شناسهٔ خبر: 78519460 - سرویس بین‌الملل
نسخه قابل چاپ منبع: ایسنا | لینک خبر

نیویورک تایمز: ترامپ، مرد شرور تاریخ است

«نظریه مردان بزرگ در تاریخ» یا به عبارتی تاثیر شگرف افراد قدرتمند بر روند تاریخ با مشاهده رفتارهای دونالد ترامپ نظریه متقاوتی را  مطرح می‌کند که همان «نظریه انسان شرور در تاریخ» است. طبق این ایده، نه فقط انسان‌های بزرگ و نیک، بلکه انسان‌های بسیار بد نیز می‌توانند مسیر تاریخ و فرهنگ را تغییر دهند. ترامپ نمونهٔ بارز این نظریه است.

صاحب‌خبر -

به گزارش ایسنا، دیوید فرنج ستون نویس نیویورک تایمز در مطلبی نوشت: «این نظریه که توسط مورخ انگلیسی توماس کارلایل توسعه داده شده است، به بهترین شکل در معروف‌ترین نقل قول او خلاصه می‌شود؛ تاریخ جهان چیزی جز زندگینامه مردان بزرگ نیست. تاریخ عمدتا از طریق عملیات افراد قدرتمند و تاثیرگذار پیش می‌رود و آنها بیشتر از اینکه تاریخ و فرهنگ بر آنها تاثیر بگذارند، بر تاریخ و فرهنگ تاثیر می‌گذارند.

در این فرمول‌بندی، «بزرگ» مترادف خوبی نیست. بیشتر به تاثیر اشاره دارد تا فضیلت. وینستون چرچیل بزرگ و خوب بود. آدولف هیتلر بزرگ و شرور بود. اما هر دو مردانی بودند که تاریخ را به حرکت درآوردند.

افراد بزرگ یا شرور می‌توانند جریان تاریخ را عوض کنند اما بدون زمینه‌های فرهنگی و تاریخی مناسب، حتی قدرتمندترین فرد هم کاری از پیش نمی‌برد

در عین حال، مردان و زنان بزرگ بدون شک اهمیت بسیار زیادی دارند. با در نظر گرفتن قیاس جنگ جهانی دوم، نویل چمبرلین و وینستون چرچیل هر دو در یک خاک فرهنگی بریتانیایی بزرگ شدند، اما در واقع تاریخ به این بستگی داشت که کدام مرد در ژوئن ۱۹۴۰، زمانی که فرانسه سقوط کرد، نخست وزیر بریتانیا بود.

به این شکل به آن فکر کنید؛ هم مرد بزرگ و هم مرد عادی از یک مکان و زمینه خاص سرچشمه می‌گیرند، اما رهبر عادی در بند زمان خود باقی می‌ماند. چه خوب و چه بد، او عامل تداوم است. مرد بزرگ مسیر تاریخ را تغییر می‌دهد.

بعد از یکسری اتفاقات عجیب و نگران‌کننده حتی با معیارهای دوران ترامپ در چند روز گذشته، دوباره به قدرت رهبری فکر می‌کنم. اول، ترامپ در برنامه «ملاقات با مطبوعات» از کوره در رفت و صحنه را ترک کرد. برای یک سیاستمدار غیرمعمول نیست که مصاحبه را به صورت نمایشی تمام کند. برای او غیرمعمول است که این کار را در حالی که با صورت قرمز از خشم، توطئه‌های وحشیانه‌ای را پخش می‌کند، انجام دهد.

تمام کلیپ را تماشا کنید. اگر دیدید که یکی از اعضای خانواده مانند ترامپ رفتار می‌کند، نگران می‌شوید. اگر یک مدیر اجرایی نیز به همین ترتیب رفتار کند، یک هیئت مدیره مسئول جلسه اضطراری تشکیل می‌دهد.

ترامپ از انتخابات عصبانی بود و به طرز باور نکردنی، معتقد است که یک جمهوری‌خواه ثبت نام شده، یک ستاره تلویزیونی به نام اسپنسر پرات که درگیر رسوایی است، در انتخابات مقدماتی شهرداری لس‌آنجلس توسط دموکرات‌ها دزدیده شد. بله، لس‌آنجلس. او از اینکه جمهوری‌خواه سوم شد، عصبانی است.

پرات یک کمپین غیرمعمول را اداره کرده بود که بر مشکلات غیرقابل انکار شهر در مورد اعتیاد به مواد مخدر و بی‌خانمانی متمرکز بود، اما از مجموعه‌ای از هوش مصنوعی عجیب و غریب بهره برد. تبلیغاتی که توییتر جناح راست را خوشحال کرد.

نتایج اولیه آرا، پرات را با اختلاف زیاد پس از کارن باس، شهردار فعلی در جایگاه دوم قرار داد، اما شمارش دیرتر آرا، باعث شد تا نیتیا رامان رقیب دموکرات مترقی از پرات پیشی بگیرد. روز دوشنبه، خبرگزاری آسوشیتدپرس پیش‌بینی کرد که او در جایگاه دوم قرار می‌گیرد و به دور دوم راه می‌یابد.

کارزار انتخاباتی پرات به پایان رسید. در نهایت، او کم و بیش با همان درصد آرایی که ترامپ در سال ۲۰۲۴ در لس‌آنجلس به دست آورد یعنی تقریبا ۲۶ درصد، به کار خود پایان داد. او دقیقاً همانطور که از یک جمهوری‌خواه انتظار می‌رود، عمل کرد.

اما این را به ترامپ نگویید. او انتخابات کالیفرنیا را با انتخابات ریاست جمهوری «تقلبی» ۲۰۲۰ مقایسه کرد و گفت که مقامات کالیفرنیا «کلاهبردار» هستند. او به کریستن ولکر، مجری برنامه «ملاقات با مطبوعات»، گفت: «تو یا کلاهبرداری یا احمقی»، او را «عزیزم» خطاب کرد و در نهایت با عصبانیت آنجا را ترک کرد. من با همکارانم در هیئت تحریریه موافقم که سیاست‌های کالیفرنیا، که مستلزم آن است که برگه‌های رای حداکثر تا روز انتخابات مهر پستی داشته باشند، اما اجازه می‌دهند تا هفت روز بعد برسند، بی‌جهت شمارش آرا را کند می‌کند. کالیفرنیا باید آرای خود را سریع‌تر بشمارد.

اما انتقاد از قوانین و رویه‌های رای‌گیری کالیفرنیا یک چیز است و متهم کردن ایالت و مطبوعات به تقلب در انتخابات بدون مدرک، کاملا چیز دیگری است. قدرتمندترین مرد جهان، با چهره‌ای خشمگین، داشت سر خبرنگاری که او را برای ادعاهای کاملا ساختگی‌اش تحت فشار قرار داده بود، فریاد می‌زد.

می‌دانید بعد چه اتفاقی افتاد. جمهوری‌خواهان رئیس جمهور آمریکا را سرزنش نکردند؛ آنها از آرمان او حمایت کردند و فقدان شواهد خود به خود ثابت کرد که دموکرات‌ها دقیقاً چقدر می‌توانند شرور و شیطانی باشند.

مایک جانسون، رئیس مجلس نمایندگان آمریکا گفت: «من نمی‌گویم که تقلب شده است. من می‌گویم که بوی تعفن آن به آسمان‌ها می‌رسد و همه این را می‌دانند.»

او برای اطمینان خاطر اضافه کرد: «برخی از این تلاش‌ها آنقدر شیطانی و آنقدر خلاف جریان اصلی هستند که اثبات آنها غیرممکن است. اما فکر می‌کنم همه به طور غریزی می‌دانند که اینجا یک جای کار ایراد دارد.»

حال مشکل کجاست؟ این واقعیت که ما آنقدر به رفتار ترامپ عادت کرده‌ایم که حتی سوءرفتارهای فاحش او هم به سختی کسی را متعجب می‌کند، نشان می‌دهد که ترامپ نه تنها در حال تغییر سیاست آمریکا است؛ بلکه از بسیاری جهات، او در حال تغییر مردم آمریکا است.

جمهوری‌خواهان، همانطور که همه ما می‌دانیم، اکنون از رفتاری که زمانی نفرت‌انگیز می‌دانستند، دفاع و حتی آن را تشویق می‌کنند. فساد خود ترامپ عملا کل حزب را فاسد و آن را به آهنربایی برای کلاهبرداران و نظریه‌پردازان توطئه تبدیل کرده است. نفوذ ترامپ فراتر از پایگاه او گسترش یافته است. او با پایین آوردن سطح رفتار قابل قبول به پایین‌تر از سطح نجابت عادی انسان، این ایده را که شخصیت در سیاست مهم است، به سخره گرفته است. چه ارزشی در یک بازنده پرهیزگار وجود دارد؟

آمریکایی‌های زیادی هستند که هرگز به شخصیت سیاستمداران خود اهمیت نداده‌اند. آنها به منافع اقتصادی یا فرهنگی خود رای می‌دهند و اساسا این تنها چیزی است که هنگام ورود به حوزه رای‌گیری اهمیت دارد.

من این رویکرد را درک می‌کنم، اما با آن موافق نیستم. رهبران وحشتناک می‌توانند به آرمان‌های مقدس آسیب بزنند و این کار را هم می‌کنند و راه‌های کمی بهتر از قرار دادن یک فرد بد در راس امور برای بی‌اعتبار کردن یک جنبش وجود دارد.

سیستم‌ها و فرهنگ‌ها مهم هستند و کاندیداتوری ترامپ در خاک فرهنگی حاصلخیز رشد کرد. اما رهبران می‌توانند بهترین یا بدترین فرهنگی را که آنها را ایجاد کرده است، تقویت کنند و نهادهایی را که رهبری می‌کنند، بازسازی کنند.

بسیاری از ما معتقد بودیم که ساده‌لوحانه است که فکر کنیم ترامپ جذب فرهنگ جمهوری‌خواهان می‌شود و نه برعکس.

کودکانی که در دوران ترامپ بزرگ می‌شوند، دنیای سیاست را بدون خاطره‌ای از نجابت و فضیلت می‌شناسند. برای آنها، خوب بودن یعنی بازنده بودن.

از نظر من، رهبری یک حزب یا ریاست جمهوری آمریکا کسی است که مسیر یک رودخانه فرهنگی را تعیین می‌کند. اینطور نیست که همه باید فورا با دیدگاه یا شخصیت رهبر مطابقت داشته باشند، بلکه مقاومت در برابر رهبر، شنا کردن در خلاف جهت جریان است. می‌توانید این کار را برای مدتی انجام دهید، اما در نهایت خسته می‌شوید و همراه با دیگران به پایین جریان کشیده می‌شوید، یا باید به سمت ساحل شنا کنید و بروید.

ترامپ مسیر رودخانه جمهوری‌خواهان را تعیین کرده است. او می‌تواند غر بزند و خشمگین شود و این مسئولیت جمهوری‌خواهان است که درست در کنار او غر بزند و خشمگین شود. او می‌تواند در نظریه‌های توطئه غرق شود و این مسئولیت جمهوری‌خواهان است که پارانویای خود را تغذیه کنند.

حتی منتقدان ترامپ نیز می‌توانند در رودخانه فرهنگی رهبری ترامپ غرق شوند. او قوانین جدید را وضع می‌کند و بسیاری از مخالفان او نیز همین بازی وحشتناک را انجام می‌دهند.

همان نظریه تاریخی که معتقد است مردی وحشتناک مانند ترامپ می‌تواند فرهنگ را تغییر دهد، معتقد است که یک مرد یا زن بهتر می‌تواند به التیام ملت ما کمک کند. همانطور که ما سوگوار زوال فرهنگی خود هستیم، ممکن است فراموش کنیم که رهبران می‌توانند به همان اندازه که در برابر رذیلت تاثیرگذار هستند، در برابر فضیلت نیز تاثیرگذار باشند.

اگر از خود می‌پرسید که آیا رهبران واقعا پیروان خود را فاسد می‌کنند، به فداکاری مداوم جمهوری‌خواهان نسبت به مردی که به وضوح از کنترل خارج شده است، نگاه کنید. راه حل ترامپیسم نه مطابقت با روح زمانه، بلکه تغییر آن است و نظریه مرد بزرگ تاریخ به ما می‌گوید که می‌توانیم یک رهبر خوب باشیم تا صفحه این عصر بدبخت را ورق بزنیم.»

انتهای پیام

برچسب‌ها: