به گزارش ایسنا، حملات هوایی بامداد چهارشنبه ۲۰ خرداد پاکستان به مناطقی در ولایتهای پکتیکا، خوست و کنر افغانستان بار دیگر روابط پرتنش کابل و اسلامآباد را در کانون توجه قرار داده است؛ حملاتی که ارتش پاکستان هدف از آن را انهدام مخفیگاههای گروه تحریک طالبان پاکستان (TTP) اعلام کرده، اما مقامات حکومت سرپرست افغانستان آن را نقض آشکار حاکمیت ملی و تمامیت ارضی این کشور میدانند.
این حملات در شرایطی انجام شد که کمتر از ۲۴ ساعت پیش از آن، شش نیروی سپاه مرزی پاکستان در منطقه حسنخیل در حملهای منتسب به تحریک طالبان پاکستان کشته شدند. هرچند اسلامآباد این عملیات را اقدامی در راستای مقابله با تهدیدهای امنیتی عنوان کرده است، اما منابع محلی افغانستان از کشته و زخمی شدن شماری از غیرنظامیان خبر دادهاند؛ موضوعی که بر حساسیتهای موجود در روابط دو کشور افزوده است.
احسان تاجیک در گفتوگو با ایسنا با بیان اینکه تحلیل تحولات اخیر صرفاً از زاویه اقدامات تحریک طالبان پاکستان، تصویر کاملی از بحران ارائه نمیدهد، اظهار کرد: آنچه امروز در مرزهای افغانستان و پاکستان جریان دارد، محصول مجموعهای از عوامل تاریخی، امنیتی، قومی و ژئوپلیتیکی است که طی دهههای گذشته انباشته شده و اکنون خود را در قالب درگیریهای مرزی و حملات نظامی نشان میدهد.
وی با اشاره به نقش خط دیورند در شکلگیری اختلافات دو کشور افزود: خط دیورند که در اواخر قرن نوزدهم توسط دولت استعمارگر بریتانیا ترسیم شد، همچنان یکی از مهمترین موضوعات اختلافی میان کابل و اسلامآباد محسوب میشود. دولتهای مختلف افغانستان هیچگاه این مرز را بهطور کامل به رسمیت نشناختهاند و بخش قابل توجهی از جامعه پشتون نیز آن را عامل جدایی مصنوعی یک حوزه قومی واحد میداند.
این پژوهشگر علوم سیاسی ادامه داد: در مقابل، پاکستان خط دیورند را مرز رسمی و بینالمللی خود قلمداد میکند و هرگونه فعالیت گروههای مسلح در نزدیکی این مرز را تهدیدی مستقیم علیه امنیت ملی کشورش میداند. همین اختلاف بنیادین باعث شده دو طرف برداشتهای متفاوتی از مفهوم امنیت و حاکمیت داشته باشند.
تاجیک با اشاره به وجود یک «بحران اعتماد ساختاری» میان دو کشور تصریح کرد: پاکستان طی سالهای اخیر بارها طالبان افغانستان را به عدم کنترل فعالیتهای تحریک طالبان پاکستان متهم کرده است. در مقابل، طالبان نیز معتقد است اسلامآباد از تهدیدات امنیتی به عنوان ابزاری برای اعمال فشار سیاسی و نظامی بر کابل استفاده میکند. نتیجه این وضعیت، شکلگیری چرخهای از سوءظن و بیاعتمادی است که هر حادثه امنیتی را به یک بحران سیاسی و نظامی تبدیل میکند.
وی افزود: این چرخه باعث شده است که حتی در دورههایی که سطح تنشها کاهش پیدا میکند، زمینههای بازگشت بحران همچنان باقی بماند و کوچکترین حادثه مرزی بتواند روابط دو کشور را وارد مرحله جدیدی از تنش کند.
این تحلیلگر مسائل سیاسی در ادامه با تأکید بر ابعاد قومی بحران گفت: یکی از مؤلفههای مهمی که در بررسی روابط افغانستان و پاکستان باید مورد توجه قرار گیرد، نقش قوم پشتون است. پشتونها در دو سوی مرز دارای پیوندهای تاریخی، فرهنگی، زبانی و قبیلهای گسترده هستند و بسیاری از قبایل مرزنشین عملاً خود را بخشی از یک جامعه واحد میدانند.
وی اظهار کرد: مناطق شرقی افغانستان از جمله پکتیا، خوست و پکتیکا و همچنین وزیرستان شمالی و جنوبی پاکستان در طول دهههای گذشته همواره دارای ارتباطات گسترده اجتماعی و قبیلهای بودهاند. همین موضوع سبب شده است مرز سیاسی نتواند مانع ارتباطات سنتی میان ساکنان دو سوی مرز شود.
تاجیک افزود: پاکستان این وضعیت را بستری برای فعالیت گروههای مسلح و انتقال نیرو و تجهیزات میداند، در حالی که بسیاری از نخبگان افغانستان آن را بخشی از واقعیت تاریخی و قومی منطقه قلمداد میکنند. همین تفاوت نگاه، یکی از عوامل اصلی اختلافات امنیتی میان دو کشور است.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به جایگاه شبکه حقانی در معادلات امنیتی منطقه اشاره کرد و گفت: شبکه حقانی طی چند دهه گذشته به یکی از تأثیرگذارترین بازیگران امنیتی شرق افغانستان تبدیل شده است. این شبکه به واسطه ساختار سازمانی منسجم، نفوذ عمیق قبیلهای و تجربه گسترده در حوزه نظامی توانسته جایگاه ویژهای در ساختار طالبان به دست آورد.
این پژوهشگر علوم سیاسی افزود: برخلاف برخی تحلیلها، شبکه حقانی یک بازیگر مستقل از طالبان نیست، بلکه بخشی از ساختار رسمی قدرت در افغانستان محسوب میشود و نقش مهمی در تصمیمگیریهای امنیتی و نظامی این کشور ایفا میکند.
تاجیک با اشاره به آینده روابط کابل و اسلامآباد گفت: محتملترین سناریو در شرایط کنونی، ادامه درگیریهای محدود مرزی و حملات پراکنده میان دو طرف است. افغانستان با مشکلات اقتصادی، محدودیتهای بینالمللی و چالشهای حکمرانی مواجه است و پاکستان نیز با بحرانهای سیاسی و اقتصادی متعددی روبهروست؛ بنابراین هیچیک از دو طرف تمایل یا توانایی ورود به یک جنگ گسترده را ندارند.
وی افزود: سناریوی دوم، ازسرگیری مذاکرات امنیتی و سیاسی با میانجیگری کشورهای منطقه یا بازیگرانی همچون چین و قطر است. تحقق این سناریو نیازمند اراده سیاسی دو طرف و پذیرش این واقعیت است که راهکار نظامی نمیتواند به حل اختلافات موجود منجر شود.
این پژوهشگر علوم سیاسی در عین حال هشدار داد که وقوع یک حمله گسترده از سوی تحریک طالبان پاکستان در شهرهای مهم این کشور میتواند زمینه تشدید عملیاتهای نظامی پاکستان در خاک افغانستان را فراهم کند و منطقه را وارد مرحلهای جدید از بیثباتی سازد.
تاجیک با تأکید بر ضرورت حلوفصل سیاسی اختلافات میان دو کشور خاطرنشان کرد: تجربه دهههای گذشته نشان داده است که هیچیک از بحرانهای منطقهای از طریق استفاده از زور و قدرت نظامی حل نشدهاند. گفتوگو درباره خط دیورند، سازوکارهای مشترک امنیتی و نگرانیهای مشروع دو طرف، تنها راه کاهش تنشها و جلوگیری از تکرار درگیریهای مرزی است.
وی در پایان تأکید کرد: تا زمانی که کابل و اسلامآباد نتوانند درباره ریشههای تاریخی و امنیتی اختلافات خود به تفاهمی پایدار دست یابند، ساکنان مناطق مرزی همچنان نخستین قربانیان تنشهایی خواهند بود که بیش از یک قرن قدمت دارد.
انتهای پیام