شناسهٔ خبر: 78517990 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: نورنیوز | لینک خبر

نورنیوز گزارش می دهد

آنچه می‌خواهید از محتوای مذاکرات ایران و آمریکا بدانید

آنچه امروز میان ایران و آمریکا در جریان است، بیش از آنکه روندی برای حل منازعه باشد، تلاشی برای مهار بحران و جلوگیری از بازگشت جنگی تمام‌عیار است. با وجود امکان دستیابی به تفاهمی اولیه، اختلافات مهم بر سر غنی‌سازی، دارایی‌های بلوکه‌شده، دستورکار مذاکرات و حتی تعریف طرفین از توافق، مسیر رسیدن به یک تفاهم پایدار را همچنان طولانی، پیچیده و دشوار کرده است.

صاحب‌خبر -

نورنیوز- گروه سیاسی:‌ در هفته‌ها و ماه‌های اخیر، خبرهای متناقضی درباره سیر و روند مذاکرات ایران و آمریکا منتشر شده است؛ یک روز از نزدیک شدن به تفاهم سخن گفته می‌شود و روز دیگر از بن‌بست، اختلاف یا حتی احتمال بازگشت تنش‌ها خبر می‌رسد. همین فراز و فرودها باعث شده افکار عمومی ندانند دقیقا موضوع مذاکرات چیست، طرفین بر سر چه مسائلی اختلاف دارند و چرا با وجود تبادل ده‌ها پیام و میانجی‌گری‌های متعدد، هنوز توافقی حاصل نشده است.
 گفت‌وگوی اخیر دکتر سیدجلال دهقانی فیروزآبادی، استاد روابط بین‌الملل و دبیر شورای راهبردی روابط خارجی با روزنامه دنیای اقتصاد، هرچند کوتاه و خلاصه، تصویری نسبتاً روشن و جامع از صحنه این مذاکرات عرضه می‌کند؛ تصویری که نشان می‌دهد آنچه اکنون میان تهران و واشنگتن جریان دارد، هنوز «توافق» نیست، بلکه تلاشی برای رسیدن به یک «تفاهم اولیه» است؛ تفاهمی که هدف اصلی آن نه حل اختلافات تاریخی، بلکه جلوگیری از بازگشت جنگ و مدیریت بحران است. اکنون می‌توان به اعتبار جایگاه علمی و دیپلماتیک دکتر دهقانی فیروزآبادی، روایت او از روند مذاکرات را روایتی دقیق و گویا دانست و محتوای آن را به عنوان یک گزارش همه فهم و روان از موضوع و روند مذاکرات بین ایران و آمریکا به شمار آورد. این روایت، خصوصا برای مخاطب عام که خواهان یک گزارش جمع و جور اما صحیح و معتبر از مذاکرات است بسیار مفید خواهد بود.

 ایران و آمریکا چه می گویند و چه می خواهند؟

به نظر می رسد نخستین اختلاف ایران و آمریکا حتی بر سر ماهیت سند در حال مذاکره است. آنچه اکنون روی میز قرار دارد نه یک توافق جامع، بلکه چیزی در حد یک «یادداشت تفاهم» یا نقشه راه اولیه است. اختلاف از همین نقطه آغاز می‌شود که این تفاهم دقیقاً شامل چه موضوعاتی باشد و چه مسائلی به مراحل بعدی موکول شود.
از نگاه ایران، مذاکرات باید در سه مرحله پیش برود:
مرحله نخست، پایان قطعی جنگ در همه جبهه‌ها، رفع محاصره دریایی، آزادسازی بخشی از دارایی‌های بلوکه‌شده ایران و بازگشایی تدریجی و متناسب تنگه هرمز.
مرحله دوم، پرونده هسته‌ای.
مرحله سوم، مسائل منطقه‌ای با محوریت کشورهای منطقه و بدون دخالت مستقیم آمریکا.
اما به نظر می‌رسد واشنگتن نگاه متفاوتی به ترتیب و اولویت این موضوعات دارد و همین مسئله یکی از نخستین نقاط اختلاف است.
اگر بخواهیم تنها یک موضوع را به عنوان مهم‌ترین مانع فعلی مذاکرات معرفی کنیم، آن موضوع احتمالاً دارایی‌های مسدودشده ایران است. ایران خواهان آزادسازی بخشی از منابع مالی خود در مرحله نخست تفاهم است؛ اما در آمریکا این موضوع به یک مسئله سیاسی و حیثیتی تبدیل شده است. ترامپ سال‌ها دولت اوباما را به دلیل آزادسازی منابع مالی ایران مورد انتقاد قرار داده و اکنون نمی‌خواهد متهم شود که همان مسیر را تکرار کرده است. به همین دلیل، بحث‌های مختلفی از جمله انتقال منابع از طریق واسطه‌ها یا تشکیل صندوق‌های مالی مطرح شده، اما هنوز راه‌حل نهایی مورد توافق قرار نگرفته است.
در کنار این موضوع، اختلاف بر سر برنامه هسته‌ای همچنان مهم‌ترین گره راهبردی مذاکرات باقی مانده است. ایران می‌گوید هرگز به دنبال سلاح هسته‌ای نبوده و نیست؛ اما در عین حال حق غنی‌سازی و بهره‌گیری صلح‌آمیز از فناوری هسته‌ای را جزء حقوق خود می‌داند. در مقابل، از نگاه منتقدان در واشنگتن، مشکل فقط بمب نیست؛ بلکه خودِ توانایی فنی تولید آن است. به همین دلیل، دو طرف از یک واژه مشترک استفاده می‌کنند اما دو مفهوم متفاوت را در ذهن دارند: ایران می‌گوید «ما سلاح هسته‌ای نمی‌خواهیم اما غنی‌سازی را حفظ می‌کنیم»، در حالی که آمریکا می‌گوید «برای اطمینان از نبود سلاح هسته‌ای باید قابلیت‌های مرتبط با آن نیز محدود شود.» همین اختلاف تفسیری باعث شده مسئله غنی‌سازی همچنان مهم‌ترین گره راهبردی مذاکرات باقی بماند.

میانجی‌ها، چه می گویند و چه می کنند؟

در ماه‌ها و خصوصاً در هفته های اخیر، نقش پاکستان در میانجی‌گری پررنگ‌تر از گذشته شده است.
تا پیش از این، نام عمان بیشتر از هر کشور دیگری در ارتباط با میانجی‌گری میان ایران و آمریکا مطرح بود؛ اما اکنون پاکستان به دلیل ارتباط نزدیک با آمریکا، روابط خوب با ایران، مناسبات گسترده با عربستان و چین و همچنین وزن منطقه‌ای بالاتر نسبت به عمان، به بازیگری فعال‌تر تبدیل شده است. با این حال، نقش پاکستان بیشتر در حد انتقال پیام، تسهیل ارتباطات و کمک به جلوگیری از شکست مذاکرات ارزیابی می‌شود و نه طراحی محتوای توافق.
مهم‌ترین مفهوم در توصیف وضعیت کنونی، مفهوم «منطقه خاکستری» است.  ایران و آمریکا اکنون نه در وضعیت صلح قرار دارند و نه در وضعیت جنگ تمام‌عیار. تنش وجود دارد، عملیات محدود وجود دارد و برخوردهای امنیتی نیز رخ می‌دهد، اما همزمان نوعی خویشتنداری وجود دارد تا بحران از «منطقه خاکستری» وارد «منطقه قرمز» نشود. به همین دلیل، وضعیت فعلی را نمی‌توان یک آتش‌بس واقعی دانست؛ بلکه بیشتر «آتش‌مکث» یا «آتش‌کم» است؛ وضعیتی شکننده که هر لحظه ممکن است دوباره به سمت درگیری حرکت کند.
اکنون پرسش اصلی این است که آیا مذاکرات به توافق نزدیک شده است؟ پاسخ کوتاه این است: هم بله، هم خیر. حجم بالای تبادل پیام‌ها نشان می‌دهد کانال‌های ارتباطی فعال هستند و هیچ‌یک از طرفین فعلاً قصد ترک میز مذاکره را ندارند؛ اما همین رفت‌وبرگشت‌های مکرر می‌تواند نشانه وجود اختلافاتی باشد که هنوز حل نشده‌اند. با حملات اخیر اسرائیل و آمریکا به ایران، مذاکرات به نوعی بن‌بست موقت برخورد کرده و افزایش نقش میانجی‌ها نیز ناشی از نگرانی نسبت به شکست احتمالی این روند است.
در نهایت، اگر تفاهمی حاصل شود، معیار واقعی موفقیت آن نه اعلام سیاسی، بلکه اجرای عملی تعهدات خواهد بود: اجرای مرحله نخست در زمان مقرر، آزادسازی منابع مالی توافق‌شده، پایبندی طرفین به تعهدات اولیه و ورود موفق از مرحله اول به مرحله دوم مذاکرات. در مقابل، آغاز دوباره تفسیرهای متناقض از یک متن واحد، مهم‌ترین نشانه شکست خواهد بود.
شاید بهترین خلاصه از وضعیت کنونی، این عبارت باشد: «ما تفاهم می‌کنیم که بعداً توافق کنیم.» به بیان دیگر، آنچه امروز میان ایران و آمریکا در جریان است، بیش از آنکه یک فرآیند حل منازعه باشد، تلاشی برای مدیریت بحران و جلوگیری از بازگشت جنگ است. هنوز اختلافات مهمی بر سر غنی‌سازی، دارایی‌های بلوکه‌شده، دستورکار مذاکرات و حتی تعریف طرفین از توافق وجود دارد؛ از این رو، اگرچه امکان دستیابی به یک تفاهم اولیه وجود دارد، اما مسیر رسیدن به یک توافق پایدار همچنان طولانی، پیچیده و پر از موانع سیاسی و راهبردی خواهد بود.
 


نورنیوز