شناسهٔ خبر: 78509231 - سرویس ورزشی
نسخه قابل چاپ منبع: قدس آنلاین | لینک خبر

اخراج «عمر آرتان» و سکوت فیفا / وقتی فوتبال زیر چکمه مرزها و قدرت‌ها له می‌شود

ماجرای دیپورت «عمر آرتان» داور سومالیایی از آمریکا و واکنش‌های سرد، مبهم و بعضاً متناقض مدیران فوتبال جهانی، فقط یک اتفاق امنیتی نیست؛ بلکه نشانه‌ ای روشن از شکاف عمیق میان شعار «جهانی بودن فوتبال» و واقعیت «وابستگی آن به سیاست‌های ملی» است.

صاحب‌خبر -

ماجرای دیپورت یک داور بین‌المللی از آمریکا و واکنش‌های سرد، مبهم و بعضاً متناقض مدیران فوتبال جهانی، فقط یک اتفاق امنیتی یا مهاجرتی نیست؛ بلکه نشانه‌ ای روشن از شکاف عمیق میان شعار «جهانی بودن فوتبال» و واقعیت «وابستگی آن به سیاست‌های ملی» است.

در شرایطی که فیفا خود را نهاد مستقل و فراملی معرفی می‌کند، برخورد با پرونده عمر آرتان داور سومالیایی نشان می‌دهد این استقلال تا چه اندازه شکننده و حتی نمایشی است؛ جایی که به تعبیر منتقدان، فوتبال جهانی در برابر سیاست دولت‌های میزبان نه تنها مقاوم نیست، بلکه اغلب تابع و منفعل عمل می‌کند.

«ما ارباب دنیا نیستیم» یا پذیرش ناتوانی!؟

ماجرای عمر آرتان، داور سومالیایی که قرار بود یکی از چهره‌های تاریخی جام جهانی باشد، به سرعت از یک پرونده اداری به یک بحران رسانه ‌ای و سیاسی تبدیل شد. او در فرودگاه میامی، با وجود داشتن مدارک رسمی، ویزا و حتی گذرنامه دیپلماتیک، اجازه ورود نیافت و به کشورش بازگردانده شد؛ مقامات آمریکایی دلیل این اقدام را «بررسی‌های امنیتی و اطلاعات منفی» عنوان کردند؛ ادعایی که بلافاصله با موجی از تردید و نقد در رسانه ‌های بین‌المللی مواجه شد.

در این میان، واکنش جانی اینفانتینو، رئیس فیفا، بیش از خود حادثه مورد توجه قرار گرفت. او با لحنی آرام و تا حدی محافظه ‌کارانه گفت: «ما نمی‌توانیم همه چیز را کنترل کنیم… ما ارباب دنیا نیستیم.» این جمله در ظاهر دعوت به واقع‌ گرایی است، اما در تحلیل بسیاری از کارشناسان، نشانه ‌ای از عقب‌ نشینی آشکار فیفا در برابر قدرت سیاسی میزبان جام جهانی تلقی شد.

برخی تحلیلگران حوزه مدیریت ورزشی معتقدند فیفا در سال‌ های اخیر بیش از هر زمان دیگری درگیر «سیاست توازن منافع» شده است؛ به‌ ویژه زمانی که میزبان رقابت‌ها قدرتی بزرگ مانند آمریکا باشد. در این نگاه، فیفا ترجیح می‌دهد به جای رویارویی حقوقی یا سیاسی، نقش یک میانجی منفعل را بازی کند تا ثبات برگزاری تورنمنت حفظ شود.

در مقابل، گروهی دیگر از کارشناسان حقوق ورزشی می‌گویند اظهارات اینفانتینو واقع‌ بینانه است. آن‌ها تأکید دارند که فیفا اساساً ابزار اجرایی برای کنترل قوانین مهاجرتی کشورها ندارد و هرگونه مداخله مستقیم می‌تواند بحران‌های بزرگ‌ تری در میزبانی ایجاد کند.

با این حال، حتی این گروه نیز قبول دارند که تصویر فیفا در افکار عمومی جهانی، به دلیل چنین رخدادهایی، به سمت «نهاد وابسته به قدرت‌ها» در حال تغییر است.

پرونده عمر آرتان؛ امنیت، سیاست یا حذف نمادین؟

در مرکز این بحران، شخصیت عمر آرتان قرار دارد؛ داوری که در سال ۲۰۲۵ به عنوان داور سال آفریقا انتخاب شد و قرار بود نخستین داور سومالیایی تاریخ جام جهانی باشد. اما سفر او به آمریکا با بازداشت، بازجویی‌های طولانی و در نهایت اخراج همراه شد.

دولت آمریکا مدعی است که بررسی‌های امنیتی، «ارتباطات مشکوک» او را با افراد مرتبط با گروه‌های تروریستی نشان داده است. این در حالی است که آرتان به ‌طور رسمی هرگونه ارتباط با چنین گروه‌هایی را رد کرده و حتی در بازگشت به موگادیشو، از حمایت فدراسیون فوتبال کشورش و مقامات دولتی برخوردار شد.

در این نقطه، تحلیل‌ها به دو مسیر کاملاً متفاوت تقسیم می‌شوند: گروهی از کارشناسان امنیتی غربی معتقدند که تصمیم آمریکا در چارچوب سیاست‌های سخت‌ گیرانه مهاجرتی و پس از تهدیدهای امنیتی احتمالی اتخاذ شده و نمی‌توان آن را صرفاً سیاسی دانست. به باور این گروه، در رویدادهایی مانند جام جهانی که حساسیت امنیتی بالایی دارد، «پیشگیری» بر «اعتماد» اولویت دارد.

در مقابل، کارشناسان حوزه حقوق بشر و ورزش بین‌الملل این تصمیم را نمونه ‌ای از «سیاسی‌سازی ورود افراد ورزشی» می‌دانند. آن‌ها می‌گویند وقتی یک داور رسمی فیفا، با مدارک معتبر، بدون محاکمه شفاف و صرفاً براساس چند ادعا و داده‌های محرمانه رد می‌شود، اصل بی ‌طرفی در ورزش جهانی زیر سؤال می‌رود.

حتی سپ بلاتر، رئیس سابق فیفا، این رخداد را «دیوانه‌ وار» توصیف کرده و گفته است: «اگر کشوری ورود یک داور را رد کند، نباید میزبان جام جهانی باشد.» این موضع، بیش از هر چیز نشان می‌دهد که حتی در درون ساختار فوتبال نیز اجماع کاملی درباره نحوه برخورد با چنین بحران‌هایی وجود ندارد.

فوتبال جهانی زیر سایه سیاست آمریکا

انتقادها از وضعیت موجود تنها به مدیران فعلی محدود نمانده است. سپ بلاتر، رئیس سابق فیفا، در اظهاراتی تند، نه تنها از تصمیم آمریکا انتقاد کرده، بلکه به‌ طور مستقیم مدیریت فعلی فیفا را هدف قرار داده است. او معتقد است که فیفا در برابر دولت میزبان «بیش از حد نرم» رفتار می‌کند و اصول اولیه میزبانی را نادیده گرفته است.

بلاتر گفته است: «امنیت و تضمین ویزا برای تمام مسئولان فیفا غیرقابل مذاکره است.» این جمله در واقع به یکی از بنیادی‌ ترین اصول برگزاری جام جهانی اشاره دارد؛ اینکه کشور میزبان باید امکان حضور همه عوامل رسمی را تضمین کند.

در مقابل، فیفا در بیانیه‌ ای کوتاه اعلام کرده که «در فرآیندهای مهاجرتی کشورها دخالتی ندارد»، موضعی که از نظر بسیاری از تحلیلگران، نشان‌ دهنده محدودیت عملی این نهاد در برابر دولت‌ های قدرتمند است.

درسطح کارشناسی، سه دیدگاه اصلی درباره این بحران شکل گرفته است: گروه اول معتقدند این ماجرا نشانه «سیاسی شدن کامل فوتبال جهانی» است؛ جایی که تصمیم‌های ورزشی در نهایت تابع امنیت ملی کشورها می‌شود.

گروه دوم بر این باورند که این مسئله بیشتر یک «درگیری اداری-حقوقی» است تا سیاسی، و نباید آن را به سطح تقابل قدرت‌ها تقلیل داد.

گروه سوم اما نگاه ساختاری‌ تری دارند و می‌گویند مشکل اصلی، مدل میزبانی جام جهانی است؛ مدلی که به کشورها قدرت مطلق در کنترل ورود و خروج افراد می‌دهد، در حالی که فیفا ابزار اجرایی برای تضمین حقوق خود ندارد.

در این میان، اظهارات اینفانتینو مبنی بر «ما ارباب دنیا نیستیم» برای برخی نشانه واقع‌ گرایی و برای برخی دیگر نشانه عقب‌ نشینی استراتژیک تلقی شده است.

 «عمر آرتان» داور سومالیایی عمر آرتان، داور سومالیایی

شکاف میان فوتبال جهانی و واقعیت قدرت

پرونده عمر آرتان، تنها یک رخداد فردی نیست؛ بلکه نمادی از تنش دائمی میان سه سطح قدرت در فوتبال مدرن است: فیفا، دولت‌های میزبان و سیاست جهانی.

در ظاهر، فوتبال باید فضایی مستقل، بی‌طرف و جهانی باشد؛ اما در عمل، تصمیم‌های کلان آن به ‌شدت تحت تأثیر سیاست‌های امنیتی، مهاجرتی و دیپلماتیک کشورها قرار دارد. واکنش اینفانتینو، هرچند تلاش برای حفظ تعادل است، اما از نگاه بسیاری از منتقدان، بیش از آنکه حل مسئله باشد، مدیریت بحران رسانه‌ ای است.

از سوی دیگر، اظهارات تند بلاتر نشان می‌دهد که حتی در سطح مدیریتی فوتبال نیز درباره میزان استقلال فیفا اجماع وجود ندارد. برخی آن را نهاد قدرتمند جهانی می‌دانند و برخی دیگر، سازمانی وابسته به میزبان‌های قدرتمند.

در نهایت، آنچه از این ماجرا باقی می‌ماند، یک پرسش بنیادین است: آیا فوتبال جهانی واقعاً جهانی است، یا تنها در چارچوب سیاست‌های دولت‌های میزبان معنا پیدا می‌کند؟

پرونده عمر آرتان، پاسخ روشنی به این پرسش نمی‌دهد، اما یک واقعیت را پررنگ‌ تر از همیشه نشان می‌دهد: فوتبال، هرچقدر هم جهانی باشد، هنوز از سیاست ‌های مرزی جهان آزاد نشده است.