به گزارش خبرگزاری تسنیم از کردستان، بعضی سخنان با گذر زمان کهنه نمیشوند؛ بلکه هرچه زمان میگذرد، معنا و عمق بیشتری پیدا میکنند. بهویژه زمانی که گوینده آن دیگر در میان ما نباشد و واژههایش به بخشی از میراث فکری و تاریخی یک ملت تبدیل شود.
امروز وقتی به سخنان شهید سردار حسین سلامی بازمیگردیم، دیگر فقط یک سخنرانی پیش روی ما نیست؛ بلکه روایتی از نگاه یک فرمانده به ایران، مردم، شهدا، مرزها و آینده این سرزمین است.
شهید سلامی از جمله فرماندهانی بود که ایران را صرفاً در جغرافیا خلاصه نمیکرد. در نگاه او، ایران مجموعهای از ایمان، فرهنگ، تاریخ، مقاومت، زیبایی و هویت بود؛ سرزمینی که قدرتش را نه فقط از تجهیزات نظامی، بلکه از مردم خود میگرفت.
بازخوانی سخنان او در اجلاسیه شهدای لشکر 55 ویژه شهدا که شهریور 1403 در میعادگاه راهیان نور شمالغرب کشور برگزار شد، امروز بیش از هر زمان دیگری ارزش تاریخی پیدا کرده است؛ گویی فرمانده شهید، تصویری ماندگار از آنچه ایران را ایران نگه داشته، به یادگار گذاشته که خبرنگار تسنیم به بازخوانی آن پرداخته است.
وقتی فرمانده، شمالغرب را «بهشت خدا» توصیف کرد
شهید سلامی در آن سفر، پیش از آنکه از تهدیدها و دشمنان سخن بگوید، از زیباییهای ایران گفت.
او در توصیف مسیر حرکت خود از منطقه جاسوسان به سمت مهاباد، جملهای بر زبان آورد که بعدها بارها بازنشر شد؛ جملهای که بیش از هر چیز، نشاندهنده دلبستگی او به سرزمین ایران بود.
«وقتی از بالگرد به این منطقه نگاه میکردم، تصور کردم در بهشت خداوند هستم.»
این فقط توصیف طبیعت نبود؛ نگاه فرماندهای بود که عظمت جغرافیای ایران را با عظمت مردمان آن پیوند میزد.
او معتقد بود کوههای استوار شمالغرب، انعکاسی از روحیه مردمانی است که قرنها در برابر سختیها ایستادهاند و فرهنگ، هویت و امنیت این سرزمین را حفظ کردهاند.
ایران؛ فراتر از یک سرزمین
در بخش دیگری از سخنانش، شهید سلامی تصویری متفاوت از ایران ارائه کرد.
او ایرانیان را صاحبان شخصیتی بزرگ و کمنظیر در جهان میدانست؛ ملتی که عظمت خود را نه فقط در تاریخ، بلکه در زندگی روزمره، فرهنگ، اقتصاد، ایثار و حضور بهموقع در صحنههای حساس به نمایش گذاشته است.
از نگاه او، راز ماندگاری ایران در همین پیوند عمیق میان مردم و هویت تاریخی کشور نهفته بود.
شهید سلامی بارها تأکید میکرد که هر جا مردم به میدان آمدهاند، معادلات تغییر کرده و تهدیدها رنگ باختهاند.
شهید کاوه؛ نماد نسلی که ایران را حفظ کرد
یکی از محورهای اصلی سخنان فرمانده شهید، یاد و خاطره شهید محمود کاوه بود.
سلامی از کاوه تنها به عنوان یک فرمانده نظامی یاد نکرد؛ بلکه او را نماد نسلی دانست که برای حفظ هویت ملی و اسلامی ایران از همه داشتههای خود گذشت.
به اعتقاد او، شجاعت، درایت، وفاداری و روحیه ایثار شهید کاوه همچنان در میان جوانان ایرانی زنده است و نسلهای جدید میتوانند از آن الهام بگیرند.
او تأکید داشت ایران امروز، وامدار مردانی است که امنیت و استقلال را با جان خود خریدند.
خونهایی که هنوز از این سرزمین پاسداری میکنند
در بخشی از سخنانش، شهید سلامی به شهدای آذربایجانغربی و دیگر نقاط کشور اشاره کرد و از هزاران شهیدی گفت که در این منطقه برای امنیت ایران جان خود را فدا کردند.
او معتقد بود امنیت امروز کشور محصول تصمیمهای اداری و سیاسی صرف نیست؛ بلکه حاصل خونهایی است که بر خاک این سرزمین جاری شده است.
نگاه او به شهدا، نگاه به گذشته نبود؛ بلکه نگاهی به آینده بود. آیندهای که باید بر پایه همان فرهنگ ایثار، مسئولیتپذیری و دفاع از کشور ساخته شود.
هشدار درباره فراموشی هویت
یکی از مهمترین بخشهای این سخنان، هشدار شهید سلامی درباره جنگ روایتها و تلاش دشمنان برای جدا کردن ملت ایران از تاریخ و هویت خود بود.
او معتقد بود دشمنان تلاش میکنند افتخارات ملت ایران را کمرنگ و روحیه اعتماد به نفس ملی را تضعیف کنند.
در مقابل، راه مقابله را شناخت تاریخ، حفظ هویت ملی، پاسداشت شهدا و تکیه بر ظرفیتهای داخلی میدانست.
میراث یک فرمانده شهید
امروز که شهید حسین سلامی دیگر در میان ما نیست، بازخوانی این سخنان تنها مرور یک خاطره نیست. این جملات بخشی از میراث فکری فرماندهای است که ایران را با همه زیباییها، ظرفیتها، دشواریها و افتخاراتش دوست داشت.
شاید مهمترین پیام باقیمانده از آن سخنرانی این باشد که قدرت ایران را باید در مردم، در شهدا، در هویت تاریخی و در انسجام ملی جستوجو کرد؛ همان مؤلفههایی که شهید سلامی تا آخرین روزهای زندگی خود بر آنها تأکید داشت.
امروز سخنان این فرمانده عزیزمان بیش از آنکه یک موضعگیری سیاسی یا نظامی باشد، گنجینهای از نگاه یک فرمانده شهید به ایران است؛ نگاهی که همچنان میتواند برای نسلهای آینده الهامبخش باشد.
گزارش: رامیار غفاری
انتهای پیام/481