیمه‌های آن‌چنانی برگزار می‌کنند، این کار تبدیل به یک «عرف» می‌شود. نتیجه این عرف‌سازی غلط آن است که زائرانی با توان مالی متوسط، برای حفظ آبرو و عقب نماندن از قافله فامیل، مجبور می‌شوند زیر بار قرض و وام بروند تا بتوانند هزینه یک تالار آبرومند را تامین کنند. این فشار روانی، شیرینی سفر حج را پیش از بازگشت در کام زائر تلخ می‌کند و او را به جای تمرکز بر دستاوردهای معنوی، درگیر استرس پرداخت صورت‌حساب تالار و کیفیت پذیرایی می‌کند.

راهکارهای جایگزین

نقد این انحراف به معنای تعطیلی سنت حسنه ولیمه نیست، بلکه دعوت به تغییر مسیر است. جامعه امروز ما به الگوهای جایگزین و کاربردی نیاز دارد:

۱. ولیمه‌های مهربانی: چه مانعی دارد که حاجی، به جای دعوت از کسانی که نیازی به یک وعده غذای تالار ندارند، هزینه آن را صرف تهیه بسته‌های معیشتی و توزیع آن در مناطق حاشیه‌نشین و محروم کند؟

۲. آزادسازی زندانیان و تامین جهیزیه: بسیاری از حاجیان آگاه در سال‌های اخیر، هزینه ولیمه خود را صرف آزادی زندانیان جرائم غیرعمد یا تهیه جهیزیه برای زوج‌های نیازمند کرده‌اند. این کار، دعای خیری به وسعت یک عمر را بدرقه راه حاجی می‌کند.

۳. احیای کارکرد مساجد: بازگشت به سنت برگزاری ولیمه‌های ساده در مساجد محله، هم هزینه‌ها را به شدت کاهش می‌دهد، هم ارتباط حاجی را با پایگاه اصلی دین حفظ می‌کند و هم امکان حضور همه اقشار (غنی و فقیر) را بر سر یک سفره ساده و بی‌ریا فراهم می‌آورد.

حاجی شدن، با مُهر خوردن پاسپورت و چرخیدن به دور کعبه سنگی تمام نمی‌شود؛ حاجی ماندن، هنر حفظ دستاوردهای آن سفر است. شیطانی که در مِنا سنگ خورد، در کوچه‌پس‌کوچه‌های شهر و در قالب فخرفروشی و تجمل‌گرایی منتظر زائر است تا حج او را از درون تهی کند. جامعه امروز ما بیش از هر زمان دیگری به «حاجیانی» نیاز دارد که سفره‌های دلشان پهن‌تر از سفره‌های تالارشان باشد و سوغاتشان برای جامعه، تواضع، دستگیری از نیازمندان و ترویج سادگی باشد. تنها در این صورت است که می‌توان گفت: «حجکم مقبول، سعیکم مشکور».

برچسب‌ها: