شناسهٔ خبر: 78507288 - سرویس بین‌الملل
نسخه قابل چاپ منبع: قدس آنلاین | لینک خبر

نتایج یک نظرسنجی نشان می‌دهد فقط ۱۱ درصد اروپایی‌ها به آمریکا اعتماد دارند؛ چرا اروپا از آمریکا مستقل نمی‌شود؟

بر اساس نظرسنجی جدید مشترک که توسط رویترز و شورای روابط خارجی اروپا (ECFR) برگزار شده اعتماد اروپایی‌ها به ایالات متحده به عنوان متحد به پایین‌ترین سطح تاریخی خود رسیده است.

صاحب‌خبر -

به‌گزارش قدس آنلاین، بر اساس نظرسنجی جدید مشترک که توسط رویترز و شورای روابط خارجی اروپا (ECFR) برگزار شده اعتماد اروپایی‌ها به ایالات متحده به عنوان متحد به پایین‌ترین سطح تاریخی خود رسیده است.

تنها ۱۱درصد از شهروندان ۱۵کشور اروپایی آمریکا را متحد می‌دانند. این رقم نسبت به ۶ماه پیش که ۱۶درصد بوده، ۵درصد کاهش یافته و نسبت به نوامبر ۲۰۲۴ که ۲۲درصد بوده، ۱۱درصد افت کرده است.

این نظرسنجی که در ماه می ۲۰۲۶ انجام شده و نتایج آن دقیقاً پیش از نشست‌های گروه هفت و سازمان پیمان آتلانتیک شمالی منتشر شده، نشان‌دهنده شکاف عمیق و بی‌اعتمادی فزاینده نسبت به واشنگتن به عنوان تضمین‌کننده امنیت اروپاست.

اکثریت پاسخ‌دهندگان در تمام کشورهای مورد بررسی تردید جدی دارند که ایالات متحده در صورت حمله به خاک اروپا به دفاع از آن‌ها بپردازد.

اروپایی‌ها نسبت به سال گذشته ۴درصد بیشتر از افزایش بودجه دفاعی ملی حمایت می‌کنند. تنها در ایتالیا اکثریت قاطع هنوز با این افزایش مخالف هستند. مقاومت به کاهش هزینه‌های عمومی برای تأمین بودجه دفاعی بیشتر همچنان در کشورهایی مانند ایتالیا با ۶۳درصد، اتریش با ۵۹درصد و آلمان با ۵۶درصد بالاست.

این تغییرات حاکی از آن است که قاره اروپا به دنبال تقویت استقلال امنیتی خود است.

حمایت رو به رشد از دفاع جمعی اروپا

به گزارش شورای روابط خارجی اروپا، ۴۷درصد از پاسخ‌دهندگان از ایده استقراض مشترک اتحادیه اروپا برای تأمین هزینه‌های دفاعی حمایت می‌کنند که بیشترین حمایت در پرتغال با ۵۹درصد، دانمارک با ۵۶درصد و هلند با ۵۵درصد ثبت شده است.

بیشتر پاسخ‌دهندگان خواستار کاهش وابستگی به تجهیزات نظامی آمریکایی و خرید تجهیزات دفاعی اروپایی هستند. دانمارک، هلند و سوئد در این زمینه پیشتازند، در حالی که تنها اکثریت لهستان طرفدار خرید بیشتر تسلیحات آمریکایی است و آلمان، ایتالیا و مجارستان نظرات تقسیم‌شده‌ای دارند.

تغییر نگاه به سیاست انرژی و حمایت از اوکراین

در بخش سیاست انرژی، ۴۴درصد از اروپایی‌ها با از سرگیری واردات نفت و گاز از روسیه حتی با وجود افزایش هزینه‌ها مخالف‌اند.بیشتر پاسخ‌دهندگان همچنان از اوکراین به عنوان متحد یا شریک استراتژیک حمایت می‌کنند، هرچند اجماع در مورد اعزام نیروهای حافظ صلح به اوکراین پس از جنگ یا گسترش عضویت اتحادیه اروپا به شرق ضعیف‌تر است.

اکثریت قریب به اتفاق پاسخ‌دهندگان به جز بلغارستان معتقدند روابط اروپا و آمریکا پس از خروج دونالد ترامپ از ریاست‌جمهوری بهبود خواهد یافت.

کشورهای مورد بررسی شامل اتریش، بلغارستان، دانمارک، استونی، فرانسه، آلمان، مجارستان، ایتالیا، هلند، لهستان، پرتغال، اسپانیا، سوئد، سوئیس و بریتانیا بوده‌اند. این نظرسنجی با روش‌های انجام شده و نظرات افراد بالای ۱۸سال را پوشش داده است.

به گزارش رویترز، این نتایج در حالی منتشر می‌شود که تنش‌های فراآتلانتیکی در دوره ریاست‌جمهوری ترامپ تشدید شده و اروپا را وادار به بازنگری جدی در استراتژی امنیتی خود کرده است.

کاهش قابل توجه اعتماد به آمریکا می‌تواند شتاب‌بخش تلاش‌های اتحادیه اروپا برای تقویت استقلال استراتژیک و توسعه صنایع دفاعی بومی باشد.

این نظرسنجی بار دیگر زنگ خطر را برای سیاست‌گذاران اروپایی به صدا درمی‌آورد که دوران وابستگی کامل به چتر امنیتی آمریکا رو به پایان است و قاره سبز باید برای دنیای چندقطبی جدید آماده شود.

با وجود این همچنان که به‌وضوح دیده می‌شود مقامات اروپایی، نه تنها اقدام جدی برای مستقل شدن از آمریکا انجام نمی‌دهند، بلکه با همه قهر و آشتی‌های ترامپ حاضرند او را تحمل کنند و به امید رأی آوردن دموکرات‌ها باشند.

سران اروپا در ظاهر با شعار استقلال استراتژیک و خودمختاری اروپایی خیلی راحت‌اند، اما وقتی به عمل می‌رسد، عمدتاً به اعلام موضع، افزایش تدریجی بودجه دفاعی و پروژه‌های کوچک‌مقیاس بسنده می‌کنند. دلایل این احتیاط؛ عمیق و ساختاری است و ریشه در محاسبات واقع‌بینانه دارد.

هزینه‌های وحشتناک استقلال کامل

استقلال کامل نظامی به معنای ساختن جایگزین برای چتر هسته‌ای ایالات متحده، سیستم فرماندهی یکپارچه سازمان پیمان آتلانتیک شمالی، اطلاعات ماهواره‌ای و هوایی پیشرفته و قابلیت‌های لجستیکی عظیم است. طبق برآوردهای کارشناسی، اروپا برای رسیدن به سطح واقعی استقلال ممکن است نیاز به صرف ۵درصد یا بیشتر از تولید ناخالص داخلی برای دفاع داشته باشد. این یعنی جابه‌جایی بودجه‌های عظیم از رفاه اجتماعی، بهداشت و آموزش به سمت تسلیحات.

در فضای اقتصادی هم وابستگی عمیق وجود دارد: دلار همچنان ارز غالب تجارت جهانی و ذخایر بانک‌های مرکزی است، زنجیره تأمین فناوری با ایالات متحده گره خورده و بازارهای سرمایه و شرکت‌های بزرگ اروپایی از سرمایه‌گذاری و دسترسی به بازار آمریکا سود می‌برند. جدایی کامل می‌تواند شوک اقتصادی بزرگی ایجاد کند.

عدم اعتماد اروپایی‌ها به یکدیگر

اما شاید مهم‌ترین دلیل برای حفظ وابستگی به آمریکا از سوی مقامات اروپایی همان باشد که شورای روابط خارجی اروپا در گزارشی جداگانه گفته است؛ اروپا هنوز یک نهاد واحد نیست. اختلافات داخلی آمریکا نه‌تنها مانع وحدت بلکه مانع اعتماد اروپایی‌ها به یکدیگر هم می‌شود. لهستان و کشورهای بالتیک همچنان ایالات متحده را ضامن اصلی در برابر روسیه می‌دانند.

فرانسه استقلال را بیشتر به معنای رهبری خود اروپا تفسیر می‌کند. آلمان درگیر محدودیت‌های بودجه‌ای و نگرانی از صنعت خود است. این تنوع منافع موجب می‌شود هر حرکت جدی به سمت استقلال، با مقاومت داخلی و اختلافات ملی روبه‌رو شود. اعلام موضع آسان بوده، اما هماهنگی ۲۷کشور برای ارتش اروپایی واقعی، بسیار سخت است.

محاسبه ریسک ژئوپلیتیک: بهتر از هیچ

رهبران اروپا می‌دانند حتی با کاهش اعتماد عمومی، جایگزین بهتری وجود ندارد. روسیه تهدید مستقیم است و هیچ قدرت دیگری نمی‌تواند امنیت فوری اروپا را تأمین کند.

جدایی کامل ممکن است ایالات متحده را به خروج سریع‌تر ترغیب کرده و خلأ امنیتی ایجاد کند که پر کردنش سال‌ها طول بکشد. بسیاری از تحلیلگران این وضعیت را ازدواج ناخوشایند اما راحت توصیف می‌کنند.

محافظه‌کاری نخبگان و اینرسی تاریخی

نخبگان سیاسی، بروکراتیک و فکری اروپا دهه‌ها در چارچوب فراآتلانتیکی تربیت شده‌اند. تغییر پارادایم کامل نیاز به ریسک‌پذیری بالا و پذیرش هزینه‌های کوتاه‌مدت دارد که در دموکراسی‌های حساس به انتخابات، بسیار پرریسک است.
آن‌ها ترجیح می‌دهند کاهش ریسک وابستگی کنند نه جدایی کامل. یعنی گام‌های تدریجی مانند خرید بیشتر تجهیزات اروپایی و تقویت پروژه‌های دفاعی مشترک، اما نه قطع کامل.

این احتیاط تا حدی عقلانی است، چون استقلال کامل بدون آمادگی واقعی می‌تواند اروپا را ضعیف‌تر کند. هرچند در بلندمدت، تکیه بر اعلام موضع کافی نیست. جهان در حال حرکت به سمت چندقطبی بودن است و اروپا اگر واقعاً بخواهد وزنه‌ای جدی باشد، باید هزینه‌های واقعی اقتصادی، سیاسی و فرهنگی را بپذیرد. در غیر این صورت، شکاف میان نظر عمومی و عمل نخبگان فقط بی‌اعتمادی داخلی را بیشتر می‌کند.

خبرنگار: نیک‌پندار