شناسهٔ خبر: 78509737 - سرویس بین‌الملل
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

کوروش احمدی و سعید آجرلو در بخش دوم برنامه تلاقی ایرنا:

برخی قبلا وعده «زمستان سرد» می‌دادند و حالا «تابستان داغ»/ قالیباف، تلاقی میدان و دیپلماسی

تهران- ایرنا- در شرایطی که بی‌اعتمادی به ایالات متحده به‌عنوان یک مؤلفه قطعی تثبیت شده، دو کارشناس در گفت‌وگویی تفصیلی، از پیچیدگی‌های مسیر دیپلماسی، تجربه‌های پیشین همچون برجام و نقش متغیرهای میدانی از تنگه هرمز تا فشارهای اقتصادی سخن می‌گویند؛ گفت‌وگویی که در آن این پرسش محوری برجسته می‌شود: آیا در عصر «دیپلماسیِ بی‌اعتمادی»، هنوز می‌توان به امکان یک توافق پایدار امید داشت؟

صاحب‌خبر -

بخش نخست بیست‌ونهمین برنامه تلاقی ایرنا با حضور «کوروش احمدی» دیپلمات سابق و تحلیلگر روابط بین‌الملل و سیاست خارجی و همچنین «سعید آجرلو» فعال سیاسی و رسانه‌ای با عنوان «دو گانه جنگ و مذاکره وجود ندارد؛ مذاکره امتداد جنگ است» منتشر شد. در ادامه بخش دوم گزارش تلاقی با موضوع «میانجیگری چین بین ایران و آمریکا» را می‌خوانیم.

متن توافق باید به گونه‌ای نوشته شود که بی‌اعتمادی عمیق به آمریکا در آن لحاظ شود

آجرلو: کسانی می‌گویند در پذیرش آتش‌بس نیز اشتباه کردیم. می‌خواهم بگویم این که شما نقدی نسبت به طرف مقابل مطرح می‌کنید نوعی سخن سلبی است و نمی‌تواند جایگزین یک سخن ایجابی روشن شود. در میان این دو طرز فکر، گروه سومی نیز وجود دارد که به نظر من اکنون مذاکرات را با این دیدگاه پیش می‌برد، همان گفته شما که اگر ما اقدامی انجام دهیم، آنها ممکن است سر ما کلاه بگذارند. ما این تجربه را در برجام داشته‌ایم.

ایرنا: چه کار می‌توان کرد؟ جنس اقدامات ما عینی است، در حالی که نوع اقدامات آنها متفاوت است.

آجرلو: ما اکنون تنگه هرمز را در اختیار داریم. منظورم این است که در مرحله اول ما تنگه هرمز را داریم و این کاملاً عینی است. به تعداد مشخصی کشتی از آنجا عبور می‌کند. بالاخره در شرایط جنگی هستیم. آن طرف آمریکایی است که همیشه بدعهد بوده، حالا باید چه کار کرد؟ به نظر من، ما بالاخره از همان پول‌هایی که در قطر آزاد نشد و موارد مشابه، تجربه کسب کردیم. در برابر تعهداتشان، ما نیز ممکن است تعهداتی داشته باشیم. اکنون باید گام به گام پیش رفت و منافع را چندمرحله‌ای دریافت کرد. ریشه این نگرش به این بازمی‌گردد که ما از نظر داخلی، آمریکا را دشمن بدانیم، نه طرف مقابل خود را. رویکردی که اکنون مذاکره‌کننده دارد (و باید هم داشته باشد) این است که عمیقاً به آمریکا بی‌اعتماد است. اساساً کسی به آمریکا اعتماد ندارد و متن توافق باید به گونه‌ای نوشته و تکمیل شود که این بی‌اعتمادی در آن لحاظ گردد.

گارد ما این است که برای مذاکره التماس نمی‌کنیم، چون محتاجش نیستیم

ایرنا: طبیعی ست وقتی بمب و موشک به میان آمده، دیگر اعتمادی نمی‌تواند باشد.

آجرلو: آماده بودن برای جنگ مجدد اصلاً به این معنی نیست که ما فکر کنیم الان وسط مذاکره جنگ نمی‌شود. خیر، گارد ما این است که برای مذاکره التماس نمی‌کنیم، محتاج مذاکره نیستیم. ببینید، این دو چیز متفاوت است. ما الان می‌فهمیم که آمریکایی‌ها بالاخره در ظاهر نیاز دارند که مثلاً یک تفاهم یا توافقی ایجاد کنند. ولی واقعاً موضع ایران از روی نیاز نبوده است. بنابراین دوستانی که فکر می‌کنند چه از نوع اول مثل آقای زیباکلام و چه از نوع دوم مثل دوستانی که عرض کردم هر دو دسته باید بدانند که اشتباه می‌کنند. ما از آن متن قبلی خارج شدیم. چرا خارج شدیم؟ چون جهان عوض شده، آمریکا و منطقه عوض شده و چون جنگ جدیدی به وجود آمده است. بنابراین آنها هم باید تغییر کنند. اگر تغییر نکنند، به نظر من دارند دور خودشان می‌چرخند.

جریان‌های افراطی در همه جوامع هستند، قرار نیست اسیر اینها شود

ایرنا: آقای احمدی، فرض بفرمایید که در حال حاضر قرار است توافقی صورت بگیرد. به هر حال، تضمین‌های لازم از طرف ایران تا چه حد قابل دریافت است؟ پیشروی بدون تضمین یا با تضمین‌های ضعیفی که در عرصه بین‌الملل وجود دارد، چقدر به صلاح است؟ یک سری دشواری‌های فنی در مذاکرات ایران و آمریکا وجود دارد. مثل تفاوت در نوع و جنس اقدامات، چندلایه بودن تحریم‌ها. به هر حال او می‌گوید مثلا من تحریمم را بعد از فلان اقدام عینی شما بر می دارم؛ یعنی داستان به گونه‌ای است که دست منتقدان و مخالفان مذاکره معمولا به ظاهرهمیشه پر است. با این ها چه باید کرد؟

احمدی: با عمدهٔ صحبت‌های ایشان همچنان موافقم. یکی در مورد طیف‌های مخالف در داخل که مثال زدند، منتها باید توجه داشت که جریان‌های افراطی همیشه در همه جوامع وجود دارند. قرار نیست نظام حاکم و دولت‌ها اسیر این جریان‌های افراطی بشوند. انتقادی که ما به جناح‌ها و طیف‌هایی که ایشان فرمودند داریم، باید به جای خود مطرح شود و نظام حاکم باید به همه اجازه صحبت کردن بدهد. من از شما به عنوان ایرنا که زیرمجموعه دولت هستید، سپاسگزارم که چنین جلساتی را برگزار می کنید. منتها متأسفانه خیلی جاها چنین نیست. حالا صرف‌نظر از این بحث، مسئله این است که در مورد دشمن بودن آمریکا و اسرائیل تردیدی نیست. آنها همان کسانی هستند که به ایران تجاوز کردند. تجاوزشان کاملاً غیرقانونی و نامشروع بوده و با هیچ نرم و قانون بین‌المللی قابل توجیه نیست. هرچند اگر بهانه‌هایی داشته باشند، باز هم به هیچ عنوان قابل توجیه نیست و در غیرقانونی بودن آن بحثی وجود ندارد.

در مورد آمریکا نیز همین طور است. در آمریکا، به رغم این که پمپئو وزیر خارجه بود، ولی تصمیم‌گیرنده ترامپ بود. در دور اولش، آن شرایط دوازده‌گانه پمپئو هیچ‌گاه مبنای عمل ترامپ نبود. کما این که بعداً میان ترامپ و پمپئو به هم خورد. جان بولتون مشاور امنیت ملی بود و پمپئو وزیر خارجه، ولی نظراتی که بولتون و پمپئو مطرح می‌کردند، نظراتی نبود که مد نظر ترامپ باشد و ترامپ دنبال پیش بردن آنها باشد. بله، اما می‌دانیم که روابط آن‌ها با ترامپ به چه شکلی بود و هر دو مخالف مذاکره با ایران بودند، در حالی که ترامپ سرسختانه دنبال مذاکره با ایران بود. در همان دور اول، از طریق نخست‌وزیر ژاپن اقدام کرد، از طریق رئیس‌جمهور فرانسه اقدام کرد، از طریق سناتور رند پال در ژوئیه ۲۰۱۹ اقدام کرد. آقای ظریف را دعوت کردند به کاخ سفید برای مذاکره. در همان جلسه‌ای که در فرانسه و در حاشیه نشست گروه هفت بود، ترامپ اصرار کرده بود که ظریف بیاید در اتاق شهردار. ایشان را دعوت کردند، ترامپ اصرار کرد که بیاید. اما آقای ظریف اجازه نداشت که با ترامپ مذاکره کند. ببینید، سیاست ترامپ در آنجا ملاک بود و روشن هم بود. در آن زمان کاملاً روشن بود که بولتون و پمپئو چرخ‌های پنجُم ارابه هستند و اصل کار نیستند. در واقع یک جور داستان پلیس خوب و پلیس بد در آن زمان در جریان بود.

در حال حاضر برجام را مثال بزنیم. بعد از اینکه ترامپ از برجام خارج شد، با یک فرجه یک‌ساله ما به سیاست‌های قبلی خود برگشتیم. ما وقتی ترامپ از برجام خارج شد، با فاصله یک سال به اصل برگشت‌پذیری که مقرر شده بود، برگشتیم. در واقع آنها از برجام خارج شدند و ما به همان سیاست‌های غنی‌سازی و توسعه سانتریفیوژها برگشتیم و الان به قول آژانس، حدود ۹ تن اورانیوم غنی‌شده داریم. طی ۴ یا ۵ سال توانستیم ۹ تن اورانیوم غنی‌سازی کنیم و مقداری هم ۴۴۰ کیلوگرم ۶۰ درصد داریم. این اقلام برگشت‌پذیر هستند.

اگر در جنگ مجددی درگیر شویم یا نشویم و همین وضعیتی که الان داریم ادامه پیدا کند که من فکر می‌کنم این وضعیت احتمال بیشتری دارد که ادامه پیدا کند، یعنی ادامه محاصره دریایی، افزایش فشار اقتصادی و نوعی جنگ با شدت کم، جنگ با شدت کم را ظرف چند هفته دیدیم. یک سری زد و خوردهایی که محدود به یک موضع مشخص است، باعث مشکلات اقتصادی می‌شود.

آنها که با خیال «زمستان سرد»، مانع احیای برجام شدند، حالا وعده تابستان داغ می‌دهند

دوستان زیادی هستند از جمله دوستانی که آقای آجرلو به خوبی توصیف کردند، کارشناسانشان صحبت از این می‌کنند که ما به تابستان داغ نزدیک می‌شویم. یک کسانی با صحبت زمستان سرد، فرصت احیای برجام را از کشور گرفتند و دیدیم که تکلیف و سرانجام زمستان سرد چه شد. الان در مقابل آن زمستان سرد، عده‌ای دارند صحبت از تابستان داغ می‌کنند و می‌گویند تا ژوئیه و اوت اگر ما بتوانیم ادامه دهیم و تنگه هرمز به همین ترتیب باشد، حتماً آمریکا به زانو می‌افتد. اقتصاد جهانی و اقتصاد آمریکا چه می‌شود. این ها بحث‌هایی است. ولی اگر ما این ریسک را بپذیریم و اگر فقط به یک طرف معادله توجه کنیم و به طرف دیگر معادله یعنی شرایط داخلی کشور، شرایط اقتصادی کشور، تاب‌آوری کشور و تاب‌آوری اقتصاد را در معادله وارد نکنیم، آیا چنین مسئله‌ای که برای ما در قضیه زمستان سرد اروپا رقم خورد، دوباره رقم نخواهد خورد؟

این که رابرت مالی نماینده بایدن بود، یک نشانه بسیار مهم بود

ایرنا: بهتر است بحث را بیشتر به سمت حالات متصور پس از این ببرم؛ یعنی آنچه که الان دارد رخ می‌دهد؛ از پس تجربیات. هدف بلندمدت در این مذاکرات چیست؟ کنترل تخاصم یا موارد دیگر؟ ترامپ که آرزوی پیوستن ایران به پیمان ابراهیم را دارد. آقایان، این مذاکرات یک بستر با دو رویا است؟

آجرلو: ببینید سؤال شما سؤال خوبی است، سؤال فلسفی هم هست و جوابش هم جواب سختی است. عرض می‌کنم دو سه نکته در مورد فرمایشات آقای احمدی عزیز بگویم که به نظرم کمک کند. ما در واقع در دوران واکنش به خروج آمریکا از برجام بودیم. یعنی آنها بالاخره یک بدعهدی کردند و از برجام بیرون آمدند، اروپایی‌ها هم تقریباً کاری نکردند. ما لازم بود کاری انجام دهیم. بنابراین جمهوری اسلامی آنجا یک منطقی داشت. در دولت سیزدهم ما فرصت احیای برجام را داشتیم یا حتی به نظر من اواخر دولت روحانی می‌توانستیم این کار را بکنیم و من هم جزو موافقان این کار هستم. به نظر من آقای روحانی که پیش‌قدم این کار بود و می‌گفت برجام را من امضا کردم، الان هم دوباره می‌خواهم احیایش کنم، می‌توانست انجام بدهد. به نظر من متنش بالاخره در همان چهارچوب بود و می‌توانست انجام بدهد. تصمیماتی که جمهوری اسلامی می‌توانست در آن لحظه بگیرد این بود. حالا به دلیل دوران انتقالی دو دولت و متغیرهای آن طرف، نشد، بالاخره به یک متنی رسیده بودیم در آن موقع، یعنی اواخر دولت روحانی.

احمدی: این که رابرت مالی نماینده بایدن بود، یک نشانه بسیار مهم بود. رابرت مالی یک چپ‌گرای طرفدار فلسطین بود.

کسانی که می‌گویند مذاکره حرام است، در دلشان نفاق است

آجرلو: در دولت سیزدهم هم ما مذاکره کردیم با آنها. ببینید، کسانی که الآن می‌گویند مذاکره حرام است گویی در دلشان مرض و نفاق است، در دولت سیزدهم هم مذاکره شد. دولت‌های قبلی هم مذاکره کرده بودند. خود آقای جلیلی هم یک دوره مذاکره کرده بود. چرا این را تبدیل کرده‌اید به این که طرف مقابل شما خائن و کافر و منافق است؟ همه در جمهوری اسلامی این کار را انجام دادند. مگر رفتند مذاکره کنند که خیانت کنند؟ نرفتند مذاکره کنند که عواید و منافعی به دست بیاورند؟ بنابراین اصلاً این حرف، حرف غلط و نادرستی است.

مذاکره با ترامپ برای کنترل منازعه امکان‌پذیر است. بگویم که در دولت سیزدهم و در دولت قبل هم مذاکره کردیم و باز هم به احیای برجام رسیدیم. زمان شهید امیرعبداللهیان و همین آقای علی باقری، حتی توافقاتی در قطر انجام دادیم. یعنی زیر حد آن احیای برجام، توافقی انجام شد که بالاخره جلوتر نرویم. می‌خواهم بگویم که همه روندها را رفتیم. حالا می‌توانستیم تصمیم بگیریم احیا کنیم، یک حرفی است. بالاخره انجام نشده است. در دوره‌ای که الآن در اینجا هستیم، موضوع مواد، موضوع واقعاً حیثیتی برای ما است و جنبه بازدارندگی هم حتی می‌شود گفت دارد. چون بالاخره جنگ شده و نمی‌توانیم این را تردید کنیم. مواد به نظر من بخش مهم هرگونه گفت وگویی خواهد بود. همین الآن در متن ۱۴ بندی هم مفصل در مورد بحث هست و بر روی مواد پافشاری می‌شود و دو طرف رفت و برگشت دارند.

قالیباف نقطه تلاقی خیابان، میدان، دیپلماسی است

اما در مورد سؤال شما، به نظر من یکی از پاسخ‌ها می‌تواند این باشد که ما اساساً باید این جنگ را پایان دهیم. پایان دادن به این جنگ چند ابزار دارد: یکی این که ثبات سیاسی خود را حفظ کنیم، یکی این که تاب‌آوری اقتصادی خود را حفظ کنیم، یکی از نظر دیپلماتیک و سیاسی و حقوقی یک کاغذ پایان جنگ داشته باشیم، اما در عین حال آمادگی نیروهای مسلح ما باید سر جای خود باشد. یعنی میدان ما هم کارش تعطیل نشده است. این شیوه پایان جنگ است. همان اولش من عرض کردم پایان جنگ دیگر فقط کاغذ نیست. صبح در بندرعباس و شب در جای دیگر به شما حمله می‌کند، شما جواب می‌دهید. شما در لبنان تهدید می‌کنید که حمله نکنند. میدان شما آماده است، خیابان شما هم سر جای خود است، مذاکره‌کننده شما هم دارد مذاکره می‌کند.

قالیباف به این معنی است که نقطه تلاقی این سه تا باید باشد و هست. نقطه تلاقی خیابان، میدان، دیپلماسی. این سه تا را می‌خواهد با هم انجام بدهد. دولت پشتیبانی اقتصادی آن بخش تاب‌آوری را انجام می‌دهد. نظام سیاسی به نوع دیگر، به نظر من دولت خوب کار کرد در دوران جنگ ۱۲ روزه و هم در این جنگ.

در اقتصاد رویافروشی نکنیم که فردا همه تحریم‌ها از بین می‌رود

می‌خواهم بگویم این یک نگاه به موضوع است: ما هم مذاکره می‌کنیم، همزمان آماده جنگ هستیم، همزمان خیابان ما آماده است، همزمان در اقتصادمان رویا فروشی نمی‌کنیم که فردا همه تحریم‌ها از بین می‌رود. ولی یک سری هستند که این گونه تلقی می‌کنند که همه حرف‌های ترامپ درست است، همه روایت‌های آمریکایی‌ها درست است. این ها دروغ می‌گویند به شما. می‌گویند روایت دست آمریکایی‌هاست. الآن من به شما می‌گویم جز ترامپ در مورد مذاکرات چه کسی حرف زد؟ کوشنر ، ویتکوف ، روبیو ، ونس کدام حرف زد؟ در مورد ۱۴ ماده هیچ کدامشان حرف نزدند. و ترامپ هر موقع که حرف زد، کار را خراب‌تر کرد و حرف‌های خودش را نقض کرد. همه حرف‌هایشان را منابع آگاه می‌زدند. در جمهوری اسلامی یک سری آمدند گفتند که شما ما را نامحرم می‌دانید. این به نظر من حتماً تضعیف است.

این نگاه که برویم مذاکره کنیم و جنگ تمام شود، وجود ندارد

اساساً این نگاه که برویم مذاکره کنیم و جنگ تمام شود، وجود ندارد. اما مذاکره راهی است برای اینکه ممکن است امتیاز به دست آید، ممکن است منابعی آزاد شود. از طرف دیگر، میدان را تعطیل نمی‌کنید. متن را طوری بنویسید که نتواند سر شما کلاه بگذارد؛ این روشن است. این درک وجود دارد. کاملاً رئالیستی به صحنه نگاه می‌کنند. ما وارد دوران جدیدی شده‌ایم. اما یک سری اگر بیایند دراین دنیای جدید، نمی‌توانند کمپین کنند.

ترامپ فقط روی غنی‌سازی متمرکز است، نه روی برنامه موشکی

ایرنا: با هماهنگی میدان، دیپلماسی و خیابان، می‌توان بر روی آدم عجیب و غریبی مثل ترامپ اثر گذاشت؟

احمدی: اتفاقاً ترامپ چه در دوره اول و چه در دوره دوم، مناسب‌ترین فرصت بود برای این که ایران بتواند ۹۰ درصد مشکلات خود را حل کند، زیرا خواسته‌های ترامپ محدود بود. من به جرات می‌توانم بگویم ترامپ فقط بر روی غنی‌سازی متمرکز است و بس. بر روی برنامه موشکی متمرکز نیست. ترامپ در آن دستورالعمل ریاست جمهوری ۴ فوریه ۲۰۲۵ که برنامه فشار حداکثری را احیا کرد، در آن دو موضوع را به عنوان خط قرمز مطرح می‌کرد: این که ایران بمب اتم نداشته باشد و اینکه موشک‌های قاره‌پیما نداشته باشد. ما با این دو مورد مشکل چندانی نداشتیم.

ترامپ دنبال تجزیه ایران و فروپاشی نیست

زیرا ما به برنامه موشکی خود برای بازدارندگی در برابر برخی همسایگان طماع منطقه‌ای نیاز داریم. در نتیجه ما با ترامپ می‌توانستیم و می‌توانیم همچنان معامله کنیم، زیرا سیاست‌های ترامپ با سیاست‌های اسرائیل متفاوت است، با سیاست‌های رهبران افراطی و دست‌راستی افراطی و فاشیست اسرائیل متفاوت است. ترامپ برخلاف این که برخی دارند به غلط می‌گویند، دنبال تجزیه ایران نیست. دنبال فروپاشی نبوده است. این تصور را در ابتدای جنگ داشت که با بمباران و زدن رهبران باعث فروپاشی کشور بشود که خوب مشخص شد اشتباه بوده است. الگوی مشابه الگوی ونزوئلا در نظرش بود. با جریان‌های راست فاشیستی مثل رضا پهلوی هیچ وقت رابطه‌ای نداشته، حتی تخته‌اش هم کرده است. در نتیجه به آن معنای کلاسیکش دنبال رژیم چنج نبوده است. یک بحث دیگر که در مورد ترامپ وجود دارد و این امکان را می‌دهد که ما بتوانیم با او کار جدی کنیم، این است که کنترل حزب جمهوری‌خواه را در دست خود دارد. یعنی نیرویی خارج از حزب جمهوری‌خواه بود که وارد حزب جمهوری‌خواه شد و حزب جمهوری‌خواه را به تصرف خود درآورد. یعنی اگر ما یک توافقی با کنگره بکنیم، ترامپ می‌تواند این توافق را به امضای کنگره برساند و این می‌تواند تبدیل شود به یک عهدنامه، به یک تریتی که ضمانت اجرای بیشتری داشته باشد. ضمن این که شما در سؤال قبلی صحبت از ضمانت و تضمین کردید، ما در روابط بین‌الملل چنین تضمین مطلقی نداریم.

باید از پایان جنگ برای کشور برنامه توسعه ایجاد کنیم

ایرنا: محتمل‌ترین سناریوها را الان چه می‌دانید؟ شنیده اید که برخی می گویند بعد از جام جهانی ایران غزه خواهد شد، یا جنگ دوباره شروع می شود. طیف های مختلف هم می گویند. دیدم آقای متقی استاد دانشگاه هم گفتند که بعد جام جهانی جنگ است. چه خواهد شد و برای رسیدن به سناریوی مطلوب ایران چه باید کرد؟

آجرلو: فکر می کنم ترامپ هم در ۱۵ ماده ای دنبال موشک و منطقه بود و هم در شروع جنگ دنبال مدلی ازتجزیه بود. بعد که به نتیجه نرسید سعی کرد ونزویلا فروشی کند و به داخل آمریکا بگویید که دنبال مدل ونزویلا هستم. در باره سوال شما، باید از پایان جنگ برای کشور برنامه توسعه ایجاد کنیم. قدم اول در برنامه توسعه برداشتن سایه جنگ است. ادبیات نه جنگ و نه صلح سایه جنگ را باقی نگه می دارد. اگر مذاکره هم چنین باشد با نه جنگ و نه صلح هم سایه جنگ رفع نمی شود؛ لذا اگر نقدی هست به خودشان هم بر می گردد.

کسی که می گوید ایران غزه می شود، عاملیت ایران را دست کم گرفته

آن کسی که می گوید ایران غزه می شود، عاملیت ایران را دست کم گرفته است. آشکار است که ترامپ فکر نمی کرد ما جنگ منطقه ای کنیم و تنگه هرمز را ببندیم.لذا در مرحله کنونی هدف اصلی باید برداشته شدن سایه جنگ و دفع شر خارجی باشد، با همه ابزارها این مهم باید عملیاتی شود، یعنی با آمادگی نظامی و اجتماعی واقتصادی و دیپلماسی. بله احتمال جنگ مجدد زیاد است ولی نباید با وعده جنگ آینده بگوییم کاری نکنیم. باید جوری آماده جنگ باشیم که جرات جنگ نکنند. نمایش اول ترامپ تسلیم بود، الان به چانه زنی رسیده است؛ این به معنای قابل اعتماد بودن آنها نیست اما عاملیت خود را نباید دست کم بگیریم.

برخی با استدلال «منطقه ما ویژه است» فکر می‌کنند ماندن ما در تله امنیتی طبیعی است

احمدی: موافقم که سایه جنگ باید هرچه زودتر از روی کشور کنار برود. عاملیت کشور بزرگ و با سابقه ما باید ظهور و بروز داشته باشد، ضمنا باید از تله امنیتی خارج شویم، برخی با این استدلال که منطقه ما ویژه است فکر می کنند طبیعی است در تله امنیتی باقی بمانیم.

درباره احتمالات، جنگ تمام عیاردیگر قطعی نیست، نرامپ از جنگ نتیجه نگرفت و شکست خورد؛ البته چون نمی خواهد شکستش تثبیت شود؛ پس سعی می کند کاری بکند؛ جام جهانی و انتخابات کنگره برایش مهم نیست او برای میراث خود روی مسایل حساسیت نشان خواهد دهد و به قول خودش دنبال توافقی بهتر از برجام است. از راه جنگ و شوک اولیه به نتیجه نرسیده لذا یک جنگ تمام عیار دوباره هم او را به نتیجه نمی رساند. لذا دنبال ادعا درباره توافق است. اگر به توافق هم نرسد احتمالا سعی خواهد کرد که محاصره را حفظ کند. راه برداشتن محاصره هم دست یابی به توافق است.

آجرلو: در پایان یاد آور می شوم تا جایی که مشاهده کرده و اطلاع داریم؛ به علت پیچیدگی های ترامپ مذاکرات از طرف ایران بسیار سختگیرانه و بدبینانه است. تیم حاکم آمریکا رویکرد حقوقی و دیپلماتیک ندارد و مذاکره با این ها هم از نوع عادی نیست.

متن کامل برنامه تلاقی با عنوان «دوگانه جنگ و مذاکره نداریم؛ مذاکره امتداد جنگ است» اینجا ببینید.