یادداشت مهمان- حسین شیرزاد، تحلیلگر و توسعه کشاورزی: یک مطالعه برجسته که در ژوئن ۲۰۲۵ میلادی در مجله نیجر، به رهبری محققان دانشکده پایداری استنفورد دوئر و آزمایشگاه تاثیرات آب و هوایی منتشر شد، عملکرد محصولات کشاورزی را در ۱۲۰۰۰ منطقه در ۵۵ کشور مدلسازی کرد و بر ۶ کالای اساسی کلیدی تمرکز داشت: ذرت، برنج، گندم، سویا، کاساوا و سورگوم. اما یافتههای آن تأمل برانگیز بود. تحت سناریوی انتشار بالای گازهای گلخانهای، عملکرد جهانی محصولات کشاورزی تا سال ۲۱۰۰، بیش از ۲۴ درصد کاهش خواهد یافت. حتی تحت مسیرهای کربن صفر خالص، پیشبینی میشود که عملکرد ۱۱ درصد کاهش یابد. در کوتاهمدت، تا سال ۲۰۵۰، صرف نظر از مسیر انتشار گازهای گلخانهای، کاهش ۸ درصدی در حال حاضر عملاً قطعی است.
این مطالعه نشان داد که هر درجه سانتیگراد افزایش دما، تولید جهانی غذا را حدود ۱۲۰ کالری در روز به ازای هر نفر کاهش میدهد که تقریباً ۴.۴ درصد از مصرف جهانی غذا است. در بیشتر ۳ دهه گذشته، سیستم جهانی غذا بر اساس مزیت رقابتی و بهرهوری سازماندهی شده بود. معمولا تولید در جایی که ارزانتر بود متمرکز میشد، تجارت گسترش یافته و غذا آزادانه از مرزها عبور میکرد.
امروزه، با افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی و شکستن زنجیرههای تأمین، غذا بار دیگر به عنوان یک منبع استراتژیک در حال ظهور است، منبعی که میتواند دیپلماسی، ثبات و قدرت را شکل دهد. جنگ در اوکراین، ممنوعیت صادرات در آسیا، ناامنی دریایی در دریای سرخ و افزایش رقابت استراتژیک بین قدرتهای بزرگ، حقیقت شکنندهای را آشکار کرده است: سیستم غذایی جهانی به ثبات سیاسی وابسته است. وقتی این ثبات از بین میرود، بازارهای مواد غذایی بلافاصله - و اغلب با خشونت - واکنش نشان میدهند.
پتانسیل وقوع بحران غذایی توسط رویدادها اغلب دستکم گرفته میشود؛ هیچ کشوری در برابر اختلالاتی که میتوانند منجر به عواقب شدیدی شوند، مصون نیست پتانسیل وقوع بحران غذایی توسط رویدادها اغلب دستکم گرفته میشود؛ هیچ کشوری در برابر اختلالاتی که میتوانند منجر به عواقب شدیدی شوند، مصون نیست. بنابراین سیاستگذاران باید چشمانداز بلندمدتی را برای برنامهریزی سیاستها اتخاذ کنند و با همکاری بخشها و ذینفعان گستردهتر سیستم غذایی، رویکردی کلنگرانه برای رسیدگی به مشکلات اتخاذ کنند.
نتایج تحقیق آنگلیا راسکین بر اساس یک طرح ۲ میلیون پوندی که در اوایل سال ۲۰۲۵ آغاز شد، نشان داد که بیش از ۴۰ درصد از کارشناسان سیستم غذایی معتقدند که ناآرامیهای مدنی گسترده (که در این مطالعه به عنوان اختلال اجتماعی شامل اعتراضات، شورشها یا بینظمیهای عمومی مرتبط با کمبود مواد غذایی تعریف شده است) طی ۱۰ سال آینده ممکن یا محتمل است و این یافته اکنون اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
عصر طلایی جهانی شدن غذا
جهانی شدن، دستاوردهای خارقالعادهای به همراه داشته است. در طول قرن بیستم، مکانیزه شدن تولید مواد غذایی و گسترش تجارت کشاورزی، امنیت غذایی را متحول کرد. تجارت بینالمللی محصولات کشاورزی طی ۳ دهه گذشته به طرز چشمگیری گسترش یافته است. تولید به طور فزایندهای در مراکز صادرات منطقهای متمرکز شده است از آن جمله سویا در برزیل و قاره آمریکا، گندم از منطقه دریای سیاه، روغن پالم در اندونزی و مالزی، برنج در سراسر هند و آسیای جنوب شرقی و کاکائو در غرب آفریقا.
تجارت بینالمللی محصولات کشاورزی طی ۳ دهه گذشته به طرز چشمگیری گسترش یافته است. تولید به طور فزایندهای در مراکز صادرات منطقهای متمرکز شده استمزیت نسبی و مواهب طبیعی مطلوب، این تمرکز را تشویق میکرد، در حالی که تجارت آزاد و حمل و نقل ارزانتر به زنجیرههای تأمین جهانی اجازه داد تا جایگزین خودکفایی ملی به عنوان ستون فقرات امنیت غذایی شوند. این ادغام مزایای فوقالعادهای به همراه داشت. قیمت جهانی غذا در بیشتر اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم روند نزولی داشت و سهم درآمد خانوار نیز که صرف غذا میشد به شدت کاهش یافت.
در اقتصادهای OECD، این سهم به زیر ۱۵ درصد کاهش یافت و مازاد درآمدها را برای مسکن، مراقبتهای بهداشتی، آموزش و خدمات آزاد کرد و بیسروصدا رشد اقتصادی و تحرک اجتماعی را تقویت کرد. تجارت، غذا را ارزانتر کرده و غذای ارزانتر، جوامع را ثروتمندتر کرد. اما این کارایی با وابستگی همراه بود.
غذا به مثابه ابزار ژئوپلیتیک
فرضیهای که نیم قرن زیربنای جهانیسازی غذا بود، بر این فرض استوار بود که تجارت آزاد باقی خواهد ماند. اما این فرضیه اکنون تحت فشار قرار گرفته است. در ژوئیه ۲۰۲۳، هند، بزرگترین صادرکننده برنج جهان، صادرات برنج سفید غیر باسماتی را برای تأمین عرضه داخلی و مهار تورم ممنوع کرد. این ممنوعیت تقریباً ۱۵ درصد از تجارت جهانی برنج را تحتتأثیر قرار داد و شامل برنج شکسته که غذای اصلی بسیاری از کشورهای واردکننده کمدرآمد است، نیز میشد. در مدت چند روز، قیمت جهانی برنج ۱۲ تا ۱۴ درصد افزایش یافت و کشورهای آسیبپذیر واردکننده با فشار فوری مواجه شدند.
یک سال قبل، اندونزی به طور موقت صادرات روغن پالم را ممنوع کرد تا جلوی افزایش قیمت روغن پخت و پز داخلی را بگیرد. این تصمیم اندونزی به عنوان بزرگترین تأمینکننده روغن پالم در جهان، در بازارهای جهانی روغن نباتی تأثیر گذاشت و قیمتها را افزایش داد و تورم مواد غذایی را در سراسر جهان تشدید کرد. این پدیدهها رویدادهای مجزایی نبودند. مروری بر یک دوره ۱۰ ساله نشانگر آن است که آنها در الگوی وسیعتری قرار میگیرند که در آن کشورهای صادرکننده مواد غذایی، ثبات داخلی را بر عرضه جهانی اولویت میدهند که البته قابل درک است، اما پیامدهای جهانی دارد.
چشمگیرترین نمونه اخیر، حمله روسیه به اوکراین در فوریه ۲۰۲۲ است. اوکراین و روسیه پیش از جنگ، روی هم رفته نزدیک به ۳۰ درصد از صادرات گندم جهان را به خود اختصاص میدادند. با بسته شدن بنادر دریای سیاه و توقف حمل و نقل غلات، قیمت جهانی گندم در مدت چند هفته بیش از ۵۰ درصد افزایش یافت. کشورهای وابسته به واردات در سراسر شمال آفریقا و خاورمیانه که از قبل نیز با مشکلات مالی مواجه بودند با خطرات فوری امنیت غذایی روبهرو شدند. این اختلال همچنین بر بازارهای ذرت و روغن آفتابگردان تأثیر گذاشت و تورم جهانی را تشدید کرد.اوکراین و روسیه پیش از جنگ، روی هم رفته نزدیک به ۳۰ درصد از صادرات گندم جهان را به خود اختصاص میدادند. با بسته شدن بنادر دریای سیاه و توقف حمل و نقل غلات، قیمت جهانی گندم در مدت چند هفته بیش از ۵۰ درصد افزایش یافت. کشورهای وابسته به واردات در شمال آفریقا و خاورمیانه که از قبل نیز با مشکلات مالی مواجه بودند با خطرات فوری امنیت غذایی روبهرو شدند. این اختلال همچنین بر بازارهای ذرت و روغن آفتابگردان تأثیر گذاشت و تورم جهانی را تشدید کرد
شواهد علمی نشان داده که بازارهای کشاورزی تمایل دارند شوکهای عرضه را تشدید کنند. با توجه به اینکه تقاضا نسبتاً بیکشش است و تولید به کندی تعدیل میشود، کاهش عرضه ۵ تا ۱۰ درصدی میتواند باعث افزایش چندین برابری قیمت شود، به خصوص زمانی که موجودی کم است یا محدودیتهای صادراتی اختلال را تشدید میکند.
کنترل صادرات در جاهای دیگر نیز ظاهر شده است. در سال ۲۰۱۰، روسیه پس از خشکسالی شدید که برداشت گندم را از بین برد، ممنوعیت صادرات گندم را اعمال کرد. قیمت جهانی گندم افزایش یافت و به افزایش قیمت مواد غذایی که با ناآرامیهای سیاسی در بخشهایی از خاورمیانه همزمان شد، کمک کرد. آرژانتین به طور دورهای صادرات گوشت گاو و غلات را برای مدیریت قیمتهای داخلی محدود کرده است. حتی صادرکنندگان کوچکتر، وقتی بر بازارهای خاص تسلط دارند، میتوانند قیمتهای جهانی را به طرز چشمگیری تغییر دهند.
در عصر رقابت استراتژیک، تعرفهها به عنوان ابزار نیابتی سیاست غذایی تبدیل میشوند. با افزایش هزینههای نهادهها و ایجاد اقدامات تلافیجویانه در صادرات کشاورزی، مزایای قیمتی ایجاد شده توسط دههها جهانی شدن را از بین میبرند و سیاست را مستقیماً به هزینه سبد غذایی هفتگی تزریق میکنند. قاچاق یا تجارت غیررسمی یا غیرقانونی اغلب زمانی پدیدار میشود که دولتها تلاش میکنند جریان مواد غذایی را محدود کنند. در بسیاری از مناطق، حجم کم اما مداوم کالاها از طریق کانالهای غیررسمی از مرزها عبور میکنند، گاهی اوقات با پذیرش ضمنی مقامات که به دنبال دریچهای برای کاهش فشارهای قیمت داخلی هستند.
قاچاق گوسفند از مرزهای غربی ایران، قاچاق برنج از هند به کشورهای همسایه در طول محدودیتهای صادراتی، نشت آرد یارانهای از مصر به بازارهای منطقهای و ورود گوشت گاو به چین از طریق ویتنام یا هنگکنگ برای دور زدن کنترلهای وارداتی، همگی نشان میدهند که چگونه بازارها با موانع نظارتی سازگار میشوند. با این حال، این کانالهای خاکستری از نظر مقیاس محدود هستند یا به طور غیررسمی توسط دولتها مجاز شمرده میشوند. هنگامی که صادرکنندگان بزرگ ممنوعیتهای گستردهای را اعمال میکنند یا درگیری تولید را مختل میکند، تجارت غیررسمی به ندرت برای جبران کاهش عرضه رسمی کافی است. در عمل، چنین جریانهایی ممکن است لبههای محدودیتهای سیاستی را نرمتر کنند، اما نمیتوانند خروج میلیونها تن از بازارهای جهانی را جبران کنند.
پیام واضح است، در یک سیستم کاملاً یکپارچه، تصمیمات صادراتی توسط تعداد انگشتشماری از کشورها میتواند شوکهایی را در سراسر جهان منتقل کند.
نظم غذایی چندقطبی
آنچه این مخاطرات را تشدید میکند، تغییر در جغرافیای قدرت کشاورزی است. اقتصادهای نوظهور - به ویژه کشورهای عضو بریکس - اکنون سهم فزایندهای از کالاهای استراتژیک، از جمله تقریباً نیمی از تولید جهانی سویا و بخش قابل توجهی از تولید غلات، لبنیات و گوشت را در اختیار دارند.تغییر در جغرافیای قدرت کشاورزی، مخاطرات را تشدید میکند. اقتصادهای نوظهور - به ویژه کشورهای عضو بریکس - اکنون سهم فزایندهای از کالاهای استراتژیک، از جمله تقریباً نیمی از تولید جهانی سویا و بخش قابل توجهی از تولید غلات، لبنیات و گوشت را در اختیار دارند
چین و هند به تنهایی بیش از نیمی از تولید جهانی برنج را تشکیل میدهند، در حالی که برزیل به صادرکننده غالب سویا و گوشت گاو در جهان تبدیل شده است. سیستم غذایی جهانی دیگر عمدتاً بر تولید کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) متکی نیست. پیامدهای سیاسی شوکهای غذایی میتواند عمیق باشد. افزایش سریع قیمت مواد غذایی اساسی از نظر تاریخی ارتباط نزدیکی با ناآرامیهای اجتماعی داشته است، به ویژه در کشورهای وابسته به واردات که غذا سهم بزرگی از هزینههای خانوار را تشکیل میدهد، اگرچه افزایش قیمتها میتواند در اقتصادهای پردرآمد مانند ایالات متحده نیز پیامدهای سیاسی داشته باشد.
افزایش جهانی قیمت مواد غذایی در سالهای ۲۰۱۰-۲۰۱۱ - که تا حدودی ناشی از خشکسالی و محدودیتهای صادراتی بود - همزمان با قیامهای بهار عربی بود و این نشان میدهد که ناامنی غذایی چقدر سریع میتواند به بیثباتی سیاسی تبدیل شود. این تغییر، اقتصاد سیاسی تجارت مواد غذایی را تغییر شکل میدهد. تعداد انگشتشماری از کشورها، از جمله قدرتهای نوظهور، اکنون موقعیتهای محوری در زنجیرههای تأمین جهانی را اشغال کردهاند و این امر به آنها نفوذ بیشتری بر قیمتها و جریانهای تجاری میدهد.
تصمیمات صادراتی در برازیلیا، مسکو یا دهلی نو میتواند به سرعت در بازارهای جهانی، به ویژه برای کالاهایی که تولید در آنها بسیار متمرکز است، تأثیر بگذارد. چندقطبی بودن از طریق تنوعبخشی، نوعی انعطافپذیری به همراه میآورد. اما همچنین تعداد بازیگرانی را که قادر به تأثیرگذاری بر بازارها به دلایل استراتژیک یا سیاسی هستند، افزایش میدهد. محدودیتهای صادراتی، تعرفهها و اختلالات لجستیکی اکنون میتوانند از مجموعه وسیعتری از بازیگران ژئوپلیتیکی سرچشمه بگیرند.
در عین حال، گلوگاههای دریایی - از تنگه هرمز تا دریای سیاه و تا تنگه مالاکا - بیشتر در معرض خطرات ژئوپلیتیکی و اقلیمی قرار گرفتهاند.
یکسوم تجارت کود شیمیایی از تنگه هرمز است
تقریباً یکسوم از کل کود شیمیایی که در سطح جهان معامله میشود، از تنگه هرمز عبور میکند. از زمان آغاز عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، حمل و نقل تجاری از طریق این گلوگاه حیاتی از بین رفت.
ترافیک تانکرها در مدت چند روز به نزدیک صفر رسید و شرکتهای بزرگ کشتیرانی پس از لغو پوشش بیمهای ریسک جنگ، ترانزیت را به حالت تعلیق درآوردند. این درگیری که در جلسات توجیهی نظامی به عنوان عملیات خشم حماسی از آن یاد میشود، باعث حملات پهپادی ایران به کشتیهای تجاری و بسته شدن مؤثر تنگه شد. وسعت این اختلال وقتی به صورت کالایی بررسی میشود، حیرتانگیز است. تقریباً یکسوم از کل کود شیمیایی که در سطح جهان معامله میشود، از تنگه هرمز عبور میکند. از زمان آغاز عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، حمل و نقل تجاری از طریق این گلوگاه حیاتی از بین رفت
تولیدکنندگان خلیج فارس سهم قابل توجهی از صادرات جهانی اوره از طریق دریا، تخمینها از حدود یکسوم تا تقریبا نیمی متغیر است. بخش بزرگی از تجارت جهانی گوگرد از طریق دریا و بیش از یکچهارم صادرات جهانی آمونیاک را تشکیل میدهند .
قطر پس از حملات به زیرساختهای انرژی خود، تولید گاز طبیعی مایع را متوقف کرد؛ تولید اوره و آمونیاک ایران با اختلالات شدیدی روبهرو شد. گوگرد، ماده اولیه کلیدی برای تولید کود فسفات، تقریباً هیچ پوشش خبری گستردهای دریافت نکرده است، با این حال نقش منطقه خلیج فارس در تأمین آن تعیینکننده است.
خشکسالی، ترانزیت از طریق کانال پاناما را محدود کرده و ظرفیت کشتیرانی را در امتداد یکی از شریانهای تجاری کلیدی جهان کاهش داده است. در دریای سرخ، حملات به کشتیهای تجاری، بسیاری از کشتیها را مجبور به تغییر مسیر در اطراف آفریقا کرده و زمان و هزینه را به زنجیرههای تأمین جهانی افزوده است. تهدیدات سایبری علیه بنادر و زیرساختهای کشتیرانی نیز در حال افزایش است و آسیبپذیریهای جدیدی را به سیستمی که از قبل تحت فشار بوده است، وارد میکند.
غذا ممکن است در خشکی کشت شود، اما از طریق دریا جابجا میشود. در واقع، مسیرهای دریایی، قلمرو استراتژیک هستند.
آب و هوا به عنوان یک عامل افزایشدهنده نیرو
نوسانات اقلیمی، ژئوپلیتیک را نیز در بر میگیرد. بین سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۰، خشکسالی بزرگترین منبع تلفات محصولات کشاورزی و دام در کشورهای آسیبپذیر بود و تقریباً یکسوم از خسارات کشاورزی را به خود اختصاص داد. رویدادهای شدید آب و هوایی - از خشکسالیهای طولانی مدت و موج گرما گرفته تا سیل و طوفان - بیشتر و شدیدتر میشوند. این شوکها دیگر حوادث جداگانهای نیستند، بلکه ویژگیهای تکرارشونده سیستم غذایی جهانی هستند.
خشکسالیهای اخیر در آرژانتین و غرب میانه ایالات متحده آمریکا، برداشت سویا و ذرت را کاهش داده است، در حالی که کمبود گرما و آب، تولید برنج را در بخشهایی از آسیا محدود کرده است.
در یک بازار جهانی بسیار بهم پیوسته، چنین شوکهای اقلیمی میتوانند به سرعت عرضه را محدود کنند، نوسانات قیمت را افزایش دهند و با اختلالات ژئوپلیتیکی به گونهای تعامل داشته باشند که خطرات امنیت غذایی را تشدید کنند. در یک بازار جهانی، خشکسالی در یک منطقه به سرعت به تورم در منطقه دیگر تبدیل میشود. شوکهای اقلیمی بهتنهایی میتوانند بازارها را محدود کنند
در یک بازار جهانی، خشکسالی در یک منطقه به سرعت به تورم در منطقه دیگر تبدیل میشود. شوکهای اقلیمی بهتنهایی میتوانند بازارها را محدود کنند. این شوکها در ترکیب با محدودیتهای صادراتی یا درگیری، ریسک سیستماتیک ایجاد میکنند. نتیجه، جهانی است که از شوکهای عرضه مجزا به بحرانهای تقاضا و عرضه همپوشان تغییر میکند.
چرخش به سوی خودکفایی
در مواجهه با این عدم قطعیت، دولتها در حال بازنگری در استراتژی خود هستند. ذخایر استراتژیک در حال افزایش است. یارانههای تولید داخلی در حال بازگشت هستند. تنوع تجاری در حال شتاب گرفتن است. برخی از کشورها آشکارا از «حاکمیت غذایی» صحبت میکنند، مفهومی که زمانی با جنبشهای فعالان مرتبط بود و اکنون در سیاستهای ملی ریشه دوانده است. چندین کشور این خطرات را زودتر از سایرین تشخیص دادند. در سراسر شورای همکاری خلیج فارس (GCC)، جایی که کشاورزی داخلی به دلیل تغییرات اقلیمی و کمبود آب محدود شده است، دولتها زودتر برای کاهش مواجهه با شوکهای عرضه جهانی اقدام کردند. استراتژیهای آنها شامل ذخایر استراتژیک، مشارکتهای متنوع وارداتی، سرمایهگذاری در زمینهای کشاورزی خارج از کشور و به تازگی تخصیص منابع مالی قابلتوجه به فناوریهایی است که برای کاهش وابستگی به مواد غذایی وارداتی طراحی شدهاند (البته با موفقیتهای متفاوت).
خودکفایی کامل در آب و هوای بیابانی غیرواقعی است، اما رویکرد GCC نشاندهنده تغییر گستردهتر از اتکای صرف به بازارهای جهانی به سمت مدیریت فعال امنیت غذایی است. در کنار سیاستهای دولتی، سرمایههای خصوصی به طور فزایندهای به سمت فناوریهایی هدایت میشوند که برای کاهش محدودیتهای جغرافیایی تولید مواد غذایی طراحی شدهاند. سرمایهگذاریها به سمت شرکتهایی سرازیر شده است که کشاورزی با محیط کنترلشده، بذرهای مقاوم در برابر خشکسالی و ژنتیک جدید محصولات، سیستمهای کشاورزی کممصرف و فناوریهای پیشرفته آبیاری، رباتیک و اتوماسیون در کشاورزی و پلتفرمهای دیجیتال با هدف بهبود بهرهوری و تابآوری در زنجیرههای تأمین مواد غذایی را توسعه میدهند. هدف، جدا کردن عناصر خاصی از تولید مواد غذایی از محدودیتهای آب و هوایی و زمین است؛ به این ترتیب که محصولات یا پروتئینها در نزدیکی محل مصرف خود تولید شوند. در حالی که نتایج ناهموار بوده و اقتصاد اغلب در مقیاس بزرگ چالشبرانگیز است، این سرمایهگذاریها نشاندهنده شناخت فزایندهای است که نوآوریهای فناوری نقش مهمی در تقویت امنیت غذایی ایفا خواهند کرد، جایی که جغرافیا به تنهایی نمیتواند. خودکفایی کامل به ندرت امکانپذیر است. این امر، هزینهها را افزایش داده و دههها، افزایش بهرهوری را معکوس میکند و اساساً هزینه غذا را برای مصرفکنندگان در سطح جهان افزایش میدهد
با این حال، خودکفایی کامل به ندرت امکانپذیر است. کمبود آب، محدودیتهای زمین و واقعیتهای اقلیمی، وابستگی به واردات را برای بسیاری از کشورها اجتنابناپذیر میکند. خودکفایی کامل، هزینهها را افزایش داده و دههها افزایش بهرهوری را معکوس میکند و اساساً هزینه غذا را برای مصرفکنندگان در سطح جهان افزایش میدهد. این تناقض ناخوشایند است. جهانی شدن غذا، غذا را ارزانتر و جوامع را ثروتمندتر کرده است. اما همچنین وابستگی متقابل استراتژیکی ایجاد کرده است که میتوان از آن بهرهبرداری کرد. استفاده از غذا به عنوان سلاح چیز جدیدی نیست - تاریخ پر از محاصره و تحریم است - اما در جهانی با نزدیک به ۹ میلیارد نفر جمعیت، اثرات آن چند برابر شده است.
فراوانی شکنندهتر
ما به طور مطلق وارد دوران کمبود جهانی غذا نمیشویم. تولید همچنان در حال رشد است. پیشرفتهای تکنولوژیکی همچنان قدرتمند هستند، اما در حال ورود به دورانی از شکنندگی سیاسی در سیستمهای غذایی هستیم. ۳۰ سال گذشته نشان داده است که تجارت میتواند قیمتها را کاهش دهد، سهم درآمد صرف شده برای غذا را کاهش دهد و درآمدهای قابل تصرف را در سراسر جهان افزایش دهد. دهه آینده آزمایش خواهد کرد که آیا این سیستم میتواند از رقابت ژئوپلیتیکی فزاینده جان سالم به در ببرد یا خیر. قیمت کود پس از بحران تنگه هرمز تقریباً ۸۰ درصد نسبت به سال گذشته افزایش یافته است و پیشبینی میشود تورم مواد غذایی در اروپا تا دسامبر ۲۰۲۶ به ۹ تا ۱۰ درصد برسد
آینده امنیت غذایی صرفاً در مزارع یا آزمایشگاهها تعیین نخواهد شد، بلکه در وزارتخانههای صادرات، کریدورهای دریایی، رژیمهای تحریم و مذاکرات دیپلماتیک شکل خواهد گرفت. غذا در حال بازگشت به نقش تاریخی خود است؛ نه فقط به عنوان تغذیه، بلکه به عنوان قدرت و در این چشمانداز جدید، انعطافپذیری ممکن است به اندازه کارایی اهمیت داشته باشد. به هرحال بحران جهانی غذا در سال ۲۰۲۶، حاصل تلاقی درگیریها، کمبود کود، تنشهای اقلیمی و کاهش بودجه بشردوستانه است که ۳۱۸ میلیون نفر را به گرسنگی در سطح بحرانی سوق داده است. دو کشور غزه و سودان، برای اولین بار در این قرن، به طور همزمان در قحطی تایید شدهای بسر میبرند.
قیمت کود پس از بحران تنگه هرمز تقریباً ۸۰ درصد نسبت به سال گذشته افزایش یافته است و پیشبینی میشود تورم مواد غذایی در اروپا تا دسامبر ۲۰۲۶ (دی ۱۴۰۵ خورشیدی) به ۹ تا ۱۰ درصد برسد.