به گزارش ایسنا، قدم به بازار لوازم خانگی امین حضور که میگذاری، نخستین چیزی که به چشم میخورد، سکوت عجیب میان راهروهای شلوغ است. بازار شلوغ است، اما نه از جنس خرید و فروش. گویی آدمها آمدهاند که قیمت بگیرند، حساب و کتاب کنند و بروند. اینجا یکی از قدیمیترین و مهمترین مراکز خرید و فروش لوازم خانگی تهران است؛ جایی که حالا ویترین مغازهها پر از کالاست، اما خرید کالا رونقی ندارد.آخرین آمار رسمی مرکز آمار، آنچه در این بازار به چشم میآید را با اعداد و ارقام گویاتری روایت میکند. بر اساس این آمار، گروه «مبلمان و لوازم خانگی» در اردیبهشتماه ۱۴۰۵ تورم نقطهبهنقطه ۸۳.۹ درصدی و رشد ماهانه ۸.۸ درصدی را تجربه کرده و در جایگاه سومین گروه کالایی با بیشترین افزایش قیمت ایستاده است. این یعنی قیمتها نسبت به سال گذشته نزدیک به دو برابر شدهاند. افزایش قیمتی که در برخی اقلام از جمله یخچال و ماشین لباسشویی به بیش از دو برابر رسیده و قدرت خرید خانوارها را به شدت کاهش داده است. نتیجه این جهش قیمتها، رکودی است که بنا بر اعلام فعالان صنعت، فروش را به طور متوسط ۶۰ درصد کاهش داده و بسیاری از واحدهای تولیدی را ناچار کرده با حدود ۳۰ درصد ظرفیت اسمی خود فعالیت کنند.
مشتری میپرسد، اما نمیخرد
در میانه بازار امینحضور، یکی از فروشندگان قدیمی که نزدیک به سه دهه سابقه کار دارد، در ارتباط با وضعیت بازار میگوید: «اگر بخواهم صادقانه بگویم، یکی از سختترین دورههایی است که در این سالها تجربه کردهام. مشتری وارد مغازه میشود، قیمت میپرسد، چند دقیقه حساب و کتاب میکند و بعد بدون خرید میرود. تعداد مراجعهکنندگان کم نیست، اما تعداد خریداران واقعی به شدت کاهش پیدا کرده است. بعضی از اقلام لوازم خانگی در عرض چند روز چند ده میلیون افزایش قیمت دارند؛ کدام خانوادهای با حقوق ماهیانه میتواند چنین افزایشی را تحمل کند؟
بازار لوازم خانگی در ایران طی سالهای گذشته تحت تاثیر مجموعهای از فشارهای ساختاری قرار داشته است؛ از جمله نوسانات نرخ ارز، محدودیتهای واردات، افزایش هزینههای حملونقل و انرژی و همچنین کاهش قدرت خرید مصرفکننده. این عوامل پیش از آسیب به صنایع فولادی و پتروشیمی در جنگ اخیر وجود داشته هر چند که نمی توان کتمان کرد بخشی از زنجیره تولید لوازم خانگی به مواد اولیهای مانند فولاد، پلاستیک و قطعات پتروشیمی وابسته است و طبیعی است که افزایش قیمت این نهادهها در نهایت بر بهای تمامشده اثر بگذارد.
در واقع، نسبت دادن افزایش قیمتها صرفاً به رشد هزینه در صنایع بالادستی، تصویر سادهشدهای از یک بازار پیچیده است. واقعیت این است که بازار لوازم خانگی پیش از این نیز وارد مسیر افزایشی شده بود و عوامل اخیر بیشتر نقش تشدیدکننده داشتهاند تا آغازگر.
اما گزارش مرکز پژوهشهای اتاق بازرگانی تهران که در اردیبهشتماه ۱۴۰۵ منتشر شده، نشان داد که نقطه آغاز این بحران، تامین «ورق فولادی» به عنوان مهمترین ماده اولیه این صنعت است. اختلال در تولید و عرضه ورق فولادی موجب افزایش شدید قیمت این نهاده شده و فشار هزینهای سنگینی را به صنایع پاییندستی از جمله لوازم خانگی تحمیل کرده است.
فروشنده بازار امینحضور در این باره توضیح میدهد: «تولیدکنندگان میگویند قیمت ورق فولادی، قطعات، مواد پتروشیمی، حملونقل و حتی هزینه انرژی افزایش پیدا کرده است. وقتی هزینه تولید بالا میرود، قیمت نهایی هم افزایش پیدا میکند و در نهایت مصرفکننده و فروشنده هر دو آسیب میبینند.»
این افزایش هزینه، تنها محدود به مواد اولیه فلزی نیست. در بخش مواد پتروشیمی و شیمیایی نیز حملات به تاسیسات پتروشیمی، تأمین مواد مورد نیاز برای تولید قطعات پلاستیکی، عایقها و پنلها را مختل کرده است. از سوی دیگر، بردهای الکترونیکی، تراشهها و سنسورهای مورد استفاده در محصولات نیز عمدتا وارداتی هستند و تحریمهای بانکی و محدودیتهای مالی، فرآیند پرداخت به تامینکنندگان خارجی را دشوار کرده است.
تولید کنندگان نیز تغییر مبنای نرخ ارز و افزایش ۸۰ درصدی قیمت مواد اولیه را اذعان داشته و معتقدند که این شرایط موجب دو برابر شدن قیمت محصولات نهایی شده است.تاخیر ۸ تا ۱۰ ماهه در تخصیص ارز برای واردات مواد اولیه نیز یکی از مهمترین فشارهای وارد بر تولیدکنندگان عنوان شد.
افزایش قیمتها در بازار لوازم خانگی تنها به رشد هزینه خرید کالاها محدود نمانده، بلکه الگوی مصرف خانوارها را نیز تغییر داده است. اگر تا چند سال پیش بسیاری از مشتریان هنگام خرید به اعتبار برند، کیفیت محصول و خدمات پس از فروش توجه میکردند، امروز کاهش قدرت خرید باعث شده قیمت به مهمترین معیار انتخاب تبدیل شود. در شرایطی که خرید بسیاری از کالاهای لوازم خانگی برای بخشی از جامعه به یک هزینه سنگین تبدیل شده، مصرفکنندگان بیش از هر زمان دیگری به دنبال گزینههای ارزانتر هستند؛ حتی اگر این انتخاب به معنای چشمپوشی از برندهای شناختهشده یا برخی استانداردهای کیفی باشد.

افزایش قیمتها در بازار لوازم خانگی تنها به رشد هزینه خرید کالاها محدود نمانده، بلکه الگوی مصرف خانوارها را نیز تغییر داده است. اگر تا چند سال پیش بسیاری از مشتریان هنگام خرید به اعتبار برند، کیفیت محصول و خدمات پس از فروش توجه میکردند، امروز کاهش قدرت خرید باعث شده قیمت به مهمترین معیار انتخاب تبدیل شود.
این تغییر رفتار مصرفکنندگان در سالهای اخیر و همزمان با افزایش مداوم قیمتها، ترکیب بازار لوازم خانگی را نیز دستخوش تحول کرده است. ادامه حذف برندهای محبوب و گرانقیمت خارجی و رشد قیمتها، زمینه را برای حضور پررنگتر برندهای ارزانتر داخلی و خارجی فراهم کرده و رقابت در بازار را بیش از گذشته به سمت قیمت سوق داده است.
ارزانترین گزینه، انتخاب اول مشتری
یکی از فروشندگان بازار امینحضور در این باره توضیح میدهد: «قبلا مشتری بین چند برند معتبر مقایسه میکرد، اما امروز اولین سوال او این است که ارزانترین گزینه کدام است. بسیاری از خریداران به سمت برندهایی میروند که حتی چند سال قبل نام آنها در بازار چندان شناختهشده نبود. الان مشتری میآید میگوید فلان برند چه قیمتی است؟ دیگر برایش مهم نیست که آن برند چه سابقهای دارد یا خدمات پس از فروشش چطور است. فقط قیمت برایش مهم است.»
فروشنده دیگری در بازار در این باره میگوید: «واقعیت این است که بعد از خروج برندهای مطرح خارجی، بازار تغییر کرد. برندهای داخلی رشد کردند و بخشی از نیاز بازار را پوشش دادند، اما هنوز مشتریان اندکی هستند که به دنبال برندهای خارجیاند. الان بخش زیادی از کالاهای خارجی که در بازار دیده میشود، از مسیرهای غیررسمی وارد شده و همین مسئله قیمتها را بالاتر برده است. مشتری میگوید فلان برند کرهای را میخواهم، اما وقتی میبینیم، کالایی است که از مسیر کولهبری آمده، گارانتی ندارد و قیمتش هم چند برابر قیمت واقعی است. با این حال، بعضیها به خاطر اعتمادی که به آن برند دارند، حاضرند این قیمت را بپردازند.»
کاهش تولید ، نبود نظارت یا واردت کدام تاثیرگذارند؟
با تمام این اوصاف باید دید که چاره کارچیست و مسوولان ذیربط ریشه مشکلات موجود در این صنعت را در چه می بینند تولید ، نظارت یا واردات در همین زمینه نسرین اوجاقی، دبیر انجمن صنایع لوازم خانگی در گفت وگویی عنوان کرد که طی هفت سال گذشته تولید لوازم خانگی از ۶ میلیون به ۲۰ میلیون قطعه رسیده یعنی افزایش تولید، بنابراین به اعتقاد وی در شرایط کنونی نیازی به واردات لوازم خانگی وجود ندارد. با این حال، او همزمان از کاهش ۳۸ درصدی تولید در سال ۱۴۰۴ نسبت به سال قبل، افت ۴۰ درصدی فروش، انباشت کالا در انبارها، افزایش هزینههای سربار و کاهش نقدینگی بنگاهها خبر داده است. به گفته او، اولویت اصلی صنعت در شرایط فعلی حفظ خطوط تولید و نیروی کار است.
نبود نظارت موثر بر بازار، موجب افزایش قیمت برخی کالاها به میزان ۴۰ تا ۵۰ میلیون تومان تنها در بازهای پنجروزه شده که دستگاههای نظارتی برای بازگرداندن ثبات به بازار باید به صورت جدی ورود کنند.
اما اکبر پازوکی، رئیس اتحادیه فروشندگان لوازم خانگی تهران، نسبت به نبود نظارت در بازار انتقاد داشته و خواستار ورود جدی دستگاه های نظارتی شد به گفته وی ورود کالا همچنان عمدتا از مسیرهای کولهبری و تهلنجی انجام میشود و این کانالها بخشی از کمبودهای بازار را جبران میکنند. اما نبود نظارت موثر بر بازار، موجب افزایش قیمت برخی کالاها به میزان ۴۰ تا ۵۰ میلیون تومان تنها در بازهای پنجروزه شده که دستگاههای نظارتی برای بازگرداندن ثبات به بازار باید به صورت جدی ورود کنند.
در میان فروشندگان بازار اما، نظرها متفاوت است. یکی از فروشندگان قدیمی امینحضور در این باره میگوید: «یک روی سکه ممنوعیت واردات حمایت از تولید داخلی است، اما روی دیگرش این است که بازار در انحصار چند برند خاص قرار میگیرد. وقتی رقابت نباشد، تولیدکننده هر قیمتی دلش بخواهد میگذارد و مصرفکننده هم چارهای جز خریدن ندارد. ما به عنوان فروشنده، هم باید جوابگوی مشتری باشیم، هم با تولیدکنندهای طرفیم که قیمت را هر هفته بالا میبرد.»
فروشنده دیگری نظر متفاوتی دارد: «در شرایط فعلی که کشور درگیر جنگ و تحریم است، اگر واردات آزاد شود، ارز بیشتری از کشور خارج میشود. حداقل با ممنوعیت واردات، کارخانه ها سرپا ماندهاند و کارگرها بیکار نشدهاند. اما مشکل اینجاست که باید نظارت باشد. تولیدکننده نباید به بهانه ممنوعیت واردات، هر طور دلش خواست قیمت بگذارد و کیفیت را پایین بیاورد.»
فروشندگانی که از ترس گرانی، کالا نمیفروشند
بازار لوازم خانگی این روزها بیش از آنکه با کمبود مشتری مواجه باشد، گرفتار کمبود اطمینان است. خریداران به امید ثبات قیمتها دست نگه داشتهاند و فروشندگان نیز از ترس افزایش دوباره نرخها و دشواری تامین کالا، با احتیاط بیشتری معامله میکنند. نتیجه این وضعیت، بازاری است که در آن پرسوجوی قیمت فراوان است، اما خرید و فروش به سختی انجام میشود.
در شرایطی که افزایش هزینهها و نوسانات بازار، قدرت خرید خانوارها را کاهش داده، رکود بر بسیاری از واحدهای صنفی سایه انداخته است. از سوی دیگر، نگرانی فروشندگان درباره جایگزینی کالا با قیمتهای جدید و ابهام در روند تامین محصولات، بر پیچیدگی شرایط افزوده است؛ وضعیتی که به گفته فعالان بازار، حجم معاملات را به پایینترین سطوح خود در ماههای اخیر رسانده و چرخهای از انتظار و احتیاط را میان خریداران و فروشندگان شکل داده است.
یکی از فروشندگان بازار در این خصوص توضیح میدهد: «گاهی کالایی را میفروشیم اما چند روز بعد برای خرید مجدد همان کالا باید مبلغ بسیار بیشتری پرداخت کنیم. به همین دلیل بعضی فروشندگان ترجیح میدهند موجودی خود را با احتیاط عرضه کنند، چون نگران هستند سرمایهشان برای جایگزینی کالا کافی نباشد.»
از دید آنها، این احتیاط، ریشه در تجربههای تلخ گذشته دارد. «یک بار یک کولر گازی به قیمت ۱۲۰ میلیون تومان فروختیم اما دو هفته بعد که خواستیم همان مدل را برای فروش مجدد جایگزین کنیم، کارخانه اعلام کرد قیمت جدید همان کالا ۱۳۵ میلیون است. یعنی ما عملا ۱۵ میلیون تومان از سرمایهمان را از دست دادیم. خب طبیعی است که بعد از چند بار تجربه این چنینی، فروشنده احتیاط میکند.»
به همین خاطر وی مشکل تامین کالا از سوی شرکتها را نیز عامل دیگری برای این احتیاط میداند: «یکی از مشکلات اصلی همین موضوع است. گاهی فروش انجام میدهیم اما برای جایگزینی همان کالا با مشکل مواجه میشویم. بعضی شرکتها به دلیل نوسانات بازار یا مشکلات تامین مواد اولیه، فروش را محدود میکنند یا تحویل کالا با تاخیر انجام میشود. این وضعیت، یک چرخه معیوب درست کرده؛ خریداران از ترس گرانی، خرید را عقب میاندازند و فروشندگان از ترس افزایش قیمتهای آتی، با اکراه، کالا عرضه میکنند. نتیجه، کاهش حجم معاملات و تعمیق رکود است.»
بعضی شرکتها به دلیل نوسانات بازار یا مشکلات تامین مواد اولیه، فروش را محدود میکنند یا تحویل کالا با تاخیر انجام میشود.
این چرخه معیوب، خود را در رفتار روزمره بازار نشان میدهد. فروشندهای که تا چند ماه پیش روزانه چندین مشتری داشت، حالا به زور یکی، دو معامله در هفته انجام میدهد. «صبح که مغازه را باز میکنیم، تا ظهر چند نفر میآیند قیمت میپرسند و میروند. اگر خوششانس باشیم، شاید یکیشان خرید کند. آن هم نه از سر میل، بلکه از سر اجبار. چون وسایل خانگی قدیمی شان از کار افتاده و دیگر قابل تعمیر نیست.»
بیثباتی، بزرگترین دشمن بازار
آنچه امروز در بازار لوازم خانگی مشاهده میشود، تنها افزایش قیمت کالاها نیست؛ بلکه شکلگیری فضایی از نااطمینانی است که هم خریداران و هم فروشندگان را تحت تاثیر قرار داده است. از یک سو، کاهش قدرت خرید خانوارها باعث شده بسیاری از مصرفکنندگان خریدهای خود را به تعویق بیندازند یا به سراغ ارزانترین گزینههای موجود بروند. از سوی دیگر، نوسان قیمتها و ابهام در تامین کالا، فروشندگان را نسبت به عرضه موجودی خود محتاطتر کرده است.
در چنین شرایطی، بازار در چرخهای گرفتار شده که خروج از آن آسان نیست؛ خریداران در انتظار کاهش یا ثبات قیمتها هستند و فروشندگان نگران افزایش هزینه جایگزینی کالا. نتیجه این وضعیت، کاهش معاملات، افت رونق بازار و تداوم رکودی است که فعالان صنفی از آن به عنوان یکی از دشوارترین دورههای فعالیت خود یاد میکنند. به نظر میرسد تا زمانی که ثبات نسبی به متغیرهای اقتصادی و بازار بازنگردد، نه مصرفکنندگان انگیزهای برای خرید خواهند داشت و نه فروشندگان با اطمینان خاطر به استقبال رونق معاملات خواهند رفت.
انتهای پیام

