شناسهٔ خبر: 78509856 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: بهار | لینک خبر

آب به دریاچه ارومیه نمی‌رسد

صاحب‌خبر -
گروه ایران: تصاویر ماهواره‌ای تازه از حوضه آبریز دریاچه ارومیه، نشانه‌ای روشن از یک نارسایی مهم در روند احیای این پهنه آبی ارائه می‌دهد؛ در بالادست دریاچه، پهنه‌های قابل توجهی از آب و رطوبت دیده می‌شود، اما این منابع آبی از طریق مسیرهایی باز، عمیق و پیوسته به بدنه اصلی دریاچه نمی‌رسند. در عمل، بخشی از آب پیش از آنکه به بستر اصلی دریاچه وارد شود، در دشت‌های اطراف پخش می‌شود و در معرض تبخیر، نفوذ در خاک و اتلاف قرار می‌گیرد.
به گزارش رکنا؛این وضعیت نشان می‌دهد مسئله احیای دریاچه ارومیه تنها به میزان رهاسازی حقابه محدود نیست، بلکه به همان اندازه به کارآمدی شبکه انتقال و وضعیت فیزیکی مسیرهای ورودی بستگی دارد. در شرایطی که هر مترمکعب آب در حوضه ارومیه از ارزش اکولوژیک و اقتصادی بالایی برخوردار است، رهاسازی آب بدون آماده‌سازی بستر انتقال، به معنای کاهش اثربخشی سیاست‌های احیا و تکرار چرخه‌ای از هدررفت منابع است.

بررسی‌های مبتنی بر داده‌های تصویری نشان می‌دهد آب در برخی نواحی بالادست، به جای حرکت در کانال‌ها و آبراهه‌های منتهی به دریاچه، در اراضی همجوار پخش شده است. این پدیده معمولاً زمانی رخ می‌دهد که مسیرهای انتقال دچار رسوب‌گذاری، انسداد، کم‌عمقی یا قطع پیوستگی هیدرولوژیک شده باشند. در چنین شرایطی، جریان آب به جای تمرکز و هدایت به سمت مقصد نهایی، به پهنه‌های کم‌عمق و گسترده وارد می‌شود؛ پهنه‌هایی که به دلیل سطح تماس بالا با هوا، مستعد تبخیر شدید هستند و بخشی از آب نیز در آن‌ها به لایه‌های زیرسطحی نفوذ می‌کند.

از منظر فنی، احیای مؤثر دریاچه ارومیه مستلزم آن است که سه مؤلفه هم‌زمان مورد توجه قرار گیرد: تأمین حقابه، مدیریت زمان‌بندی رهاسازی و تضمین سلامت فیزیکی مسیرهای انتقال. اگر یکی از این سه ضلع نادیده گرفته شود، حتی ارقام قابل توجه در رهاسازی آب نیز الزاماً به افزایش تراز دریاچه منجر نخواهد شد. به بیان روشن‌تر، اعلام عدد و رقم بدون اطمینان از رسیدن واقعی آب به دریاچه، نمی‌تواند شاخص معتبری برای موفقیت برنامه‌های احیا باشد.

در این میان، لایروبی علمی و فوری آبراهه‌ها، زهکش‌ها و دهانه‌های ورودی، به یک ضرورت فوری تبدیل شده است. لایروبی در اینجا صرفاً یک اقدام عمرانی ساده نیست، بلکه بخشی از مدیریت هیدرولوژیک حوضه به شمار می‌آید. بازگشایی مسیرها باید بر پایه مطالعات میدانی، تحلیل شیب و جریان، بررسی رسوبات، و شناسایی نقاط گلوگاهی انجام شود تا آب با کمترین اتلاف به بدنه اصلی دریاچه برسد. هرگونه اقدام شتاب‌زده و فاقد پشتوانه کارشناسی نیز می‌تواند خود به تغییرات نامطلوب در الگوی جریان و تخریب زیستگاه‌های پیرامونی منجر شود.

اهمیت این موضوع زمانی بیشتر آشکار می‌شود که بدانیم در اقلیم خشک و نیمه‌خشک شمال‌غرب ایران، اتلاف آب در مسیر انتقال تنها یک خسارت موقت نیست، بلکه مستقیماً بر شانس بقا و بازیابی اکولوژیک دریاچه اثر می‌گذارد. تأخیر در باز کردن مسیرهای ورودی، به معنای از دست رفتن آب شیرین، افزایش تبخیر و تضعیف اثر هرگونه رهاسازی حقابه است. در نتیجه، شکاف میان آمار رسمی و واقعیت میدانی عمیق‌تر می‌شود و برنامه احیا از هدف اصلی خود فاصله می‌گیرد.

واقعیت این است که دریاچه ارومیه بیش از هر زمان دیگری به مدیریت عملیاتی، میدانی و قابل سنجش نیاز دارد. احیای واقعی زمانی رخ می‌دهد که آب رهاشده، به‌صورت مؤثر و قابل ردیابی به پهنه دریاچه برسد، نه آنکه در میانه راه در زمین‌های اطراف پخش و مستهلک شود. بر این اساس، انتظار می‌رود دستگاه‌های مسئول به جای تمرکز صرف بر اعلام حجم آب رهاسازی‌شده، وضعیت کانال‌ها، آبراهه‌ها و مسیرهای ورودی را نیز به‌صورت شفاف گزارش کنند و برنامه‌ای فوری برای لایروبی و بازگشایی این مسیرها در دستور کار قرار دهند.

دریاچه ارومیه اکنون بیش از اعداد، به مسیر نیاز دارد؛ مسیری که آب را بی‌اتلاف، پیوسته و مؤثر به قلب دریاچه برساند. بدون اصلاح این حلقه حیاتی، هر میزان رهاسازی آب نیز ممکن است در میانه راه از دست برود و احیای دریاچه همچنان در سطح شعار و مدیریت نمایشی متوقف بماند.

برچسب‌ها: