شناسهٔ خبر: 78512798 - سرویس بین‌الملل
نسخه قابل چاپ منبع: تسنیم | لینک خبر

الجزیره: ایران معادله صهیونیست‌ها برای سیطره بر منطقه را شکست داد

الجزیره با اشاره به نقش برجسته ایران در توازن منطقه‌ای اعلام کرد معادله اسرائیل با زور نظامی، شکست خورد.

صاحب‌خبر -

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، شبکه الجزیره در چارچوب ادامه تحلیل‌های خود درباره معادله‌ای که ایران یکشنبه‌شب با انجام حملات موشکی علیه صهیونیست‌ها در مناطق مختلف فلسطین اشغالی در پاسخ به بمباران ضاحیه بیروت توسط این رژیم انجام داد، در مقاله‌ای به‌قلم عمر فارس، تحت عنوان «بمباران ضاحیه جنوبی و پاسخ ایران: تحولات جدید در منطقه»، نوشت: هر بار که اسرائیل تصور می‌کند در تحمیل معادله جدیدی از طریق زور نظامی موفق شده، تحولات بعدی ثابت می‌کند که منطقه همچنان در برابر تسلیم کامل مقاوم است.

این موضوع بار دیگر بعد از اقدام اسرائیل در بمباران ضاحیه جنوبی بیروت برجسته شد؛ اقدامی که پاسخ فوری ایران را در پی داشت و این پاسخ دارای ابعاد سیاسی و نظامی فراتر از مرزهای رویارویی مستقیم است.

اهداف رژیم صهیونیستی از تجاوز به ضاحیه

اتفاقی که در اینجا افتاد صرفاً تبادل ضربات نبود، بلکه مرحله جدیدی از یک درگیری آشکار بر سر آینده کل منطقه بود. این رویارویی دیگر به غزه، لبنان یا ایران، هر کدام به صورت جداگانه، محدود نمی‌شود، بلکه منعکس کننده برخورد بین دو دیدگاه متضاد است: اولی به دنبال تثبیت برتری منطقه‌ای اسرائیل با حمایت آمریکا است، در حالی که دومی برای جلوگیری از انحصار قدرت و ایجاد تعادل بازدارندگی که مانع از هژمونی هر طرف واحدی بر منطقه می‌شود، تلاش می‌کند.

هدف قرار دادن ضاحیه بیروت توسط رژیم صهیونیستی صرفاً یک عملیات نظامی محدود نبود؛ بلکه پیام‌های سیاسی و امنیتی متعددی را در بر داشت؛ به ویژه اینکه ضاحیه بیروت نمایانگر یک مرکز نمادین و محبوب مهم برای حزب‌الله است و هدف قرار دادن آن ابعادی فراتر از جنبه میدانی فوری به خود می‌گیرد.

چشم انداز سیاسی رژیم صهیونیستی در این زمینه ممکن است بیانگر اختلافات شدید میان کابینه بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم اشغالگر و مخالفان او باشد که تنش زیادی در مورد مسائل داخلی و درگیری‌های حزبی و شخصی دارند. با این حال، این اختلافات وقتی به مسائل امنیتی عمده، در درجه اول ایران، غزه و لبنان، می‌رسد، به طور قابل توجهی کاهش می‌یابد.

اختلاف نظر بین نیروهای سیاسی اسرائیل اغلب بر روش‌ها و ابزارهای مدیریت درگیری متمرکز است، نه بر اهداف استراتژیک اساسی. اکثر طیف‌های سیاسی اسرائیل در مورد اینکه ایران برجسته‌ترین چالش منطقه‌ای برای اسرائیل است و نیز بر لزوم تضعیف گروه‌های مسلح فلسطینی و کاهش نفوذ و توانایی‌های نظامی و سیاسی حزب‌الله توافق دارند.

بنابراین تغییرات پی در پی در کابینه رژیم صهیونیستی طی دهه‌های گذشته منجر به تغییرات اساسی در سیاست‌های منطقه‌ای نشده است، بلکه در لفاظی‌ها و روش‌های مختلف مورد استفاده برای دستیابی به همان اهداف منعکس شده است.

رژیم صهیونیستی از طریق بمباران ضاحیه بیروت تلاش داشت تا بگوید که می‌تواند ابتکار عمل را به دست بگیرد و مرزهای تنش را تعیین کند و آمادگی خود را برای گسترش دامنه رویارویی در صورت تمایل به منافع استراتژیک خود نشان دهد.

محاسبات غلط صهیونیست‌ها درباره جبهه مقاومت

با این حال، این پیام‌ها با واقعیت منطقه‌ای متفاوت از سال‌های گذشته در تضاد بود، جایی که جبهه‌های درگیری به هم پیوسته‌تر شده‌اند و هرگونه تشدید تنش در یک عرصه خاص اکنون احتمالاً پیامدهایی را به دنبال خواهد داشت که فراتر از مرزهای جغرافیایی آن گسترش می‌یابد.

در این میان ایران از طریق پاسخ فوری به اسرائیل تلاش کرد تا نشان دهد که فشارهای نظامی، تحریم‌ها و ترورهایی که متحدانش در سال‌های اخیر در معرض آن قرار گرفته‌اند، توانایی آنها را برای اعمال نفوذ یا به دست گرفتن ابتکار عمل از بین نبرده است.

دوراهی سخت آمریکا در منطقه

در مقابل، محاسبات آمریکا در این زمینه پیچیده‌تر به نظر می‌رسد و علی رغم تعهد سنتی این کشور به حمایت از اسرائیل، به نظر نمی‌رسد که دولت آمریکا مشتاق درگیر شدن در یک رویارویی منطقه‌ای گسترده باشد.

این رویکرد ناشی از ملاحظات متعددی است، از جمله نگرانی‌ها در مورد پیامدهای هرگونه جنگ تمام عیار بر اقتصاد جهانی و بازارهای انرژی، و همچنین کاهش اشتیاق افکار عمومی آمریکا برای درگیر شدن در درگیری‌های طولانی و پرهزینه در خارج از کشور.

علاوه بر این، ملاحظات سیاسی داخلی و عوامل اقتصادی، واشنگتن را به سمت سیاست‌های مهار و جلوگیری از یک آتش‌سوزی تمام عیار سوق می‌دهد، حتی در حالی که همچنان به حمایت سیاسی و نظامی از متحدان خود ادامه می‌دهد.

ابعاد راهبردی سیاسی و امنیتی پاسخ فوری ایران به صهیونیست‌ها

پاسخ سریع ایران به تجاوز رژیم صهیونیستی به ضاحیه بیروت نشان داد که تهران تحولات لبنان را جدا از چارچوب امنیتی و استراتژیک گسترده‌تر خود نمی‌بیند. از این منظر پاسخ تهران این پیام را منتقل کرد که هدف قرار دادن متحدانش بی‌پاسخ نخواهد ماند و قوانین تعامل را نمی‌توان به صورت یکجانبه اعمال کرد.

ایران همچنین از طریق پاسخ خود تلاش کرد نشان دهد که فشارهای نظامی، تحریم‌ها و ترورهایی که متحدانش در سال‌های اخیر با آن مواجه بوده‌اند، توانایی آنها را برای اعمال نفوذ یا ابتکار عمل کاهش نداده است.

در عین حال، پیام ایران بُعد سیاسی نیز داشت که ایالات متحده را هدف قرار می‌داد و نشان می‌داد که هرگونه تلاش برای ترسیم مجدد موازنه‌های منطقه‌ای با زور، با واکنش‌های چندوجهی و چندجبهه‌ای مواجه خواهد شد.

حزب‌الله همچنان بازیگر تاثیرگذار منطقه

در این میان حزب الله با وجود فشارهای نظامی، اقتصادی و سیاسی که در سال‌های اخیر با آن مواجه بوده است، همچنان یک بازیگر تأثیرگذار در صحنه لبنان و منطقه است.

بسیاری از دشمنان حزب الله در داخل و خارج از لبنان شرط بسته بودند که این فشارها حزب‌الله را به سمت کاهش نقش یا تغییر اولویت‌های استراتژیک خود سوق خواهد داد. با این حال، تحولات اخیر نشان می‌دهد که این حزب همچنان به انتخاب‌های اساسی خود پایبند است و خود را بخشی از یک پروژه منطقه‌ای گسترده‌تر می‌داند که فراتر از چارچوب لبنان است.

حزب الله همچنین تأکید می‌کند که هرگونه ثبات پایدار نمی‌تواند مبتنی بر عدم تعادل قدرت یا ترتیبات تحمیلی تحت فشار باشد، بلکه باید بر معادلات تعادلی استوار باشد که منافع همه طرف‌ها را تضمین می‌کند.

یکی از برجسته‌ترین تحولاتی که منطقه امروز شاهد آن است، تمایل فزاینده اسرائیل به گسترش دامنه گزینه نظامی و تلاش برای تحمیل واقعیت‌های جدید بر روی زمین، به جای ادامه سیاست‌های سنتی مهار و بازدارندگی است.

حامیان این رویکرد در داخل اسرائیل معتقدند که شرایط فعلی فرصتی را برای تغییر شکل امنیت و محیط سیاسی منطقه‌ای به گونه‌ای فراهم می‌کند که برتری استراتژیک بلندمدت این رژیم را تضمین کند.

با این حال، تجربیات دهه‌های گذشته نشان می‌دهد که برتری نظامی به تنهایی برای دستیابی به ثبات سیاسی کافی نیست و جوامع و نیروهای محلی اغلب ابزارهای جدیدی برای مقاومت و سازگاری با تغییرات ایجاد می‌کنند.

ایران توازن منطقه‌ای را به نفع مقاومت برگرداند

محور مقاومت طی سال‌های گذشته به ویژه بعد از طوفان الاقصی با چالش‌ها و ضربات متعددی مواجه بوده، اما در دوره اخیر بعد از جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، این محور نشان داد که می‌تواند بار دیگر یک بازیگر تاثیرگذار در منطقه باشد.

محور مقاومت در محیط‌های بسیار پیچیده‌ای ظهور و توسعه یافته و در طول سال‌های متمادی، موفق به ایجاد شبکه‌هایی از اتحادها و قابلیت‌های نظامی و سیاسی شده است. با وجود چالش‌های قابل توجهی که این محور با آنها مواجه است، اما همچنان عناصر قدرت زیادی دارد از جمله حمایت گسترده مردمی در کشورهای مختلف منطقه و حتی برخی کشورهای جهان، توانایی عملیات در جبهه‌های متعدد و اعتقاد راسخ در میان اعضای آن مبنی بر اینکه درگیری منطقه‌ای هنوز به مرحله تعیین‌کننده‌ای نرسیده است.

امروز منطقه غرب آسیا در یک نقطه عطف اساسی قرار دارد که محاسبات نظامی، سیاسی و منطقه‌ای در هم تنیده شده‌اند. اسرائیل لحظه فعلی را فرصتی برای تقویت موقعیت خود و تغییر شکل محیط امنیتی خود می‌بیند، در حالی که ایالات متحده در تلاش است تا بین حمایت از متحدان خود و جلوگیری از افتادن به ورطه جنگی گسترده‌تر تعادل برقرار کند.

اما در مقابل، اعضای محور مقاومت، به دنبال نشان دادن این هستند که فشارها و ضرباتی که متحمل شده‌اند، توانایی آنها را برای نفوذ و به دست گرفتن ابتکار عمل کاهش نداده است.

با توجه به این چشم‌انداز پیچیده، به نظر می‌رسد منطقه در حال ورود به مرحله‌ای از احتمالات آشکار است؛ جایی که موازنه قدرت به طور قطعی برقرار نشده است و طرف‌های مختلف هنوز توانایی تأثیرگذاری بر روند رویدادها و شکل‌دهی به ویژگی‌های مرحله بعدی را دارند. اما نکته مسلم، آن است که توازن قدرت منطقه نه در مرحله کنونی و نه در آینده، آن گونه که رژیم صهیونیستی تصور کرده بود و آرزو داشت، نخواهد بود.

انتهای پیام/