خبرآنلاین - رسول سلیمی: درست مثل یک سایه که همیشه پشت سر آدم ها حرکت میکند، برجام اوباما همچنان بر ذهن دونالد ترامپ سنگینی میکند. وقتی که مذاکرات غیرمستقیم آمریکا و ایران به بیرون درز کرد، بسیاری از ناظران متوجه شدند که ترامپ با یک ترس عمیق روبرو است و ترس از آن بود که هر توافقی با ایران، در تاریخ به عنوان «برجام ۲» ثبت شود و آن توافقی خواهد بود که او بارها آن را «بدترین معامله تاریخ» خوانده بود. این ترس، نه فقط یک مسئله شخصی، بلکه یک محاسبه سیاسی عمیق است که مقاومت آمریکا در آزادسازی فوری داراییهای ایران را توضیح میدهد.
این در حالی است که برجام سال ۲۰۱۵، برای باراک اوباما یک دستاورد دیپلماتیک بزرگ بود. توافقی که ایران را به میز مذاکره آورد، برنامه هستهای کشورمان را برای مدتی محدود کرد و تحریمها را کاهش داد. اما برای ترامپ، این توافق نماد ضعف و تسلیم بود. او در سال ۲۰۱۸ از برجام خارج شد و سیاست «فشار حداکثری» را در پیش گرفت. حالا، در سال ۲۰۲۶، وقتی آتشبس با ایران برقرار شده و مذاکرات برای توافق جدید جریان دارد، ترامپ با یک چالش جدی مواجه است که چگونه توافقی امضا کند که بهتر از برجام دیده شود، بدون اینکه به عنوان تکرار اوباما تلقی شود؟
در همین راستا منابع آگاه به رویترز گفتهاند که ترامپ شخصاً دستور داده تا آزادسازی داراییها به مراحل بعدی مذاکرات موکول شود. این مقاومت، مستقیماً مذاکرات را کند کرده و ایران را در موقعیت دشواری قرار داده است. اندیشکدههای معتبر نیز این ترس را تأیید میکنند. مؤسسه بروکینگز در تحلیل خود، این مقاومت را «ترس از برچسب برجام ۲» نامیده است. اما ترس ترامپ از مقایسه با برجام اوباما، چگونه مقاومت آمریکا در آزادسازی فوری داراییها را شکل داده و این مقاومت چه تأثیری بر مذاکرات و اقتصاد ایران خواهد داشت؟
تهدید توافق بد پس از شکست در چین
وقتی دونالد ترامپ از پکن بازگشت و با لبخندی پیروزمندانه از «بزرگترین معامله تجاری تاریخ» سخن گفت، بسیاری از اقتصاددانان و تحلیلگران با تردید به آن نگاه کردند. از منظر اقتصادی نیز، این سفر بیشتر به یک نمایش تبلیغاتی شبیه بود و دموکراتها با انتقاد شدید، تأکید داشتند که ترامپ نتوانسته تضمینهای واقعی برای تجارت عادلانه بگیرد و در عوض، به شرکتهای آمریکایی اجازه داده تا فناوری پیشرفته را به چین منتقل کنند. در همین راستا سناتور الیزابت وارن در بیانیهای تند نوشت که این سفر، میلیاردها دلار فناوری را به چین داده و کارگران آمریکایی را قربانی کرده است. این انتقاد، ریشه در واقعیت داشت و گزارش بلومبرگ نیز نشان میدهد که بخش عمده توافقات تجاری اعلامشده، بیشتر خریدهای کوتاهمدت محصولات کشاورزی و هواپیما بوده و هیچ تعهد الزامآوری برای کاهش تعرفههای چین بر کالاهای آمریکایی وجود نداشته است.
آنچنانکه این انتقادها از فشار لابیهای صنعتی آغاز شده و به عدم دستیابی به توافقات ساختاری منجر گردیده و در نهایت به نگرانی از تضعیف رقابتپذیری اقتصاد آمریکا انجامیده است. دموکراتها معتقدند که ترامپ با اولویت دادن به نمایش، فرصت استفاده از اهرم اقتصادی آمریکا را از دست داده است.
از دیدگاه دیگر، تأثیر این سفر بر بازارها نیز قابل توجه بود. شاخصهای وال استریت در روزهای پس از بازگشت ترامپ، نوسان داشتند و سرمایهگذاران نسبت به عدم شفافیت توافقات نگران بودند. گزارش وال استریت ژورنال نیز اشاره میکند که سهام شرکتهای فناوری آمریکایی که ممکن است تحت تأثیر محدودیتهای صادراتی قرار بگیرند، افت کرده و دموکراتها این را نشانهای از ضعف استراتژیک میدانند و استدلال می کنند که ترامپ به جای حل مسائل ساختاری تجارت با چین، به دنبال توافقات کوتاهمدت بوده که بیشتر جنبه انتخاباتی دارد. این رویکرد، به نظر آنها، اقتصاد آمریکا را در بلندمدت آسیبپذیرتر میکند.
اما از منظر سیاسی، انتقاد دموکراتها از سفر ترامپ به چین، ریشه در نگرانی عمیق آنها نسبت به جهتگیری کلی سیاست خارجی دولت دارد. در همین راستا سناتور چاک شومر گفته «دونالد ترامپ به پکن رفت و مثل همیشه، در برابر شی جینپینگ تعظیم کرد.» این جمله نشان می دهد که دموکراتها معتقدند که ترامپ با این سفر، تصویر آمریکا را به عنوان قدرتی ضعیف و معاملهگر نشان داد که حاضر است برای دستاوردهای کوتاهمدت، اصول استراتژیک را فدا کند.
از سوی دیگر، این اعتراضات نشاندهنده بازگشت جنبش ضدجنگ دانشجویی است که حالا با مسائل اقتصادی و امنیتی ترکیب شده و موجب شده تا دانشجویان با شعار «دستها از چین کوتاه» و «تجارت عادلانه نه تسلیم»، مستقیماً سیاست ترامپ را هدف قرار دهند و این پویایی، دموکراتها را به فکر واداشته که از این شکاف نسلی برای بسیج پایگاه خود استفاده کنند.
خوراک تبلیغاتی برای نمایش پیروزی
در حالی که تحلیل رایج بر «ترس ترامپ از برچسب برجام ۲» متمرکز است، میتوان این مسئله را نه یک ضعف روانی، بلکه یک بازی راهبردی هوشمندانه از سوی کاخ سفید تفسیر کرد. تعلل در آزادسازی داراییهای ایران، ممکن است صرفاً ناشی از خودشیفتگی سیاسی ترامپ نباشد، بلکه تاکتیکی برای حفظ حداکثر اهرم فشار پیش از امضای هر توافق نهایی است. از این منظر، آنچه «مقاومت» نامیده میشود، در واقع تلاشی برای اجتناب از تکرار اشتباه ساختاری برجام است؛ توافقی که به باور تیم ترامپ، بدون تضمینهای بلندمدت، تنها نفس اقتصاد ایران را مجاز ساخت بدون اینکه زنجیرهای برنامه هستهای را برای همیشه پاره کند.
در برآیند نهایی، موازیسازی سفر چین و مذاکرات ایران نشان میدهد که سیاست خارجی ترامپ از یک الگوی ثابت پیروی میکند که همانطور که در پکن توافقات کوتاهمدت کشاورزی جایگزین اصلاح تعرفهها شد، در قبال ایران نیز اصرار بر آزادسازی داراییها به گروهای بعدی موکول میشود تا هرگونه توافق نهایی، ظاهری «بهتر از برجام» داشته باشد. اما این الگو، اقتصاد ایران را در وضعیت «نه جنگ، نه صلحِ پایدار» نگه میدارد و از دیدگاه منتقدان، نشانه آن است که ترامپ بیش از آنکه به دنبال پایان پایدار بحران باشد، به دنبال خوراک تبلیغاتی برای نمایش پیروزی خود است.
۲۱۳/۴۲