به گزارش «راهبرد معاصر»؛ شبهای هفتم و هشتم مارس، جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران با هدف قرار دادن زیرساختهای نفتی ایران به وسیله اسرائیل، به طور قابل توجهی متشنج شد. طبق گزارشها، اسرائیل به بیش از ۳۰ تأسیسات نفتی حمله و ادعا کرد از آنها برای «اهداف نظامی» استفاده میشود. ایالات متحده متعاقباً خود را از این حملات مبرا دانست و مقیاس و منطق راهبردی آنها را زیر سؤال برد.
کاربران ایرانی در شبکههای اجتماعی آتشسوزی تأسیسات نفتی را «جهنم»، «هیولای سیاه» و «آخرالزمانی» توصیف کردند
تهران به شدت تحت تأثیر قرار گرفت و این حمله به حادثه بزرگ زیستمحیطی منجر شد. تصاویر، ستونهای غلیظی از دود سیاه و آتشسوزیهای بزرگی را در چندین تأسیسات نفتی نشان میداد. این توده های متراکم سمی آلایندهها متعاقباً بر فراز شهر بارید، وارد فاضلاب شهری شد و نگرانیهایی را درباره آلودگی احتمالی آبهای سطحی و زیرزمینی ایجاد کرد. این حادثه نگرانیهای جدی و بلندمدتی را درباره سلامت شهروندان تهران با جمعیتی بیش از 9 میلیون نفر ایجاد میکند.
چهار مکان در داخل و اطراف تهران هدف قرار گرفت، ازجمله مخازن نفت اقدسیه، تأسیسات نفت شهران و انبار نفت کرج واقع در غرب استان تهران. پالایشگاه نفت تهران نیز هدف قرار گرفت که ظرفیت فرآوری تقریباً ۲۲۵ هزار بشکه نفت در روز دارد و ازجمله بزرگترین تأسیسات پالایشگاهی ایران است. این پالایشگاه طیف وسیعی از محصولات تولید میکند که تمرکز اصلی آن بر LPG و بنزین است، اما در زمینه بازیابی گوگرد و وکیوم باتم، مادهای سنگین که در آسفالت استفاده میشود نیز تخصص دارد.
خطرات حاد سلامتی
کاربران ایرانی در شبکههای اجتماعی آتشسوزی تأسیسات نفتی را «جهنم»، «هیولای سیاه» و «آخرالزمانی» توصیف کردند که نشان دهنده تأثیر روانی آن حمله است. اما تأثیر حاد حمله بر سلامت افراد چه میشود؟ در حالی که تأثیر منفی سلامتی قرار گرفتن طولانی مدت در معرض آلودگی هوا نسبتاً به خوبی مشخص شده است، ادبیات مربوط به قرار گرفتن در معرض رویدادهای مشابه همچون اثرات سایر آلایندههای ناشی از جنگ مانند محصولات پودری پراکنده به وسیله انفجارها محدود است.
با وجود این، تأثیرات منفی بر سلامتی به وسیله ترکیبات دود، غلظت، مسیرهای قرار گرفتن در معرض انفجار و بیماریهای همراه آن به طور مشخص وجود دارد که در زیر به بررسی آنها میپردازیم.
ترکیب دود
دود ناشی از آتشسوزیهای نفتی یا پالایشگاهی، مخلوطی پیچیده از گازها و ذرات است که بر اثر احتراق ناقص هیدروکربنها و مواد صنعتی تولید میشود و شامل مونوکسید کربن، دیاکسید گوگرد، اکسیدهای نیتروژن و ترکیبات آلی فرار (VOCs) در کنار ذرات متشکل از دوده، مواد آلی و فلزات کمیاب هستند.
اغلب دشوار است علائم رویدادی خاص را با اطمینان به هر یک از اجزای مخلوط دود نسبت داد، اما میدانیم یکی از ذرات مورد توجه ویژه، کربن سیاه است؛ بخش کربنی تقریباً خالص از دوده که در حین احتراق ناقص تولید میشود. قرار گرفتن شدید در معرض آن میتواند به اختلالات تنفسی منجر شود، به ویژه برای گروههای پرخطر مانند افراد مبتلا به آسم و سالمندان. ذرات بسیار کوچک کربن سیاه میتوانند به اعماق ریهها نفوذ کنند و میتوانند آلایندههای سمی دیگری ازجمله هیدروکربنهای آروماتیک چند حلقهای با خود حمل کنند. فلزات کمیابی که به طور طبیعی در نفت خام وجود دارند، مانند نیکل و وانادیوم باعث تحریک تنفسی و اثرات التهابی میشوند نیز نگران کننده هستند.
گزارشهای رسیده از تهران، «باران اسیدی سمی» را توصیف میکنند. این پدیده بر اثر احتراق «نفت خام ترش» غنی از گوگرد ایجاد میشود، زمانی که گاز دیاکسید گوگرد در فضا منتشر و در قطرات باران به اسید سولفوریک تبدیل میشود. بسته به غلظت، قرار گرفتن در معرض اسید سولفوریک میتواند چشمها و مجاری تنفسی را تحریک کند، اما در عمل اغلب تفکیک این اثرات از تأثیرات گستردهتر دوده، گازهای اسیدی و سایر محصولات احتراق بالقوه مانند دیوکسینها و فورانها که به جای جداگانه عمل میکنند، دشوار است.
غلظت دود
مردم تهران بسته به نزدیکی به آتشسوزیها، نوع ساختمان، مدت زمانی که در فضای باز گذراندهاند و آب و هوا در معرض غلظتهای مختلف آلایندهها قرار خواهند گرفت. در مراحل اولیه آتشسوزیهای نفتی، تودههای بزرگ و پرانرژی بخش عمدهای از آلودگی را به بالا و دور از افراد نزدیک زمین پرتاب کردند. این تودههای سر به فلک کشیده، لایه مرزی سیارهای را سوراخ کردند. با وجود این، با از دست رفتن انرژی آتشسوزیها، دودها پایین آمدند و تمام دود در لایه مرزی قرار گرفت. این موضوع به ویژه در تهران، به دلیل جغرافیای محلی مشکلساز است.
تهران در دامنههای جنوبی رشته کوه البرز در حوضه نیمهبسته قرار دارد که قلههای اطراف آن تا ارتفاع دو تا چهار کیلومتر بالا میروند و گردش هوا بر فراز شهر را به شدت محدود میکنند. در زمستان و اوایل بهار، لایه مرزی در روز معمولاً تنها به حدود یک تا ۱.۵ کیلومتر میرسد که بسیار پایینتر از ارتفاع قله های کوههای اطراف است و وارونگی دما ایجاد و به عنوان کلاهک برای به دام انداختن آلایندهها عمل میکند.
علاوه بر این، پس از غروب آفتاب لایه مرزی به چند صد متر فرو میریزد و آلایندهها را در نزدیکی زمین متمرکز میکند. این اثر بالاترین میزان آلودگی را در شب و اوایل صبح ایجاد میکند. در مقیاس خیابانی، بافت متراکم شهری تهران «کانیونهای شهری» متعددی ایجاد میکند که در آنها ردیفهایی از ساختمانهای میانرده و بلندمرتبه میتوانند جریان هوا را محدود و نقاط تمرکز ایجاد کنند. مطالعات مدلسازی نشان میدهد این ساختمانها میتوانند گردابهای چرخشی ایجاد کنند که آلایندهها را در عابران پیاده به دام میاندازند و حتی زمانی که هوای بالای پشت بامها در حال حرکت است، تهویه را بیشتر کاهش میدهند.
با توجه به بادهای ضعیف، تهران برای «پاکسازی» هوا و حذف ذرات و گازهایی که برای سلامت انسان خطرناکتر هستند، به باران قابل توجهی نیاز دارد.
با توجه به بادهای ضعیف، تهران برای «پاکسازی» هوا و حذف ذرات و گازهایی که برای سلامت انسان خطرناکتر هستند، به باران قابل توجهی نیاز دارد
ماندن در خانه به طور کامل از قرار گرفتن در معرض ذرات معلق جلوگیری نمیکند. یک مطالعه در تهران نشان داد آلودگی ذرات معلق در فضای باز به راحتی به ساختمانهای مسکونی (که اغلب به تهویه طبیعی متکی هستند و پوششهای ساختمانی نسبتاً نشتی دارند) نفوذ میکند، به این معنی که غلظت ذرات در داخل خانه اغلب در مواقع آلودگی شدید، از فضای باز پیروی میکند. این آلودگی در داخل خانه برای ساعتها یا روزها ادامه خواهد داشت، ذرات ریز روی مبلمان رسوب و بالقوه مدت زمان قرار گرفتن در معرض ذرات معلق را طولانیتر میکنند، به خصوص اگر تمیز کردن به دلیل جنگ و دسترسی به آب امکانپذیر نباشد.
عناصر آلودگی دود بر روی بافت شهری تهران (جادهها، پشت بامها، خاکها و مزارع) رسوب کرده و میتوانند در آنجا انباشته شوند. این میتواند به عنوان منبع مواجهه ثانویه عمل کند؛ به عنوان نمونه، هنگامی که بادها آلودگی را دوباره به هوا معلق میکنند. این شاید به ویژه در ماههای خشک تابستان که تهران طوفانهای گرد و غبار را تجربه میکند، مشکلساز باشد.
آسیبپذیری جمعیت
آلودگی هوای حاد به طور نامتناسبی بر افرادی که از قبل مشکل سلامتی دارند تأثیر میگذارد. افراد مبتلا به آسم، بیماری مزمن انسدادی ریه، بیماریهای قلبی عروقی و دیابت به طور مداوم در معرض خطر بیشتری در افزایش کوتاه مدت آلودگی ذرات معلق قرار دارند. مطالعات مربوط به دود آتشسوزیهای جنگلی افزایش مراجعه به اورژانس تنفسی، بستری شدن در بیمارستان و مرگ و میر در همان روز را، به ویژه میان افراد مسن و مبتلایان به بیماریهای زمینهای تنفسی یا قلبی عروقی نشان میدهد.
در تهران، این خطرات امکان دارد با آلودگی بالای شهر، که در آن میانگین سطح PM₂.5 تا ۴.۵ برابر از دستورالعملهای سازمان بهداشت جهانی است، افزایش یابد. قرار گرفتن در معرض آلودگی های مزمن میتواند افراد را دچار ایست تنفسی یا قلبی عروقی کند و احتمال اینکه قرار گرفتن در معرض دود حاد باعث افزایش آسم و حوادث قلبی شود بیشتر می کند.
تأثیرات زیستمحیطی
آلودگی آب
گزارشهایی وجود دارد مبنی بر اینکه نشت نفت از محل انبار نفت شهران وارد فاضلاب شهری تهران شده است . تهران دارای شبکهای بزرگ و پیچیده از فاضلاب شهری است که رواناب ناشی از بارندگی و ذوب برف از کوههای اطراف را منتقل میکند. پیشبینی دقیق محل تخلیه فرآوردههای نفتی نشت کرده دشوار است. با وجود این، انتظار میرود آلودگی در امتداد شیب شمال به جنوب تهران رخ دهد و امکان دارد وارد آبهای طبیعی یا خاکهای کشاورزی شود، جایی که به نوبه خود آبهای زیرزمینی کمعمق میتوانند آلوده شوند.
انتقال دود در مسافتهای طولانی
دود علاوه بر اینکه مردم تهران را در معرض آسیب قرار داده، به طور گستردهتری منتقل و تهنشین شده است. این موضوع امکان دارد مناطق شهری، محصولات کشاورزی و محیط زیست دور از شهر را تحت تأثیر قرار دهد. ما میتوانیم این موضوع را به وسیله گزارش رسانههای غیررسمی و نیز شبیهسازی انتقال آلودگی با مدلها رصد کنیم.
با استفاده از مدل جوی HYSPLIT میتوانیم بر اساس پیشبینی باد و حرکات جوی، مسیر دود آزاد شده در بالای لایه مرزی را ردیابی کنیم. مسیرها نشان میدهند توده هوا در جهت شمال شرقی حرکت خواهد کرد؛ یکی از مناطق مرتفع در معرض خطر رسوب دوده امکان دارد کوههای طلایی آلتای در سیبری باشد که محل قرارگیری چندین یخچال طبیعی است. HYSPLIT نمایش ساده از جو است. مدلهای پیچیدهتر میتوانند و باید برای درک بهتر آسیبهای زیستمحیطی و خطرات بهداشت عمومی استفاده شوند.
آب و هوا
آتشسوزی در انبارهای نفت یا زیرساختهای پالایشگاه، کربن را عمدتاً به صورت دیاکسید کربن آزاد میکند (هرچند که این گاز درنهایت هنگام سوختن فرآوردههای نفتی منتشر میشد). با وجود این، احتراق کنترلنشده (بهویژه هنگام سوختن) امکان دارد به انتشار نسبتاً بیشتر متان منجر شود، در حالی که ازن سطح زمین (یکی دیگر از گازهای گلخانهای) امکان دارد در جهت باد تولید شود.
علاوه بر این، نفت سوخته شده به این روش، انتشار نسبتاً بیشتری از عوامل اقلیمی کوتاهمدت ایجاد، کربن سیاه جو را جذب و گرم میکند، در حالی که آئروسلهای آلی و سولفات پراکنده و خنک میشوند. این موضوع میتواند به ویژه زمانی اهمیت یابد که این ذرات به بالای جو تزریق شوند، جایی که مدت بیشتری باقی میمانند. در اینجا، آنها میتوانند اثرات اقلیمی کوتاهمدت قویتری اعمال کنند یا به یخچالهای طبیعی منتقل شوند که کربن سیاه میتواند گرمایش را تسریع کند، همانطور که در آتشسوزیهای نفتی کویت در سال ۱۹۹۱ اتفاق افتاد . علاوه بر این، ذرات امکان دارد با ابرها تعامل داشته باشند و طول عمر و ساختارشان را تغییر دهند (بنابراین نیروی اقلیمی آنی آنها را ایجاد میکنند). اگر تعداد آتشسوزیهای نفتی در منطقه افزایش یابد، این اثرات به صورت تجمعی امکان دارد تأثیر قابل توجهی بر آب و هوا داشته باشند.
به نظر میآید تصمیم اسرائیل برای حمله به حدود ۳۰ تأسیسات نفتی ایران، ایالات متحده را نگران کرده و نگرانیهایی درباره تأثیر سیاسی افزایش قیمت نفت عنوان شده است. گرچه این تأسیسات تولیدی نبودند، ایالات متحده نگران ظاهر موضوع بود؛ زیرا آتشسوزیهای نفتی توجه رسانهها را به خود جلب میکند.
فراتر از بازارهای جهانی، حملات سراسری بر زندگی و رفاه مردم و نیز محیط زیست، بهداشت عمومی و آب و هوا تأثیر خواهد گذاشت. نکته قابل توجه اینکه آتشسوزیهای بزرگ میتوانند بر محیط زیست در مناطق جغرافیایی تأثیر قابل توجهی بگذارند و باعث آسیبهای طولانی مدت، چه آلودگی خاک و آب و چه انتشار گازهای گلخانهای شوند.