شناسهٔ خبر: 78522463 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

دیوارنگاره‌های بجنورد؛ روایت تاریخی یا صحنه تبلیغات؟

بجنورد-ایرنا- دیوارهای شهر قرار بود حافظه بصری، روایتگر تاریخ، فرهنگ و هویت بجنورد باشند؛اما امروز این دیوارها بیشتر به صحنه‌ای برای تبلیغات و پیام‌های گذرا شباهت دارند تا اینکه رسانه‌ای برای روایت ماندگار باشند.

صاحب‌خبر -

به گزارش ایرنا، دیوارهای شهر اگر زبان داشتند، شاید امروز از خودشان گله می‌کردند؛ از اینکه قرار بود روایتگر تاریخ، فرهنگ و هویت یک شهر باشند، اما در عمل یا به قاب‌های تکراری و بی‌جان تبدیل شده‌اند یا به سطحی از پیام‌های شعاری و تبلیغاتی که نه خاطره‌ای می‌سازند و نه هویتی را زنده می‌کنند.

دیوارنگاره در ذات خود یک رسانه شهری است؛ رسانه‌ای که می‌تواند شهر را از بی‌هویتی بصری نجات دهد، اما در بجنورد هنوز این ظرفیت میان «ایده» و «اجرا» معلق مانده است.

در روزگاری که شهرها برای ساختن تصویر ذهنی خود در نگاه شهروندان و حتی مسافران، به هنر شهری و دیوارنگاری تکیه می‌کنند، بجنورد با جمعیتی بیش از ۲۶۰ هزار نفر، هنوز با پرسشی ساده اما مهم روبه‌رو است: دیوارهای شهر چه می‌گویند؟

هویت شهری در قاب‌های فراموش‌شده

دیوارنگاره‌ها اگر بر پایه مطالعه، شناخت تاریخ محلی و درک درست از فرهنگ بومی شکل بگیرند، می‌توانند به حافظه جمعی یک شهر تبدیل شوند. اما آنچه امروز در بخشی از فضای شهری بجنورد دیده می‌شود، بیشتر به مجموعه‌ای از طرح‌های پراکنده و بدون پیوست فرهنگی شباهت دارد تا یک جریان منسجم هویت‌ساز.

دیوارنگاره باید حافظ حافظه تاریخی شهر باشد؛ باید از گذشته بگوید، امروز را توضیح دهد

در حالی که مسوولان شهری بر ضرورت توجه به ابعاد فرهنگی دیوارنگاری تأکید دارند، همچنان خلا یک نگاه پژوهش‌محور در طراحی و اجرای این آثار به چشم می‌آید. نتیجه این فاصله، دیوارهایی است که نه روایتگر تاریخ‌ و نه حامل پیام روشن برای امروز شهر است.

در بسیاری از نقاط، دیوارنگاره‌ها به جای آنکه داستان بجنورد، پیشینه فرهنگی خراسان شمالی یا ظرفیت‌های انسانی و طبیعی شهر را روایت کنند، به سطحی از پیام‌های کلی و بعضا تکراری محدود شده‌اند؛ پیام‌هایی که در ازدحام بصری شهر گم می‌شوند و اثرگذاری خود را از دست می‌دهند.

دیوارهایی که حرف نمی‌زنند

دیوار شهری، اگر درست دیده شود، یک تریبون دائمی است؛ تریبونی که هر روز در معرض نگاه هزاران شهروند قرار دارد. اما وقتی این تریبون به جای روایت، تنها نقش تزئین یا تبلیغ پیدا کند، فرصت بزرگ ارتباط فرهنگی از دست می‌رود.

نکته نگران‌کننده‌تر آن است که در برخی موارد، دیوارنگاری در حد پروژه‌های مقطعی و سلیقه‌ای باقی مانده است

نکته نگران‌کننده‌تر آن است که در برخی موارد، دیوارنگاری به جای تبدیل شدن به ابزار آموزش شهروندی و تقویت هویت شهری، در حد پروژه‌های مقطعی و سلیقه‌ای باقی مانده است. نتیجه چنین روندی، شهری است با دیوارهایی پر از تصویر، اما کم‌حرف و بی‌روایت.

دیوارنگاره باید حافظ حافظه تاریخی شهر باشد؛ باید از گذشته بگوید، امروز را توضیح دهد و برای آینده تصویر بسازد. اما وقتی این سه ضلع از هم جدا می‌شوند، دیوار تنها به سطحی رنگ‌شده تبدیل می‌شود، نه رسانه‌ای زنده.

در این میان، نقد جدی به مدیریت شهری نیز وارد است؛ اینکه تا چه اندازه از ظرفیت نهادهای علمی، هنرمندان بومی و پژوهش‌های فرهنگی در طراحی این آثار استفاده شده است؟

آیا دیوارنگاری در بجنورد بخشی از یک سیاست فرهنگی منسجم است یا مجموعه‌ای از اقدامات پراکنده؟

شهر امروز بیش از هر زمان دیگری به هویت بصری نیاز دارد؛ هویتی که نه با شعار، بلکه با روایت ساخته می‌شود. دیوارنگاره‌ها اگر درست طراحی شوند، می‌توانند بخشی از این هویت باشند، اما اگر بی‌برنامه رها شوند، تنها به بخشی از شلوغی بصری شهر تبدیل خواهند شد.

بجنورد امروز در برابر یک انتخاب قرار دارد؛ یا دیوارهایش را به روایتگران فرهنگ و تاریخ تبدیل کند، یا همچنان به تماشای دیوارهایی بنشیند که زیاد دیده می‌شوند، اما چیزی برای گفتن ندارند.