شناسهٔ خبر: 78518687 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: خبرنامه دانشجویان ایران | لینک خبر

گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران» از اهداف واشنگتن در قبال ایران و آینده مسیر مذاکرات ایران و آمریکا؛

سراب مذاکره / هدف اصلی آمریکا حفظ نظم کنونی جهان با محوریت آمریکاست!

روز گذشته رئیس‌جمهور آمریکا مدعی شد «جنگ با ایران پایان یافته» و تهران پذیرفته «هرگز سلاح هسته‌ای نداشته باشد»؛ ادعایی که در تناقض با اظهارات پیشین او درباره تصرف جزیره خارک و زیرساخت‌های نفتی ایران قرار دارد. همین تناقض، این پرسش را پیش می‌کشد: هدف واقعی واشنگتن از فشار بر ایران چیست؟

صاحب‌خبر -

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ روز گذشته رئیس‌جمهور آمریکا در ادعایی مدعی شد: «امروز به جنگ با ایران پایان دادیم؛ آن‌ها موافقت کردند که هرگز سلاح هسته‌ای نداشته باشند.» وی با بیان اینکه این موضوع ۹۵ درصد از هدف ایالات متحده را تشکیل می‌داده، مدعی انجام آن به محکم‌ترین شکل ممکن شده است. این سخنان در حالی مطرح می‌شود که ترامپ پیش از این موضع، پس از حملات ارتش آمریکا به خاک ایران، نقشه متفاوتی را ترسیم کرده بود. او صراحتاً گفته بود: «در آینده‌ای نه‌چندان دور، کنترل جزیره خارک و سایر زیرساخت‌های نفتی را در دست می‌گیریم تا بر بازار نفت و گاز ایران مسلط شویم؛ همان‌طور که این کار را در ونزوئلا با موفقیت انجام دادیم.» همین تناقض آشکار، پرسشی راهبردی را ایجاد می‌کند: هدف واقعی واشنگتن چیست؟ 

فراتر از سانتریفیوژها؛ هراس از نظم نوین

مسئله تقابل آمریکا با ایران، محدود به غنی‌سازی، تعداد سانتریفیوژها یا حتی محور مقاومت نیست. استراتژی کلان واشنگتن، تثبیت سلطه بر «غرب آسیا» است تا خیال خود را از بابت مهم‌ترین منطقه جهان و قدرت‌گیری جبهه شرق در معادلات جهان و پایان هژمونی آمریکا راحت کند. ایالات متحده برای مهار جبهه شرق و جلوگیری از شکل‌گیری نظم نوین جهانی، چاره‌ای جز کنترل کلیدی‌ترین نقاط جغرافیایی جهان ندارد؛ از همین رو ایران نباید در فرایند شکلگیری نظم نوین ابتکار عمل و محوریت داشته باشد، به عبارت دیگر آمریکا تنها با «محور مقاومتی» مشکل دارد که خارج از زمین بازی غرب حرکت کند. و بزرگ ترین خواسته ترامپ از ایران بازگشت به جبهه غرب و پذیرش نظم استعماری آمریکایی است.

هزینه‌های گزاف برای یک هدف استراتژیک

آمریکا برای رسیدن به این هدف، تاکنون هزینه‌های سرسام‌آوری پرداخته است؛ از دو جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه تحمیلی، حذف و اخراج بسیاری از تصمیم‌سازان خود، تا کاهش محبوبیت داخلی و حتی عقب‌نشینی از جبهه اوکراین. با وجود چنین هزینه‌هایی، ساده‌لوحانه است که تصور کنیم واشنگتن تنها با وعده «رقیق‌سازی اورانیوم» یا باز شدن تنگه هرمز، دست از اهداف کلان خود بردارد. بنابراین مذاکره برای آنان، نه راهی برای حل اختلاف، بلکه ابزاری برای تقویت قوا و تجدید سازماندهی جهت دور بعدی درگیری است. و هرگونه توافق صرفا فریب و مقدمه‌ای برای تحقق این خواسته آمریکا است.

استراتژی «سایه نه جنگ و نه صلح»

ترامپ در پی وادار کردن ایران به پذیرش حکمیت نظم غربی و استحاله در آن است؛ هدفی که در اولویت‌های بعدی آن، بحرین‌سازی از جزایر ایرانی و تصرف منابع نفتی قرار دارد. هرگونه توافق فنی با چنین دیدگاهی، تنها «سراب» است. ایران به‌خوبی می‌داند که هدف واقعی واشنگتن، نه صلح، بلکه تسلیم مطلق و جلوگیری از قدرت‌گیری کشورهای نوظهور است. به نظر می‌رسد پس از پایان جام جهانی، احتمال بروز یک درگیری تمام‌عیار وجود دارد؛ درگیری که موجودیت جمهوری اسلامی را نشانه گرفته است.

راهبرد پیروزی؛ نه به مذاکره، آری به قدرت

توافق با آمریکا در شرایط کنونی، صرفاً برقراری وضعیت «نه جنگ و نه صلح» و زمینه‌ساز تحقیر ملی است. فرصت‌های طلایی دهه ۹۰ که از دست رفت، اکنون ما را به این نقطه رسانده است که بهترین گزینه، ادامه مقاومت بدون تردید و هراس است. راه پیروزی با مدد الهی در تقویت قوای نظامی و تکنولوژیک، و برنامه ریزی همه جانبه ایران در مناسبات با شرق نهفته است؛ چراکه هرگونه توافق در شرایط فعلی، جز هدر دادن فرصت‌ها برای جنگی اجتناب‌ناپذیر، ثمره‌ای نخواهد داشت.

گزارش از امیرحسین درکی