شناسهٔ خبر: 78512757 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: رسا | لینک خبر

یادداشت؛

زنگ خطر خاموشی جمعیتی در ایران

کاهش تعداد موالید ثبت‌شده در سال ۱۴۰۴ به ۸۹۲ هزار نفر، بار دیگر بحران جمعیت را به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های کشور تبدیل کرده است؛ آماری که نه‌تنها حدود ۱۰ درصد کمتر از سال گذشته است، بلکه از تعداد متولدین سال ۱۳۴۴ نیز پایین‌تر آمده است.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرنگار گروه جمعیت و تعالی خانواده خبرگزاری رسا، آمارها گاهی از هر تحلیل و هشدار و سخنرانی رساترند. اعداد در سکوت سخن می‌گویند و اگر به درستی شنیده شوند، می‌توانند آینده یک ملت را پیش از وقوع بحران به تصویر بکشند. تازه‌ترین گزارش‌های سازمان ثبت احوال از وضعیت موالید کشور، از جمله همین آمارهای هشداردهنده است؛ آماری که اگر مورد توجه جدی مسئولان، نخبگان و افکار عمومی قرار نگیرد، در سال‌های آینده ایران را با یکی از عمیق‌ترین بحران‌های اجتماعی، اقتصادی و حتی امنیتی مواجه خواهد کرد.

بر اساس آمار منتشر شده، تعداد زادوولدهای ثبت‌شده در سال ۱۴۰۴ به حدود ۸۹۲ هزار مورد رسیده است. این رقم نسبت به سال ۱۴۰۳ حدود ۱۰ درصد کاهش نشان می‌دهد. نکته نگران‌کننده آن است که سال ۱۴۰۳ نیز در زمان خود رکوردی تاریخی را ثبت کرده بود؛ سالی که تعداد موالید به کمتر از یک میلیون نفر سقوط کرد. اکنون تنها یک سال بعد، این روند نزولی با شتاب بیشتری ادامه یافته و کشور را وارد مرحله‌ای تازه از بحران جمعیتی کرده است.

اما عمق مسئله زمانی آشکار می‌شود که این آمار را در بستر تاریخی آن قرار دهیم. تعداد متولدین سال ۱۴۰۴ از تعداد متولدین سال ۱۳۴۴ نیز کمتر شده است. این مقایسه در نگاه نخست شاید صرفاً یک عدد به نظر برسد، اما واقعیت بسیار فراتر از این است. در سال ۱۳۴۴ جمعیت ایران حدود ۲۵ میلیون نفر بود، در حالی که امروز جمعیت کشور به حدود ۹۰ میلیون نفر رسیده است. به بیان دیگر، کشوری که اکنون بیش از سه برابر جمعیت نیم قرن پیش را در خود جای داده، تعداد تولدهایش از آن زمان کمتر شده است. این پدیده نشان‌دهنده سقوط شدید نرخ باروری و ورود جامعه به مرحله‌ای خطرناک از کاهش جمعیت است.

جمعیت، مهم‌ترین سرمایه هر کشور محسوب می‌شود. اقتصاد، فرهنگ، امنیت، علم، فناوری و حتی اقتدار سیاسی کشورها بر بستر نیروی انسانی شکل می‌گیرد. در جهان امروز، بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته با وجود برخورداری از ثروت و فناوری، از بحران پیری جمعیت رنج می‌برند و سالانه میلیاردها دلار هزینه می‌کنند تا شهروندان خود را به فرزندآوری تشویق کنند. ژاپن، کره جنوبی، ایتالیا، آلمان و بسیاری دیگر از کشورهای صنعتی سال‌هاست که آثار کاهش موالید را در بازار کار، نظام بازنشستگی و ساختار اقتصادی خود تجربه می‌کنند.

ایران نیز اکنون در آستانه ورود به همین وضعیت قرار گرفته است. تفاوت در آن است که بسیاری از کشورهای یادشده پس از رسیدن به سطح بالایی از توسعه اقتصادی با بحران جمعیتی مواجه شدند، اما ایران هنوز با چالش‌های متعدد اقتصادی، اشتغال، مسکن و رفاه عمومی دست و پنجه نرم می‌کند. به همین دلیل، کاهش جمعیت در ایران می‌تواند آثار سنگین‌تری نسبت به بسیاری از کشورها بر جای بگذارد.

یکی از نخستین پیامدهای کاهش موالید، پیر شدن ساختار سنی جامعه است. هنگامی که تعداد کودکان و نوجوانان کاهش می‌یابد، به تدریج سهم سالمندان در جمعیت افزایش پیدا می‌کند. این وضعیت موجب می‌شود که تعداد افراد شاغل و مولد جامعه کاهش یابد و در مقابل، تعداد افرادی که نیازمند خدمات درمانی، بیمه‌ای و حمایتی هستند افزایش پیدا کند. در چنین شرایطی فشار سنگینی بر صندوق‌های بازنشستگی و بودجه عمومی کشور وارد خواهد شد.

از سوی دیگر، کاهش جمعیت جوان به معنای کاهش نیروی کار در دهه‌های آینده است. بسیاری از صنایع، بخش‌های تولیدی و مراکز علمی کشور برای ادامه فعالیت خود به نیروی انسانی جوان نیاز دارند. اگر روند فعلی ادامه یابد، ایران در سال‌های آینده با کمبود جدی نیروی کار متخصص و حتی نیروی کار ساده مواجه خواهد شد. این مسئله می‌تواند رشد اقتصادی کشور را با موانع جدی روبه‌رو کند.

ابعاد فرهنگی و اجتماعی بحران جمعیت نیز کمتر از پیامدهای اقتصادی آن نیست. خانواده همواره اصلی‌ترین نهاد اجتماعی در فرهنگ ایرانی و اسلامی بوده است. کاهش فرزندآوری نه تنها بر ساختار جمعیتی کشور اثر می‌گذارد، بلکه به تدریج الگوهای فرهنگی و سبک زندگی جامعه را نیز دگرگون می‌کند. خانواده‌های تک‌فرزند یا بدون فرزند، روابط اجتماعی محدودتر، کاهش سرمایه اجتماعی و تضعیف پیوندهای خانوادگی از جمله پیامدهای این روند محسوب می‌شود.

رهبر شهید انقلاب اسلامی سال‌ها پیش نسبت به خطر کاهش جمعیت هشدار داده بودند و بر ضرورت اصلاح سیاست‌های جمعیتی تأکید کردند. در پی این هشدارها، سیاست‌های کلی جمعیت ابلاغ شد و سپس قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت به تصویب رسید. این قانون تلاش کرده است با ارائه مشوق‌هایی در حوزه مسکن، اشتغال، تسهیلات مالی و حمایت‌های اجتماعی، بخشی از موانع فرزندآوری را کاهش دهد. با این حال، آمارهای اخیر نشان می‌دهد که هنوز تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصله زیادی وجود دارد.

واقعیت آن است که مسئله جمعیت تنها با تصویب قانون حل نمی‌شود. بحران جمعیت یک مسئله چندبعدی است و نیازمند همکاری همه دستگاه‌ها و نهادهای فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی کشور است. مشکلات اقتصادی، گرانی مسکن، نااطمینانی نسبت به آینده، تغییر سبک زندگی، گسترش فردگرایی، افزایش سن ازدواج و برخی نگرش‌های فرهنگی از جمله عواملی هستند که بر کاهش فرزندآوری اثر گذاشته‌اند.

در کنار سیاست‌های حمایتی دولت، نقش رسانه‌ها نیز بسیار مهم است. رسانه‌ها باید بتوانند تصویری واقعی و امیدبخش از خانواده و فرزندآوری ارائه دهند. سال‌ها تبلیغ مستقیم و غیرمستقیم سبک زندگی کم‌فرزند یا بی‌فرزند در برخی محصولات فرهنگی و رسانه‌ای، آثار خود را بر نگرش عمومی جامعه گذاشته است. امروز نیازمند یک حرکت فرهنگی گسترده برای بازسازی ارزش خانواده و تبیین اهمیت فرزندآوری هستیم.

البته این سخن به معنای نادیده گرفتن مشکلات اقتصادی مردم نیست. خانواده‌ها زمانی به فرزندآوری بیشتر تمایل پیدا می‌کنند که احساس امنیت اقتصادی و اجتماعی داشته باشند. از این رو، هرگونه سیاست جمعیتی باید با برنامه‌ریزی دقیق برای حل مشکلات معیشتی، اشتغال جوانان و تأمین مسکن همراه باشد. حمایت از خانواده نباید به چند وام و تسهیلات محدود شود، بلکه باید به یک راهبرد ملی تبدیل گردد.

کاهش تعداد موالید در سال ۱۴۰۴ به کمتر از ۹۰۰ هزار نفر، صرفاً یک عدد در گزارش‌های آماری نیست؛ این آمار پیامی روشن درباره آینده کشور در خود دارد. اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، ایران در دهه‌های آینده با جامعه‌ای پیر، نیروی کار محدود، فشار اقتصادی گسترده و چالش‌های متعدد اجتماعی مواجه خواهد شد. چنین وضعیتی نه تنها توسعه کشور را کند می‌کند، بلکه می‌تواند بر اقتدار ملی نیز تأثیر بگذارد.

امروز هنوز فرصت برای اصلاح مسیر وجود دارد. پنجره جمعیتی ایران به طور کامل بسته نشده است، اما این فرصت همیشگی نخواهد بود. هر سال تأخیر در تصمیم‌گیری و اقدام مؤثر، هزینه‌های بیشتری را بر کشور تحمیل خواهد کرد. آمارهای تازه ثبت احوال باید به عنوان یک زنگ خطر جدی تلقی شود؛ هشداری که از آینده سخن می‌گوید و از همه مسئولان، نخبگان و دلسوزان کشور می‌خواهد پیش از آنکه دیر شود، برای نجات آینده جمعیتی ایران چاره‌ای بیندیشند.

امروز مسئله جمعیت دیگر یک دغدغه صرفاً کارشناسی نیست؛ مسئله‌ای ملی و تمدنی است. آینده ایران در گرو نسل‌هایی است که باید متولد شوند، رشد کنند و بار پیشرفت کشور را بر دوش بکشند. اگر این نسل‌ها شکل نگیرند، هیچ برنامه توسعه‌ای، هیچ سرمایه اقتصادی و هیچ پیشرفت فناورانه‌ای نمی‌تواند خلأ نیروی انسانی را جبران کند. از همین رو باید گفت: خطر اصلی همین جاست؛ به داد ایران برسید.